2 547
Подписчики
Нет данных24 часа
-167 дней
-10530 дней
Архив постов
2 547
تو ماشین دوستم نشسته بودم، پیاده شد رفت اومد، اینو داد دستم، گفت نگه دار برای دوس دخترمه.
گفتم قند نداری؟
خندید :))))
@mobina_farahanii
2 547
- اوایل دلم میخواست حرف بزنم. ایما و اشاره را بلد بودم اما انگار دلم میخواست کنارت سر و صدا کنم. بلند بلند شعر بخوانم، صدایت کنم، دوستت دارم را فریاد بزنم اما حالا که گمان برده ام کنار هم مسالمت آمیز زندگی میکنیم تا بگذرد از عمرمان، دلم می خواهد بخوابم؛ بخوابم و بخوابم و خواب های خوبی برای هردویمان ببینم.
#مبینافراهانی
@mobina_farahanii
2 547
دلم میخواست کسی رو داشتم که الآن با سر پایین بهش میگفتم «نتونستم.»، و به جای «نه بابا. حتما میتونی.» میگفت «فدای سرت که نتونستی. همینه زندگی بیا بغلم.»
@mobina_farahanii
2 547
غسان کنفانی میگه:
«به کسی که برایت نمینویسد، مزاحمِ روزهایت نمیشود، دربارهات نمیخواند، مهم ترین تاریخ های تو را حفظ نمیکند و زندگی ات را پُر از کارهای شگفت انگیز نمیکند، وابسته نشو...»
@mobina_farahanii
