ru
Feedback
Book_tips

Book_tips

Открыть в Telegram

ارتباط با ادمین: @Zarnegar503 ❤️ تاریخ تاسیس کانال❤️ 26, March, 2016

Больше

📈 Аналитический обзор Telegram-канала Book_tips

Канал Book_tips (@book_tips) языкового сегмента Фарси является активным участником. Сейчас сообщество объединяет 21 390 подписчиков, занимая 1 581 место в категории Книги и 15 674 место в регионе Иран.

📊 Показатели аудитории и динамика

С момента создания невідомо проект демонстрирует стремительный рост, собрав аудиторию из 21 390 подписчиков.

Согласно последним данным от 29 июня, 2026, канал показывает стабильную активность. За последние 30 дней изменение числа участников составило 63, а за последние 24 часа — 3, при этом общий охват остаётся высоким.

  • Статус верификации: Не верифицирован
  • Уровень вовлечённости (ER): Средний показатель вовлечённости аудитории составляет 4.31%. В первые 24 часа после публикации контент обычно набирает 2.22% реакций от общего числа подписчиков.
  • Охват публикаций: В среднем каждый пост получает 921 просмотров. В течение первых суток публикация набирает 475 просмотров.
  • Реакции и взаимодействия: Аудитория активно поддерживает контент: среднее количество реакций на один пост — 13.
  • Тематические интересы: Контент сосредоточен на ключевых темах, таких как کتابخانه, کتاب, کانال, روانشناسی, شعر.

📝 Описание и контентная политика

Автор описывает ресурс как площадку для выражения субъективного мнения:
ارتباط با ادمین: @Zarnegar503 ❤️ تاریخ تاسیس کانال❤️ 26, March, 2016

Благодаря высокой частоте обновлений (последние данные получены 30 июня, 2026) канал поддерживает актуальность и высокий уровень охвата публикаций. Аналитика показывает, что аудитория активно взаимодействует с контентом, что делает его важной точкой влияния в категории Книги.

21 390
Подписчики
+324 часа
-287 дней
+6330 день
Архив постов
Book_tips
21 390
🍃🌺🍃 #داستان_کوتاه #ورطه (۱۸) موکل شمرده و متین شروع به سخن گفتن کرد. سال‌ها متکلم بودن در کلاس درس او را در بیان ورزیده ساخته بود: "آقای رئیس! من حقوق نمی‌دانم و برای همین هم وکیل گرفته‌ام ولی من یک پاسخ به خانم وکیل بدهم و دیگر حرفی ندارم و می‌نشینیم. ما با اقامه‌ دعوی به پدرم بی‌احترامی نکرده‌ایم. چون او فقط شوهر یکی  نبوده، پدر چند نفر دیگر هم بوده است. وقتی برای او مشخص شد که از آن بیماری مهلک خلاصی ندارد و دیر یا زود دنیا را ترک می‌کند، آيا فقط باید به وظیفه شوهری خود عمل می‌کرد؟ آیا او فقط پدر یک فرزند بود و بچه‌های دیگری نداشت؟ چرا آن‌ها را به حساب نیاورد؟ من نمی‌دانم در هفته‌های آخر عمر، پدرم به چه می‌اندیشیده و یا تحت‌تاثیر چه مسائلی این تصمیم را گرفته ولی او با این عمل به ما فرزندانش بی‌احترامی کرد، نه ما به او. بی‌احترامی فقط لفظ زشت به کار بردن نیست، عمل تحقیرآمیز گاهی بدتر از توهین کلامی است. او در نزد فاميل و دوستان ما را خوار و خفیف ساخت، با ما به مانند زباله‌های بی‌ارزش رفتار کرد، ما را عملا از ارث که حق طبیعی ماست محروم کرد و آن وقت اینجا صحبت از بی‌احترامی به او می‌شود ...". بغض کرد و نتوانست ادامه دهد و نشست. خانم وکیل خواست که چیزی بگوید ولی قاضی مانع شد. میترا سکوت کرده بود و نشان می‌داد که کاملا بر احساسات خود مسلط است. قاضی لحنی جدی به خود گرفت و گفت: "من موظف هستم به دعوایی که اقامه شده رسیدگی کنم و وارد حاشیه‌های پرونده نخواهم شد ولی قبول دارم که عواطف افراد ارزشی بیش از پول و مادیات دارد. پرونده را به کارشناسی ارجاع می‌کنم". من همین را می‌خواستم و از این تصمیم استقبال کردم. جلسه خاتمه یافت ولی این خاتمه کار نبود. نفر آخری بودم که از اتاق شعبه خارج شدم. باز موکلم با وکیل میترا در حال جدال کلامی بودند. تا تند نشده بودند ایرادی نداشت ولی شعله آن نزاع بالاتر رفت. موکل برافروخته بود و وکیل، حرفه‌ای عمل نمی‌کرد. جوان بود و با حرارت. شاید در کلاس درس بسیاری چیزها آموخته بود ولی خیلی چیزها را هنوز در کلاس زندگی نیاموخته بود. میترا را زیر نظر داشتم. گوشه‌ای ایستاده بود و فقط نگاه می‌کرد؛ خونسرد و آرام. وقتی موکل گفت که: "شما وکلا فقط پول را می‌شناسید و بس"، مجبور به دخالت شدم. گفتم: "خانم چرا به من اهانت می‌کنید؟" حواسش را به خودم جلب کردم. با تعجب نگاهم کرد. با لبخند ادامه دادم: "مثل این که فراموش کرده‌اید من هم وکیل هستم". متوجه شد و گفت: "آخر ببینید چه می‌گوید. کاسه داغ‌تر از آش که می‌گویند این خانم است". وکیل جوان خواست پاسخ دهد که دویدم توی حرفش و گفتم: "وکیل آش نیست، آشپز است و باید آشش داغ باشد". شاید حرف‌هایم بیشتر از آن که طنز باشد، هزل بود ولی برای جلوگیری از درگیری آن دو مجبور بودم که رو به پرت‌وپلا گویی آورم". حرف‌هایم حواس موکل را از وکیل جوان منحرف کرد و  غائله تمام شد. تا این جای کار بد نبود، گرچه وضعیت مالی پدر موکل برای من و حتی دخترش نامعلوم بود. تنها کسی که از زندگی بازرگان مرده اطلاع داشت، میترا بود که او هم در صف مقابل ما ایستاده بود و تماس با او نه ممکن بود و نه کاری درست. هزینه کارشناسی را پرداخت کردم و یک ماه بعد در دفتر کارشناس روبروی مردی سالخورده و موقر نشسته بودم. از این که کارشناس مو سفید کرده و مجرب بود خشنود بودم ولی وسواس عجیبی در بررسی تمام جزئیات در او وجود داشت. فهمیدم که به غایت با دقت است و نیز سلامت؛ ولی به طرز آزاردهنده‌ای دقیق و کند. دائم تکرار می‌کرد که می‌خواهد مو را از ماست بیرون بکشد و اینجا بود که نگاه من به سر طاس او که عاری از هرگونه مویی بود خیره می‌شد. هوا گرم شده بود و من در پایان بهار پنجره دفتر را باز کرده بودم ، به آن امید که آخرین نسیم‌های خنک و معطر بهار را استشمام کنم ولی سینه‌ام فقط میهمان هوای دود گرفته و سربی می‌شد. پنجره را بستم که تلفن گوشی‌ام زنگ زد؛ ناشناخته. جواب دادم. صدایی زنانه از آن طرف مرا خطاب قرار می‌داد: "می‌خواستم شما را ببینم" و من با قدری کنجکاوی پرسیدم: "عذر می‌خوام سرکار؟" و زن به آرامی جواب داد: "میترا  هستم همسر مرحوم محمود ".... (ادامه دارد) #دکتر_علی_رادان #حقوقدان_و_استاد_دانشگاه_اصفهان #نشر_سایه_سخن @book_tips 🐞

Book_tips
21 390
شب های بلند زمستان هر وقت مادر سفره شام را زودتر پهن می‌کرد و کت آقاجون را از کمد بیرون می‌کشید می‌فهمیدیم قرار است جایی برویم همان سرِ شب با کلی ذوق و شوق، آماده میشدیم برای رفتن به یک شب نشینی آقاجون می‌گفت: صله ارحام دلِ آدم را شاد نگه می‌دارد هیچکس هم نمی‌گفت نمی‌آیم! ازین ادا اصول ها که من نمی‌آیم شما خودتان بروید و امتحان و آزمون و کنکور دارم و جوان است دوست دارد توی خودش باشد هم نداشتیم همه با هم می‌رفتیم تلفن هم نبود که قبلش هماهنگ کنیم و میزبان و بچه‌هایش را هم کلی ذوق زده می‌کردیم به سر کوچه شان که می‌رسیدیم جلوتر از مادر و آقاجون بدو بدو خودمان را به درشان می‌رساندیم تا از بودنشان اطمینان پیدا کنیم با یک چشم از لای در حیاط که اغلب خوب بسته نمی‌شد یا از سوراخ کلید به درون خانه‌شان سرک می‌کشیدیم روشن بودن یک چراغ، به منزله این بود که خانه نیستند و خودشان جایی رفته‌اند حسابی توی ذوقمان می‌خورد و قلب و دلمان حسابی می‌گرفت اما اگر همه چراغها روشن بود بگو بخند تا آخر شبمان جور بود اما این روزها چه!؟؟؟ آخر شب که بغض می‌کنی ، دردها که تلنبار می‌شود، میروی سراغ لیست مخاطبانت... یکی حالت روح! یکی لست سین ریسنتلی! یکی لانگ تایم اِگو! یکی دلیت اکانت! آدم نمی‌داند کِی هستند، کِی نیستند!؟ اصلا آدم نمی فهمد چراغِ کدام خاموش است و کدام روشن!؟ تا بی مقدمه برایش تایپ کند: " تشنه ی یک صحبت طولانی‌ام ".......... و سریع ریپلای شود: " بگو من کِی کجا باشم؟ "..... داریم از تنهایی و بی همزبانی "دق" می کنیم، بعد اسمش را گذاشته اند " عصر ارتباطات ".......! @book_tips 🐞

Book_tips
21 390
📕📗📘 🍃📚شصت‌وپنجمین کتاب  📚🍃 🔴درود بر همراهان عزیز  مطالعه گروهی ✅  ضمن تشکر از مشارکت  شما عزیزان در نظر سنجی، کتاب #هرگز_سازش_نکنید از #کریس_واس جهت مطالعه این دوره انتخاب شد. کتاب منتخب بهمن ماه : #هرگز_سازش_نکنید نویسنده: #کریس_واس مترجم: #شهلا_ثریاصفت 🎥 #فیلم_هفته ۱- #مهتاب / بری جنکینز ۲- #دست_نیافتنی_ها / اولیویه ناکاش و اریک تولدانو ۳- #کودا / شان هیدر ۴- #جنگ_جهانی_سوم / هومن سیدی تاریخ شروع : 《۱۴۰۲/۱۱/۰۵》 تاریخ پایان : 《۱۴۰۲/۱۱/۳۰》 📕📗📘📙📕📗📘📙

Book_tips
21 390
از بخش‌های آغازین و پایانی روز خود بسیار مراقبت کنید، و بقیه روزتان تقریبا نیازی به مراقبت نخواهد داشت. مالک صبح خود شوید و ز
از بخش‌های آغازین و پایانی روز خود بسیار مراقبت کنید، و بقیه روزتان تقریبا نیازی به مراقبت نخواهد داشت. مالک صبح خود شوید و زندگی خود را ارتقاء بخشید. #باشگاه_پنج_صبحی_ها #رابین_شارما @book_tips 🐞

Book_tips
21 390
🍃🌺🍃 سوره المدثر آیه 7 : وَلِرَبِّكَ فَاصْبِرْ ترجمه : و بخاطر پروردگارت شکیبایی کن! And be patient for your Lord. پ.ن : پیامبر در زندگی خود با بسیاری از چالش‌ها روبرو شد، از جمله آزار و اذیت از سوی قوم خود، مکیان. او همچنین مورد تمسخر و استهزا قرار گرفت. با این حال، او همچنان در ایمان خود شکیبا و استوار بود و به تبلیغ پیام اسلام ادامه داد. صبر پیامبر الهام‌بخش همه مسلمانان است. این نشان می‌دهد که اگر به خاطر خدا صبر پیشه کنیم، حتی بزرگترین چالش‌ها را نیز می‌توان برطرف کرد #کلام_پروردگار @book_tips 🐞🤲

Book_tips
21 390
sticker.webp0.62 KB

Book_tips
21 390
[🟧] ≣ کجا بریم‌ سفر ؟👀 گردشگری‌مجازی‏ 🟠 https://t.me/+UJRMUcj72kI8i5fq  ⩥⩥ آداب‌معاشرت•اعتماد‌به‌نفس•Body langueg ‏⨳ @BUSINESSTRICK آموزش سواد مالی و اقتصادی به زبان ساده ‏⨳ @ECONVIEWS روح پس از - مرگ - چه میشود!! ‏⨳ @PasAz_Marg شکرگزار خدا باش ‏⨳ @khodaya_asheghtam دکتر جو دیسپنزا * کمال ذهن * ‏⨳ @joe_diispenza سابلیمینال | فرکانس ‏⨳ @mossbatt_andishan متافیزیک عرفان《رهایی ازگذشته》 ‏⨳ @Roohe_bartar طرزِ + فڪرتو + عوض ڪن! ‏⨳ @MossbatAndishann شبی ده دقیقه کتاب بخوانیم ‏⨳ @book_tips معرفی ربات‌های تلگرام ‏⨳ @ROBOT_TELE من یک زنم《درڪم ڪن》 ‏⨳ @zanan_khoshbakhti آشنایی با مکان‌های زیبای جهان ‏⨳ @gashtogozardarjahan شعر و •  شراب و • اندیشه ‏⨳ @shabhaye_niloofari قدرت درون توست ☆لوییز هی☆ ‏⨳ @Louise_Haychanel بیداری معنوی ♡ فرکانس درمانی ‏⨳ @payamibarayesolh غزل" غزل " غزل " غزل "غزل" ‏⨳ @ghaz2020 جملات تکان دهنده هشـت ریشتـری✓ ‏⨳ @matn_nab20 با《خدا》باش پادشاهی کن! ‏⨳ @kh0daShEnaSi معماری درون ‏⨳ @gognus_kimiagar پادکست زندگی ‏⨳ @lifepoodcast اسرار متافیزیک/چاکرا درمانی ‏⨳ @meta_ajna زندگی با "عشق " چه زیباست •• ‏⨳ @Zenndegiiii اناالحق ‏⨳ @Analhaghhoo ارتباط با ♡ خالق هستی ♡ ‏⨳ @RohShokrgozari مولانا مولانا مولانا مولانا ‏⨳ @MouLanayjan دنیای درون / شناخت روح برتر ‏⨳ @dunyaye_daroon سکوت ذهن ‏⨳ @royal_silencemind سرزمین آریایی ‏⨳ @royayemehr سرزمین •• موسیقی •• ‏⨳ @musiicLand_ir کنترل ذهن و ضمیرناخودآگاه ‏⨳ @asrarkontoLzehn بشنو از  نی ‏⨳ @vasledoost شناخت سایه های " درون " ‏⨳ @ramzkodbavre آموزش مدیتیشن وپاکسازی چاکرا ‏⨳ @meditatio1 تنهایی و " آرامش " ‏⨳ @Tannhaaiii دلبــری هـای حضرت مــولانا ‏⨳ @molavi_molavi چگونه کاریزماتیک♡جذااب باشیم؟؟ ‏⨳ @zehnearam متن های طلایی و { ناب انگلیسی } ‏⨳ @overbio اعتماد به‌نفس وعزت نفستو بازسازی کن ‏⨳ @Etemadbenafse_fogholade جملاتی‌که افکار شما را《تغییر می‌دهد》 ‏⨳ @ghalbeziba معجزه ی زندگی با یوگا ‏⨳ @shaidaizadi کتابهای ☆ نایاب ☆  ‏⨳ @Doneaekatad2 عاشقان ِ《کتاب》 ‏⨳ @B00kLifeMe انگلیسی را اصولی و آسون بیاموز ‏⨳ @novinenglish_new عربی بیاموزیم ‏⨳ @ArabicWithVideoes اسرار ••• موفقیت  ••• ‏⨳ @movafaghiat_jahanii ••• انگلیسی رو قورت بده ••• ‏⨳ @Araz_English گلچین اشعار 《سعدی》 ‏⨳ @Sadii_jaan انگلیسی با راضیه کُرد + ویس ‏⨳ @speakingg متافیزیک. انرژی‌درمانی. پاکسازی رایگان ‏⨳ @reikismylife فن بیان ،زبان فرا کلامی و  کاریزماتیک ‏⨳ @goyande_radio متن ممنوعه و بدون سانسور ؛ احتیاط کنید... ‏⨳ @OnlySookoot کریایوگا / شهود / شفا ‏⨳ @beinglightofyourlife انگیزشی  انگیزشی  انگیزشی ‏⨳ @OMidBeZendgiii اشعار بزرگان و سخنان حکیمانه بزرگان ‏⨳ @asharsokhanan گنج سخن ‏⨳ @goftarniek عطر و معنا ‏⨳ @motaeeal پاکسازی بدن از انرژی‌های منفی ،ترس و بیماری ‏⨳ @Asrar_Daroun جارى شو در موسيقى، رقص، انديشه ‏⨳ @flowwithmusic هزار پند مولانا با معانی اشعار ‏⨳ @Ashaarkotaa موزیک بدنسازی زومبا اروبیک ‏⨳ @sport_music_world حـضرت عـشــق مـولانـای جانان ‏⨳ @shere_molavi چشم سوّم چیست؟ چگونه آن را فعال کنیم؟ ‏⨳ @Cheshm3kaenat جذب ثروت با " قدرت ذهنی " ‏⨳ @JadouyeFekrM ‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎─═༅  ‎‌‌‌‌‌‎═༅   🌱   ༅═  ༅═─ @tab_golbarg

Book_tips
21 390
همچون باران باشیم رنج جدا شدن از آسمان را در سبز کردن زندگی جبران کنیم @book_tips 🐞

Book_tips
21 390
هنردوستان اینجا هرچی بخواین هست : کتاب 📖 فیلم 🎬 شعر 📜 موسیقی🎼 دلنوشته❤️‍🩹 و….. 🧚‍♀@mybookstan🧚‍♀ 🧚‍♀@mybookstan🧚‍♀
هنردوستان اینجا هرچی بخواین هست : کتاب 📖 فیلم 🎬 شعر 📜 موسیقی🎼 دلنوشته❤️‍🩹 و….. 🧚‍♀@mybookstan🧚‍♀ 🧚‍♀@mybookstan🧚‍♀

Book_tips
21 390
🍃🌺🍃 #داستان_کوتاه #ورطه(۱۷) دعوی ورشکستگی علیه فرد مُرده را هیچ‌گاه نیازموده بودم. معمولا این دعوی علیه بازرگانانی که بخت از آنان برگشته و گرفتار دعاوی بستانکاران شده‌اند، طرح می‌شود و گاه شرکت‌های بازرگانی ریز و درشتی که در رقابت و تجارت کم آورده به طوری که از پرداخت حقوق مستخدمین خود هم بازمانده‌اند. دیگر کاری نداشتم و به انتظار روز دادگاه رسیدگی به دعوی ورشکستگی ماندم. فصل سرما طی شد و در آغاز سالی جدید باید راهی دادگاه می‌شدم. هوا خوب بود و بهتر از آن، حال خوب بود که از آن بی‌بهره نبودم. موکل آمده بود و در آن طرف هم صف‌آرایی کامل بود. همراه وکیل مقابل، زنی بلندقامت با عینک تیره‌ای که مقدار زیادی از صورتش را پوشانده بود قرار داشت. موکل گفت: "میتراست. آمده تا زود قال قضیه را بکنَد و فلنگ را ببندد". از چه صحبت می‌کرد؟ مرا که گیج و بی‌خبر دید گفت: "خانم می‌خواهد مال پدری مرا پول کند و بردارد و برود خارج. بیست سال پیش اگر پدرم به دادش نرسیده بود معلوم نبود که حالا چه حال و روزی داشت و به چه فلاکتی افتاده بود...". آثار نفرت در کلام موکل موج می‌زد. نمی‌خواستم که شاهد یک دعوای زنانه در صحن دادگاه باشم. این جر و بحث‌های بی‌فایده به نفع ما نبود. من آرامش می‌خواستم تا بتوانم حرفم را در دادگاه دقیق و منظم  مطرح کنم. با قدری تردید گفتم: "خواهش می‌کنم که به اعصابتان مسلط باشيد و به هیچ وجه با زن پدرتان وارد جدل نشوید". موکل چیزی نگفت و فقط مرا نگاه کرد: "متوجه شدید که چه گفتم. اگر قادر به کنترل خود نیستید وارد شعبه نشوید". سرش را به علامت موافقت پایین آورد. گردش چشم‌های میترا پشت آن عینک سیاه قابل تشخیص نبود. آيا داشت به ما نگاه می‌کرد؟ منشی ما را فراخواند و وارد شدیم. میان موکل و میترا هیچ کلامی رد و بدل نشد، گویی دو غریبه هستند که هرگز یکدیگر را نديده‌اند. میترا در دادگاه عینک را از چشمانش برداشت. زنی ميانسال بود که خالق نقاش، نقشی زیبا بر صورتش ترسیم کرده بود. این بار نوبت من بود که شروع کنم. توضیح دادم که پدر موکل تجارت می‌کرده و در اثر اسبابی که در لایحه مفصلا بیان نموده‌ام متوقف شده و تقاضای ورشکستگی وی را دارم. وکیل میترا در پاسخ وارد حاشیه شد. گفت که دعوی برای این اقامه شده که صلح‌نامه باطل و حق موکلش پایمال شود و اضافه کرد که متوفی ساخت‌وساز ساختمان می‌کرده که عملیاتی غیرتجاری است. عمدا شغل کارخانه‌داری متوفی را حذف کرد. بلند شدم تا در این باره چیزی بگویم که قاضی با فراست دریافت و سوال کرد: "آیا مرحوم شغل دیگری هم داشته؟" وکیل با اکراه و تعلل گفت: "کارخانه‌ای هم داشته‌ که بعدا تعطیل شده ولی بیشتر ساخت‌وساز ساختمانی می‌کرده". قاضی راجع به چگونگی توقف از من سوال کرد. توضیح دادم که تسهیلات زیادی را که متوفی از بانک‌ها دریافت کرده بود به جای تولید در کارهایی که به او و تجارت ربطی نداشت هزینه کرده و بعد ناتوان از بازپرداخت آن‌ها با دریافت پول از نزول‌خواران وضعیت خود را بدتر از پیش می‌نماید. قاضی مطابق شوخ‌طبعی ذاتی خود پرسید: "چرا به سر وقت مرده رفته‌اید و نمی‌گذارید آن طرف این بنده‌خدا راحت بخوابد؟" به شوخی پاسخ دادم که باید از مُرده بپرسد که چرا نگذاشته زندگان درست زندگی کنند. ادامه دادم که آن مرحوم خواب بعضی از ورثه خود را آشفته نموده و اشاره به صلح‌نامه کردم. وکیل مقابل مجال نداد و گفت: "توجه کردید آقای رئیس! چون نمی‌توانند اراده متوفی راجع به صلح اموال را زیر سوال ببرند این دعوی واهی مطرح شده است. متاسفانه احترامی به خواست مورث خود هم نمی‌کنند". رئیس دادگاه گفت: "پس دعوی همیشگی بر سر لحاف ملا است" و خندید. موکل بی‌آنکه با من هماهنگی نماید بلند شد. اجازه سخن گفتن خواست و من نگران از آن چه خواهد گفت سعی کردم او را متقاعد کنم که چیزی نگوید؛ قبول نکرد، به خصوص وقتی اجازه سخن گفتن از سوی قاضی به او داده شد. (ادامه دارد) #دکتر_علی_رادان #حقوقدان_و_استاد_دانشگاه_اصفهان #نشر_سایه_سخن @book_tips 🐞

Book_tips
21 390
🍃🌺🍃 هر چه عزت نفس ما بیشتر باشد ارتباطات ما آشکارتر، صادقانه‌تر و مناسب‌تر می‌شود زیرا به این نتیجه می‌رسیم که افکاری اندیشمند داریم و به همین دلیل از آشکار شدن‌ها هراسی به دل راه نمی‌دهیم. هر چه عزت نفس ما کمتر باشد، ارتباط‌مان تیره‌تر و ناآشکارتر می‌شود. زیرا به اندیشه و احساس خود مطمئن نیستیم و از واکنش مستمع خود می‌ترسیم. #روانشناسی_عزت_نفس #ناتانیل_براندن @book_tips 🐞

Book_tips
21 390
🍃🌺🍃 سوره الاسراء آیه 26 : وَآتِ ذَا الْقُرْبَىٰ حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَلَا تُبَذِّرْ تَبْذِيرًا ترجمه : و حقّ نزدیکان را بپرداز، و (همچنین حق) مستمند و وامانده در راه را! و هرگز اسراف و تبذیر مکن ترجمه انگلیسی: And give the close relatives their due, and the poor and the wayfarer, and do not squander wastefully #کلام_پروردگار @book_tips 🐞🤲

Book_tips
21 390
sticker.webp0.82 KB

Book_tips
21 390
Repost from N/a
🍏راز اعداد(۱۱:۱۱)‌✦کد کیهانی شما چنده؟ ‌‏@kod_keyhani 🍏علوم غریبه و اسرار ماوراء الطبیعه ‌‏@WonderfuLlLlLl 🍏45000هزار کتاب pdf ‌‏@ketabZahra1369 🍏ا𝗣𝗗𝗙ا 500000 هزار جلد کتاب‌ کمیاب ‌‏@book_noor 🍏رمـان عـاشـ❥ــقانه چـی بخونـم• 𝗣•𝗗•𝗙 ‌‏@ROMANchii 🍏کانال کتاب های تاریخی ‌‏@ketabtarikhim 🍏50 فیلم برتر آموزش رانندگی ‌‏@RANANDEGIQ 🍏انگلیسی با《تصاویر کارتونی》 ‌‏@english1388 🍏تدریس مکاتب فلسفی و روانی ‌‏@anbar100 🍏درست بنویسیم، درست بگوییم !!! ‌‏@PARSIDO 🍏آلمانی 6 ماهه یاد بگیر ! ‌‏@ZABANEALMANI 🍏من کتاب می‌خوانم تو گوش کن ‌‏@sound_lib 🍏برترین کتابها ‌‏@bartarinbookk 🍏۱۰۰۰ کتاب ممنوعه! ‌‏@jadidtarinha3 🍏صفر تا صد انگلیسی بیاموز(تضمینی) ‌‏@grobP1 🍏شعرهای که تا حالا نخواندید ‌‏@koye_rendan 🍏نجوم و اخترفیزیک ‌‏@yortchi_bosjin 🍏((( گردشگری طبیعت ))) ‌‏@IRANDIDANIHA 🍏حقوق برای همه ‌‏@jenab_vakill 🍏اعتماد به‌نفس وعزت نفستو باز سازی کن ‌‏@Etemadbenafse_fogholade 🍏کانال علمی ابرنواختر(نجوم، کیهانشناسی) ‌‏@abarnoakhtar 🍏دنیای جذاب کتاب‌ها ‌‏@SaCafeketab 🍏50 فیلم و سریال برتر روانشناسی ‌‏@FILMRAVANKAVI 🍏آموزش ترکی در کوتاهترین زمان ‌‏@turkce_ogretmenimiz 🍏کتابخانه صوتی و pdf تاپ بوک ‌‏@Top_books7 🍏افزايش اطلاعات عمومی!!! ‌‏@DAANESTA 🍏مجله فرازمینی ها ‌‏@ARZAMIN 🍏کانال‌ "تب تفکر" ‌‏@Tabetafakor 🍏اطلاعات حقوقی که لازم است همه بدانند! ‌‏@law_sevda 🍏زیباترین شعر و متن ڪوتاه ‌‏@kahkeshan_eshge 🍏یک میلیون کتاب"PDF و صـوتی" ‌‏@PDF_and_audio_library 🍏روانشناسی با طعم هیجان ‌‏@ravantahlilgar 🍏بيشتر بدانيم بهتر زندگى كنيم ‌‏@matlabravanshenasi 🍏فرانسه صحبت کن ‌‏@FrenchAvecMoi 🍏عجیب ولی واقعی‌های ایران و جهان ‌‏@Ajayibat_j 🍏*دانستنیهای حیوانات* ‌‏@JANEVARANF 🍏آرا حقوقی قضایی و نظریات مشورتی ‌‏@ARA_HOGHOOGHI_GHAZAIE 🍏برترین اجراهای(پیانوی کلاسیک) و.. ‌‏@pianoland123 🍏کتاب های مهندسی را فول شوو ‌‏@civil101 🍏زیباترین متن های جهان ‌‏@Beautytext1 🍏"موسسه وکالت و مشاوره حقوقی" ‏@mehdihemmati59 🍏حس خوب زندگی ‏@aramesh_ba_meditation 🍏دین و علم ‏@din_va_elm 🍏«هر کتابی...بخوای داریم» ‌‏@KETAB_SALAM_CAFE 🍏معلوماتی که باسوادها نیاز دارند!!! ‌‏@QUIZ400 🍏کتابخانه انجمن نویسندگان ایران! ‌‏@anjomanenevisandegan_ir 🍏متن دلنشین ‌‏@aram380 🍏کافه شعر و حکایت ‌‏@kafeh_sher 🍏اشعار خاص و ناب ‌‏@seda_tanha 🍏دانشگاه دانستنی ها و شگفتی های جهان ‌‏@donyatanawo 🍏داستان‌های افسانه‌ای صوتی هزار افسان ‌‏@mehrandousti 🍏بهترین کتاب تلگرام 𝗕𝗢𝗢𝗞 ‌‏@SBOOKSS 🍏طراحی و نقاشی ‌‏@Painting_Honar 🍏دلبری های حضرت مولانا ‌‏@molavi_molavi 🍏جملاتی که شما رو میخکوب میکنه! ‌‏@its_anak 🍏یافته‌های مهم روانشناسی ‏‌‏@Hrman11 🍏نایاب ترین کتاب های ممنوعهpdf ‌‏@kabuluniversitybooks 🍏سرزمین آریایی ‌‏@royayemehr 🍏اندکی شعر ‌‏@Andakei_sheer 🍏گلچین کتابهای صوتی وPDF ‏‌‏@ketabegoia 🍏سفر کجا بریم ؟؟؟ ‏‌‏@IRANGARDIN 🍏دانستنی هایی که باید بدانیم ‌‏@shogo_jaleb 🍏گنجینۀ کتاب‌های ممنوعه PDF ‌‏@kayhanlibrary999 🍏کتاب های اقتصادی را فول شووو ‌‏@economic786 🍏اشعار ناب و ڪمیاب ‌‏@moshere 🍏اطلاعات عمومی مهمی که باید بدانیم! ‌‏@BEDANIMS 🍏وکیل دادگستری ‌‏@ADLIEH_TEAM 🍏جامعه‌شناسی زن روز ‌‏@Zane_Ruz_Channel 🍏حضرت مولانا و عاشقانه‌های شمس ‌‏@baghesabzeshgh 🍏سابلیمینال ملکه‌ی اغواگری ‌‏@subliminal_bb 🍏انگلیسی حرفه‌ای با فیلم و کارتون ‌‏@RealEnConversations 🍏کتابهای نایاب صوتی!!! ‌‏@nazaninenshaei 🍏درمان کمالگرایی اهمالکاری و کمالگرایی ‌‏@NEORAVANKAVI 🍏آموزش مدیریت واردات و صادرات ‌‏@modirtamin 🍏کتابهای نایاب ممنوعه وتاریخی ‌‏@yortci_bosjin_pdf 🍏افزایش اطلاعات عمومی ‌‏@atelaateomom 🍏جملات *ناب* انگلیسی ‌‏@jomalatnab_ENGLISH 🍏شبی ده دقیقه کتاب بخوانیم ‌‏@book_tips 🍏فن بیان، و شخصیت کاریزماتیک ‌‏@goyande_radio 🍏کتاب‌های پولی را رایگان دانلودکن ‌‏@Mser_12 🍏برنامه‌ها-سایتها-رباتها همه رایگان ‌‏@APPZ_KAMYAB 🍏مثل آب خوردن فرانسوی ياد بگیر ! ‌‏@ZABANEFARANSAVI 🍏آموزش رانندگی‌ از صفر تا 100 !!! ‌‏@Car_BESTM 🍏فرازمینی ها ‌‏@farzaminiha 🍏کتابخانه علمی فرهنگی ‌‏@Libraryinternational 🍏تاریخ بدون سانسور را اینجا بخوانید !!! ‌‏@TARIKHEMAMNOOE 🍏آموزش نویسندگی خلاق♡ ‌‏@benevis_s 🍏موزیک بدنسازی زومبا اروبیک ‌‏@sport_music_world 🍏هر کتاب pdf بخواهی داریم ‌‏@cmworld_org 🍏فن‌ بیان،آداب‌‌‌معاشرت و کاریزمای TED ‌‏@BUSINESSTRICK 🍏دانش ممنوعه و اسرار علوم غریبه ! ‌‏@LOSTWORLDSS 🍏کانال کتاب(pdf)،مستند،معرفی کتاب ‌‏@farin_ebook ‌هماهنگی تبادل ‌‏@mrsmafd

Book_tips
21 390
🍃🌺🍃 #داستان_کوتاه #ورطه (۱۶) کاری که آن پدر کرده بود مخالفتی با قانون نداشت، هرچه بود عدم پذیرش عرف اجتماعی و معیارهای اخلاقی بود و این دو تاب مقاومت در مقابل قانون امری و قاطع را نداشتند. حرف‌های زن مراجعه‌کننده در هیچ دادگاهی خریدار نداشت، همدردی برمی‌انگیخت ولی کارساز نبود. حق چیزی ماورای خواسته‌های این و آن است و نباید بازیچه امیال قرار گیرد. تماس گرفتم و چند سوال از آن زن پیرامون آخرین وضعیت دیون پدرش کردم و از او خواستم که بیاید دفتر و آمد؛ با شوهرش؛ مردی آراسته در لباس و صورت و موقر در کلام. پرونده را قبول کردم و توضیح دادم که برای شکستن دیوارهای رفیع نفوذ آن صلح باید زیر آن نقب زد. موکل از آنچه گفتم چیزی متوجه نشد. پرسید یعنی چه؟ چه کار می‌خواهید بکنید؟ گفتم که می‌خواهیم تقاضای صدور حکم ورشکستگی پدرتان را از دادگاه کنیم. با قدری تعجب گفت: "ولی اون مُرده! مگه میشه حکم علیه مُرده گرفت؟" با خنده گفتم: "قانون این‌طور مقرر کرده و تقصیر من نیست". گفت: "ولی دادگاه چند هفته دیگه است. تا اون موقع که نمیشه حکم ورشکستگی گرفت". زن هوشیاری بود. گفتم "بگذارید برویم جلو. داستان ورود به تونل است و نامعلوم بودن زمان خروج از آن". گفت: "ما ریش و قیچی رو داده‌ایم دست شما. هرطور که می‌دانید عمل کنید". باز زدم به طنز و هزل‌گویی که: "این قیافه که من می‌بینم، صورت  شخص کوسه است و مویی بر آن نیست تا قیچی بر آن بزنیم. باید قیچی را کنار گذاشت و به فکر کاشت مو بود". با این حرف فهماندم که انتظار معجزه نداشته باشند؛ توقعی بیجا که معمولا از وکلا دارند. دادخواست ورشکستگی را علیه بازرگان مُرده تنظیم و ثبت کردم. قاضی را می‌شناختم. پرونده‌های زیادی با وی داشتم. سوادش به قدر کفایت بود، با چاشنی طنز در کلامش. پرونده را که دید گفت: "آقا دیگه دست از سر مرده‌ها بردارید. بگذارید راحت باشند، چکارشان دارید؟" خندیدم که: "اونا دست از سر ما برنمی‌دارند. این نصحیت را به مرده‌ها بکنید که آتیش تو زندگی  زنده‌ها می‌زنند و می‌روند برای خواب زمستانی". لبخندی زد و دستور تعیین وقت داد. روز محاکمه دعوی صلح‌نامه رفتم دادگاهی دیگر؛ دادرسی جوان بر کرسی قضاوت نشسته بود. موکل هم آمده بود. وکیل طرف مقابل خانم جوانی بود. دادرسی با اظهارات وکیل خواهان آغاز شد. محکم حرف می‌زد و با اعتمادبه‌نفس. حکم را در مشت خود می‌دید. آمده بود که آن را قاضی امضا کند و بردارد و برود. در دفاع توضیح دادم که مُصالح، بازرگان بوده و چون در دوران توقف، اموال خود را صلح کرده، عقد باطل و بی‌اثر بوده است. اشاره‌ام به ماده ۴۲۳ قانون‌ تجارت‌ بود. دیدم که وکیل جوان بلافاصله به دنبال ماده استنادی گشت تا در این دادرسی که چون بازی شطرنج ناگهان مُهره‌ای به حرکت در می‌آمد، عقب نماند. دادرس با تعجب پرسید: "مگر حکم ورشکستگی مُصالح صادر شده است؟" وکیل خواهان به سرعت پاسخ داد که: "نه! مصالح مرده؛ کی ورشکست شده که ما بی‌اطلاع هستیم؟ متاسفانه قصد انحراف دادرسی را دارند". هیجان‌زده حرف می‌زد و معلوم بود که قصد دارد تا زود کار محاکمه را تمام سازد. گواهی اقامه دعوی ورشکستگی را ارائه دادم. قاضی نگاهی کرد و مطالبی در صورتجلسه یادداشت کرد. وکیل جوان برافروخته و نگران گفت: "این اموال حق موکلان من است. اراده آن مرحوم این بوده، دیگر چرا مقررات روشن را به بازی بگیریم؟" موکل تاب نیاورد و وسط حرف وکیل دوید: "خانم! بازی یعنی چه؟ من که اینجا روبروی شما نشسته‌ام دختر آن پدر نیستم؟" وکیل برافراخته‌تر پاسخ داد که: "وقتی تخصصی در زمینه قانون و تفسیر آن ندارید لطفا اظهارنظر نکنید". موکل با عصبانیت فوق‌العاده گفت: "همه علم تفسیر قوانین حقوقی مال شما خانم؛ ولی بی‌انصافی نکنید". دخالت کردم و موکل را آرام نمودم. قاضی فقط نگاه می‌کرد. شاید برای آن که شخصیت کسانی که در عصبانیت سخن می‌گویند بیشتر بارز و آشکار می‌شود. او گفت "قرار اناطه صادر می‌کنم تا تکلیف ورشکسته بودن مُصالح معلوم شود". اناطه یعنی آن‌ که پرونده برای معلوم شدن وضعیت ادعای ورشکستگی بدون هیچ اقدامی معلق می‌ماند و این یعنی آن که دادرسی در ته یک چاه رسیدگی طولانی افتاد. وکیل خواهان دریافت که با یک دادرسی فرسایشی مواجه خواهد بود و شروع به اعتراض کرد. صورتجلسه را امضا کردم و به همراه موکل از دادگاه خارج شدم در حالی که خانم وکیل در حال تلاش برای متقاعد ساختن دادرس برای عدول از تصمیمش در اتاق در حال بحث‌و‌جدل با او بود. (ادامه دارد) #دکتر_علی_رادان #حقوقدان_و_استاد_دانشگاه_اصفهان #نشر_سایه_سخن @book_tips 🐞

Book_tips
21 390
دوستان ارجمند و همراهان گرامی🌹🌺 انتخاب شما برای مطالعه گروهی بهمن ماه (شصت و پنجمین کتاب)، کدام است؟
Anonymous voting

Book_tips
21 390
برای رفتن به مسیر درست زندگی، لازم نیست زندگی کردن را تعطیل کنید برای رسیدن به انتخابی درست، لازم نیست ماه‌ها یا سال‌ها دست ا
برای رفتن به مسیر درست زندگی، لازم نیست زندگی کردن را تعطیل کنید برای رسیدن به انتخابی درست، لازم نیست ماه‌ها یا سال‌ها دست از کار بکشید تا به اطمینان صددرصد از انتخابتان برسید. برای درست کردن رابطه با دیگری، لازم نیست رابطه را قطع کنید تا آن را اصلاح کنید. قطار زندگی و رابطه را متوقف نکنید. بگذارید با هر سرعتی که می‌تواند حرکت کند و در ضمن حرکت، ایرادهایش را یکی‌یکی پیدا و رفع کنید. قطار در حال حرکت را تعمیر کنید. زندگی منتظر شما نمی‌‌ماند، روزها یکی‌یکی از پی هم می‌روند و روزهای رفته دوباره به دست نمی‌آیند. @book_tips 🐞

Book_tips
21 390
🍃🌺🍃 سوره التغابن آیه 15 : إِنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلَادُكُمْ فِتْنَةٌ ۚ وَاللَّهُ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ ترجمه : اموال و فرزندانتان فقط وسیله آزمایش شما هستند؛ و خداست که پاداش عظیم نزد اوست ترجمه انگلیسی: Indeed, your wealth and your children are only a trial, and Allah has with Him a great reward. پ.ن این دو نعمت بزرگ می‌توانند باعث غرور و طغیان انسان شوند و او را از یاد خدا غافل کنند. بنابراین، انسان باید از این نعمت‌ها به درستی استفاده کند و آنها را وسیله‌ای برای نزدیکی به خداوند قرار دهد #کلام_پروردگار @book_tips 🐞

Book_tips
21 390
sticker.webp0.52 KB