"زنی کهگم کردم "
Открыть в Telegram
برای نوشتن که جهان از نوشتن زیباست عادله زمانی راه ارتباطی با من : @Aydel70
Больше4 400
Подписчики
-424 часа
-97 дней
-3730 дней
Архив постов
4 399
وارد حیاط که شدم دیدم یک گوسفند سفید قربانی را به نرده بسته اند و بچه ها در حال ناز و نوازشش بودند...
شب شد، نالهِ این گوسفند تمام مجتمع رو برداشت
طاقت نیاوردم آمدم پائین ببینم چه خبره چی شده این حیوان ناله میکنه، صاحب گوسفند قربانی و چند نفر دیگر هم بودند، هرچه آب گذاشتیم کاهو ریختیم، بی توجه ناله میکرد، بازدید بدنی هم کردیم چیزی نفهمیدیم، تا صبح ناله کرد و ناله کرد، آفتاب نزده صاحبش رفت دنبال قصاب تا اهالی ساختمان کمتر ناراحتی بکشند، قصاب رسید اول سعی کرد بیاد تشنه لبان کربلا آبی به حیوان بدهد. نخورد بیشتر ناله کرد ناچار گوسفند را زد زمین، و تا آمد کارد را با گلویش آشنا کند به یکباره چاقو را به زمین زد و یک الله و اکبر خشمگینانه گفت و سر بر دیوار تکیه داد ... سپس خم شد با نوک چاقو ریسمانی را که بر آلت تناسلی حیوان بسته شده بود را باز کرد، گوسفند قربانی به یکباره مقدار زیادی ادرار خون آلود از خود دفع کرد و ناله اش قطع شد...
فروشنده سنگدل برای چند هزار تومان سود بیشتر چنین بلای چندش آوری را مرتکب و آب فراوانی بخوردش داده بود ...
قصاب گفت من سر این زبان بسته را نمی برم، بگذارش برای سال بعد، صاحبش در حالیکه اشک میریخت، گفت میبرمش ده که تا آخر عمر فقط بخوره بخوابه...
وقتی بعضی ها میگویند فساد نهادینه شده، مصداقش یکی از این اتفاقات است.
که اگر یک کیلوگرم به وزن گوسفند اضافه شود 45 هزار تومان حرام به دارایی دامدار و چوبدار اضافه می گردد، آنهم در مقابل شکنجه طاقت فرسایی که به حیوان زبان بسته میدهند.
حیوانی که چقدر سفارش به آسایش و آرامش آن در دین شده است، لعنت بر این پول پرستی و مال دوستی که شرافت و رحم و انسانیت برای کسب آن فدا می شود
راستی ما در اخلاق مروت و انسانیت به کجا می رویم؟! کجای تربیت انسانیمان اشکال دارد؟
مقلد کدام باورها هستیم؟
انسانیت به کجا رسیده؟
@adelehz
4 399
منتظر روزهای خوب هستیم
غافل از اینکه این روزهای در حال گذر
به نام روزهای خوب سند خورده اند.
منتظر هیچ روز خوبی نمان
از لحظه لذت ببر
#عادله_زمانی
@adelehz
4 399
پدر؟ داشت.
مادر؟ داشت.
خواهر؟ داشت.
برادر؟ داشت.
دوست و رفیق؟ خیلی داشت.
ولی هیچ کسی رو نداشت.
هیچ کسی روحش رو درک نمی کرد هیچ کسی نمی فهمیدش تنهایی قسمتی از وجودش بود.
با تنهایی ناهار می خورد با تنهایی سفر می رفت، با تنهایی می خوابید، با تنهایی زندگی می کرد.
زندگیش یه جای خالی داشت جای خالی که با آدم مناسب پر نشده بود و زندگی نمره ازش کم کرده بود بعد با پاک کن افتاده بود به جون گذشته اش...
خیلی سخت اسم آدما رو پاک کرده بود ولی هنوز خاطراتش باقی مونده بود. بهترین رفیق دیگران بود و بدترین رفیق خودش، هیچ وقت با خودش رفاقت نکرده بود همیشه دیگران تو زندگیش اولویت داشتند.
با همه مهربون بود به جز خودش، از خودش روزی صد تا فحش میخورد بعد می گفت نوش جونت، تمام روز رویا می بافت و شب با ناخن و دندون رویاهاش رو نخ کش می کرد.
روح عجیبی داشت یه روح سرکش، کلافه، عصبی و خیلی نگران، نگران روزایی که با هر پلک زدن صد تا صد تا می گذشت.
نگران آینده ای که اومده بود و به قشنگی انشای کلاس پنجم نبود. رفت تو گذشته
رو نیمکت چوبی مدرسه نشست و تمام زندگیش رو مرور کرد. شروع کرد به یاد گرفتن زندگی، به شناختن خودش،
شروع کرد به حفظ کردن تمام درس هایی که از روزگار گرفته شروع کرد به نوشتن تجربه های تلخ و شیرین زندگیش بعد از خودش امتحان گرفت نمره ش خوب نشد.
دوباره زندگیش رو خوند.دوباره خودش رو مرور کرد. دوباره از زندگیش یاد گرفت. هر روز بیشتر و بیشتر خودش رو شناخت حالا دیگه تنها نبود. کسی رو داشت که روحش رو درک کنه، کسی رو داشت که بفهمتش، پس تو جای خالی زندگیش اسم خودش رو نوشت.
حسین حائریان
@adelehz
4 399
صبح که از خواب بیدار میشوی،
در نظر بیاور چه سعادتی است زنده بودن،
فکر کردن، لذت بردن و دوست داشتن...
مارکوس اورلیوس
@adelehz
4 399
عشق توضیح دادنی نیست .
لطفا این را بارها و بارها بنویسید و هرجایی که جلوی چشمتان ست نصب کنید تا فراموشش نکنید .
عمیقا باور دارم که عشق احساسی شرح دادنی نیست و یا حتی نمیشود در موردش از طرف مقابل انتظار توضیح دادن داشت.
منظورم این نیست که از کسی بپرسی چرا عاشق شدی و او هم نتواند جواب دهد آن موضوعی علیحده ست ،مخلص کلام من راجع به توقع هاست .
یعنی میگویم مثلا وقتی کسی بشما نمیگوید دوستت دارم یا کاری نمیکند که این معنا را بدهد یعنی دوستتان ندارد ،خلاصه و مفید
پس هی مرتب از او توضیح نخواهید و سعی نکنید با دو دوتا چهارتا حق را به او بدهید و خودتان را گول بزنید که ،بابا منو دوست داره فقط،سرش شلوغه!!!! اینقدر که وقت نمیکنه یه پیام بده یا زنگ بزنه حالمو بپرسه قد وقت لازم برای خوردن یه لیوان آب !!!!
یا وقتی لحنش با شما نامهربانه تر از دیگران ست از او نپرسید چرا؟ وقتی تولدتان را یادش می رود، وقتی حرف تلخی می زند،وقتی کنایه می زند،وقتی مدام حوصله ی شما را ندارد وقتی زیبایی تان به چشمش نمی آید و .....
بخدا قسم که انجام ندادن مدام هیچکدام از این ها در یک رابطه قابل توضیح خواستن نیست .
عشق توضیح داده نمیشود بلکه انجام میشود
چرا مدام از او می پرسید که چرا انجام ندادی ؟
جوابش واضح ست
چون برایش اهمیت ندارید.
چون شما باید برگردید بسمت ارزش و شخصیت خودتان و کلیت غرور شخصی تان را بردارید از رابطه ای که برایتان ارزش نمیخرد بزنید بیرون .
توضیح نخواهید ،عشق را توضیح نمی دهند بلکه ثابت می کنند .
#عادله_زمانی
@adelehz
4 399
تهران پر از کوچههایی است که تو را در آنها میبوسم.
پر از سینماهایی که سر روی شانهات میگذارم.
پر از پارکهایی که خودم را در تو میکارم.
پر از کافههایی که عطرت را با قهوه و سیگار فرو میدهم.
پر از امامزادههایی که به تو دخیل میبندم.
تهران یعنی تپش قلب.
یعنی عکست را نگاه کنم و قلبم بگریزد از تنم.
یعنی یادت بیافتم و قلبم سوار مترو شود و دنبال تو بگردد.
یعنی من حافظ را سیهزار بار باز کنم و دنبال اسم تو بگردم...
شهریار خادم
@adelehz
4 399
انسانها گاهی فقط نیاز دارند درک شوند .
اگر میخواستیم قضاوت شویم به قاضی ها
معالجه شویم به دکترها
هدایت شویم به راه بلدها،مراجعه میکردیم.
اما اگر فقط به شمایی که هیچکدام اینها نیستید می رسیمیعنی نه قضاوت نه درمان و نه راه میخواهیم.
ما فقط از شما یک گوش شنوا و یک آغوش بی منت برای آرام شدن میخواهیم...این در جهان بی در و پیکر مگر چه خواسته ی زیادی ست که هیچ کس قادر به کامل کردنش نیست ...
#عادله_زمانی
@adelehz
4 399
اگر خدا روزی از من بپرسد در دنیای من چه لذت هایی بردی ؟
من قطعا او را با چایی هایی که با تو خوردم آشنا خواهم کرد .و به او خواهم گفت لحظاتی در دنیایت وجود داشت که نباید با هیچ چیز دیگر عوضش میکردم و آن ساعت چای خوردن با آنهایی بود که دوستشان داشتم.
#عادله_زمانی
#چای_تایم
@adelehz
4 399
امروز من این تصوير را جایی دیدم که در توضیحش نوشته بود:
لبهی برگهای این گیاه در حالت عادی صاف ست
اما اگر حیوانی بیاید و برگهایش را بخورد، برگهای جدید لبه دار و تیز درمیاید !
یعنی میخواهم بگویم حتی یک برگ هم با آن شعور نباتی اش وقتی از کسی بدی ببیند دیگر نخواهد توانست با او نرم و خوب باشد و تیغه دار میشود.
پس شما چطور انتظار دارید یک نفر را مدام برنجانید و زجر بدهید و او در نهایت با شما تلخ نشود ؟؟؟
خیلی از رفتارهای تلخی که از بقیه میبینیم انعکاس اعمال و حرفهای خودمان است!
اینقدر با زبان و بی توجهی به کسی آزار نرسانیم که تلخ شود و دیگر هرگز در شیرین بودن را به رویمان نگشاید.
#عادله_زمانی
@adelehz
4 399
یک وقتهایی بود مادرجان می گفت : کاش خدا دنیا رو میداد دست ما زنها ! مردها میرفتند همین دنیای بغلی ، گهگاهی سر می زدند به این دنیا !!!
فکرش را بکن ! دنیا دست زنها می بود برای چراغ قرمز سر چهارراه ها ، شال و کلاه می بافتند سرما نخورد .
دنیا دست زنها بود ، خط وسط خیابانها صورتی بود ، در و دیوارهای شهر هم ؛ لابد ماشینها همه گلپوش بودند. بچه های گلفروش سرچهارراه ها ، غذای گرم می خوردند. ان کارگرها ...
همانها که تا غروب کنار بقچه ی نان شان نشسته اند سو می کشند یکی بیاید دنبالشان بروند سر کار ... آنها همیشه دست پر می رفتند خانه !
اگر دنیا دست زنها بود ، همه جا عطر قرمه سبزی می پیچید. یقه ی پیراهن مردها ، عطر ریحان میداد ، بوق ماشینها ، ترانه ی دوستت دارم بود . ماشینها بجای اینکه گاز بدهند ، می رقصیدند !
وای ! دیگر با کلمات نمی توانم وصف کنم دنیای زنها را ...
دنیا بهشت بود ، بهشت ...
محبوبه احمدی
@adelehz
4 399
اگر هر بار که در آینه نگاه می کنید از دیدن چین و چروکهای صورتتان نگران شوید ، همین نگرانی شما را خُرد خواهد کرد.
چین و چروک صورت چیز جالبی است، زیرا از عمر و زندگی شما حکایتها دارد. درست مثل جای زخم است که دو چیز را نشان میدهد؛ یکی آنکه مجروح شدید، و دیگر اینکه بهبود یافتید .
امی ب هریس
@adelehz
4 399
دعای صبح استاد با این جمله شروع میشد: «خداوندا ممنون که دوباره زنده هستم.»
وقتی روز را این گونه آغاز میکنید، بقیهی آن هدیهای است از جانب خداوند.
اگر کسی میخواهد بار خود را برای بهشت ببندد، باید همین کار را کند؛ لمس همه چیز و نبردن چیزی با خود...
کمی ایمان داشته باش
میچ البوم
@adelehz
