"زنی کهگم کردم "
Открыть в Telegram
برای نوشتن که جهان از نوشتن زیباست عادله زمانی راه ارتباطی با من : @Aydel70
Больше4 468
Подписчики
+224 часа
+117 дней
+8130 день
Архив постов
4 468
گویا گوگوش هم از موسیقی خداحافظی کرد ..سال ۹۶ صبحها وقتی تازه با کلی امید و آرزو سر یه کاری می رفتم دختر دریای گوگوش و تا آخر توی هندزفریم پلی میکردم و با پاشنه بلندهام تق تق توی کوچه های پاییز زده راه می رفتم .
حالا رو ببین نه اون حس خوب شیطنت مونده
نه دایی احمدم که ظهر بهم زنگ بزنه و بگه چیکار کردی دایی جان
نه اون کوچه
نه گوگوش دوباره خواهد خوند ...
حس میکنم دوباره همون دختر پنج ساله ام که توی یه کوچه ی ناآشنا گم شده ...
#عادله_زمانی
@adelehz
4 468
الان این خنده ی احمقانه ای که این دوستمون زده به همچین پستی واقعا برام جالبه!
ما تو مدرسه مون یه معلم اصفهانی داشتیم خیلی گل بود هر وقت یکی بیخود و بیجا میخندید میگفت آ درِ باغِ بی انگورتو ببند .
جاش خالیه خداییش الان
4 468
گویا گوگوش هم از موسیقی خداحافظی کرد ..سال ۹۶ صبحها وقتی تازه با کلی امید و آرزو سر یه کاری می رفتم دختر دریای گوگوش و تا آخر توی هندزفریم پلی میکردم و با پاشنه بلندهام تق تق توی کوچه های پاییز زده راه می رفتم .
حالا رو ببین نه اون حس خوب شیطنت مونده
نه دایی احمدم که ظهر بهم زنگ بزنه و بگه چیکار کردی دایی جان
نه اون کوچه
نه گوگوش دوباره خواهد خوند ...
حس میکنم دوباره همون دختر پنج ساله ام که توی یه کوچه ی ناآشنا گم شده ...
#عادله_زمانی
@adelehz
4 468
دیشب وقتی میخواستم دراز بکشم بوی پاییز خودش را کوبید به پنجره و لای یک نسیم سرد رها شد روی دستانم .
دستانم یخ کرده بود انها را به دهانم نزدیک کردم و آرام ها کردم .
نه انگار واقعا پاییز دارد می آید.
بچه تر که بودم این هوا و این حس وحال هشدار نزدیک بودن شروع مدارس و پایانتعطیلات خوشمزه ی تابستانی بود .
یکنوع رعشه ی ترس آلود بهمراه داشت ترس از پایان صبحهای طولانی و شبهایی که اجازه داشتم تا دیر وقت بیدار بمانم.
بزرگتر که شدم این هوا شد بهترین حال برایم،بعد از پایان یکگرمای جان فرسا آرامشی خنک و گوارا از پنجره های اتاق سر صبح یا دم دمای غروب به درون خانه می ریخت و جانم را با آن لرزش کوتاه تازه می کرد.
پاییز در راه ست .
شاید بتوان گفت مهمترین چیزی که در تقویم منتظرش هستم پاییز ست .
این لذت گوارا و خنک این آرامش دم غروب
خرمالوها و انارها و نارنگی ها
مرباهای به
پاییز دیشب به آرامی به خانه آمد
و من او را بی آنکه بداند بوسیدم
که جانم بوسیده از پاییزی خوش گوار ست .
#عادله_زمانی
4 468
دلم دوست می خواهد
از آن دوست واقعی ها نه آنها که فقط اسم شان دوست ست .
از آن ها که میتوانی ساعتها سر یک موضوع احمقانه همراهش بخندی و اشکهایت از خنده جاری شود .
از آنها که میتوانی کنارش خودت باشی و لازم نیست ادا در بیاوری ، نه ظاهرا نه باطنت
از آنها که در جواب درد دلهایت نمی گوید هرچه خودت صلاح میدانی یا من که بهت گفته بودم!!
اصلا از آنهایی که بتوانی بی ترس از قضاوت شدن روبرویش بنشینی و درد دل کنی .
از آنها که نوشیدن یک استکان چای یا یک فنجان قهوه کنارش میتواند برای ساعتها آرامت کند.
دلم یک دوست میخواهد
که فقط دوست باشد .
باور کن در روزهایی از زندگی نیاز به عاشق ، معشوق، راهنما یا عزیز نداری تو فقط یک دوست میخواهی .
که وقتی گفتی فلانی بیا برویم ..
فقط در جواب بگوئید ساعت چند کجا باشم ؟
همین
#عادله_زمانی
@adelehz
4 468
تو کتاب "هنر و زندگی پیکاسو" یه جملهی بینظیری بود؛ که باید بعنوان نصیحت برای تمام عمرمون بهش نگاه کنیم. میگه:
«وقتی برای دیگران لقمه بزرگتر از دهانشان باشی، آنها چاره ای ندارند
جز آنکه خُردت کنند، تا برایشان اندازه شوی!
پس مراقب معاشرت هایت باش..»
@adelehz
4 468
مامانم داشت میگفت الان یه چای خوب میخوام..
یهو پریدم وسط گفتم آره بخدا خیلی میچسبه کتری رو بذار مامان😁
قیافه ی مامانم اینجوری شد😐🥺
آخ آخ بمیریم برای اون قیافت زن 😁
من واست ده تا قهوه خونه چای میذارم.
Уже доступно! Исследование Telegram 2025 — ключевые инсайты года 
