"زنی کهگم کردم "
Открыть в Telegram
برای نوشتن که جهان از نوشتن زیباست عادله زمانی راه ارتباطی با من : @Aydel70
Больше4 440
Подписчики
Нет данных24 часа
-67 дней
-3430 дней
Архив постов
4 439
برای عوض کردن زندگیمان،
برای تغییر دادن خودمان
هیچگاه دیر نیست.
هر چند سال که داشته باشیم،
هرگونه که زندگی کرده باشیم،
هر اتفاقی که از سر گذرانده باشیم،
باز هم نو شدن ممکن است...
الیف شافاک
@adelehz
4 439
سال ۹۸ کلی پروانه اومد تو شهرها،همون سال پاندمی کرونا شروع شد و بعدش دیگه هیچ چیز عادی نشد ....
4 439
باد مستم که تو صحرا میپیچم دور تو میگردم؟؟؟؟
ای خداا
عاشقی با زبون هایده و لاغیر
4 439
چند ثانیه ی اول صدای جادوی خوشحال کننده میده از اونهایی که بچگی هامون تو تصورات مون قبل برآورده شدن آرزوها میشنیدیم....
4 439
اخبار را می دیدم ،حرف از پخش یکسری اسناد محرمانه ی صد سال قبل در یکی از کشورها بود .اسنادی که اگر در زمان خود منتشر میشد آن کشور را می لرزاند.
و امروز به شکلی عادی و بدون هیچ ترسی به دست انتشار سپرده میشود.
با خودم فکر کردم پس زندگی همین است چیزهایی که مارا تا سرحد مرگ می ترساند و تن مان را می لرزاند صد سال بعد به غایت یک پر بی ارزش است .
اساسا آدمهای خوب که چی ،انسانهای مورد علاقه ی من هستند .
همانهایی که هرچی رخ می دهد نهایتا می گویند خوب شد که شد ،که چی؟
از سیاهی رنگی بالاتر که نیست .
بنظرم نیاز داریم در این چهار روزه ی عمر آدمهای رنگ بالاتر از سیاهی باشیم .
که یعنی آخرش چه میشود بدتر از سیاهی بگذار بشود .
آخرش وقتی اسناد زندگی مان صد سال بعد منتشر شود کسی به هیچ کجای سمت چپ زندگیش هم نمیگیرد.
پس ترس و نگرانی از چه
بگذار هرجور صلاح است بگذرد.
#عادله_زمانی
@adelehz
4 439
بعد مدتها قبل خواب صدای جیرجیرک شنیدم.
هوای تب دار شبانه در تابستان،صدای جیرجیرک و سمت خنک بالشت ...
دلم غنج رفت برای ترکیب این جزئیات کوچلو
جدا زندگی گاهی همین اندازه مسخره وار جذابه ...
#عادله_زمانی
@adelehz
4 439
.
بیرونِ پنجره، یک نفر اَندی گذاشته و خودش هم دارد باهاش میخواند.
من، در زندگی، یک چیز را خوب فهمیدهام؛ عمر ما اغلب به فواصل دو فاجعه خلاصه میشود.
ما در فاصلهی پایانِ این مصیبت تا آغازِ عزای بعدی، فرصت زندگی داریم.
این فرصتها را باید حرمت نگه داشت، باید قدر دانست، باید زیست.
دارم در ستایش "برگشتن به روتین" حرف میزنم. در ستایش اولین نفری که بعد از دوازده روز نگرانی و اضطراب و "چه میشود حالا؟"، کرکرهی مغازهی زَلنگزیلنگفروشی را داد بالا تا دخترکان بیایند گوشوارههای برقیبرقی بخرند؛ اولین نفری که نشست پای لپتاپ، به ادامه دادنِ پروژهای نیمهکاره؛ اولین نفری که ملحفهها ریخت توی ماشین تا خانهتکانی را شروع کند؛ اولین نفری که رفت سراغ دفتر نوبتدهیِ دورهمیهای فامیلی...
بعد از هر عزا، بعد از ازدستدادن یک عزیز، من اولین نفری را که لباس سیاهش را درمیآورد، زیرابرویش را برمیدارد و آهنگ دامبول و دیمبول میگذارد، میستایم.
نه برای اینکه اندوه نیست، نگرانی نیست، دل نگرفته؛ برای اینکه زندگی کوتاهتر از آن است که بخشیاش را در جنگ و عزا بگذرانی و بخش دیگریاش را در پساجنگ و پساعزا.
اولین کسی که بعد از توفان، شیشهها را دستمال میکشد، شاید وقتِ کوبیدهشدن باد به پنجرهی خانهاش بیشتر از بقیه ترسیده، اما حالا دارد راهی باز میکند برای برگشتن نور به دلِ تاریکی.
این را خطاب به کسانی مینویسم که هنوز در ترسِ آنچه رفت و اضطرابِ آنچه خواهد شد، اولین پفک بعد از جنگ را باز نکردهاند و انگشتهای نمکی را نلیسیدهاند!
برگرد!
برگشتن به زندگی خیلی جسورانهتر از ماندن در بُهت و ماتم است.
ما اهل کفرانِ زندگی نیستیم، چون "ما هنوز زندهایم."
و
"ما محکومیم به زندگی، حتی وقتی مرگ در همسایگیست."
سودابه فرضی پور
@adelehz
4 439
کلاس اولی بودم ،با مادرم توی کوچه هاکه راه می رفتم سرخوش از با سواد شدن تابلوهای دکان ها را با ولع میخواندم.
دوزندگی را دو،زندگی میخواندم و از خودم بارها می پرسیدم یعنی اینجا دو زندگی می فروشند؟
کاش کسی دستی بر شانه اممی زد و میگفت:
بچه جان در هیچ دکانی یکزندگی هم نمی فروشند چه رسد به دو،زندگی..
همین
#عادله_زمانی
@adelehz
4 439
کلاس اولی بودم ،با مادرم توی کوچه هاکه راه می رفتم سرخوش از با سواد شدن تابلوهای دکان ها را با ولع میخواندم.
دوزندگی را دو،زندگی میخواندم و از خودم بارها می پرسیدم یعنی اینجا دو زندگی می فروشند؟
کاش کسی دستی بر شانه اممی زد و میگفت:
بچه جان در هیچ دکانی یکزندگی هم نمی فروشند چه رسد به دو،زندگی..
همین
#عادله_زمانی
@adelehz
4 439
از من پرسید چگونه ام؟
تمام آنچه میتوانستم بگویم همین بود :
خسته اما ادامه دهنده ...
#عادله_زمانی
#adelehz
4 439
دلم دوست می خواهد
از آن دوست واقعی ها نه آنها که فقط اسم شان دوست ست .
از آن ها که میتوانی ساعتها سر یک موضوع احمقانه همراهش بخندی و اشکهایت از خنده جاری شود .
از آنها که میتوانی کنارش خودت باشی و لازم نیست ادا در بیاوری ، نه ظاهرا نه باطنت
از آنها که در جواب درد دلهایت نمی گوید هرچه خودت صلاح میدانی یا من که بهت گفته بودم!!
اصلا از آنهایی که بتوانی بی ترس از قضاوت شدن روبرویش بنشینی و درد دل کنی .
از آنها که نوشیدن یک استکان چای یا یک فنجان قهوه کنارش میتواند برای ساعتها آرامت کند.
دلم یک دوست میخواهد
که فقط دوست باشد .
باور کن در روزهایی از زندگی نیاز به عاشق ، معشوق، راهنما یا عزیز نداری تو فقط یک دوست میخواهی .
که وقتی گفتی فلانی بیا برویم ..
فقط در جواب بگوئید ساعت چند کجا باشم ؟
همین
#عادله_زمانی
@adelehz
4 439
همه آدم ها مانند ماه هستند
قسمت تاریکی دارند
که هرگز به کسی
نشان نمیدهند ...
#مارک_تواین
@adelehz
4 439
او پیامبری بود با
معجزاتی بدیع
آنگاه که صدایم میکرد
خون در رگانم شراب میگردید
#لاادری
@adelehz
4 439
کروم و شروع کردم تا هوس شیرینی نکنم
حس میکنم دارم به شیرینی فروشی و شیرینی های مورد علاقه ام خیانت میکنم🥺😄
4 439
برایم نوشته است که دلتنگ است،دلتنگ آدمی اشتباه که حتی نخواسته رفتن و نبودش را در یک تماس چند ثانیه ای به او خبر دهد و به پیامی کوتاه اکتفا کرده ست.
ندیده ام اورا و دلم میخواد از پس جاده هایی که نمیدانم مسافتش چقدر است وی را در آغوش بگیرم و بگویم آرام باش عزیزِ من .
دلتنگی و حق توست تا دلتنگ باشی اصلا آدم مگر میتواند دلتنگ کسی که دوستش داشته و حالا کنارش نیست نباشد .
اما آرام میشوی ..
سرد میشود آن تکه ذغال سوزانی که گذاشته است سر دلت ..
کم میشود این بغض های لعنتی دم غروب وقتی در تاریکی اتاق به حیاط چشم دوخته ای
دیگر آن یک قطره اشک ناخودآگاه که پشت چراغ قرمز می ریزی هم از چشمت پایین نمی آید.
فقط صبور باش تا بگذرد...
به تمام آنان که دلتنگ آدمهای اشتباهند،باشد که خدا جبران تمام اشک هایتان باشد .
#عادله_زمانی
@adelehz
