ru
Feedback
داوود جمالی (کانال عمومی)

داوود جمالی (کانال عمومی)

Открыть в Telegram

ارتباط با داوود جمالی @davoodjamalii

Больше
217
Подписчики
Нет данных24 часа
Нет данных7 дней
Нет данных30 дней

Загрузка данных...

Похожие каналы
Нет данных
Возникли проблемы? Пожалуйста, обновите страницу или обратитесь к нашему support-менеджеру .
Облако тегов
Нет данных
Возникли проблемы? Пожалуйста, обновите страницу или обратитесь к нашему support-менеджеру .
Входящие и исходящие упоминания
---
---
---
---
---
---
Привлечение подписчиков
ноябрь '23
ноябрь '23
+36
в 0 каналах
октябрь '230
в 1 каналах
Get PRO
сентябрь '230
в 0 каналах
Get PRO
август '230
в 0 каналах
Get PRO
июль '230
в 0 каналах
Get PRO
июнь '230
в 0 каналах
Get PRO
май '230
в 0 каналах
Get PRO
апрель '230
в 0 каналах
Get PRO
март '230
в 0 каналах
Get PRO
февраль '230
в 0 каналах
Get PRO
январь '230
в 0 каналах
Get PRO
декабрь '220
в 0 каналах
Get PRO
ноябрь '220
в 0 каналах
Get PRO
октябрь '22
+15
в 0 каналах
Get PRO
сентябрь '220
в 0 каналах
Get PRO
август '22
+14
в 0 каналах
Get PRO
июль '22
+1
в 0 каналах
Get PRO
июнь '22
+9
в 0 каналах
Get PRO
май '22
+3
в 0 каналах
Get PRO
апрель '220
в 0 каналах
Get PRO
март '220
в 0 каналах
Get PRO
февраль '220
в 0 каналах
Get PRO
январь '220
в 0 каналах
Get PRO
декабрь '210
в 0 каналах
Get PRO
ноябрь '210
в 0 каналах
Get PRO
октябрь '210
в 0 каналах
Get PRO
сентябрь '21
+8
в 0 каналах
Get PRO
август '21
+14
в 0 каналах
Get PRO
июль '21
+8
в 0 каналах
Get PRO
июнь '21
+7
в 0 каналах
Get PRO
май '21
+203
в 0 каналах
Дата
Привлечение подписчиков
Упоминания
Каналы
28 ноября0
27 ноября0
26 ноября+3
25 ноября0
24 ноября+2
23 ноября0
22 ноября+1
21 ноября+1
20 ноября0
19 ноября0
18 ноября0
17 ноября+1
16 ноября+2
15 ноября+1
14 ноября0
13 ноября+1
12 ноября0
11 ноября0
10 ноября0
09 ноября+1
08 ноября+1
07 ноября0
06 ноября+2
05 ноября+2
04 ноября+1
Посты канала
Siah Chaal 20th Aug (2).mp315.51 MB

2
https://youtu.be/4BGalDI_Ymg?si=9J7JiiM23Zvxu4s2
77
3
. چماق صورت بر استخوان سنگ به قصد دفرمه کردن را تعریف نمی‌توان که از دهان بلندی گل می‌پاشید به خانه‌ی همسایه پر‌پر پاییز می‌گ
. چماق صورت بر استخوان سنگ                به قصد دفرمه کردن را               تعریف نمی‌توان که از دهان بلندی گل می‌پاشید            به خانه‌ی همسایه پر‌پر پاییز می‌گویند طبیعی‌ست [منتقدان در این شعر آن نیست] آن آتش گرفته‌است            و می‌گویند جان داشت هنوز به وقت تجاوز‌ها            [ها جان داشت]            ولی دفرمه بود            به صورت چماق که می‌افتاد برسنگ از اینجای شعر دلی تنگ است برای آنکه نامش را می‌دانیم           اما خودش را فراموش کرده‌ایم           و داریم زندگی‌مان را می‌کنیم در پوزیشن‌های مختلف دارم حرف می‌زنم [نخندید بچه‌ها]          من حالا یک‌سال و خرده‌ایست که دفرمه‌ام           و فرمول خاک همین است که می‌گویند سردی می‌آورد            دارد از یادم آن حرف می‌زند            آن آنِ آتش‌گرفته که دیگر نه در شعرهایمان است           نه در خیابان سر به تو برده چماق ِ سنگ به ننگ لنگ‌ها را دعوت به فتح زندگی ِ نکرده کرد و پذیرفتند و داستان با خون و خجالت ... داوود جمالی پاییز ۱۴۰۲ @davood_jamali
194
4
. 📚صدای این دست بی‌صدا #یادداشت در بررسی موسیقی در غزلِ حسین صفا #داوود_جمالی @davood_jamali Instagram: davoodjamalii
3 074
5
. از تنهایی مگُریز به تنهایی مگُریز #مارگوت_بیکل @davood_jamali Instagram: davoodjamalii
273
6
‍. شعر بیست و ششم از مجموعه « دستم را بده » منتظرم       به صد زبان       آلاله       کاش کمی حرف بزنی       با همین دهنی       که گاه کمی آه می‌کشد در خون [خفه] شیشه را چطور می‌شود درید آخر        بمیرم برای پارگی پیراهنت        از ریشه جیغ بکش        [زار بزن عزیز دلم]        در بغلم داد بزن        ای بهار ِ بور ِ از دور هم دوست‌داشتنی تووی خودت نریز         از هم نریز مرا         بیراهه را نکش سمت خودت         فرار نکن         رقص تاریکی لابلای نور         کور می‌کند         میهمانان میهمان‌کُش را         با خودت چه می‌گفتی پشت آن درهای صمم بکم          [از توو چه سوخته‌ای...]          با خودت چه می‌گویی!؟          [از توو چه سوخته‌ای...] لای لای گولوم ای لای لای ای لای لای سیزلداماسام اولماز*  شنیده‌ام بریده بریده بوسیده‌اندت دریده‌ها           جریده‌های بی‌خبر از غمت را خاک بر سر ای خاک بر سرم خبر نداشتم عزیز دلم          [داد بزن]          شنیده‌ام گم شده هق هق‌ات حق ِ گرفتن حقت را گرفته بودند آه عزیز دلم         عادت نکن به بی صدا گریه کردن          از ریشه در بغلم زار بزن          سیزیلدا بویووا قوربان سیزیلدا گولوم** داغ باغی          [ای باغِ داغ]           به کجای زیبایی‌ات اشاره کنم           که آه نداشته باشد!؟ پرنده را که لیس نمی‌زنند که         با مشت توی چشم خیس نمی‌زنند که         بنویس [بنویس] که نمی‌زدند         که چه می‌زدند [آخ...]         که می‌زدند ای لای لای ای لای لای جاوان گولوم لای لای         سیزلداماسام اولماز ای... داوود جمالی * مویه نکنم نمی‌شود ** مویه کن فدای قامتت گلم @davood_jamali Insta:davoodjamalii
257
7
غزل 13 از کتاب «ازهم‌ریخته» ما ظرف های خود خوری بودیم گاهی که دلتنگ از پری بودیم از حد مضاعف گریه می کردیم تفریح می کردیم با
غزل 13 از کتاب «ازهم‌ریخته» ما ظرف های خود خوری بودیم گاهی که دلتنگ از پری بودیم از حد مضاعف گریه می کردیم تفریح می کردیم با غم ها ما قرص خنده می زدیم اما هنگام مصرف گریه می کردیم شکلک درآوردیم؛ برگردید از پشت شیشه سردرآوردید! از شوق رفتن پر درآوردید تا باز می شد در پُر از امید صف می کشیدید و نمی دیدید ما خارج از صف گریه می کردیم در آخرین لبخند حرفی نیست جز  " دوستت دارم ، خداحافظ " پس دوستت دارم خداحافظ بی حفظ ظاهر بعد از آن تنها تا خانه تا دارالمجانین با بغض مخفف گریه می کردیم در جشن ها حاضر شدیم اما از جشن ها چیزی نفهمیدیم ما مست دور درد چرخیدیم تا جای خالی جای خالی را با جای خالی جای خالی ها... با هق هق ِ دف گریه می کردیم از درد گفتن کار دشواری ست مارا شنفتن کار دشواری ست پس واقعا حرفی نمی ماند هر کس که مارا دیده می داند در طول بهبودی مان جای بحث مزخرف گریه می کردیم @gusann
194
8
. بوی ِ خون را با عطر تو دوام آورده‌ام #داوود_جمالی @davood_jamali Instagram: davoodjamalii
199
9
. نمی‌توانم گفت با تو اين راز نمی‌توانم گفت در کجای دشت نسيمی نيست که زلف را پريشان کند آرام آرام از کوه اگر می گويی  آرام‌تر بگوی! بار گریه‌ای بر شانه دارم برکه‌ای که شب از آن آغاز می‌شود ماهی اندوهگين می‌گردد و رشد شبانهٔ علف پوزهٔ اسب را مرتعش می‌کند آرام آرام از دشت اگر می‌گويی. گياهی که در برابر چشم من قد می‌کشد در کدامين ذهن است به جز گوسفندی که اينک پيشاپيش گله می‌آيد آه می‌دانم اندوه خويشتن را من صيقل نداده‌ام! بتاب رويای من! به گياه و بر سنگ که اينک معراج تو را آراسته‌ام من گرگی که تا سپيده دمان بر آستانهٔ ده می‌مانَد بوی فراوانی را در مشام دارد صبحی اگر هست، بگذار با حضورِ آخرين ستاره در تلاوتی ديگرگونه آغاز شود ستاره‌ها از حلقومِ خروس تاراج می‌شوند تا من از تو بپرسم اکنون ای سرگردان! در کدام ساعت از شبيم؟ انبوهیِ جنگل است که پلک مرا بر يال اسب می‌خواباند و ستاره ای غيبت می‌کند تا سپيده‌دمان را به من باز نمايد ميراث گريه آه در قوم من سينه به سينه بود #هوشنگ_چالنگی @davood_jamali Instagram: davoodjamalii
260
10
. گفتم سر فرصت بگویم دوستت دارم من دوستت دارم ولی فرصت نخواهم کرد داوود جمالی @davood_jamali Instagram: davoodjamalii
320
11
. گفتم که رقص‌کردن به چه ‌آید؟ گفت به اینکه جان قصد بالا کند، همچو مرغی که ‌خواهد خود را از قفسِ تن به در اندازد. قفس‌‌ِ تن مانع آید. مرغِ جان، قوّت کند و قفس ِ تن را از جای برانگیزاند. اگر مرغ را قوّت عظیم بود، پس قفس بشکند و برود و اگر آن قوّت ندارد، سرگردان شود و قفس را با خود می‌گرداند. • فی‌ حالة‌ الطفولية • سهروردی @davood_jamali
381
12
طریقه باز کردن دستبند پلاستیکی #مهسا_‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌امینی Reza Aghili | رضا عقیلی @Magzhaneh
طریقه باز کردن دستبند پلاستیکی #مهسا_‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌امینی Reza Aghili | رضا عقیلی @Magzhaneh
77
13
Shervin hajipour - Baraye Azaadi - XWHISKY REMIX.mp3
82
14
jamali.pdf
79
15
لینک خرید مستقیم کتاب : https://ihambook.ir/product/دستم-را-بده @davood_jamali
لینک خرید مستقیم کتاب : https://ihambook.ir/product/دستم-را-بده @davood_jamali
66
16
«برگرد» خواننده: حامد یوسفی ترانه‌سرا: داوود جمالی آهنگساز: رضا وهابی میکس و مسترینگ: شهراد سالیار
111
17
«برگرد» خواننده: حامد یوسفی ترانه‌سرا: داوود جمالی آهنگساز: رضا وهابی میکس و مسترینگ: شهراد سالیار https://soundcloud.app.goo.gl/MAFn1
111
18
خواب سه‌تارنوازی @rahmanqazvini @rahmanqazvini
193
19
فرم، اندیشه، عاطفه، تخیل، موسیقی، تصویر، روایت و هر چیزی در ساخت شعر چنان وابسته به بافت شعر است که شباهت (صرفا شباهت!) در متن این آثار جز در سطح نمی‌تواند اتفاق بیافتد. این تفاوت وقتی آشکارتر می‌شود که در این آثار جز متن همه‌ی عوامل را حذف کنیم؛ بر روی کاغذ تفاوت‌ها بسیار ملموس‌تر خواهد بود! موضوع در شعر موضوع پشت کلمات نیست، موضوع لغزان در ، رو و لای کلمات است. برای همین شعر اعصاب می‌طلبد، در مواجهه اولیه تخریب می‌کند. پس‌زننده‌س و به معنای واقعی اهلش را می‌طلبد. اهل جایی بودن با یکی دو ماه اقامت امکان پذیر نیست شرایط دارد و این شرایط هر چه شهر مورد نظر پیشرفته‌تر باشد دشوارتر است. در رپ موضوع تا حد زیادی مشخص است. و شکلهای متفاوت گفتن مخاطب را به این اشتباه می‌اندازد که متن چند لایه است. حال آنکه متن در این دست آثار اگر ازهم‌ریخته نباشد نهایتا یک تا دو لایه‌ی ضمنی می‌تواند ایجاد کند. کنایه و ایهام و چند آرایه ادبی در سطرهایی از متن به موضوع لایه نمی‌دهد. نهایتا با خواندن متن روی کاغذ همه چیز لو می‌رود و سپس لذت از متن لذتِ نوستالژیک شنیدن اثر است. همین امر باعث می‌شود جذابیت‌های صوتی دوام اثر را تعیین کند. سوال: این شعر که از آن حرف می‌زنید کو، کجاست و چیست؟ پاسخ: نمی‌دانم. همه می‌گردند و خروارها اطلاعات درباره‌اش هست اما سوال همچنان و همیشه به قوت خود باقی است. ادبیات برای همه‌ است و هر کسی و هر چیزی به فراخور نیاز و به فراخور توان و ظرفیتش می‌تواند از آن بهره‌مند شود اما اینکه هر کس که به مدرسه رفت را دکتر خطاب کنیم یک شوخی‌ست که اگر شاگرد کلاس اول باورش کند می‌تواند منجر به ترک تحصیلش شود چون دیگر نیازی به درس خواندن نمی‌بیند چرا که فکر می‌کند ناسلامتی دکتر است. تیر۱۴۰۰
167
20
یادداشتی برای رپ‌دوست‌ها داوود جمالی جوان‌ترها فکر می‌کنند اهل ادبیات از سر لجبازی متن‌های پر از آرایه و تکنیک موسیقی‌های باکلام به خصوص موسیقی رپ را شعر نمی‌دانند. شعر چه دارد که این متن‌ها ندارند؟ به زعم من که خودم را مخاطب ادبیات می‌دانم تفاوت‌های بسیاری در میان است که می‌شود به طور مفصل به آنها پرداخت. اما شاید ارایه چند از آن‌ها، آن هم به صورت بسیار کلی و تیتروار سرنخ‌هایی به بحث بدهد. خاستگاه رپ با موضوعاتی آغاز شده است. واکنش به موضوعاتی بوده و واکنش به موضوعاتی‌ست. این موضوعات نقش اساسی در روند شکل‌گیری متن‌ها دارند. آنچنان ذاتی ِ موسیقی رپ هستند که وقتی متن می‌خواهد با موسیقی هیپ هاپ تلفیق شود لاجرم خودش را در میان موضوعاتی از همان دست پیدا می‌کند. با ظهور خواننده‌ها و رپر‌هایی که در متنشان مایه‌ها و آرایه‌های ادبی برجسته می‌شوند شباهتی که این صنایع بین دو حوزه ایجاد می‌کند مخاطب این آثار را که با سطح ِ متن روبروست درگیر این تشابه سطحی می‌کند و به این غلط می‌اندازد که با شعر روبروست. خاستگاه شعر زبان است. شعر خودش موضوع خودش را ایجاد می‌کند. هر چند زبان جاری در جامعه است اما جامعه، تنها زبان نیست و موضوعات جاری ِخودش را دارد. وقتی می‌گوییم شعر، از متن ِتولید شده توسط شاعران حرف نمی‌زنیم از چیزی حرف می‌زنیم که شاعران در صدد رسیدن و درست‌تر اگر بگویم در صدد نزدیک شدن به آن هستند. ‏ ‏مخاطب این موسیقی‌ها که آهنگی را نمایشنامه و داستان و شعر می‌بیند، باید ببیند دلیل به وجود آمدن هر یک از این ساحت‌های ادبی چه بوده و در سیر خلق و پیشرفتِ این ساحت‌ها، آن آهنگ در چه مختصاتی قرار می‌گیرد. با بررسی بیشتر و دقیق‌تر درمی‌یابیم اساسا نسبتی جز شباهت ظاهری بین این دو نیست. البته نبایست از اهمیت این شباهت غافل شد. متنی که در صدد نزدیک شدن به ادبیات است با متنی که از هر دغدغه‌ی ادبی خالی‌ست بسیار متفاوت است. مساله خَلط موضوعات است و بیشتر از آن تبعاتی که این اختلاط به دنبال میآورد. هدف خود ِ خاستگاه خواه و ناخواه تا حد زیادی تعیین‌کننده‌ی هدف است. و غالبا وقتی کسی یا کسانی خواسته‌اند برخاسته‌ای را از مسیر طبیعی ِ خود منحرف کنند خودشان منحرف شده‌اند و جریان، مسیر خود را رفته‌است. در برخی از آثار ِافرادی که مدعی این تغییر بوده‌اند، سطح تا حدی متفاوت، مخاطبشان را به اشتباه می‌اندازد که موضوع و هدف عوض شده اما با نگاهی دقیق‌تر می‌شود دید که موضوعات همچنان همان موضوعات‌اند فقط با روبنایی متفاوت که اغلب نویدِ بازاری تازه است تا شکل دیگرگون از هنر. تفاوت میان این آثار از دید ادبیات همان تفاوتِ بتمرگ و بنشین و بفرما‌ست. اما دغدغه¬ای ادبیات در همین مثال چیزی‌ست شبیه اصلا چرا گفت‌وگو ، چرا تفاوت و سوالهای تازه و بسیاری که می‌تواند همین حالا تووی ذهن شما برای اول بار نشسته باشد. ادبیات و به خصوص شعرِ هر دوره با مختصات فکری، زبانی، فرهنگی، هر دوره دست‌خوش تغییر شده، می‌شود و خواهد شد، شعر با تغییر اندیشه تغییر می‌کند و بسیار وقت‌ها دنیای خودش را می‌سازد پیش از آنکه دنیا بتواند به آن ساخت برسد، پیش از آنکه کسی چنین دنیایی را به رسمیت بشناسد یا حتی درک کند. لازم به ذکر است تغییر اندیشه، متفاوت از تغییر جامعه است. جامعه می‌تواند با یک اندیشه قرن‌ها به شکل متفاوتی خودش را تکرار کند و از طرفی اندیشه می‌تواند در وضعیت ظاهری یکنواخت، حرکت و زایش داشته باشد. هدف در ادبیات توسط خود ادبیات بدعت گذارده می‌شود. صحبت از هدف در ادبیات امر مشکلی‌ست و مشکل زمانی شدت بیشتر پیدا می‌کند که روی صحبت با مخاطبی باشد که ادبیات را از کتاب‌های درسی و نهایتا از رسانه‌های عمومی می‌شناسد. هر چند این چنین سخنی نوعی در رفتن از پاسخ به نظر می‌آید اما برای مخاطبی که دغدغه‌ی حقیقت دارد قطعا زمان گذاشتن و کمی به اقیانوس عظیم ادبیات نزدیک شدن ارزشش را خواهد داشت. برای این مهم سه بخش مهم برای تحقیق وجود دارد. اول خواندن آثار درخشان دوره‌های مختلف ادبی. دوم خواندن تاریخ ادبیات برای درک چرایی و چگونگی تغییر‌ها سوم خواندن نظریات و تئوری های ادبی برای بدست آوردن ابزاری برای صحبت از ادبیات. ساخت تک ساحتی بودن ساخت شعر که همانا زبان است شعر را ملزم به خودبسندگی در شکل بیرونی می‌کند. یعنی شعر برای صورت‌بندی خودش، برای موسیقی‌اش، برای اندازه‌اش برای همه‌ی ماهیتش چیزی جز زبان را نمی‌پذیرد و اگر متنی نام شعر روی خودش گذاشت و چیزی از بیرون پذیرفت از خلوص آن کاسته شده است. برعکس موسیقی کلامی به خصوص موسیقی‌های پاپ و هیپ-هاپی دائم برای رفع کاستی‌های خودش چنگ به ابزار‌ها و چیزهای مختلف می‌زند که یکی از آن‌ها هم ادبیات است. و از آنجا که خود ِ این دست، ضعیف است آن طور که باید چیزی هم گیرِ چنگش نمی‌آید.
80