تفکر و یادگیری متمرکز(تیم)
Открыть в Telegram
626
Подписчики
Нет данных24 часа
Нет данных7 дней
Нет данных30 дней
Архив постов
وقتی عطشی شکفته برمیخیزد
صد علقمه نهر خفته برمیخیزد
ساقی، لب تر نکرده با طوفانش
دریا، لبیک گفته برمیخیزد
@THINKINGandLEARNING
#تفکر_در_طول_زمان
#عاشورا
🔸سید منصور نود سال دارد و پنجاه سال عباس خوان تعزیه ی ظهر عاشورا در روستا بوده. پدرش هم عباس خوان بوده. پسرش حامد حالا عباس خوان است. قد بلند، صدای رسا و هیبت عباسی در طایفه ی آنها زبانزد است.
دعوایی سر عباس خوانی نیست. مردم خودشان این طایفه را می پسندند. هنوز هم که حامد عباس خوان است، مردم نذرهایشان را به علم سید منصور می بندند. سید منصور پیر شده، از پا افتاده اما هنوز غیرت ایل است. امسال ظهر عاشورا نوه اش ابوالفضل در خیمه ی امام با بچه هاست اما همه ی حواسش به باباست. از همین حالا شعرهای عباس خوان را از بر است. گاهی هم با پدربزرگ و بابایش مشق عباس خوانی می کند.
🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎
@THIKINGandLEARNING
#سیستم
#عاشورا
🔶شب تاسوعای حسینی ست. مثل خسی در دریای اشک و آه و نوحه در کوچه های سرپوشیده ی بازار به این سو و آن سو کشانده می شوم. ناگهان موجی بزرگ مرا می رساند به مسجد جامع شهر و وقتی به خود می آیم می بینم مهمان نماز جماعت شده ام. در شهر زیبای اردبیل که نام قدیمش دارالارشاد بوده. شهری که به راستی مصداق کامل اقامه ی عزای شهدای کربلاست.
یاد امام حسین(ع)، حضرت ابالفضل العباس(ع) و ائمه ی اطهار در ذرّه ذرّه ی وجود این مردم ریشه کرده است.
به راستی که مثل شجره ی طیّبه است سیستم عزا در این شهر. سرشاخه ها شش محله ی اصلی هستند - به عدد گوشه های مزار سیدالشهدا(ع) - و هر سرشاخه چندین شاخه دارد که مسجدهای محلّه را تشکیل می دهند و هرکدام طبق برنامه ای مشخص و در مکانهایی از پیش تعیین شده می گردند و عزاداری می کنند.
شش سیستم با زیر سیستم هایی که هریک سیستمی هستند با اعضا و مداح خاص خودشان و ظهر عاشورا همه ی سرشاخه ها و شاخه ها در مکانی باشکوه در مرکز شهر روبروی مسجد عالی قاپو در نزدیکی بقعه ی شیخ صفی الدین جمع می شوند و شکوه عزای حسینی را صدچندان می کنند. مراسمی بسیار منسجم و متّحد.
اقامه ی عزا در این شهر، محدود به ایام محرم نیست. هفته خوانی ها و مداحی های حرفه ای در ایام خاص و ذکر شهدای کربلا در مراسم ترحیم درگذشتگان، نمونه هایی از این پویایی ست. تا بدین بهانه نام شهدا از ذهن و زبان و قلب مردم پاک نشود. مردمی که در تابلوی ورودیه ی شهرشان نوشته اند: " به پایتخت حسینیّت خوش آمدید."
🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎
@THINKINGandLEARNING
#تغییرات_کوچک
🔸چشم عادی قادر به درک تغییرات کوچک نیست. تنها یک متفکر سیستمی درک می کند که وقتی سطحی را برش می دهیم، فاصله ی هوایی بین مولکول ها زیاد شده و این فاصله های بسیار کوچک در مجموع عدد قابل توجهی را تشکیل می دهند.
منبع GIF: شگقتی ها و عجایب دنیا
🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎
@THINKINGandLEARNING
#خطاهای_برداشتی
#فریب_تمرکز
#کل_نگری
#تمرکز_سه_گانه
#هوش_سیستمی
🔸تابستان که در اردبیل همراه با خانواده ام مشغول قدم زدن در خیابان های زیبای شهر و تماشای چشم اندازهای مه گرفته ی سبلان هستم، آرزو می کنم کاش در تهران زندگی نمی کردم، اما زمستان ها که گاه به اقتضای کار مهمی به این شهر سفر می کنم ، خیابان های یخ زده. رهگذران سر در گریبان برده از سوز سرما و سرفه های کودکان در راهروهای شلوغ درمانگاه ها نظرم را به کلی عوض می کند. واقعیت این است که تنها توجه به چند جز از زندگی روزمره ی دیگران نگاهم را از کلیّت زندگی جاری در این شهر- در طول سال- دور کرده است.
گاهی به خودم می گویم : " تهران شلوغ و آلوده است. جنبه های منفی زیاد دارد اما جمع جبری اش برایم مثبت است. حتما مردم اردبیل هم عین همین تعبیر را درباره ی شهر خودشان در مقایسه با پایتخت دارند. همان پایتختی که ساختمان های بلند، پاساژهای بزرگ و... دارد. آن گاه به این نتیجه می رسم که باید به داشته های خودم راضی باشم و همین که فرصت های تنوع در زندگی ام وجود دارد خدا را شکر کنم. اگر توانستم سیستم زندگی ام را تغییر بدهم و اگر خارج از توانم بود با مقایسه ی خود و دیگران آرامشم را مخدوش نکنم. این همان #هوش_سیستمی در مدیریت برخورد با دیگران و سیستم های بزرگ زندگی است که در کتاب #تمرکز_سه_گانه به تفصیل درباره ی آن توضیح داده شده است.
"رالف دوبللی" در کتاب "هنر خوب زیستن" این خطای برداشتی را "فریب تمرکز" نامیده است و می گوید:
" یک بار وارن بافت یکی از ثروتمندترین آدمهای دنیا زندگی خودش را با زندگی یک شهروند معمولی مقایسه کرد. تفاوت آنقدرها هم زیاد نبود ، بافت هم مثل من و شما یک سوم عمر خودش را روی یک تشک معمولی در خواب بوده است . بافت هم لباسهایش را مثل من و شما و با همان بهای ارزان از فروشگاه های معمولی می خرد، ، میز کارش عادی ست و تنها تفاوتش که خیلی به چشم ما می آید، شاید ماشین گران قیمت باشد. با تمرکز بر موضوعات جزیی، شما فقط زندگی خوبتان را تلف میکنید."
یادمان باشد مقایسه ی خود با دیگران، صرفا با توجه به چند جزء از کل سیستم زندگی، کار درست و منجر به آرامشی نیست.
محمد حسن حسینی
🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎
کانال تفکر و یادگیری
@THINKINGandLEARNING
#بیشعوری
#هوش_عاطفی
#گفت_و_گو
🔸امروز در گفت و گو با پسرم -امیر حسین - به نکته ی جالبی رسیدیم و آن این که اگر خواندن کتاب "بیشعوری"، "خودآگاهی" ما را افزایش بدهد مفید است و گرنه برچسب زدن های ما نسبت به دیگران را زیاد خواهد کرد و این یعنی تغذیه و فربه کردن "من ذهنی و غیر واقعی" مان که دائم می خواهد ما را برتر از دیگران جلوه بدهد.
"خودآگاهی" کلمه ی کلیدی در مدیریت بر خود ( هوش عاطفی) در کتاب خواندنی "تمرکز سه گانه" نوشته ی "پیتر سنگه" و "دانیل گلمن" است که خواندن آن را به همراهان عزیزم در" تفکر و یادگیری" پیشنهاد می کنم.
محمد حسن حسینی
🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎
کانال تفکر و یادگیری
@THINKINGandLEARNING
🔘در سایه سار نخل ولایت
خجسته باد نام خداوند، نیکوترین آفریدگاران
که تو را آفرید.
از تو درشگفت هم نمی توانم بود
که دیدن بزرگیت را، چشم کوچک من بسنده نیست:
مور، چه می داند که بر دیواره اهرام می گذرد
یا بر خشتی خام.
تو، آن بلندترین هرمی که فرعونِ تخیل می تواند ساخت
و من، آن کوچکترین مور، که بلندای تو را در چشم نمی تواند داشت
درشتناک چون خدا بر کائنات ایستاده ای
و زمین، گویچه ایست به بازی، در مشت تو.
و زمان، رشته ای، آویخته از سرانگشت تو
و رود عظیمِ تاریخ، جوباری
که خیزابِ امواجش
از قوزک پایت، در نمی گذرد...
پایی را به فراغت بر مرّیخ، هِشته ای
و زلالِ چشمان را با خونِ آفتاب، آغشته
ستارگان را با سرانگشتان، از سرِ طیبَت می شکنی
و در جیب جبریل می نهی
و یا به فرشتگان دیگر می دهی
به همان آسودگی که نان توشه جوین افطار را به سحر می شکستی
یا، در آوردگاه،
به شکستن بندگان بت، کمر می بستی
چگونه اینچنین که بلند بر زَبَرِ ماسوا ایستاده ای در کنار تنور پیرزنی جای می گیری،و زیر مهمیز کودکانه بچگکان یتیم،
و در بازارِ تنگِ کوفه...؟
پیش از تو، هیچ اقیانوس را نمی شناختم
که عمود بر زمین بایستد...
پیش از تو، هیچ خدایی را ندیده بودم
که پای افزار وصله دار به پا کند،
و مشکی کهنه بر دوش کشد
و بردگان را برادر باشد.
آه ای خدای نیمه شبهای کوفه تنگ
ای روشنِ خدا
در شبهای پیوسته تاریخ
ای روح لیلة القدر
حتّی اذا مَطلَعِ الفجر
اگر تو نه از خدایی
چرا نسل خدایی حجاز، «فیصله» یافته است...؟
نه، بذرِ تو، از تبار مغیلان نیست...
خدا را، اگر از شمشیرت هنوز خون منافق می چکد،
با گریه یتیم کان کوفه، همنوا مباش!
شگرفی تو، عقل را دیوانه می کند
و منطق را به خودسوزی وا می دارد.
خِرَد به قبضه شمشیرت بوسه می زند
و دل در سرشک تو، زِنگارِ خویش، می شوید
امّا:
چون از این آمیخته خون و اشک
جامی به هر سیاهْ مست دهند،
قالب تهی خواهد کرد.
شب از چشم تو، آرامش را به وام دارد
و توفان، از خشم تو، خروش را.
کلام تو، گیاه را بارور می کند
و از نَفَسَت گل می روید
چاه، از آن زمان که تو در آن گریستی، جوشان است.
سحر از سپیده چشمان تو می شکوفد
و شب در سیاهی آن، به نماز می ایستد.
هیچ ستاره نیست که وامدارِ نگاهِ تو نیست؟
لبخند تو، اجازه زندگیست
هیچ شکوفه نیست کز تبار گلخند تو نیست
زمان، در خشم تو، از بیم سِترون می شود
شمشیرت به قاطعیت «سِجّیل» می شکافد
و به روانی خون، از رگها می گذرد
و به رسایی شعر، در مغز می نشیند
و چون فرود آید، جز با جان برنخواهد خاست
چشمی که تو را دیده است، چشم خداست.
ای دیدنی تر!
گیرم به چشمخانه عَمّار
یا در کاسه سرِ بوذر
هلا، ای رهگذران دارالخلافه!
ای خرمافروشان کوفه!
ای ساربانان ساده روستا!
تمام بصیرتم برخی چشم شمایان باد
اگر به نیمروز، چون از کوچه های کوفه می گذشته اید،
از دیدگاه معبری برای علی ساخته باشید،
گیرم، که هیچ او را نشناخته باشید.
چگونه شمشیری زهرآگین
پیشانی بلند تو، این کتاب خداوند را، از هم می گشاید
چگونه می توان به شمشیری، دریایی را شکافت!
به پای تو می گریم
با اندوهی، والاتر از غمگزایی عشق
و دیرینگی غم
برای تو با چشمِ همه محرومان می گریم
با چشمانی: یتیمِ ندیدنت
گریه ام، شعر شبانه غم توست...
هنگام که به همراه آفتاب
به خانه یتیمکان بیوه زنی تابیدی
و صَولتِ حیدری را
دستمایه شادی کودکانه شان کردی
و بر آن شانه، که پیامبر پای ننهاد
کودکان را نشاندی
و از آن دهان که هَرّای شیری می خروشید
کلمات کودکانه تراوید،
آیا تاریخ، به تحیر، بر دَرِ سرای، خشک و لرزان نمانده بود؟
در اُحُد
که گلبوسه زخمها، تنت را دشتِ شقایق کرده بود،
مگر از کدام باده مهر، مست بودی
که با تازیانه هشتاد زخم، بر خود حدّ زدی؟
کدام وامدارترید؟
دین به تو، یا تو بدان؟
هیچ دینی نیست که وامدارتو نیست
دری که به باغِ بینش ما گشودهای
هزار بار خیبری تر است
مرحبا به بازوان اندیشه و کردار تو
شعر سپید من، روسیاه ماند
که در فضای تو، به بی وزنی افتاد
هرچند، کلام از تو وزن می گیرد
وسعت تو را، چگونه در سخنِ تنگمایه، گنجانم؟
تو را در کدام نقطه باید به پایان برد؟
تو را که چون معنی نقطه مطلقی.
اللّه اکبر
آیا خدا نیز در تو به شگفتی درنمی نگرد؟
فتبارک اللّه، تبارک اللّه
تبارک اللّه احسن الخالقین
خجسته باد نام خداوند
که نیکوترین آفریدگاران است
و نامِ توکه نیکوترین آفریدگانی.
سیدعلی موسوی گرمارودی
🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎
کانال تفکر و یادگیری
#ظرف_ها
#بیشعوری
🔸یکی از دوستان می پرسید: " کتاب بیشعوری خیلی پر فروش شده. به نظر شما باید آن را خواند؟"
گفتم: " مشکلی نیست. فقط حواسمان باشد که از طبقه بندی بیشعورها و برچسب زدن آن ها در اطراف مان نباید لذت ببریم. حواسمان باشد که ذهن غوغاگر یا به تعبیر بهتر همان "منیّت" ما از برچسب زدن به آدمها تغذیه می شود و روز به روز فربه تر می گردد. ما وقتی با دیگران یا با خودمان درباره ی بیشعورها سخن می گوییم، منیتّ مان حسابی کیف می کند و لذت می برد."
حواسمان به ظرف های پنهان باشد.
🍎🍎🍎🍎🍎🍎
@THINKINGandLEARNING
در کانال "سلاماًسلاما" به آدرس:
@salamansalama
نتایج جستجوی خود و دوستانم را در قران، با موضوع "آرامش ذهن" منتشر می کنم.
محمد حسن حسینی
#تفکر_در_طول_زمان
🔘بخشی از گفت و گوی سلیم(#سلاماً_سلاما) با دکتر احمد رضا آذر، روان شناس، فیلسوف، هنرمند و مدیر مرکز فرهنگی "سرویاسین"
امام علی (ع) قبل از آنکه اشاره کند هر که دو روزش مساوی باشد مغبون است، فرزندان را به نحوی آینده ی والدین اطلاق میکند.
"پسرم من و تو دو وجه از یک امر هستیم، من گذشته ی توام و تو آینده ی من. من تلاش می کنم با سفر در خودم آینده ی خوبی برایت باشم و تو نیز با سفر در خودت مرا خواهی دید. اگر خودت را درست کنی مرا درست کرده ای و اگر من خودم را درست کنم تو را پیشرفت داده ام."
🍎🍎🍎
در واقع من گذشته ام بیشتر از توست و تو آینده ات بیشتر از من است. زمان در تسخیر ماست.
🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎
کانال تفکر و یادگیری
@THINKINGandLEARNING
🔸حديث سلسله الذهب كه در نيشابور بر زبان امام رضا (ع) جاري شد، وصف سلسه ي زرين ولايت است. سلسله اي كه دوازده امام معصوم شيعه را شامل مي شود. ظهور فرقه هاي مختلف مثل زيديه، اسماعيله و .....به صورت جدي تا زمان امامت امام رضا(ع) ادامه داشت و بعد از آن داعيه ي جدي در امامت پديد نيامد. يعني هركس امامت امام هشتم را پذيرفت ، وارد حريم امن ولايت دوازده امام - كه همانا كلمه قدسيه لا اله الا الله باشد- مي شود. اينكه امام رضا(ع) وجود مبارك خودشان را شرط ورود به حريم امن توحيد مي نامند از همين روست. شكي نيست كه ائمه (عليهم السلام ) همگي نور واحدند و البته منبع فيض لايزال خداوند. اما امام هشتم(ع) حلقه ي اتصال و ورود به حريم قدسي مي باشند. ميلاد اين فرزند نوراني وحي و اين منبع بركت سرزمين عزيزمان را به همه ي شيعيان تبريك عرض مي كنم.
محمد حسن حسینی
🍎🍎🍎🍎🍎🍎
کانال تفکر و یادگیری
#من_چه_باید_بکنم؟
🔸این نام را به عنوان سرفصل وظیفه هایم در اوضاع به هم ریخته ی اطرافم انتخاب کرده ام. شما "عهدنامه ی ارزش های فردی در قبال مشکلات جامعه " بدانیدش.
۱. اضطراب، تشویش و نا امیدی را میان مردم منتشر نخواهم کرد. هر پیام کوچکی می تواند چرخ و حلقه ای بزرگ را بچرخاند و دینامیکی را فعال کند . من آب در آسیاب تشویش جمعی نمی ریزم. آرد این آسیاب برای مردم نان و قوت و قوّت جان نخواهد شد.
۲. هر کاری از دستم برآید برای بهتر شدن اوضاع انجام خواهم داد. برای این منظور در میان حلقه های آشکار و پنهان اطرافم دنبال نقاط اهرمی می گردم که با کمترین کار بیشترین اثر را بگذارم. گاهی وقتها پاس گل از خود گل مهم تراست و گاهی پاسی که به پاس گل می انجامد اما حواسم خواهد بود گل به خودی نزنم.
۳. دنبال این خواهم گشت که کجاها بیشتر در اختیار من است و بیشترین اثر را می توانم بگذارم. اگر چیزی در اختیار من نباشد برای تغییرش زمان صرف نخواهم کرد.
۴. توانمندسازی مردم برای حل مسایلی که راه حلش نزد خود آن هاست، بهتر از تلقین کهن الگوی "دشمن جایی آن بیرون است " خواهد بود.
۵. لوله ی هدایت خبرهای بد به آسیاب تشویش نخواهم شد. روزگار بدی شده. ما همه چیز را از یک دست می گیریم و به دست بعدی می دهیم. بازی کلاف که یادتان هست. بگیر. بچرخان. بده بغلی.
لوله ی انتقال بودن با تاًثیر گذاری و تولید محتوا فرق دارد.
۶. بچه ها. بچه ها مهمند. نباید فراموش شوند. سعی خواهم کرد روش های مقابله با چیزهایی که تغییر آن ها در اختیار شان نیست را یادشان بدهم.
محمد حسن حسینی
🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎
@THINKINGandLEARNING
#حلقه_های_زندگی
🔸حلقه های زیادی در زندگی ما می چرخند. در خانه، محله، خیابان، محیط کار، مدرسه، دوستان و آشنایان، جامعه و ....
شاید نتوانیم جلوی حرکت و چرخش آن ها را بگیریم. شاید تغییر در تند و کند شدن همه ی آن ها در محدوده ی قدرت ما نباشد، اما با کمک بعضی از آن ها می توانیم در کل زیبایی خلق کنیم. خوب و بد زندگی با هم است. هنرِ ما استفاده از تعامل اجزا برای تبدیل شدن به یک کل زیباست. معنای زندگی همین است.
🍎🍎🍎🍎🍎🍎
@THINKINGandLEARNING
در راستای گسترش و نهادینهسازی تفکر سیستمی و ابزارهای آن، اولین کنفرانس تفکر سیستمی در عمل برگزار میگردد.
برای اطلاع از آخرین رویدادهای کنفرانس به کانال مربوطه مراجعه نمایید👇:
@STinPConference
سالروز شهادت امام صادق(ع) - اولین فیلسوف گفت و گو در جهان اسلام- تسلیت باد!
#پیوستگی
#هم_سیستمی
🔸شنیده ام هنگام جابجایی فیل ها با هواپیما، تعدادی جوجه مرغ در قفس شان قرار می دهند؛ چون فیل ها برای آنکه مبادا پای خود را روی جوجه ها بگذارند حرکتی نخواهند کرد.
راستی ما آدم ها چقدر حواسمان به دیگران هست؟ خیلی کارها می کنیم که ممکن است به دیگران صدمه بزند ولی این موضوع را درک نمی کنیم. ما در دنیا تنها نیستیم. همه ی ما عضو سیستم هایی هستیم که باید حواسمان به تغییرات پنهان آن ها باشد.
متفکران سیستمی این مفهوم را "پیوستگی" می نامند. اما اجازه بدهید همین جا یک نام بهتر برای آن پیشنهاد کنیم. "هم سیستمی". هم سیستمی شکل های مختلفی دارد. مثل همکلاسی. همکاری، هم خانوادگی، همشهری، هم وطنی، همسفری، هم کیشی، هم خانوادگی را گفتم؟
یادمان باشد حواسمان به کوچکترها و بزرگ تر ها و هم اندازه هایمان در زندگی باشد.
محمد حسن حسینی
🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎
@THINKINGandLEARNING
تفاوت فکر و تفکر از منظر دکتر دینانی
🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎
@THINKINGandLEARNING
@STinP
