1 947
Подписчики
Нет данных24 часа
-1767 дней
-2 34530 дней
Архив постов
1 947
نقد و بررسی داستان کوتاه کوچ از سروش چیت ساز به تاریخ شانزدهم مرداد ماه هزار و سیصد و نود و هفت و دیگر هیچ...
1 947
به سرو گفت كسي ميوه اي نمي آري؟
جواب داد كه آزادگان تهي دستند
جناب آقاي محمدحسين ملكيان(فراز)،
با نهايت اندوه، درگذشت پدر بزرگوارتان، جانباز سرافراز مرحوم قاسم ملكيان را خدمت شما شاعر ارزشمند و خانواده ي صبور و گرانقدرتان تسليت عرض مي نماييم.
صبر، همقدم روزهاي سختتان و توفيق و پيشرفت، مايه ي سربلندي و افتخار خانواده تان باد.
مركز آفرينش هاي ادبي قلمستان
@ghalamestannews
1 947
درس گفتارهاي محمود نيكبخت
#شعرچيست
درباره چيستي و چگونگي شعر
مكان ثبت نام:باغ غدير،ساختمان الغدير
#قلمستان
32602014
@ghalamestannews
1 947
🌲
اشعار #صائب عصارهٔ فرهنگ ایران است.
زندگی و شعر صائب تبریزی در گفتوگو با دکتر #سیدمهدی_نوریان، استاد ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان
(قسمت سوم)
قبر صائب را چه کسی کشف کرد؟
استاد همایی بر اساس مطالبی که در کتاب های مختلفی خوانده و حدود تقریبی آن را به دست آورده بودند، مدتی را درآنجا گشتند تا بالاخره سنگ قبر صائب را کشف کردند و از زیر خاک بیرون کشیدند. انگار انبار چوب شده بوده؛ استاد همایی چوبها را پس میزنند و... . برای افتتاحیه مقبره صائب، استاد همایی و امیری فیروزکوهی و دکتر مصفا و ... حضور داشتند. مجلس بسیار خوبی بود. شعری هم استاد همایی خواندند که در آرامگاه نوشته شده است.
صائب با وجود موقعیتی که داشته و شما هم به آن اشاره کردید، غم پنهانی در اشعارش نهفته است. دلیل این غم چه بوده است؟
این بیت صائب گویای همه چیز است: «نیرنگ چرخ، چون گل رعنا درین چمن/خون دل از پیاله زر می دهد مرا»
گل رعنا یعنی گل دو رنگ که بیرونش زرد و داخلش قرمز است. بیرونش که زرد است شبیه جام طلاست. داخلش که قرمز است شبیه خون میماند. درست است که پیاله زرین دستم گرفتهام اما خون دل میخورم. نظریهای وجود دارد که اصلا شعر و ادبیات زاییده درد و رنج انسان است.
«تا دلی آتش نگیرد حرف جانسوزی نگوید/ حال ما خواهی اگر، در گفته ما جستوجو کن» (نظام وفا) همین نکته را توجیه می کند.
چرا صائب شاعری جهانی نشد و چرا اصفهانیها آنچنان که دیگران، شاعران شهر شان را دوست دارند، شاعران اصفهان را نمیشناسند؟
مسئله این است که شما نباید صائب را با حافظ و سعدی و فردوسی و مولانا و نظامی مقایسه کنید. اینها قلههای شعر فارسیاند و شاعر جهانی محسوب میشوند. فقط متعلق به ایران نیستند. نمیتوان گفت شیرازیها به حافظ خیلی میپردازند؛ اما ما به کمالاسماعیل نمیپردازیم. درست است که کمالاسماعیل شاعر بزرگی است ولی از نظر شهرت و محبوبیت به پای حافظ که نمیرسد. اما این حرفتان درست است که شیرازیها در زمینه شناسایی فرهنگ و ادبشان بیشتر تلاش میکنند. آنها هر سال در شیراز روز سعدی و حافظ را با شکوه برگزار میکنند: اول اردیبهشت برای سعدی و 20 مهر برای حافظ. برنامههای مفصل دارند و مهمانان زیادی دعوت میکنند؛ اما در اصفهان کمتر به این مسئله میپردازند.
اکنون هم وضعیت به همین طریق است؟
خوشبختانه در حال حاضر مسئولان شهرداری به این مسئله توجه دارند. برای دهم تیر که قرار است مجلسی برای بزرگداشت صائب بر پا شود، از من پرسیدند که از چه استادانی دعوت کنیم. قرار است از تبریز هم چند استاد که درباره صائب کار کردهاند، به این برنامه بیایند. انشاءالله برنامه مفصلی برگزار خواهد شد که امیدواریم تداوم داشته باشد. فکر میکنم شهردار تبریز و هیئتی هم از آنجا میآیند. من میخواهم در حضور همگی آنها پیشنهاد کنم که دبیرخانه مشترک (بین اصفهان و تبریز) و ثابتی برای صائب تاسیس کنیم و سالی یکبار، ( یکبار در اصفهان و یکبار در تبریز) این برنامه اجرا شود و مطمئنم حتما اثرگذار خواهد بود.
شما فرمودید صائب را نمیشود با حافظ مقایسه کرد، چون شاعری جهانی است، اما در کشورهایی شبیه تاجیکستان و هند حتی شعرهای صائب و بیدل را با موسیقی میخوانند. چطور آنجا اینقدر شناخته شده است، ولی برای ما ناشناخته است؟
اتفاقا ملیحای سمرقندی نوشته در زمان حیات صائب، اشعار صائب در بخارا و هرات و ... خواهان داشته است و در انجمن شعرا، اشعار صائب را طرح کرده و به مسابقه میگذاشتند که بقیه شعرا در همان وزن و قافیه به استقبال آن شعر بروند. در محیطهای فارسی زبان شهرت دارد، ولی شهرت جهانی که حافظ و مولانا دارد، صائب ندارد.
کمکاری از ما هم بوده؟ شاید ما در شناسایی صائب به دنیا کم کاری کردهایم؟
این هم هست. من فکر میکنم بسیاری از اشعار صائب میتواند درس زندگی باشد. اگر دست من بود میگفتم روی اتوبوسها و دیوارها و به جای این پلا کاردها و بیلبوردها که پیام های بیمعنی میگذارند، اشعار صائب را بنویسند. واقعا درس زندگی میدهد. صائب فرهنگ زمانه خودش را جذب و به صورت تمثیلی بیان کرده است. به همین دلیل بسیار قابل لمس است. خیلی از بیت هایش به صورت ضرب المثل رایج گشته اند.
مصاحبه کنندگان:
افسانه دهکامه
مولود جوانمرد
سجاد حقیقت قهفرخی
@esfahancorners
@bagh_saeb 🌲🌲🌲
1 947
🌲
اشعار صائب عصاره فرهنگ ایران است
زندگی و شعر #صائب در گفتوگو با دکتر #مهدی_نوریان استاد ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان (قسمت دوم)
اصلا چرا در آن دوران هنرمندان به اصفهان کوچ میکنند؟
نکتهای که باید به آن توجه کرد این است که در طول تاریخ هرجا که مرکز حکومت بوده، تمام استعدادها جذب آنجا شده است. مثلا در دوران سامانیان تمام بزرگان جذب بخارا شده بودند. در گستره فرهنگی وسیع ایران در آن زمان، این استعدادها به بخارا میرفتند که شایستگیهای خودشان را بروز بدهند و حمایت شوند. بعد که غزنویان به حکومت رسیدند و شهر غزنه پایتخت شد، هرچه استعداد بود، به آنجا کشیده شد و مشهور است که 400 شاعر در دربار محمود غزنوی حضور داشتند. پس هرجا مرکز قدرت و ثروت بوده است، آدمهای مستعد به آنجا مهاجرت میکردند. اصفهان هم در زمان صفویه مرکز قدرت میشود و از همه جا به این شهر آمدند و اصفهان را به این صورت ساختند. بنابراین نباید فکر کنیم که اصفهان فقط متعلق به اصفهانیان است. اصفهان متعلق به فرهنگ تمام ایران است. نباید بگوییم فلانی متعلق به کجاست. فرهنگ ایرانی مجموع فرهنگ تمام این شهرهاست. تبریزیها هم در ساختن اصفهان بسیار نقش داشتند. هنوز هم کوچه تبریزیها در اصفهان مشهور است. بنابراین باید دو نکته را درنظر داشت که صائب همان اندازه که به تبریز وابستگی دارد به اصفهان هم ابراز علاقه میکند. اصلا قدما ازین گونه حرف ها که الان میزنیم، نمیزدند و این خطکشیها را نمیکردند. اصلا دیدگاهشان اینگونه نبوده است.
آیا صائب فرد متمولی بوده است؟
اگر سفر شش ساله صائب به هند و سفر به حج و چند نقطه دیگر و پنج سال ابتدای حیاتش را درنظر نگیریم، صائب بیشتر عمرش را در اصفهان گذراند. خصوصیت صائب این بوده که غم نان نداشته، چون هم پدرش تاجر ثروتمندی بوده و هم خودش امکانات زیادی داشته است. از دربار هند صلههای گرانبهایی گرفته بود. در دورهای هم که ملکالشعرای دربار صفویه میشود، قاعدتا شاه عباس ثانی و شاه سلیمان و دیگران صلههای فراوان به او میدادند. بنابراین نگران رزق و روزی نبوده است. عمرش را صرف کتاب خواندن و شعر گفتن میکرده است. همین باعث شده که ردپای شعرای گذشته را در شعر او پیدا کنیم. او با آثار بزرگان مانوس بوده و این موضوع روی شعرش هم اثر گذاشته است. اشعار صائب درواقع عصاره فرهنگ ایران هستند. یعنی قبل از صائب، حافظ عصاره فرهنگ ایران بود. بعد از حافظ، صائب به این مقام نائل آمد. صائب این فرهنگ را گرفته و به زبان خاص خودش پرورانده و سپس به حالت شعر درآورده است.
صائب بیشتر تحت تاثیر کدام شاعر بود؟
صائب ازنظر فکری بسیار تحت تاثیر مولاناست. در مقاله ای با نام « اندیشه های مولانا در اشعار شورانگیز صائب» به این موضوع پرداختم که صائب تا چه حد تحتتاثیر مولاناست.
آیا اینکه می فرمایید شعر صائب عصاره فرهنگ، یعنی عصاره خاقانی و نظامی و... است، خواندن شعر او را دشوار نمیکند؟
خواندن دیوان اشعار صائب فواید مختلفی دارد؛ ازجمله اینکه با خواندن اشعار او مشکلات شاعران پیش از صائب را می شود حل کرد. مشکلات خاقانی و نظامی و ... . چون صائب مضمون را از آنها گرفته و سپس با زبان تمثیلی آنها را بازسازی کرده است. همه خیال میکنند اشعار صائب پیچیده است، درحالی که برعکس است. شعرهای صائب تازه پیچیدگیهای شعرای پیش از خود را حل میکند.
شما باغ صائب را دیده بودید؟
مسئله غم انگیز برای من همیشه باغ صائب بوده است. من در هر جمعی که مناسب بوده است مسئله باغ و آرامگاه صائب را مطرح کردهام. در هر مناسبت و هرجایی که صحبت اصفهان بوده، اظهار تاسف کردم که باغ صائب به این صورت درآمده است. این باغ بسیار بزرگ و با صفا تا چند سال پیش وجود داشت اما ناگهان ساختمانی را در این باغ ساختند و باغ را کور کردند و از بین بردند؛ با این هدف که کتابخانه بسازند! این همه زمین در این شهر بوده است، چرا اینجا؟ حیف از آن باغ بزرگ! وقتی شما وارد حافظیه میشوید آن فضای باغ شما را تحت تاثیر قرار میدهد و حالتان دگرگون و روحتان تازه میشود. الان جای باریکی را دم خیابان به آرامگاه صائب اختصاص دادهاند و اصلا آن عظمتی که میتوانست داشته باشد ندارد. نتوانستند از مقبره صائب بهعنوان سمبلی برای شهر و جاذبه گردشگری استفاده کنند و مقبرهای شبیه به حافظ و خیام بسازند. قبر کمالاسماعیل حتی وضعش ازین هم بدتر است. قبر کمال اسماعیل میتوانست یکی از جاذبههای گردشگری باشد که متاسفانه کسی اهمیت نداد.
مصاحبه کنندگان:
افسانه دهکامه
مولود جوانمرد
سجاد حقیقت قهفرخی
@esfahancorners
با ویرایش مختصر
@bagh_saeb 🌲🌲🌲
