ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку 👈

EshterakArt

EshterakArt

Открыть в Telegram

اشتراکآرت» پیشنهاد یک واژه است ارائه یک شابلون واژَوی واژه از واژن اهمیت زبان‌محوری #شعر_خیابان اگر آهسته می‌گوییم با مرده‌های ایام هم‌دهانی می‌کنیم اتصال: ketabe-baz.blogfa.com تویاتویِ: @PDF_Che @NAGHD_CHE @Muzik_Che @Movie_che @baazi_che?

Больше
675
Подписчики
+224 часа
+27 дней
+230 дней
Архив постов
Repost from Muzik_che?
اضطراب سرت بیاد #رپ_فارس حارب @Muzik_che?

Repost from Movie_che?
#Ferankenstein #Silent_Movie *این فیلم 12 دقیقه ای اولین اقتباس از #فرانکشتاین است که در سال 1910 ساخته شده است. #Number 95 @Movie_Che https://www.youtube.com/watch?v=67ENQibFW9w

Repost from N/a
| در ژرفنای تاریکی یا بلوف سورئالیستی | نویسنده: آنتونن آرتو مترجم: عدنان نگاری |□●□| @nekroize

یاد مرا به حافظه بسپار اما نام مرا بر لب مبند که مسموم میشوی من داغ دیده‌ام #نصرت_رحمانی #اشتراکآرت @EshterakArt

راژه‌ی دوّم : « مهمد مغدم » حنجره‌های معمار به ترتیبِ صدا : ◾️نوشت و گفتِ : معین احمدی ◾️صدا و کلماتِ : خشایار فهیمی ◾️صدا و کلماتِ : بهنود بهادری ◾️صدا و کلماتِ : داریوش باقری‌نژاد ◾️صدا و کلماتِ : حامد هاتف ◾️آرانژمان ، تصویر و انتخاب موسیقیِ : مرتضا میرشاهی⁩ • اینستاگرَم راژه •

چشمان من برایشان اشک میریزند، در صورتی که آنان در مردمک چشمم قرار دارند دلم از دوری آنان شکوه می‌کند، در صورتی که همه‌گی آنان در میان پهلوهای من جای دارند. کسی که چشم خودش بر خود حجاب شده باشد، نه پرده‌ای‌در کار است و نه پرده پوشانده‌ای وجود دارد! ... از کتاب ِ: مجموعه رسائل عرفانی رساله حجاب شیخ #محی_الدین_ابن_عربی @EshterakArt

یا بذار این‌جوری بگم: ببین یک موضوعی خیلی باعث درگیریِ مثبت من همیشه با نوشتار شده: اینکه اگه ذره‌بینت رو بیش از حد نگه‌داری روی یک چیز اون چیزت می‌سوزه. چون با جوهر ِ خورشید داری می‌نویسی، اونم روی تن مورچه، خب کاغذت آتیش می‌گیره. باید بذاری جمله‌ت به حرکتِ در حرکتِ خودش ادامه بده. یا بذار اینجوری بگم: یه بار گل کشیده بودم، تو ماشین داشتیم حرکت می‌کردیم، هم ماشین حرکت می‌کرد و هم من توش! هم تخیل زده بودم که: ما دو تا زمان داریم، با شتاب خیلی زیاد افقی توی اسمون می‌رفتم که خوردم به یه برج خیلی طولانی، بعد همون شیشه‌های برج رو ویژ گرفتم به سمت پایین و با جاذبه رفتم به سمت زمین. وقتی اومدم بیرون گفتم: زمان افقی که تموم شد رفتم تو زمان ِ عمودی! حالا حرکت ِ رو به جلوی کلمه هات برای تکمیل جمله یکیه، حرکت ِ به هر سوی دیگه‌ی مورچه هم یکی! ازش بیا بیرون و رد شو، الان نوشتیش دیگه! دیگه اینجوری ننویس! بذار به ننوشتنِ خودت ادامه بدی، اگه بذاری: بُعد بَعدی وارد می‌شود! آیا از هر دست که بنویسی، از همون دستم هم میخونی!؟ #دیلی_جات #عّ @EshterakArt

Repost from PDF چه؟
فولکلور نوین، تفسیری از بوف کور صادق هدایت نویسنده: جیسون رضا جرجانی ترجمه: پروین خندان @pdf_che

در آن چیزهایی یاد شده که طبیعت گول بی‌خرد از قبول آن امتناع دارد، در صورتی که جان خردمند هوشیار هرچند دور از عادت معهود جلوه‌ی شهود داشته باشد آن‌را انکار نمی‌کند و در جنب قدرت آفریدگار چندان کاری بزرگ نمی‌شمارد. هر چه در این کتاب است یا از کارهای شگرف معقول و محسوس جهان آفرینش است و یا داستان نغزی‌ست که از دیگران روایت‌شده و یا خواص غریب اشیاء است که عمری برای آزمایش و سنجش آن وفا نمی‌کند و به صرف شک درباره‌ی جزئی از آن نمی‌توان انکار کل آن نمود. بلکه اگر بخواهی باید کمر به تجربه بست و از رسیدن به نتیجه در یکی دو وهله‌ی آزمایش نباید سست شد، زیرا ممکن است شرطی مفقود یا مانعی موجود باشد. برای مثال کافی‌ست که به سنگ آهن‌ربا و قوه‌ی جاذبه‌ی آن بنگری که چون بوی سیر بدان برسد خاصیت جذب از میان می‌رود و همین‌که به سرکه شسته شود دوباره می‌رباید. پس اگر مغناطیسی یافتی که آهن نمی‌رباید منکر خاصیت آن نباش و توجه خود را مصروف به تجدید نظر و تحقیق در احوال آن می‌کن. #عجایب_المخلوقات #زکریا_بن_محمد_قزوینی #عجایب_نامه @EshterakArt

Repost from EshterakArt
پیام دوشم از پیر می فروش آمد بنوش باده که یک ملتی بهوش آمد هزار پرده از ایران درید استبداد هزار شکر که مشروطه پرده پوش آمد ز
پیام دوشم از پیر می فروش آمد بنوش باده که یک ملتی بهوش آمد هزار پرده از ایران درید استبداد هزار شکر که مشروطه پرده پوش آمد ز خاک پاک شهیدان آزادی ببین که خون سیاوش چه سان بجوش آمد برای فتح جوانان جنگجو جامی زدیم باده و فریاد نوش نوش آمد #عارف_قزوینی دیوان - غزلیات #شعر_کلاسیک_فارسی عکس: عارف (شاعر ملی) در میان جمعی از نظامیان مشروطه‌خواه در شبکه #اشتراکآرت @EshterakArt

۶ سپتامبر ۱۹۵۱ — مکزیکوسیتی ویلیام باروز در مهمانی‌ای مست بود و می‌خواست مهارتِ تیراندازی‌اش را نشان دهد. از همسرش جوآن ولمر
+9
۶ سپتامبر ۱۹۵۱ — مکزیکوسیتی ویلیام باروز در مهمانی‌ای مست بود و می‌خواست مهارتِ تیراندازی‌اش را نشان دهد. از همسرش جوآن ولمر خواست لیوانِ جینی روی سرش بگذارد — بازیِ «ویلهلم تل». جوآن خندید، گفت تحملِ دیدنِ خون را ندارد، سرش را کج کرد، و باروز از فاصله‌ای حدود دو متر شلیک کرد. گلوله به‌جای لیوان، به پیشانیِ جوآن خورد. لیوان، بی‌آسیب، روی زمین چرخید. باروز سه روایتِ متفاوت تعریف کرد: اسلحه از دستش افتاد؛ داشت بازیِ ویلهلم‌تل می‌کرد؛ ایستاده بود ببیند اسلحه پر است. ۱۳ روز بازداشت بود تا برادرش با رشوه آزادش کرد. دادگاهِ مکزیک غیابی به قتلِ غیرعمد محکومش کرد؛ هرگز محاکمه نشد. هفتاد سال است مناقشه ادامه دارد: حادثه بود یا عمد؟ باروز تیراندازِ ماهری بود — چطور از این فاصله خطا کرد؟ برخی به شایعاتِ طلاق و رابطه‌ی جوآن با صاحب‌خانه اشاره می‌کنند. و... باروز بعدها نوشت: «من هرگز نویسنده نمی‌شدم، مگر به‌خاطرِ مرگِ جوآن... آن مرگ من را با روحِ زشت در تماس گذاشت و به نبردی مادام‌العمر واداشت که در آن چاره‌ای جز نوشتن نداشتم.» #ویلیام_باروز #اشتراکآرت @EshterakArt

این نقاشی‌، بازنمایی (تصویرسازی) سنگ‌نگاره‌های دیواری کاخ‌ِ آشوری نینوا هست که در حال حاضر در موزه British لندن نگهداری میشه.
این نقاشی‌، بازنمایی (تصویرسازی) سنگ‌نگاره‌های دیواری کاخ‌ِ آشوری نینوا هست که در حال حاضر در موزه British لندن نگهداری میشه. در واقع خالقِ اصلِ اثر، یک هنرمندِ باستانی ناشناس بوده که حوالی ۶۰۰ قبل از میلاد در ساخت کاخ پادشاه آشوربانیپال در نینوا شرکت داشته. اگر بپریید: عکسی از کاخ آشوری نینوا هست که این آثار روش هک شده باشه؟ جواب خواهم داد که خیر از کاخ که جز خرابه‌ای نمونده در حال حاضر. اوایل قرن ۲۰ باستان‌شناس‌های انگلیسی آخرین دیوارهای سالم رو بریدن و بردن. اگه بری تو سایت موزه British قسمت هنر اشور گالری تصاویر دیواره‌ها موجوده. #عّ @EshterakArt

چون که مردی نیست خنجرها چه سود؟ چون نباشد دل ندارد سود خود مولانا_مثنوی_دفتر پنجم_ بیت ۲۵۰۱ #شعر_کلاسیک_فارسی #مثنوی_معنوی #مولانا @EshterakArt

صفحاتی از کتاب فرج بعد از شدت با صدای زنده‌یاد بهروز رضوی @EshterakArt

آوازهای زن بی‌اجازه #گراناز_موسوی طرح جلد #قباد_شیوا نشر سالی چاپ اول سال ۱۳۸۱ قیمت: ۴۵٠ @ketaab_che
آوازهای زن بی‌اجازه #گراناز_موسوی طرح جلد #قباد_شیوا نشر سالی چاپ اول سال ۱۳۸۱ قیمت: ۴۵٠ @ketaab_che

Repost from PDF چه؟
ضد خاطرات #آندره_مارلو ترجمه ابوالحسن نجفی و رضا سیدحسینی @pdf_che

تصویر فرهنگ: ژیل دلوز/لذت ِ « خود شدن» / 2025/N. Fakouhi/ G. Deleuze/ Devenir soi-meme [​2:07] · 519 views · Oct 26, 2025 · 12 likes · Nasser Fakouhi 1.8K subscribers · mp4 720p [8.2 MB] ژیل_دلوز#روانشناسی #خود_شدن #فاجعه_جهان #مقاومت #مبارزه #سنت_روشنفکری #روشنفکران_فرانسه #ترجمه: #ناصر_فکوهی ویرایش و زیرنویس: پگاه دودانگه #تصویر_فرهنگ نامه فرهنگ، 1404 saved by @download_it_bot

Repost from جمجمه
شعرِ خشم خشم دیگر مال این حرف‌ها نیست خشم اصلن به این حرف‌ها نمی‌خورد دیگر خشم اگر به چشم‌های ملت نگاه می‌کند در خیابان‌ها و همین‌طور که می‌بینید صدایش هم در نمی‌آید باید دَرَش را گذاشت خلع درجه‌اش کرد دادگاه صحرایی جایگاهش را گرفت لختش کرد و انداختش توی بیابان بعد برگشت درون شهر وُ میزش را تصرف کرد و امور مربوط به او را به دست اکیپ‌هایی که به این حرف‌ها می‌خورند داد گنگسترها هفت‌تیرکش‌ها هارلی‌دیویدسون سوارهایی که هر کدام دست کم یک جلد از کتاب‌هایِ یک شاعری که ترجیحن ویلیام بلیک باشد را داخل کیف‌هایشان دارند یک خاطره از پل ورلن را در ذهن‌هایشان وقتی با آرتور رمبوی جوان در سفر بوده‌اند و داشته است او را با تیر می‌زده است سرزمین هرزِ الیوت را خوانده‌اید؟ برگ‌های علفِ ویتمن را چطور؟ یه جایی توی یکی از شعرهاش هست که والت ویتمن رو می‌کنه به خودش و می‌گه: اُ والت ویتمن، تِیک مای هَند والت ویتمن بدون شک کارش خیلی درسته با اون ریشای بلند و پرتره‌ی معروفش توی پیری که به هر زبونی که اسمش رو گوگل کنی میاد بالا خشم باید برود توی بار خوب مست کند اما اینجا که باری نیست ژوزه پس خشم باید برود اول شماره‌ی یک ساقیِ به اصطلاح آب را گیر بیاورد خشم باید دوم زنگ بزند و با آوردن اسم رمز عملیات غیر قانونی و با جرم بعضن اعدام را شروع کند ژوزه اسم رمز همان اسم مُعَرف خودش است و عملیات غیرقانونی هم گرفتن همان مثلن یک نصفِ لیتر عرقِ سگی اما حالا تا بیاد یارو رو حالیش کنه که مُعَرفش کیه و مثلن کودوم اِسی رو میگه وُ _ همون قد بلنده، بچه فاز ۴، پاتوقش پارکِ کنار اتوبانه دیگه بعدش هم حالا منویِ که چه عرض کنم حالا طوماری که چه عرض کنم ساقی مورد نظر تک جنس موجودش را رو می‌کند وُ _ چی میخای داداش؟ من فقط عرق کیشمیشم مونده حالا خالی بندی! این اصن غیرز عرق کیشمیش تولید دیگه‌ای نداره لفظ میان دیگه _کارِ درستیه؟ جنسو می‌گم، ما امشب یه خورده زیادیم خودم و دارودسته‌م با پیتزای پیاده‌رو دسر ِ دود _وسط مجلس بودیم که یِیهو ریختن کشیدنمون پایین سهاممونم تا خشتک سقوط کرد فرداش خشم هم باید بیاید جزو بازی خشم هم باید بیاید توی خیابان مثل یک فرد عادی خشم باید بی پولی را درک کند خشم باید هر ماه منتظر حقوق ماندن وُ عاقبت همان چند تومن را هم به او ندادن وُ با سی‌وچهار سال سن دوباره مثل نوجوانی‌ها در دوراهیِ 'برم به بابام بگم یا خودم دس کنم تویِ کیفش' گیر کردن را بچشد حالا بابامه دیگه، منم بچه‌شم، راه دوری نمی‌ره که اینجوری نیگا می‌کنید خشم باید بفهمد معنی این حرف‌ها چیست خشم باید بیشتر از این حرف‌ها را هم بفهمد خشم باید سوار گاری بچه‌ی هفت-هشت ساله‌ی زباله‌گرد شود بیاید از برج‌های شیک و گران‌قیمت خود پایین و پرچم خود را دوباره از دست‌هایش ببرد بالا بیاید با مردم قدم بزند وُ آن‌ها را دور هم جمع کند با مزه‌ی لوتی خاک است خودم را آرام می‌کردم با حالا دیگر خیلی‌ها مثل من هستند خودم را آرام می‌کردم با وقتی دلار به 33 هزار تومان می‌رسد با وقتی طلای 18 عیار به رقم بالای یک میلیون و 500 هزار تومان در هر گرم بگذارید مثال جمع‌وجورتری بزنم ازین بیسکوییت چند سانتی‌متری‌ها رنگارنگ‌ها کوچولوها با وقتی قیمت آن‌ها هم یعنی قیمت یک چُسه بیسکوییت ریزترین خوردنیِ مارکت‌ها به ۲ هزار تومان می‌رسد با همه‌ی این‌ها بود که خودم را آرام می‌کردم یعنی با خود ِ بدبختی مازوخیسم ِ مهندسی شده اما باز هم انگار هیچ‌کس راه نمی‌افتد که برود کجا و شعاری که تا حالا بلد نبوده است را در تنهایی سر دهد خشم دیگر مال این حرف‌ها نیست خشم باید یک کام علف دود کند تنها #علی_عرفانی @jom_jom_e

سلام از پس ابرهای انفجار هنوز بدنم زنده است و تریبون علی عرفانی هستم @EshterakArt

Repost from PDF چه؟
آی مردم نجات دهید جنگ را از: #یوسیپ_سور (1938 - 1989) مترجم: خسرو ناقد شعرهایی فراسوی وحشت #آرشیو_خیابان هشتگِ: #شعر_جهان صدا: #علی_عرفانی شبکه : #اشتراکآرت @EshterakArt