ترنم عشق 🌱
Открыть в Telegram
هدف ساختن لحظات زیبا برای شماست❤️ ‼️ بدون تبلیغات ‼️ ❤❤ . . . . . . . . . . . . . . . . . .
Больше4 362
Подписчики
Нет данных24 часа
-17 дней
-830 дней
Архив постов
4 362
.
سلام بر وطنی
که تاریخش پر از زخم است،
اما هنوز در سینهی مردمش امید میتپد.
سلام بر جاویدنامانِ وطن،
که نامِ بلندشان
هر بار بر زبان که میآید،
هم اشک میشود
هم افتخار
و سلام بر فردایی
که از دلِ همین رنجها
سبز خواهد شد. 🌱
#درود_رفقا_جان
✌️🤍🖤🕊
.
4 362
.
خسته ایم…
میشنوی صدایمان را…؟!
نگذار باورهایمان خراب شود
دردهایمان بی پایان و علاجی برایش نمیبینیم…
با این همه،هنوز به امید زندهایم و نگاهمان به چیدمان تو...
اگر این روزاهایمان را میبینی و میشنوی صدایمان را؛
زیبا چیدمان کن برای این سرزمین و مردمانش و نور بتاب به شبهای تارمان...🕊
.
4 362
.
اگر زودتر میفهمیدم، کتابهای تاریخ دبیرستانم را با احترام بیشتری در کیفم میگذاشتم.
سر کلاسهای طولانی تاریخ، سرم را روی میز نمیگذاشتم و با بیحوصلگی زیر میز ساعتم را چک نمیکردم.
بچه بودم و هوای عاشقی بر سر داشتم؛ خیال میکردم دنیا همان خنده های از ته دلِ کلاسهای عصرهای اردیبهشت است.
چه میدانستم که در هر ورق آن کتاب تاریخ، هزاران امید و اندوه، اشک و سوختن، هزاران عشقِ بربادرفته جاری است؟
چه میدانستم هر فصلش را که به زور برای امتحان میخوانم، حاصل دهها شب نخوابیدن و اشک ریختنِ آدمهایی است که خیلی زودتر از من در این جهان زیستهاند؛
آدمهایی شبیه من که فکر میکردند میتوانند خوشبخت باشند، اما دردهایشان کتابهای تاریخ نسلهای بعدی را پر کرده بود.
اگر زودتر میفهمیدم، تاریخ جنگها را با شتاب ورق نمیزدم و برای همهی عاشقهایی که معشوقهایشان را در جنگهایی که هیچیک خواهانش نبودند از دست دادند، شعری در دلم میخواندم.
خوب میدانم که سالها بعد، ما هم بخشی از تاریخ خواهیم بود. نمیدانم آیا هنوز کلاسهای تاریخ برای کودکان بازیگوش برپا خواهد شد یا نه.
آیا کودکان بازیگوش آینده، آنگاه که کتابهای تاریخشان را با بیحوصلگی ورق میزنند و لابهلای خطوطش شکلکهای خندان میکشند، خواهند فهمید که ما، نسلهای گذشته، خطبهخط آن روزها را با جان و دل زندگی کردیم؛ اشک ریختیم، لبخند زدیم، عاشق شدیم و سوختیم؟
آیا آن کودکانِ زیبای سرشار از زندگی، داستانهای ما را به یاد خواهند آورد؟
نمیدانم.
اما امروز یک چیز را بهتر از همیشه میدانم: در هر صفحهی تاریخ، هزاران امید نهفته است؛ امیدهایی که یا پرپر شدند یا چون گلی شکفتند.
این بار که کتاب تاریخی را بردارم، آن را روی قلبم میگذارم و به تمام کسانی که روزی در آن صفحات میزیستند میگویم:
مرا ببخشید اگر دیر فهمیدم چقدر قابل احترامید.
#عادله_زمانی
✌️🤍🖤🕊
4 362
.
قشنگیش به اینه که با دلِ خون، مدام فکرمون درگیر همدیگهست که هرکاری از دستمون بربیاد واسه همنوعمون انجام بدیم... با قاطعیت میگم هیچجا از جهان، لنگهی مردم ایران رو نداره... خیلی باید قدر خودمون رو بدونیم...♡
#صبحتون_بخیر_رفقا 🕊✨
.
4 362
.
آدمیزاد هرچی عمیقتر میشه، تمایلش به توضیح دادن کمتر میشه... انگار میفهمی که سکوت ، بلندترین جوابی هست که میتونی به کجفهمیها بدی... قدرتِ واقعی یعنی بلد باشی کجا دیگه نباید کلمههات رو خرج کنی...
#شبتون_بخیر_رفقا 🕊✨
.
4 362
أخبرني أين يُباع النسيان
و أين أجد ملامحي السابقة
وكيف لي أن أعود لنفسي...؟!
به من بگو کجا فراموشی میفروشند
کجا رخ سابقم را پیدا کنم
و چگونه به خودم بازگردم...؟!
#محمود_درویش
4 362
.
به باد حادثه
بالم اگر شکست،چه باک؟!
خوشا پریدن با این شکسته بالی ها...
#قیصر_امین_پور
.
4 362
.
فکر میکنی همهچیز همینطور ادامه پیدا میکند، آدمها، گفتگوها، نفسهایی که بیصدا از کنار هم میگذرند...
اما زندگی هیچوقت قول نمیدهد چیزی ماندنی باشد، یک روز بیدار میشوی و میبینی آنچه عادی بود تبدیل شده به یک خاطرهی دور، پایانها اعلام نمیشوند فقط اتفاق میافتند، و تو می مانی با لحظههایی که دوست داشتی بیشتر نگهشان داری، اما عمرشان از مشت بسته هم کوتاهتر بود...
.
4 362
.
ای گُل! تو دوش داغِ صَبوحی کشیدهای
ما آن شقایقیم که با داغ زادهایم...
#حافظ_جان
#روزتون_بخیر_رفقا 🕊✨
.
4 362
.
در به روی شوقِ ما بستن ندارد حاصلی
از توجه رخنه در دیوار می سازیم ما
#صائب_تبریزی
.
4 362
او را راحت گذاشتم،نگفتم همه چیز درست می شود.برای آرام کردنش تلاش نکردم.
گاهی اوقات بهتر است همه چیز را آن طور که هست رها کرد، اندوه را آزاد گذاشت تا دوره اش را بگذراند...
#ژوان_هریس
