ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку

Morphin™ | مورفین

Morphin™ | مورفین

Открыть в Telegram

به کانال مورفین خوش آمدید🌸 ‌ ‌ آدرس اینستاگرام مورفین:👇 https://instagram.com/morphin.graphy

Больше

📈 Аналитический обзор Telegram-канала Morphin™ | مورفین

Канал Morphin™ | مورفین (@morphin_graphy) языкового сегмента Фарси является активным участником. Сейчас сообщество объединяет 19 277 подписчиков, занимая 1 699 место в категории Искусство и дизайн и 18 004 место в регионе Иран.

📊 Показатели аудитории и динамика

С момента создания невідомо проект демонстрирует стремительный рост, собрав аудиторию из 19 277 подписчиков.

Согласно последним данным от 24 октября, 2026, канал показывает стабильную активность. За последние 30 дней изменение числа участников составило -123, а за последние 24 часа — -9, при этом общий охват остаётся высоким.

  • Статус верификации: Не верифицирован
  • Уровень вовлечённости (ER): Средний показатель вовлечённости аудитории составляет 10.69%. В первые 24 часа после публикации контент обычно набирает 3.82% реакций от общего числа подписчиков.
  • Охват публикаций: В среднем каждый пост получает 2 062 просмотров. В течение первых суток публикация набирает 737 просмотров.
  • Реакции и взаимодействия: Аудитория активно поддерживает контент: среднее количество реакций на один пост — 19.
  • Тематические интересы: Контент сосредоточен на ключевых темах, таких как کس, وقت, آدم, چیز, آدما.

📝 Описание и контентная политика

Автор описывает ресурс как площадку для выражения субъективного мнения:
“به کانال مورفین خوش آمدید🌸 ‌ ‌ آدرس اینستاگرام مورفین:👇 https://instagram.com/morphin.graphy”

Благодаря высокой частоте обновлений (последние данные получены 25 октября, 2026) канал поддерживает актуальность и высокий уровень охвата публикаций. Аналитика показывает, что аудитория активно взаимодействует с контентом, что делает его важной точкой влияния в категории Искусство и дизайн.

19 277
Подписчики
-924 часа
-317 дней
-12330 дней
Архив постов
خيلى سادست؛ اگه طلا زنگ زد طلا نبوده، اگه عشق تموم شد عشق نبوده، و اگه دوستا رفتن هیچوقت دوست نبودن...

از این به بعد اگه یکی بی حوصله ست يهو قهر می کنه ، یا کم حرف شده ، نرو تو فضای قضاوت و تفسير .. فقط یه لحظه با خودت بگو : شاید چیزی از دست داده که نمی تونه درباره‌اش حرف بزنه ... این روزا هر کی یه جور دووم آورده یکی با گریه ، یکی با بی خیالی ، یکی با خنده ، یکی با سکوت ... همه درد کشیدن فقط واكنش ها لحظه ی فروپاشی متفاوت هستند !

‏آدم با قلب پاک پیدا کردین، چه به عنوان دوست، چه پارتنر، به همون بچسبید، احتمال اینکه دوباره همچین آدمی بیاد تو زندگیتون نزدیک به صفره، قلبای آدما خیلی سیاه شده جدی، اگه یکیو با قلب بزرگ پیدا کردین هیچوقتِ هیچوقت از دستش ندید. اون نوره بین تموم این سیاهیا..✨

من خيلى وقته اولویتم برای معاشرت با آدم‌ها احترام و ادبی هست که توی رفتارشون میبینم، نه مدرک قاب شده ی تو اتاقشون و نه ظاهر برازندشون... در واقع این روزها تنها چیزی که آدم ها رو خاص میکنه؛ آداب دان بودن اونه هاست.. آدابِ مهربان برخورد کردن، کنجکاوی نکردن و فروتن بودن...

من همينجوريشم سرشار از فکر و خیال و استرسم لطفا با ذهن من بازی نکنید ... همین الانشم از شدت فکر و خیال شبا به زور خوابم میبره منو وارد هیچ حاشیه و بحثی نکنید... همینجوریشم کلی دلیل دارم برای فکرو خیال کردن و استرس کشیدن ، لطفا منو عصبی تر از این نکنید... اصلا من با کسی کاری ندارم ، کسیم با من کاری نداشته باشه... من نه جون جنگ و دعوا دارم نه اعصابشو من همینجوریش پر از تنش و استرسم اگه نمیتونید آرومم کنید حداقل بدترم نکنید حداقل اذیتم نکنید.. حداقل اگه نمیتونید مرحم باشید تنهام بذارید :))

تو حقته با کسی باشی که درونت دنبال چیزای قشنگ بگرده.

زن‌ها همیشه نگرانند! نگرانِ تمام شدنِ لحظه های قشنگ، نگرانِ نیامدنِ آن اتفاق‌هایی که دوستشان دارند، مضطرب اند که نکند گربه ای بی‌هوا، خودش را جلوی ماشین بیندازد، موظب اند لباس‌های پدرشان اتو داشته باشد، دلواپس اند که مادر، خودش را بیش از حد به زحمت نیندازد، شبها غمِ برادرشان را میخورندو روزها خودشان را خوشحال نشان میدهند تا غمی بر غصه هایش نیفزایند. گمان می‌کنم که زن‌ها از بدو تولد "مادر" زاده میشوند.

و قسم به لحظاتی که تمام توان و تحملت به پایان رسیده بود، اما تو دوباره دوام می‌آوردی. قسم به تمام لحظاتی که قلبت از شدت اندوه فشرده شده بود، اما لبخندهایت را دریغ نمی‌کردی. و قسم به تمام لحظه هایی که نیاز داشتی کسی کنارت باشد، اما هیچ کس را جز خودت نیافتی. تو به اندازه تمام آن لحظه ها، سبز خواهی شد و جوانه خواهی زد، جوری که انگار آن روزهای تلخ، توهمی بیش نبوده‌اند.

تا حالا نشده با کسی با دعوا و داد و بیداد و بی احترامی ارتباطمو قطع کنم؛ من صرفا يهو غیب میشم، دیگه جواب زنگاتو نمیدم، دیگه جایی که احتمال بدم باشی نميرم، و دیگه هیچ اسمی ازت تو هیچ جای زندگیم نميذارم بمونه..

‏یبار تراپیست گفت: اون تو رو بعنوان رقیب خودش می‌دیده تا حامی خودش. از اینکه تو به ایده‌آل‌های اون برسی، اذیت می‌شده. تو شبیه آدمایی بودی که اون باهاشون قیاس شده بود. مهم نیست چقدر براش تلاش می‌کردی. این کلمات هنوز برام سنگینن.

اگه میخوای شروع کنی به بهترین ورژن خودت تبدیل بشی این لیست رو بخون :))) 1.یه دفتر بردار صفحه شو به دو قسمت تبدیل کن 2 . تو قسمت اول بنویس «الان کجام» (از نظر شغل ، روابط ،اهداف ) 3. تو صفحه دوم بنویس دوست دارم کجا باشم؟ ( شغل و روابط و تحصیلات و..) 4 تو صفحه بعد بنویس برای رسیدن به این اهداف چه کارهایی خیلی مهمه که باید انجام بدم؟ 5. سه تا از مهم ترین هاش انتخاب کن 6. اقدام كن و یادت باشه هیچ کس تو یه شب به قله نرسیده✨

سرزمینم صبوری کن؛ دوباره خواهی درخشید، حتی از دل خاکستر!

من تو را بسیار دوست داشتم من تو را آرزو کردم، در روزهایی که مسئله ما زنده ماندن بود نه عاشق بودن.

با وجود تموم این چیزها، نمی‌دونم چطور، ولی هنوز هم دلم می‌خواد باور کنم که همه‌چیز می‌تونه درست بشه. هنوز هم دلم می‌خواد نسبت به خیلی چیزها امیدوار بمونم؛ که شاید خیلی چیزها تغییر کنه، بهتر بشه…🌱

یه چیزی خوندم خیلی شبیه الان ما بود، می‌گفت: "و من خودم را با خستگی تمام از میان این فصل عبور می‌دهم، فقط به امید نور کم سویی که در دور دست‌ها می‌درخشد..."

اشک می‌ریزی و می‌گویی: پس رویاهایمان چه؟ می‌بوسمت و می‌گویم: بخواب،‌ در خاورمیانه رویا داشتن، خودش رویاست.

یادم نمیره حتی تو این شرایط هم حاضر نشدی حالمو بپرسی.

اگر فردا نبودم بدانید، من از کودکی و جوانی خیری نبردم، منتظر آینده بودم و خبرهای خوب، متاسفانه مرگ زودتر رسید.

‏چه کسی پیروز جنگ است؟ نمی‌دانم عزیزم، نمی‌دانم چه کسی پیروز است اما بی‌شک کسانی که جوانی را باخته‌اند، ماییم.

اگر زنده ماندم و یک روزی باهم در یک خانه چای خوردیم، برایت تعریف می‌کنم که این روزها چقدر سخت و دیر و دور گذشت.