ru
Feedback
سایت پانویس

سایت پانویس

Открыть в Telegram

مینیمال‌های پانویس جهت شرکت در کلاس‌ها ادمین: @PanevisAdmin صفحهٔ اینستاگرام: https://www.instagram.com/Panevis نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است. محمدجعفر مصفا: @Mossaffadotcom جیدو کریشنامورتی: @Krishnamurti نیکول لپرا: @NicoleLePera

Больше
2 677
Подписчики
-224 часа
Нет данных7 дней
+630 день
Архив постов

‌‌ تنهایی و احساس تنهایی کلمه‌های alone و lonely هر دو ترجمه می‌شوند: تنها. اما معنای متفاوتی دارند. واژهٔ lonely یعنی احساس
‌‌ تنهایی و احساس تنهایی کلمه‌های alone و lonely هر دو ترجمه می‌شوند: تنها. اما معنای متفاوتی دارند. واژهٔ lonely یعنی احساس تنهایی و ایزوله بودن، جدا بودن از جریان زندگی. و alone یعنی تنها بودن بدون احساس تنهاییِ جدا افتادن و ایزوله بودن. ‌بنابراین، alone بودن مطلوب و lonely بودن نامطلوب است. وقتی انسان اسیر پندار هستی، شخصیت و «من» است، lonely بودن اجتناب‌ناپذیر است. دنیا و دیگران را یک طرف و خودش را یک طرف می‌بیند. در یگانگی با دیگران و کل زندگی نیست. دیده‌ای وارد جمعی جدید می‌شوی و این حس را داری که «آنها همه باهم‌اند و من تنهایم»؟ انسان وقتی در کیفیت alone بودن است، (که کیفیت default یا همان پیش‌فرض وجود روانی انسان است و کودک با آن به دنیا می‌آید)، حتی اگر بصورت فیزیکی و جسمی جدا و تنها باشد، احساس جداافتادگی و ایزوله بودن و تنها و بی‌کس بودن ندارد. @Panevisdotcom

‌‌ پرداختن به کارهای ساده و ابتدایی زندگی - مانند پخت و پز در طبیعت، جمع‌آوری هیزم و آتش درست کردن و بطور کلی کمبود انواع امکانات زندگیِ شهرنشینی - به انسان یادآوری می‌کند که از پیچیده کردن زندگی (کاری که فکر در صدد آن است) جدا شود. چادر زدن در طبیعت و مدتی را در آن ماندن، علاوه بر فایده‌های بسیار دیگر، این نفع را نیز دارد. @Panevisdotcom

‌ بودیست‌های انقلابی: یک اشتباه را دو بار انجام ندهید «نه» به تناسخ @Panevisdotcom
‌ بودیست‌های انقلابی: یک اشتباه را دو بار انجام ندهید «نه» به تناسخ @Panevisdotcom

‌‌ گروه‌های طبیعت‌گردی حضوری دوستان ساکن کرمانشاه و حومهٔ آن در حال تشکیل گروه حضوری هستند، با محتوای طبیعت‌گردی و خودشناسی.
‌‌ گروه‌های طبیعت‌گردی حضوری دوستان ساکن کرمانشاه و حومهٔ آن در حال تشکیل گروه حضوری هستند، با محتوای طبیعت‌گردی و خودشناسی. شروط: ۱. سکونت در شهر مورد نظر ۲. عضویت و گذراندن ۲۵ جلسه از دوره‌های خودشناسی جهت عضویت(رایگان) در واتس‌اپ، به خانم صبا پیام دهید. همچنین، جمع‌های دوستان از پیش در اصفهان، شیراز، تهران، مشهد، کرمان، بهبهان، بندرعباس،و تبریز برقرار است. دوستانی که شرایط را دارند، برای پیوستن به این جمع‌ها می‌توانند اقدام نمایند. @Panevisdotcom

در ستایش ناامیدی بگذرد این روزگار تلخ‌تر از زهر بار دگر روزگار چون شکر آید همین امیدهاست که موجب استمرار وضعیت نابسامان و تداوم ظلم است. همین امیدهاست که اجازه نمی‌دهد استیصال محقق شود. اشعار و سخنان ادبی شأن نزول‌های محلی، موضعی، لوکال(بلحاظ زمانی و مکانی) داشته‌اند. این که از شعر و ادب در همهٔ زمان‌ها همان استفاده شود، از اشتباهات انسان در تاریخ است و بسیار مطلوب ظالمان است چرا که موجب استمرار ظلم‌شان است. یک زمانی یک سخن، مانند امیدوار بودن، تأثیر مفید دارد اما زمانی دیگر به اوج رسیدن رنج و استیصال باید محقق شود تا کارگر افتد و موجب تحول شود، و نه امید. اما همین استناد کردن به سخنان کایشه‌ای ادبی، اشعار و ادبیات با مضمون امید است که مانع تحقق استیصال و لذا مانع خلاصی است. موجب استمرار وضعیت نابسامان است. همین خودباختگی به ادبیات است که باعث می‌شود روحیهٔ متحول‌کنندهٔ جوانان رام و تسلیم شود و به جای اقدام عملی برای تحول، به آینده‌ای موعود دل خوش کنند امیدوار باشند. این امیدهای کش‌دار است که وضع نابسامان بشر را کج دار و مریز تداوم می‌دهد. آیا دقت کرده‌اید که سیاستمدارها چطور دائماً مردم را به آینده‌ای «روشن» - که هیچوقت هم نیامده است - امیدوار نگه می‌دارند؟ + + @Panevisdotcom

۳۰۳ موضوعات: کتاب رابطه، مصفا، ایده‌آل‌گرایی، موضوع زناشویی، رابطه، رابطۀ تصویرها، ازدواج، رابطۀ قالب‌های فکری، قبل و بعد از ازدواج، هویت فکری، شخصیت موقتی، جستجوی شدن در خارج، چیزی شدن، بعداً، کمال مطلوب، ازدواج ایده‌آل، تجسّم از همسر، ایده‌آل‌سازی، بوری بعد از ازدواج، ناسازگاری، منشأ ایده‌آل‌سازی، نقش شعرا و هنرمندان در ایده‌آل‌سازی، حسرت، ترسیم خوشبختی در کتاب @Panevisdotcom

‌ زانکه هر بدبخت خرمن‌سوخته می‌نخواهد شمع کس افروخته ‌شاید هم بنده درست منظور ایشان را متوجه نشده باشم. @Panevisdotcom

‌ اصل ارتباط با طبیعت @Panevisdotcom

برای تماشای ویدیوی مذکور(کارگردانی کیارستمی) بطور کامل، به اینجــا مراجعه کنید. موضوعات: گزیده‌ویدئویی از روش کارگردانی عباس کیارستمی، ضربه زدن و حرکت گوی، پشت صحنۀ فیلم ۱۰، حرکت در لحظه، زنده بودن کار، إعمال نکردن فکر و عقیده در کار، عدم برنامه‌ریزی در تهیۀ فیلم، spontaneous بودن، خودجوش بودن، حرکت‌های هویت فکری، حرکت از پیش تعیین‌شده، حرکت حساب‌شده، ترس، شناخت، آگاهی زندگی بداهه است. @Panevisdotcom

‌ گوی و چوگان خوشتر آن باشد که سر دلبران گفته آید در حدیث دیگران ویدیوی فوق، که البته اصلش طولانی‌تر است، را می‌دیدم. بیتی که آقای کیارستمی از مولوی می‌خواند بسیار قابل تأمل است. رویکردی محوری در زندگی‌ست. البته او در زمینهٔ تخصصش از این بیت بهره می‌برد اما اصلش برای کلیت زندگی‌ست. ذهن مایل است همه چیز از قبل برنامه‌ریزی‌شده باشد و طبق برنامه‌ای که می‌ریزد و دلخواهش است پیش برود. از همین موضوع، «تمایل به حاشیه امن» و «امنیت‌طلبی» را می‌شناسیم. زندگی آنطور که ذهن می‌خواهد پیش نمی‌رود. آنطور پیش می‌رود که می‌رود! «همانم که هستم» یعنی همین. حرکت صورت می‌گیرد و مانند گوی غلتان حرکت می‌کنی، تحت این حرکت پیش می‌روی. مهم این است که بلد باشی چطور زندگی را تحت ارادهٔ این حرکت پیش ببری. و این ظرافت می‌طلبد. بر بیت مذکور بیشتر تأمل کنیم: گوی منی و می‌دوی در چوگان حکم من در پی تو همی‌دوم گر چه که می‌دوانمت @Panevisdotcom

فرض کنید همین امشب آخرین شب زندگی شماست و فردا می‌میرید. آیا حاضر هستید یک بار دیگر از ابتدا به دنیا بیایید به این شرط که دقیقاً همین زندگی‌ای که از کودکی تا امشب داشتید، دقیقاً با همهٔ محتوایش، را دوباره زندگی کنید؟
Anonymous voting

‌ طول یا عرض؟ ‌ There's an old joke - two elderly women are at a Catskill mountain resort, and one of 'em says, "Boy, the food at this place is really terrible." The other one says, "Yeah, I know; and such small portions." Well, that's essentially how I feel about life - full of loneliness, and misery, and suffering, and unhappiness, and it's all over much too quickly! می‌گویند عده‌ای که می‌دیده‌اند بوعلی سینا شرب خمر می‌کند به او می‌گویند: "این کار برای طول عمر شما ضرر دارد". او در پاسخ می‌گوید: "طول زندگی اهمیت ندارد، عرضش مهم است."! یادم به لطیفه‌ای می‌افتد که یک بنده خدایی گفته بود: "دو خانم می‌روند به رستورانی برای صرف غذا. یکی از آنها می‌گوید: واقعاً که غذای این رستوران خیلی افتضاحه. دیگری می‌گوید: آره خواهر، تازه خیلی هم کم غذا می‌ریزند."! نه که زندگی ما انسان‌ها خیلی به آرامش و بی‌دغدغه‌گی می‌گذرد، تازه برای همدیگر دعای طول عمر هم می‌کنیم! @PanevisDotCom

بزرگان رادیو حافظ را گوش می‌دادم. یک اصطلاحی این فرنگی‌ها دارند که قبلاً هم گفته‌ام: Reading between lines یعنی میان خطوط را خواندن. به این معنی که سخنی متضمن چیزی باشد اما صراحتاً بیان نکرده یا اصلاً قصدش بیان آن نبوده ولی در بطن متن، یا در حس و حال نویسنده یا سخنران لحاظ شده. و چه بسا خود نویسنده از آن مطلع نیست. کسانیکه دربارهٔ مثلاً حافظ و مولانا (یا در هر رشتهٔ و زمینهٔ دیگر) قلم زده‌اند و می‌زنند عموماً و اصولاً نان شب‌شان از این راه درمی‌آمده و می‌آید. پس لازم بوده و هست که آنها را بزرگ کنند یا طوری درباره آنها حرف بزنند که خواننده‌شان را به تجلیل از حافظ و مولوی دعوت کنند. در طول تاریخ هر کس دربارهٔ چیزی قلم زده یا سخن رانده عموماً نانش هم از آن راه در می‌آمده. مثلاً من استاد ادبیات یا فلسفه هستم یا استاد روانشناسی هستم و کارم این است که دربارهٔ "اساتید"، "فلاسفه"، صاحبنظران و نظریاتشان مقاله بنویسم و کنفرانس بدهم. خوب معلوم است که باید طوری بنویسم و صحبت کنم که مردم فرار نکنند که هیچ، بلکه جذب شوند و آن اشخاص(مثلاً حافظ، مولانا، فروید، انیشتین و ...) را در نظر مردم بزرگ کنم، حتی اگر در مقاله‌ام حرف مایه‌داری هم نداشته باشم. یک چیزهایی سر هم و مونتاژ می‌کنم تا نان شبم و شغلم ادامه داشته باشد. و خدا می‌داند چقدر همین جریان مرا سطحی بار می‌آورد. منی که باید صدها مقاله و کتاب بنویسم و ترجمه کنم که صد من از این مقالات یک غاز هم بار و محتوا ندارد. این کار، مرا شدیداً سطحی بار می‌آورد و زندگی‌ام - علی رغم اینکه در نظر دیگران خیلی با ابهت جلوه می‌کند( با لقب مشعشع «استاد») - دروناً در پوچی و سطحی بودن می‌گذرد. حالا بنظر شما در زمینهٔ روانشناسی و عرفان، شومن‌های عرفانی مانند پانویس باید به چه چیزی دامن بزنند تا دریافت نان شب تشخص، توجه و "به به"‌شان از دیگران را تضمین کنند؟ منظورم اینست که افرادی که حرف از عرفان و خودشناسی می‌زنند، برای اینکه مشتری‌هایشان را همیشه جلب کنند و باصطلاح کفتربازها "جلد" نگه دارند، چه حیله‌ای باید در کار کنند و می‌کنند؟ حیلهٔ "تکامل"، حقهٔ "عشق"، "رهایی"، "خدا"، "باغ سبز عشق"، اینکه "تو شخصیتی داری و باید از آن ناراضی باشی"، «شخصیت برتر»، «من بهتر»، «شخصیت سالمتر» و ده‌ها حرف و وعدهٔ دیگر از این دست. و همه بطور بسیار بسیار زیرپوستی و زیرکانه القاء می‌شوند. و اصل اساسی آنها این است که "تو چیزی هستی، و باید چیز دیگری بشوی". و اگر کمی درونی‌تر نگاه کنیم، ذهن خود فرد(یعنی من به خودم) یک سری وعده‌های مجازی و باصطلاح معنوی - که جنس‌شان از تصویر و فکر است - وعده می‌‌دهد و آنها را باارزش و "سرلوحه" و با شکوه و ابهت می‌نمایاند و فرد را تشویق به کسب آنها می‌کند. چیزهایی که فقط ایده‌آلند. "آنجا" هستند، «بعداً» تأمین می‌شوند. اینکه می‌بینیم بسیار بسیار رایج است که از مولانا و شمس و "عارفان" و "بزرگان" تجلیل می‌شود، در حقیقت پشتش همین دعوت به دواندن ذهن‌ها بدنبال کسب "چیزی شدن" است. دویدنی که هیچوقت به هیچ کجا نمی‌رسد! دویدنی که همیشه انسان را در کیفیت احساس بدبختی و کمبود داشتن نگه می‌دارد. در حالیکه اگر همانجا که هستی بایستی و درک کنی که دویدن(ذهنی) باطل است، کار تمام است. ای کمان و تیرها برساخته صید نزدیک و تو دور انداخته هرکه دوراندازتر او دورتر وز چنین گنج است او مهجورتر فلسفی خود را از اندیشه بکشت گو بدو کاو راست سوی گنج پشت گو بدو چندانکه افزون می‌دود از مراد دل جداتر می‌شود! می 2013 @Panevisdotcom

‌ چون همه اجزات کج شد، چون بود؟! How will it be when all your members are crooked?! @Panevisdotcom
‌ چون همه اجزات کج شد، چون بود؟! How will it be when all your members are crooked?! @Panevisdotcom

‌ «من از حق هر کسی که می‌خواهد کسی باشد که می‌خواهد باشد، حمایت می‌کنم. سوال من این است: تا چه حد باید در تصویری که از خودت د
‌ «من از حق هر کسی که می‌خواهد کسی باشد که می‌خواهد باشد، حمایت می‌کنم. سوال من این است: تا چه حد باید در تصویری که از خودت داری مشارکت کنم؟» @Panevisdotcom