ru
Feedback
| Distorted Human |

| Distorted Human |

Открыть в Telegram

شعر، موسیقی، گاهی هم فیلم دغدغه‌های شاعرانه کانال اول ما https://t.me/Daar_wag

Больше
3 166
Подписчики
+124 часа
-37 дней
-1130 день
Архив постов
آدم‌ها گاهی اوقات گریه می‌کنند نه به خاطر اینکه ضعیف هستند بلکه به این خاطر که برای مدت طولانی قوی بوده‌اند. #هرتا_مولر @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

و با این همه ما به این جهان نیامده‌ایم که به آسانی بمیریم آن هم در سپیده‌دمی که بوی لیمو می‌آید. #یانیس_ریتسوس @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

انگار من از جای بریدگی زخمی، در تنِ تو روئیده‌ام . #فروغ_فرخزاد @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

کانال دوم ما

خود را جا می‌گذارد تا هیچ‌کس نفهمد که رفته است.. #عمران_صلاحی @Daar_wag #هنررا‌به‌دست‌اهلش‌برسانید ✅داروگ‌ مجلهء شعر و سینمای شاعرانه✅

‏نمی‌دانی چقدر آرزو دارم که یکبار با آن چشم‌هایت، به خاطر من به من نگاه کنی .. شرق بنفشه #شهریار_مندنی‌پور @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

" به چشمانم زل می‌زند و می‌گوید: می‌خواهم به یاد من باشی؛ اگر تو به یاد من باشی، عین خیالم نیست که همه فراموشم کنند." کافکا در کرانه | #هاروکی_موراکامی @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

زن‌های خاورمیانه از هرچه خالی باشند در سه چیز غنی‌اند؛ چشم های زیبا، غم های همیشگی و شجاعت ناگزیر… @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

به امید داشتن ادامه دادم به صدای مدادرنگی بر کاغذ ادامه دادم ادامه دادم تو را هرشب تا صبح تو را در ترانه‌های امّ‌کلثوم تو را
به امید داشتن ادامه دادم به صدای مدادرنگی بر کاغذ ادامه دادم ادامه دادم تو را هرشب تا صبح تو را در ترانه‌های امّ‌کلثوم تو را در شعرها تو را در گیجیِ گلدانِ علف در بندِ ساعتِ جیبی که به سهِ بعد از نیمه‌شب می‌رسید ادامه دادم تو را در بی‌تفاوتیِ چهره‌ات بر سپیدیِ قمیص ادامه دادم تو را در قبرستان خواجه‌اباصلت عزیزم! اصراری در لبخند تو بود که دوست نداشت با تو بمیرد... #جواد_گنجعلی @Javadganjali1

‏بلقيس رفته بودی انار بگيری تكه‌هايت برگشت آن‌ها بيروت را رها كردند و غزالی را كشتند چشمهايت كه بسته شد دريا استعفا داد بلقيس كيفت را كه از لای آوارهای بيروت بيرون كشيدند فهميدم كه با رنگين‌کمان زندگی می‌کرده‌ام. #نزار_قبانی @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

لذتی که از کار می‌ماند از هیچ عشقی نمی‌ماند. فقط با مرور زمان متوجه این مسئله خواهی شد. من همیشه فکر می‌کردم نهایت لذت روحی د
لذتی که از کار می‌ماند از هیچ عشقی نمی‌ماند. فقط با مرور زمان متوجه این مسئله خواهی شد. من همیشه فکر می‌کردم نهایت لذت روحی در عشق اتفاق می‌افتد، خیلی طول کشید که نظرم عوض شد البته آگاه و ناخودآگاه من نهایت لذت رو همیشه از کار برده‌ام اما یک وقت‌ها یادم می‌رفت و گمراه می‌شدم! البته این تفاوت کار هنری با کارهای دیگر است. #عباس_کیارستمی @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

در لبانِ تو، شعرِ روشن صیقل می‌خورد‌ من تو را دوست می‌دارم، و شب از ظلمتِ خود وحشت می‌کند... #احمد_شاملو @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

و عمقِ عشق هیچگاه شناخته نمی‌شود مگر در زمان فراق..! #جبران‌خلیل‌جبران @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

آه عزیزم! زندگی چیز غم‌انگیزی است حتی اگر فیل باشی زندگی چیز غم‌انگیزی است و مرگ همیشه آن رهگذر مهربان نیست که از طرف دیگر خیابان برایت دست تکان می‌دهد. #جواد_گنجعلی @Javadganjali1

«اگر دیدی میان ویرانه‌های خانه‌ای گل سرخی قد کشیده است، هرگز تعجب نکن: ما اینطور دوام آوردیم.» #مصعب_ابوتوهة @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

#فدریکوگارسیالورکا ترجمه و دکلمه: #احمد_شاملو @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

«پرِ سفید یک کبوتر، چرخ‌زنان پایین می‌آید. جلو پایم می‌افتد. پر را برمی‌دارم. بو می‌کنم، بوی آزادی و بوی آسمان می‌دهد. بغض می‌کنم.» #علی‌اشرف_درویشیان @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

لگد زدن به عزیز‌ترین کَسان‌مان اتفاقی‌ست که از شکم مادر شروع می‌شود. #اجه_آیهان @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

و از حقیقتِ اشیاء بویِ شک برخاست... #یدالله_رویایی @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷
و از حقیقتِ اشیاء بویِ شک برخاست... #یدالله_رویایی @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

عشق گردوی تازه است با رنگ تاریکِ ماندگارش اوایل پاییز سراغت می‌آید دست و دلت را سیاه می‌کند روزگارت را سیاه می‌کند و سال‌ها ادامه‌ات می‌دهد...! #جواد_گنجعلی @Javadganjali1