ru
Feedback
فلسفه اخلاق

فلسفه اخلاق

Открыть в Telegram

🌱روان‌کاوی/فلسفه/ادبیات/ادیان/سینما 📍مصطفی سلیمانی (دکتری فلسفه کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت) 📱ارتباط با من: @soleymani63 . 🔖اینستاگرام: https://instagram.com/_u/soleymani63

Больше
7 289
Подписчики
-224 часа
-47 дней
+2830 день
Архив постов
📝 کانال فلسفه اخلاق: 🔴آتش‌نشان ایستگاه 20 آتش‌نشانی تهران: 🔺وقتی رسیدیم ساختمان مشتعل بود. از پله‌ها رفتیم طبقه نهم. صدای ریختن سقف طبقات می‌آمد. خودمان را به طبقه دوم رساندیم. از طبقه دوم امکان پایین‌تر آمدن نبود. راه‌پله‌ها ریخته بودند. از بیرون ساختمان نردبان گذاشتند و خارج شدیم. یک لحظه نفهمیدیم ناصر مهرورز، فرمانده تیم برای چه برگشت به داخل ساختمان. انگار کسی را دید که داخل بود و رفت برای نجات. متوجه نشدیم برای چه رفت. هرچه فریاد زدیم رفت. چهار دقیقه بعد پلاسکو ریخت. 🔺 سیستم تجربه‌گرایی و کاربلدی را در چند سال اخیر کنار گذاشته‌اند و مدرک‌گرایی را جایگزین کرده‌اند. 🔺 سال 84 و 85 درباره ناایمن بودن پلاسکو گزارش داده بودیم. 30 بار اخطار تعطیلی آمده بود اما تعطیل نمی‌شد. 🔺شهادت مهدی حاجی‌پور و امید عباسی فقط به خاطر اشتباه عملیاتی بود.  🔺پنجشنبه نصف پرسنل سازمان رفته بودند امتحان بدهند؛ امتحان درس‌هایی که گذاشته‌اند و اجبار کرده‌اند که باید لیسانس بگیرید. برای همین نیرو کم بود. فقط لوله‌کشی به طبقات ساختمان 80 نیرو می‌خواست اما 40 نیرو حضور داشتند.  🔺همین مدرک‌گرایی و بی‌تجربگی در مدیریت میدان باعث فروریختن پلاسکو شد. در فیلم هم مشخص است که دیوار شرقی را آب می‌دهند. این آب دادن باعث سنگین شدن ساختمان شد. می‌گویند منبع گازوئیل منفجر شد، منبع گازوئیل اصلا منفجر نمی‌شود. گازوئیل می‌سوزد اما منفجر نمی‌شود. 🔺 از 40 دقیقه قبل از ریختن کل ساختمان صدای آوار می‌آمد و معلوم بود که ساختمان می‌ریزد اما تخلیه نیروها صورت نگرفت. البته آتش‌نشانی هم از وضعیت ساختمان بی‌اطلاع بود، اما وقتی حریق به اصطلاح قارچی شد باید نیروها را بکشید بیرون. بعضی بچه‌ها خودشان را از طبقات بیرون انداختند.  گردنم سوخته و چندین‌بار دست و پایم شکسته. با بیشتر کسانی که شهید و مفقود شده‌اند خدمت کرده‌ام. معجزه است که در این سال‌ها زنده مانده‌ایم. پلاسکو خشم خدا بود. زنگ خطر بود.  پوشاک از نفت و گازوئیل و اورانیوم خطرناک‌تر است. شهرداری منطقه نتوانسته برای خارج کردن تولیدی‌ها از پلاسکو اقدام کند. نتوانسته پلاسکو را تا ایمن شدن تخلیه کند. 🔺 فرمانده ایستگاه ما مفقود و احتمالا شهید شده است. تا جایی که می‌دانم از ایستگاه یک سه نفر، از ایستگاه 64 یک شیفت کامل که 12 نفر می‌شوند، از ایستگاه سه، 12 نفر و از ایستگاه 117 و 18 سه نفر مفقود شده‌اند. البته اطلاعاتم دقیق نیست. ایستگاه‌های دیگر را نمی‌دانم. از تمام ایستگاه‌ها نیرو اعزام شده بود.  🔺ماشینی خریده‌اند که چهارهزار لیتر آب دارد. این برای اروپاست که در خیابان‌ها شیر آب آتش‌نشانی دارد نه برای ایران. 6 بالابر در تهران داریم که دوتایش از رده خارج شده. خودم دیدم که بعد از ریختن ساختمان یکی از بچه‌ها از نردبان افتاد داخل سفارت انگلیس؛ از ارتفاع 55 متری. 🔺 دیگر چیزی برایم مهم نیست. جان مردم در خطر است. لاستیک‌های نردبان‌ها دو سال از تاریخ اعتبارشان گذشته و هر لحظه ممکن است در وسط عملیات بیفتند. 🔺 ایستگاه‌های آتش‌نشانی را زیاد می‌کنند اما روی چه حسابی؟ یک فرمانده باید حداقل 20 سال سابقه داشته باشد. این نیرو را از کجا می‌آورند؟ تیم باید 18 نفر باشد. با پنج نفر ایستگاه و تیم درست می‌کنند. یک نفر باید در ایستگاه بماند یعنی چهار نفر بروند برای یک حادثه.  🔺دیسیپلین نظامی و سختگیری‌های بی‌مورد آتش‌نشان‌ها را بیمار کرده است. نیرو از عملیات آمده می‌گویند چرا ملحفه‌ تختت کج است. نیرو درگیر می‌شود و درگیری را به خانه می‌برد. نظافت تمام بخش‌های ایستگاه با خود آتش‌نشان‌هاست. ساعت سه نصف شب برای یک گربه در یک ساختمان زنگ خطر را می‌زنند. آژیر آتش‌نشانی قبلا حرمت داشت. از یک طرف این سختگیری‌های بی‌مورد را داریم و از طرف دیگر خرید‌های غلط دارند. خودروی برنتو برای اروپا است نه برای ایران. برای خاک ایران که کوهپایه است باید نردبان بخریم که دکلش سبک‌تر است. در همین حادثه پلاسکو چند نردبان افتادند. تجهیزات باید هر چند وقت از طرف شرکت فروشنده بازرسی و تعمیر شوند. اما این کار انجام نمی‌شود.    🔺شهید علی قانع در زیرزمینی دچار ایست قلبی شد که 30 متر بود. چرا باید در جایی که ۳۰ متر است، دچار ایست قلبی شد؟ آنقدر قبلش اذیتش کرده بودند، از این ایستگاه به آن ایستگاه. لنگ پنج میلیون تومان وام بود که امضا نمی‌شد. با آن فشار روحی به عملیات می‌رود خب احتمال ایست قلبی بالا می‌رود. #نقد_و_تبيين @naghd_tabeen🌻 🍀❤️ @filsofak

عشق، امری عقلانی یا غیرمنطقی؟ #مصطفی_سلیمانی نشریه #حریم_امام شماره ۲۵۲ 🍀❤️ @filsofak
عشق، امری عقلانی یا غیرمنطقی؟ #مصطفی_سلیمانی نشریه #حریم_امام شماره ۲۵۲ 🍀❤️ @filsofak

کاش یک بار دیگه خنده هاتونو ببینیم کاش... 🍀❤️ @filsofak
کاش یک بار دیگه خنده هاتونو ببینیم کاش... 🍀❤️ @filsofak

يکی از زیباترین فیلمهای کوتاه جهان در 2016 #سلفی @filsofak 🌱

📝 کانال فلسفه اخلاق: نقشِ منتقد ما با انتقاد سعی می‌کنیم چشمان یا گوش‌ها یا حافظه‌ی یکدیگر را به سمت چیز‌هایی مانند زیبایی‌ها یا معایبِ پنهان جلب کنیم که فکر می‌کنیم به آن‌ها توجهی نشده است، به این امید که قضاوت دیگران را با قضاوت خود در یک راستا قرار دهیم. مهارت برخی در این کار بیشتر از دیگران است. دیوید هیوم خصوصیات منتقد خوب را برشمرده است: ○ باید در وضعیتی معقول قرار داشته باشد، یعنی وضعیتی که بتواند پذیرای مسئله‌ی مورد نظر باشد، از حس تشخیص برخوردار باشد، چشم و گوشی مجرب داشته باشد، و حدأقل در مسائل ادبی خوش طبع باشد و تعصب نداشته باشد. اما یکی از نکات منفی که در مورد منتقد وجود دارد این است که او خود را شاخص قضاوت دیگران می‌بیند. #پرسش‌های_اساسی_فلسفه (ص۲۱۲) #سیمون_بلک‌برن 🍀❤️ @filsofak

📝 کانال فلسفه اخلاق: #یک_راه_عملی_برای_درمان_سلفی‌گیری_در_حوادث تحقیقات مختلف علمی و نیز تجربیات کشورهای توسعه‌یافته‌ای چون ژاپن نشان می‌دهد که زوم کردن بیش از اندازه روی نقاط منفی و تاریک رفتاریِ یک جامعه و انتشار مداوم آنها، نه تنها به اصلاح آن رفتارهای ناپسند نمی‌انجامد؛ بلکه، پس از مدتی حتی به ضدّ خود تبدیل می‌شود، یعنی با ایجاد یک روحیه ی خنثی و بی‌تفاوت در میان بینندگان و شنوندگان، به یک #درماندگی_آموخته_شده تبدیل می‌گردد که همگان حضور آن را می‌پذیرند و به راحتی با آن کنار آمده و تحمل می‌کنند، و برای راحت کردن وجدان ناآسوده ی خود به خاطر این ناهماهنگی شناختی و تضاد درونی، دست به ساخت #مکانیسم‌های دفاعی خام (مانند طنزپردازی، همرنگی با جماعت، انتساب به نظام سیاسی، نظام اداری و ... ) در مورد آن رفتار ناگوار می‌زنند تا بتوانند به راحتی مرتکب آن شوند. پس راه اصلاح یک رفتار زشت یا غیراخلاقی چیست؟ چرا در جامعه ی ما همه از بی اخلاقی می‌نالیم و در عین حال هر روز دریغ از دیروز می‌شود و هر یک از ما به موقع خودش تبدیل به یک کنش‌گر غیراخلاقی می‌شویم؟ به‌نظر می‌رسد که یکی از بهترین راه‌ها در کنار لزوم آموزش‌های تدریجی، حرفه‌ای و هنرمندانه از سنین پایه و نیز در رسانه‌های عمومی، پررنگ کردن مداوم نقاط مثبتی است که در آن جامعه روی می‌دهد؛ به‌ویژه نقاط مثبتی که در رخدادهای تلخ اتفاق می‌افتند. البته، پررنگ کردنِ مداومِ کنش‌های مثبت نباید به شکل کلی‌گویی‌های مبهم و کلیشه‌های مضحکی چون «هنر نزد ایرانیان است و بس»، «ایرانیان خون گرم و مهمان نوازند» و ... باشد؛ بلکه، باید دقیقاً و به طور خاص و عینی نشان داد که فلان فرد یا فلان قوم یا گروه و شهر، فلان کنش یا عادت خوب رفتاری را دارد؛ مثلاً شیوه ی مهمان نوازی‌شان دقیقا عبارت است از انجام رفتارهای الف و ب و ج و د. به گمانم برای درمان معضلات تازه‌ای چون تماشاچی بودن در حوادث (که یکی از مصادیق امروزین آن سلفی گرفتن است) و پر کردن شبکه‌های اجتماعی از این نقاط منفی و نثار سیل برچسب‌های منفی و گاه توهین‌آمیز به این افراد (و به عبارتی، به خودمان؛ زیرا انواع فراوان این بی‌اخلاقی‌ها گریبانگر همه ی ما شده است و کسی نمی‌تواند خود را با پوشش نقاب‌های مثبت مستثنی کند)، باید به‌طور گسترده، پررنگ و پرحجم به انتشار نقاط مثبتی بپردازیم که در این حوادث در کنار نقاط منفی در حال رخ دادن هستند؛ یعنی افرادی که در میان همین تماشاچیان کارهای مثبت کوچک و بزرگ و حتی جانفشانی می‌کنند؛ آن‌هم با ذکر مشخص کاری که انجام می‌شود؛ با تمام جزئیات. ده ها سال از تحقیقات روانشناسان رفتاری‌نگر می‌گذرد که نشان داده اند #تقویت_مثبت و ارائه ی #الگوهای مثبت، عینی و قابل مشاهده هزاران برابر تأثیری بیشتر و ماندگارتری از تنبیه،‌ در انواع و اقسام مختلفش، دارد. بیایید عادت تاریخی مان در پذیرش و ترجیح #تنبیه_و_تحقیر را ترک کنیم و تا آنجا که ممکن است به انتشار خوبی‌های عینی و مشخصی که در حال رخ دادن هستند بپردازیم؛ حتی اگر نشان دادن کودک خردسالی باشد که در پارک مشغول دانه ریختن برای یک پرنده یا گربه است. آنقدر باید خوبی‌ها را گفت که کنش های خوب تبدیل به یک قاعده و اصل شود، و کنش زشت و نامطلوب، خود را مانند روغن روی آب نشان دهد و معده ی سالم جامعه آن را پس بزند؛ نه اینکه با انتشار مداوم و گسترده ی بدی ها، کنش‌های زشت را تبدیل به #مزاج اصلی یک جامعه کنیم؛‌ مزاجی که خوبی‌ها را دیگر برنمی‌تابد و اگر خوبی یا نکته ی مثبتی می بیند آن را به بهانه های مختلف پس می‌زند، به طنزپردازی در مورد آن می‌پردازد یا در نیت کنشگر تردید وارد می‌کند. شاید بتوان گفت خداوند متعال نیز در قرآن (سوره ی نور، آیة 19) به شکلی به این سخن اشاره داشته است، در آنجا که می‌گوید: إِنَّ الَّذينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشيعَ الْفاحِشَةُ فِي الَّذينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَليمٌ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ ؛ بدرستی کسانی که دوست دارند امر زشتی را در میان اهل ایمان شیوع دهند، برایشان در دنیا و آخرت عذاب دردناک خواهد بود. و چه غذاب دنیایی‌ای بالاتر از همین نارضایتی گسترده‌ای که در میان ما وجود دارد؛ در حالی‌که هر یک از ما به نحوی و به بهانه ها و توجیهات گوناگون در آن شریک هستیم. اجتماع مانند یک درخت با تمام اجزایش است؛ درختِ سالم میوه ی خوب می‌دهد و درخت ناسالم میوه ی بد. هیچ جزیی از درخت نمی‌تواند تقصیر را گردن اجزای دیگر بیندازد و خود را بی‌تقصیر بشمارد. استفاده از تقویت مثبت و ارائه ی الگوهای عملی و در دسترس به معنای ندیدن و نادیده گرفتن عیوب و نقد ضعف‌ها نیست؛ بلکه به معنای آن است که راه اصلاح جامعه، سالم کردن معده ی آن است تا خود به خود هر غذای فاسدی را پس بزند. جامعه را چنان معطر کنیم که بوی بد همه را بیازارد. به نقل از دکتر محسن زندی؛ روان شناس. 🍀❤️ @filsofak

📝 کانال فلسفه اخلاق: 🍂🍃🍃🍁🍃🍃🍂 از دست دادن زندگی چیزی نیست و هر وقت که لازم باشد من این شهامت را خواهم داشت! اما از دست رفتن معنای زندگی و نابود شدن بهانه‌ی هستی این است آنچه تحمل کردنی نیست. نمی‌شود بی‌دلیل زندگی کرد ... 📕کالیگولا 👤آلبرکامو /ابوالحسن نجفی 🍀❤️ @filsofak

📝 کانال فلسفه اخلاق: شتابِ منتشر کردن و نگرانیِ دیر شدن در فلسفه بی‌مورد است، چه که این امر متعلق به ذات هر فلسفه‌ی اصیلی است که لزوماً معاصرانش آن را بد می‌فهمند. فیلسوف حتی در برابر خود باید دست از معاصرِ خاص خود بودن بردارد. مارتین هایدگر/ درسگفتارهای نیچه 🍀❤️ @filsofak

📝 کانال فلسفه اخلاق: شتابِ منتشر کردن و نگرانیِ دیر شدن در فلسفه بی‌مورد است، چه که این امر متعلق به ذات هر فلسفه‌ی اصیلی است که لزوماً معاصرانش آن را بد می‌فهمند. فیلسوف حتی در برابر خود باید دست از معاصرِ خاص خود بودن بردارد. مارتین هایدگر/ درسگفتارهای نیچه. 🍀❤️ @filsofak

📝 کانال فلسفه اخلاق: ✔️ما اکثرمان چیزهایی که یاد میگیریم علم لاينفع است. در زندگی به سوالاتی بپردازيد که بعد از پیدا کردن راه حل آن در زندگی عملی تان تفاوت ایجاد شود.مثلا اگر شما بفهمید که در کهکشانی که ۳۰۰ میلیارد سال نوری از زمین فاصله دارد اکسیژن هست یا نه. آیا ارتباطتان با همسرتان عوض میشود؟ آیا روابطتان با دوستان و همکارانتان تغییری میکند؟ ✔️نکته بعدی این است که ادیان و مذاهب که بیشترین وعده زندگی های سعادتمند را داشته اند، هیچکدام به طور مطلق و بدون قید و شرط به وعده خودشان وفا نخواهند کرد که البته این بدان معنی نیست که هیچ چیز ارزشمندی در ادیان وجود ندارد. بلکه هیچ کتاب مقدسی نیست الا اینکه گنجینه هایی از معرفت دارد.اما حد وسط را باید را در مواجهه با کتب مقدس رعایت کنیم. که این حد وسط لازمه اش سه چیز است: 🔻نخست اینکه هر چه در متن مقدس است را حق ندانیم و در مقابل هر چه در متن مقدس است را نیز باطل ندانیم. 🔻دوم آنکه هیچ متن مقدسی را بی نيازکننده از سایر متون مقدس ندانيم. 🔻سوم اینکه چه چیزی را از متن مقدس وابگذاريم و چه چیزی را انتخاب کنیم. ✔️نکته آخری که میخواستم بگويم این است که به عمل کار بر آید و به سخنداني نیست. ببینید تمام کتاب های جهان را هم بخوانید ولی آنچه را که بهش رسیده اید را در عمل به موقع اجرا نکنید به هیچ رضایت باطنی نخواهید رسید. مصطفی ملکیان مصاحبه با متین کمی 🍀❤️ @filsofak

📝 کانال فلسفه اخلاق: شخصیت کشنده است. هر قدر بیشتر شخصیت داشته باشی، کوچکتر می شوی. شخصیت زرهی است دور تا دور تو، زرهی که تو را محدود می کند. و هر محدودیتی مرگ است.بگذار تکرار کنم: هر محدودیتی یک مرگ است، فقط نامحدود زنده است. #osho 🆔 @filsofak

نسبت سطح بال زنبور به بدنش بسیار کم است براساس قوانین آیرودینامیک، پرواز او ممکن نیست؛ اما این را نمیداند! او پرواز می کند! �
نسبت سطح بال زنبور به بدنش بسیار کم است براساس قوانین آیرودینامیک، پرواز او ممکن نیست؛ اما این را نمیداند! او پرواز می کند! 🍀❤️ @filsofak

📝 کانال فلسفه اخلاق: 💢ما به پاکی در اندیشه و پاکی در اجرا نیازمندیم. ما فکر می‌کنیم اگر برای تربیت فرزندمان برنامه ای درست در پیش بگیریم یا مدرسه ای خوب برای پرورش آنها بیابیم یا با زنی شایسته ازدواج کنیم یا در خانه ای شایسته یا محله ای شایسته زندگی کنیم، در تربیت فرزندمان موفق شده ایم، ولی اینطور نیست. اگر خودت انسانی شایسته نباشی، اگر از هوا و هوس دوری نکنی، اگر دست و زبان و دل خودت را پاک نکنی، نمی توانی در برنامه تربیتی خود موفق شوی و نمی توانی در موفقیت فرزندان یا کشور یا بازار یا کارخانه یا مدرسۀ خود نقش داشته باشی. ما نیازمند انسان پاک هستیم. امام موسی صدر، کتاب انسان آسمان انسانیت پارساپیشه، بند ۲۴۱ #مشکل #اندیشه #انسان #موفقیت #تربیت #جامعه #پرورش #ازدواج 🍀❤️ @filsofak

🍃🌷 به بهلول گفتند که فلانی هنگام تلاوت قرآن چنان از خود بیخود میشود که نقش بر زمین شده و غش میکند بهلول گفت:او را بر سر دیو
🍃🌷 به بهلول گفتند که فلانی هنگام تلاوت قرآن چنان از خود بیخود میشود که نقش بر زمین شده و غش میکند بهلول گفت:او را بر سر دیوار بگذارید تا تلاوت کند، اگر غش کرددرعمل خود صالح است 🌷🍃 🍀❤️ @filsofak

خدا آن چیزی است که کودکان می دانند، نه بزرگسالان! (کریستین بوبن، رفیق اعلی،۸۷) من میخوام برگردم به کودکی! (حسین پناهی) 🍀❤️ @
خدا آن چیزی است که کودکان می دانند، نه بزرگسالان! (کریستین بوبن، رفیق اعلی،۸۷) من میخوام برگردم به کودکی! (حسین پناهی) 🍀❤️ @filsofak

فلسفه تعلیم و تربیت حتما حتما ببینید(توصیه ادمين) 🍀❤️ @filsofak

نمی‌دانم تا حالا بره‌ای که ترسیده باشد را دیده اید یا نه. سال ها پیش، من یکیشان را دیدم. رفته بودیم سر قنات پشت جاده اصلی که دبه‌هایمان را پر از آبِ معدنی کنیم. من صورتم را گرفته بودم زیر قطرات خنکی که از رخنه توی کوه بیرون می زد و چشم‌هایم را از زور آفتاب بسته بودم. از نزدیکی‌هایمان، صدای زنگوله های یک گله گوسفند می آمد. بعد از میان گله، سرو صدایی شنیدم و یک‌هو دیدم که بره کوچکی دوید بیرون. چند جست کوچک زد و پشت من پناه گرفت. نمی‌دانستم باید منتظر چی باشم. یک نگاهم به گله بود و یک نگاهم به بره سفیدِ پشمالویی که چشم‌های درشتی داشت. همانجا چندک زدم و بغلش کردم. همه بدنش می لرزید و مرتب گوش‌های کوچکش را تکان می‌دهد. یک آن به این فکر کردم که ببرمش برای خودم. داشتم حسابِ پول هایم را می‌کردم که بخرمش. که این بره ترسیده و تنها اما زیبا را برای همیشه داشته باشم. پیرمرد چوپان که آمد، مَشک سیاهش را زیر حفرهء پایین کوه گرفت. گفتم «اینو می‌فروشی به من؟» سرش را تکان داد که نه. گفتم «ترسیده. من می‌برم نگهش می‌دارم. ببین خودشم نمیخواد بره.» گفت «تو ولش کن میره. مارو مور دیده لابد.» بره را گذاشتم روی زمین. چوپان که مَشک را پر کرد، یک هی بلند کشید. بره چند جست کوتاه زد و لای گوسفندهای پروار پشمالو گم شد. گفت «سِی کردی؟ هر بره‌ای می‌باس توی گله خودش باشه» حالا سال‌هاست که دور و برمان، بره‌هایی می‌بینم که ترسیده‌اند. که بیمناکند. که ما را بزرگ‌تر از آن چیزی که باید، می‌پندارند. پناه می‌آورند به ما. پشت‌مان قایم می شوند تا یادشان برود رنجی که از معشوق کشیده اند. تا فراموش کنند آسیبی را که از محبوب دیده‌اند. تا نیشِ کین و کنایه و بی وفایی را از بدنشان بیرون بکشند. که تاب بیاورند برای جنگیدن دوباره. چرا که آن‌ها، منتظرانند. منتظر یک هی بلند. منتظر نگاهی مهربان. منتظر پیامی که نقش ببندد روی گوشی و بگوید «ببخشید. برگرد.» می‌خواهم بگویم که عزیزان جان من، این‌ها، بره‌های شما نیستند. بره دیگری‌اند که پناه آورده اند به شما. زخمی و دل‌شکسته و ترسیده. در بدترین حالت ممکن. آماده پذیرش دشمن به جای رفیق و شب به جای روز و عصیان به جای ایمان. بیایید و این بره‌های گم شده خدا را اهلی نکنید. به جایش دستی از رفاقت بکشید بر سرشان. به آغوش محبت بگیریدشان که دلگرم شوند. امیدوارشان کنید به بازگشت. به فراموش کردن سختی‌ها. بگذارید همه بره ها، برگردند و توی گله خودشان جست بزنند. که آن ها شاید از بی پناهی وانمود کنند به اهلی شدن، اما قلب‌شان پیش شما نیست. می‌دانید که دارم از چی حرف می زنم. نه؟ #مرتضی_برزگر #قلب_نارنجی_فرشته ❄️ یادداشت ها و داستان های مرتضی برزگر ❄️ ‏📱Instagram: morteza.barzegar ‏💻fb.com/morteza.barzegar1360 ‏📢Telegram Channel: @MortezaBarzegarNotes

رفته لب پشت بوم بعد با دستش خودشو از پشت گرفته نیفته =))) 🍀❤️ @filsofak
رفته لب پشت بوم بعد با دستش خودشو از پشت گرفته نیفته =))) 🍀❤️ @filsofak

اتحاد مورچه ها برای جلوگیری از غرق شدن 🆔 @filsofak 🌱

کلیپ قدیمی ولی دیدنی از سفر 400 روزه یک زوج به 48 کشور جهان. حتما ببینید. ✅ عضویت: 👇👇 🍀❤️ @filsofak