ru
Feedback
فلسفه اخلاق

فلسفه اخلاق

Открыть в Telegram

🌱روان‌کاوی/فلسفه/ادبیات/ادیان/سینما 📍مصطفی سلیمانی (دکتری فلسفه کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت) 📱ارتباط با من: @soleymani63 . 🔖اینستاگرام: https://instagram.com/_u/soleymani63

Больше
7 263
Подписчики
-324 часа
+157 дней
-1930 день
Архив постов
🔳⭕️دختر رؤیاهایت کیست؟ فکر کنم پنج سالم بود. من از خیس شدن تنفر داشتم و برای هر بار حمام بردنم، دو سال به سن پدر و مادرم اضافه می‌کردم. یک عصر جمعه با دردسر من را فرستاندند حمام. زیر دوش وسط عملیات تعقیب و گریز با مادرم و لیف و شامپو، پایم سر خورد و چانه‌ام کوبید به وان و شکافت و خون پاشید بیرون. من از خون خوف می‌کنم[می ترسم]. حالا هم آب بود و هم خون. همین‌طور خیس و خونی من را بردند بیمارستان. دکتر نگاهی انداخت به چانه‌ام و تصمیم گرفت آن را بخیه کند. تا حالا بخیه نشده بودم اما از اسمش معلوم بود که اتفاق دردناکی است. حالا هراس از بخیه به هراس از خون و آب اضافه شد. تصمیم گرفتم مانع دکتر بشوم. دست و پا زدم که فرار کنم. اما خب. پدر و مادر و دو پرستار اورژانس و مسئول اداری بیمارستان و نگهبان دم در مانعم شدند و شش نفری من را گرفتند تا دکتر به دوخت و دوزش مشغول شود. ترس مولد زور است. و آن‌قدر حین خیاطی دست و پا زدم که شکل بخیه‌ها شد شبیه به دوخت در کیسه‌ برنج. گره‌های ملوانی زمخت و درشتی که هنوز زیر چانه‌ام معلومند. رد یک زخم قدیمی که خیلی دوست ندارم دیده شود. رگ‌های قلب پدربزرگم خیلی سال پیش گرفته بودند. دکتر ماندگار تصمیم گرفت آن‌ها را باز کند. یک روز صبح او را بی‌هوش کرد و یک وجب و نیم سینه‌اش را شکافت و لوله‌ها را تعمیر کرد و شکاف را بست. پدربزرگم برخلاف من از حمام بدش نمی‌آمد و با دیدن خون و زخم خوف نمی‌کرد. عمل هم خوب پیش رفت و تا وقتی که زنده بود رد زخم روی سینه‌اش بود. قایمش نمی‌کرد. درواقع خلاصه‌ داستان و نشانه‌ی نجات‌یافتگی‌اش بود. لابد گاهی وقت‌ها هم توی تنهایی نگاهش می‌کرده و لبخندی می‌زده و بودنش را مدیون این زخم می‌دانسته. مثل عباس رضایی که عاشق شده بود. جانش برای عشقش در می‌رفت. یک بار دم دبیرستان نظام‌وفا با سه نفر سر ماجرای متلک گفتن به دختر رویاهایش دعوایش شد. دونفرشان را مثل حلیم کوبید. سومی که بزدل بود با تیغ موکت‌بری خط انداخت روی صورت عباس. خط که نبود. کانال بود. فراش دبیرستان بردش بیمارستان و ده تا بخیه منظم چید روی صورتش. عباس زنده ماند. لیسانس کشاورزی گرفت و با دختر رویاهایش هم ماند. شک ندارم عباس هم هر از چندگاهی نگاهی می‌اندازد به خط روی صورتش. لبخند می‌زند و بودنش را مدیون این زخم می‌داند. (نوشته‌ای از فهیم عطار) ☑️⭕️تجویز راهبردی: هر فردی مثل عباس باید یک مرد/دختر رویاها برای خودش داشته باشد که پایش بایستد و برایش زخم بخورد. «مرد/دختر رؤیاها» کنایه از یک هدف متعالی است. هدف متعالی چیست؟ سه ويژگی دارد: ۱. هدف باید به گونه‌ای باشد که حاضر باشید برایش زخم بخورید. یعنی حاضر باشید بخشی از زندگی و اعتبارتان را بگذارید برای این هدف. آیا حاضرید برای این هدف با افتخار حبس بکشید؟! بخشی از زندگی‌تان را با این هدف معامله کنید؟! به عنوان مثال دو هدف زیر را در نظر بگیرید: الف) خرید یک ماشین بوگاتی مدل دیوو ۲۰۱۹ (با ارزش ۶۵ میلیارد تومان) ب) ثروت‌آفرینی و ایجاد اشتغال برای هزار زن در یک منطقه محروم و بیرون آوردن آنان از فقر مطلق. صادقانه از خود بپرسید کدام جمله را راحت‌تر می‌توانید تکمیل کنید: بخشی از وجودم و زندگی‌ام را «فروختم» تا به هدف یک یا دو برسم. وجدان شما انتخاب خواهد کرد. به کلمه فروختم دقت کنید. ۲. هدف باید به گونه‌ای باشد که حاضر باشید زخم‌تان را با افتخار به دیگران نشان دهید. فرض کنید برای دست‌یابی به آن هدف به زندان افتادید، ممنوع‌الخروج شدید، به گرفتاری مالی دچار شدید، آیا هدف‌تان به گونه‌ای هست که به این زندان و محدودیت و گرفتاری‌تان افتخار کنید؟ عباس به زخم روی صورتش افتخار می‌کرد، شما هم می‌توانید؟ ۳. هدف باید اخلاقاً دگرگزینانه باشد؛ یعنی اگر هدف فقط برای منافع خودم، امیال خودم، جیب خودم باشد، هدف متعالی نیست. این گونه اهداف به شهوت (=خواستن کور) نزدیک می‌شوند. استاد دانشگاهی که مقاله می‌نویسد، نه با هدف حل مسأله از جامعه، بلکه فقط و فقط برای شهرت و اعتبار و ارتقاء. هر چند کار علمی می‌کند [و به ظاهر ارزشمند]، اما هدف متعالی ندارد. شهوت علم و شهرت دارد. سرمایه‌گذاری که فقط با هدف تولید ثروت بیشتر، تلاش می‌کند، هدف دارد. اما متعالی نیست. دقت کنید که نمی‌گویم که اهداف برای ما فایده‌ای نداشته باشند، تأکید دارم که اهداف باید با توجه به دیگران انتخاب شوند. زندانیان یک جمله کلیدی دارند که می‌گویند: مردی که حبس نکشیده باشد، مرد نیست. همچنین باید اضافه کرد؛ آدمی که زخم نخورده باشد آدم نیست. آدمی بدون زخم، هنوز آدم نشده است. بعضی زخم‌ها نشانه چگونگی زندگی است؛ اصلاً نشانه زندگی است. آدم بدون زخم ِ یک هدف ِ متعالی، آدمی است که هنوز زندگی را شروع نکرده است. بروید و مرد یا دختر رؤیاهایتان را پیدا کنید و آماده زخم خوردن باشید، درست مثل عباس! مجتبی لشکربلوکی 🍀❤️ @filsofak

📝 زندگی خوب و اخلاق کم‌وبیش می‌دانیم که زندگی فقط خوردن و خفتن و برآوردن نیازهای فیزیولوژیک نیست. ما از زندگی چیزی بیش از آن انتظار داریم؛ چیزی که زندگی را معنادار کند، ژرفا ببخشد، جهت دهد و شیرین کند. ما خواهان زندگی خوب هستیم. اما زندگی خوب را به سختی می‌توان تعریف کرد. با این همه، می‌توان آن را نشان داد و برخی عناصر سازنده آن را برشمرد. یکی از عناصر سازنده زندگی خوب اخلاق است. مقصود از اخلاق در اینجا منش‌ها و عاداتی است که به ما کمک می‌کند، فراتر از حالت غریزی خود عمل کنیم و به جای واکنش نشان دادن به عوامل بیرونی، دست به انتخاب بزنیم و پاسخی سنجیده بدهیم. گره خوردن اخلاق با شریعت در جامعه ما در کنار مزیت‌هایی که ممکن است داشته باشد، آن را شکننده می‌کند. کافی است نگاه مردم به شریعت و شریعت‌مداران دگرگون شود تا اخلاق نیز پس زده شود یا کمرنگ گردد. اینجاست که جدا از بحث نظری درباره نسبت اخلاق و شریعت، لازم است به تقویت اخلاق و بنیادهای آن در جامعه بپردازیم و فرهنگ اخلاقی دیدن و اخلاقی زیستن را گسترش دهیم. فصلنامه جدید «حیات معنوی» (شماره اول، پاییز 1398) می‌کوشد در این عرصه گامی بردارد و به جنبه‌های معنوی حیات انسانی از جمله اخلاق بپردازد. در این شماره شاهد مقالاتی از مهدی مهریزی، رضا بابایی(که این روزها با بیماری سختی کلنجار می‌رود و آرزوی بهبود او را داریم)، احمد شهدادی، سیدحسن اسلامی‌اردکانی، هادی ربانی، محمد اسفندیاری، سیده‌نرگس حسینی‌امین، محمدتقی اسلامی، محمدجواد رودگر و محمد راستگو هستیم. همچنین مقاله «رهیافت‌های فضیلت‌محور در تعلیم و تربیت» نوشته گریگوری بسشام را ابوالقاسم فنایی ترجمه‌ کرده و در این شماره گنجانده است. من در مقاله «اخلاق زیست‌محیطی فضیلت‌مدار» کوشیده‌ام از منظری متفاوت بحث اخلاق زیست‌محیطی را دنبال کنم و بنیادی فضیلت‌مدارانه، نه تکلیف‌گرایانه یا پیامدگرایانه برای آن فراهم کنم. در زمانی که اخلاق به شکل‌های گوناگونی در معرض تاخت و تاز نظری و عملی قرار دارد و کسانی آن را بی‌اعتبار می‌دانند و دیگرانی آن را به سود رشته‌های دیگر مصادره می‌کنند، که شرح آن را در مقاله «برزخ اخلاق‌ورزی در ایران معاصر» (فصلنامه اخلاق‌پژوهی، شماره 1، بهار 1396) آورده‌ام، نشر این دست مجلات مایه اندک امیدی است تا به زندگی فسرده مردم ما اندک نسیمی از معنویت و اخلاق بوزد و تصویری از زندگی خوب و نقش اخلاق در ضمیر ما نقش ببندد. سید حسن اسلامی اردکانی ستون #در_ستایش_جزییات / صفحه آخر روزنامه اعتماد، چهارشنبه 20 آذر ۱۳۹۸ www.hassaneslami.ir 🍀❤️ @filsofak

«به این دلیل نیست که چون کاری دشوار است جسارت انجام آن را نداریم؛ به این دلیل که جسارت انجام آن را نداریم آن کار دشوار است.»
«به این دلیل نیست که چون کاری دشوار است جسارت انجام آن را نداریم؛ به این دلیل که جسارت انجام آن را نداریم آن کار دشوار است.» لوُسیوُس آنآئِئوُس سِنِکآ فیلسوف رواقی روم باستان Lucius Annaeus Senneca انتشارات آنگاه 🍀❤️ @filsofak

مهم‌ترین و معتبرترین دانش از نظر ارسطو «اگر غایتی وجود دارد که ما آن را برای خودش، و همه چیز دیگر را برای آن، می‌خواهیم... روشن است که آن غایت خیر اعلا و بهترین است. آیا شناخت آن غایت در زندگی ما اثر بزرگی نخواهد بخشید؟... اگر چنین است پس باید بکوشیم تا دست‌کم طرح کلی آن غایت را معلوم کنیم و بدانیم آن غایت موضوع کدام دانش یا کدام توانایی است. چنین می‌نماید که آن غایت باید موضوع مهم‌ترین و معتبرترین دانش‌ها باشد؛ و چنین می‌نماید که این دانش، دانش سیاست است... چون دانش سیاست همۀ دانش‌های عملی را به کار می‌برد، و علاوه بر این قوانینی می‌نهد دایر بر اینکه چه باید کرد و چه نباید کرد، پس معلوم می‌شود غایت دانش سیاست حاوی غایات همۀ دانش‌های دیگر است، و این غایت، خیر آدمیان است.» اخلاق نیکوماخوسی | ارسطو | محمدحسن لطفی 🍀❤️ @filsofak

🍀❤️ @filsofak

خدا، گاهی به صورت لیوانی آب خنک است، گاهی به صورت پسرکی که به روی زانوان شما می‌جهد، یا زنی افسونگر و یا فقط به صورت یک گردش
خدا، گاهی به صورت لیوانی آب خنک است، گاهی به صورت پسرکی که به روی زانوان شما می‌جهد، یا زنی افسونگر و یا فقط به صورت یک گردش کوتاه سحری. خوشا به سعادت کسی که بتواند او را در زیر هر نقابی بشناسد! 📕 زوربای یونانی 🍀❤️ @filsofak

🍃 یادداشت روان‌شناسی موضوع: نشاط و شادی در زندگیِ اسلامی نویسنده: #مصطفی_سلیمانی ۱. اصالت فرح و شادی: در روایتی، امام صادق(ع) هفتاد و پنج لشکر برای عقل و هفتاد و پنج لشکر را هم برای جهل بر شمرده‌اند. امام خمینی روایت امام صادق(ع) را در کتابی با عنوان «شرح جنود عقل و جهل» شرح داده‌اند. امام صادق(ع) در توضیح این روایت، فرح و شادی را از لشکریان عقل، و حزن و اندوه را از لشکریان جهل معرفی می‌کند (الکافی، ج۱، ص۲۱، ح۱۴). با اندک بررسی در روایت امام صادق(ع) می‌توان گفت: اصالت در شادی و نشاط است که به عنوان همراه و یاور عقل از آن یاد می‌شود. در واقع، یک زندگی عاقلانه در نگاه اسلام، زندگی با طعم نشاط و شادی است. با این نگاه، یک فرد مسلمان که دوست دارد زندگی‌اش بر مبنای عقل جلو برود، می‌بایست با غم و غصه خداحافظی کند؛ زیرا عُقَلا رفتار یک فرد غمگین را غیر استاندارد می‌دانند (در این زمینه مراجعه شود به کتاب: نشاط و شادی، حبیب‌الله فرحزاد، نشر طوبای محبت). با این اوصاف، هیچ زن و مردی حق ندارد بداخلاقی و بدرفتاری خود را به اسم اسلام توجیه کند. والدین موفق نیز برای تشکیل یک زندگی عاقلانه و تربیت فرزندان صالح، باید به دنبال تزریق نشاط در زندگی خود و فرزندانشان باشند. اخمو بودن والدین نمی‌تواند برآیند تربیتیِ صحیحی برای فرزندان به دنبال داشته باشد. ۲. زدودن غم خانواده: یکی از مبانی و فضائل اسلامی، از بین بردن اندوه دیگران است. در روایات معصومین، توصیه به غم‌زدایی از انسان‌ها به وفور یافت می‌شود. به عنوان نمونه می‌توان به روایت امام صادق(ع) اشاره کرد: «هر کسی اندوه مومنی را برطرف سازد، خدای متعال اندوه آخرت را از او برطرف سازد و با دلی شادمان و آرام از قبر خویش خارج شود» (بحارالانوار، ج۷۲، ص۲۳). با توجه به این‌گونه روایات، رفع حزن و اندوه و ایجاد فرح و شادی در دل افراد، فرهنگ اهل‌بیت(ع) محسوب می‌شود. در همین راستا می‌توان برداشت کرد که: والدین موفقی که مسئولیت یک زندگی و اجتماع کوچک را به عهده دارند، باید به نحوه تعاملات بین خود و فرزندانشان توجه کنند تا بدین وسیله روح خیرخواهی و شادمانی در زندگی‌شان شکل بگیرد. به طور قطع، خانواده موفق، خانواده‌ای است که با محوریت نشاط و محبت پیش می‌رود. اگر شادی ارزشی نداشت، اهل‌بیت(ع) در دعاهایشان به ما نمی‌آموختند که از خدای مهربان تقاضای سرور و شادی کنید و بخواهید که اندوهتان زدوده شود! در دعای ابوحمزه امام سجاد(ع) در سحرهای ماه مبارک رمضان چنین می‌خوانیم: «اللهم فرح قلبی واجعل لی من همی و کربی فرجا و مخرجا؛ دلم را شاد گردان و از هر غم و اندوه و پریشانی‌ام گشایش و رهایی بخش!» (مصباح‌المجتهد، ج۲، ص۵۹۵) با نگاهی کوتاه به برخی از روایات، این نکته نیز مشخص می‌شود که در بهشت هم اندوه‌زدایی رخ می‌دهد؛ به گونه‌ای که هر کسی که وارد بهشت شود، شادی و سرور محض را تجربه خواهد کرد. به عنوان نمونه می‌توان به این روایت اشاره داشت که وقتی حضرت زهرا(س) وارد بهشت می‌شوند، می‌گویند: «الحمدلله الذی اذهب عنا الحزن و اقر بعینی؛ خدایی را سپاس که غم و اندوه را از ما زدود و چشم مرا روشن ساخت». ۳. نشاط و زندگی کامل: از جمله ویژگی‌هایی که برای یک مؤمن کامل می‌شمارند این می‌باشد: «المومن هشاشا بشاشا»؛ یکی از ویژگی‌های اهل ایمان، نشاط و خوشی و خرمی است» (بحارالانوار، ج۶۴، ص۳۱۱). از این رو، خانواده موفقی نیز که به دنبال زندگی به سبک اسلام هستند، باید شادی و نشاط را در جای جایِ زندگیشان برقرار سازند تا از سلامت نفس برخوردار شوند. با توصیه‌های دینی به نیکی می‌توان دریافت که غم و ناراحتی حالت متعادلی نیست و به نوعی، بیماری محسوب می‌شود؛ زیرا با فطرت آدمی سازگار نیست. البته در این زمینه، ناراحتی‌های پسندیده که همگام با کمال انسان است مقصود نیست؛ به عنوان مثال زمانی که آدمی به دلیل گناهان و یا به خاطر مصائب معصومین(ع) غمگین باشد، کاری ممدوح انجام داده است نه مذموم! 🍀❤ @dr_m_soleymani

🍃 یادداشت روان‌شناسی موضوع: نشاط و شادی در زندگیِ اسلامی نویسنده: #مصطفی_سلیمانی ۱. اصالت فرح و شادی: در روایتی، امام صادق(ع) هفتاد و پنج لشکر برای عقل و هفتاد و پنج لشکر را هم برای جهل بر شمرده‌اند. امام خمینی روایت امام صادق(ع) را در کتابی با عنوان «شرح جنود عقل و جهل» شرح داده‌اند. امام صادق(ع) در توضیح این روایت، فرح و شادی را از لشکریان عقل، و حزن و اندوه را از لشکریان جهل معرفی می‌کند (الکافی، ج۱، ص۲۱، ح۱۴). با اندک بررسی در روایت امام صادق(ع) می‌توان گفت: اصالت در شادی و نشاط است که به عنوان همراه و یاور عقل از آن یاد می‌شود. در واقع، یک زندگی عاقلانه در نگاه اسلام، زندگی با طعم نشاط و شادی است. با این نگاه، یک فرد مسلمان که دوست دارد زندگی‌اش بر مبنای عقل جلو برود، می‌بایست با غم و غصه خداحافظی کند؛ زیرا عقلاً رفتار یک فرد غمگین را غیر استاندارد می‌دانند (در این زمینه مراجعه شود به کتاب: نشاط و شادی، حبیب‌الله فرحزاد، نشر طوبای محبت). با این اوصاف، هیچ زن و مردی حق ندارد بداخلاقی و بدرفتاری خود را به اسم اسلام توجیه کند. والدین موفق نیز برای تشکیل یک زندگی عاقلانه و تربیت فرزندان صالح، باید به دنبال تزریق نشاط در زندگی خود و فرزندانشان باشند. اخمو بودن والدین نمی‌تواند برآیند تربیتیِ صحیحی برای فرزندان به دنبال داشته باشد. ۲. زدودن غم خانواده: یکی از مبانی و فضائل اسلامی، از بین بردن اندوه دیگران است. در روایات معصومین، توصیه به غم‌زدایی از انسان‌ها به وفور یافت می‌شود. به عنوان نمونه می‌توان به روایت امام صادق(ع) اشاره کرد: «هر کسی اندوه مومنی را برطرف سازد، خدای متعال اندوه آخرت را از او برطرف سازد و با دلی شادمان و آرام از قبر خویش خارج شود» (بحارالانوار، ج۷۲، ص۲۳). با توجه به این‌گونه روایات، رفع حزن و اندوه و ایجاد فرح و شادی در دل افراد، فرهنگ اهل‌بیت(ع) محسوب می‌شود. در همین راستا می‌توان برداشت کرد که: والدین موفقی که مسئولیت یک زندگی و اجتماع کوچک را به عهده دارند، باید به نحوه تعاملات بین خود و فرزندانشان توجه کنند تا بدین وسیله روح خیرخواهی و شادمانی در زندگی‌شان شکل بگیرد. به طور قطع، خانواده موفق، خانواده‌ای است که با محوریت نشاط و محبت پیش می‌رود. اگر شادی ارزشی نداشت، اهل‌بیت(ع) در دعاهایشان به ما نمی‌آموختند که از خدای مهربان تقاضای سرور و شادی کنید و بخواهید که اندوهتان زدوده شود! در دعای ابوحمزه امام سجاد(ع) در سحرهای ماه مبارک رمضان چنین می‌خوانیم: «اللهم فرح قلبی واجعل لی من همی و کربی فرجا و مخرجا؛ دلم را شاد گردان و از هر غم و اندوه و پریشانی‌ام گشایش و رهایی بخش!» (مصباح‌المجتهد، ج۲، ص۵۹۵) با نگاهی کوتاه به برخی از روایات، این نکته نیز مشخص می‌شود که در بهشت هم اندوه‌زدایی رخ می‌دهد؛ به گونه‌ای که هر کسی که وارد بهشت شود، شادی و سرور محض را تجربه خواهد کرد. به عنوان نمونه می‌توان به این روایت اشاره داشت که وقتی حضرت زهرا(س) وارد بهشت می‌شوند، می‌گویند: «الحمدلله الذی اذهب عنا الحزن و اقر بعینی؛ خدایی را سپاس که غم و اندوه را از ما زدود و چشم مرا روشن ساخت». ۳. نشاط و زندگی کامل: از جمله ویژگی‌هایی که برای یک مؤمن کامل می‌شمارند این می‌باشد: «المومن هشاشا بشاشا»؛ یکی از ویژگی‌های اهل ایمان، نشاط و خوشی و خرمی است» (بحارالانوار، ج۶۴، ص۳۱۱). از این رو، خانواده موفقی نیز که به دنبال زندگی به سبک اسلام هستند، باید شادی و نشاط را در جای جایِ زندگیشان برقرار سازند تا از سلامت نفس برخوردار شوند. با توصیه‌های دینی به نیکی می‌توان دریافت که غم و ناراحتی حالت متعادلی نیست و به نوعی، بیماری محسوب می‌شود؛ زیرا با فطرت آدمی سازگار نیست. البته در این زمینه، ناراحتی‌های پسندیده که همگام با کمال انسان است مقصود نیست؛ به عنوان مثال زمانی که آدمی به دلیل گناهان و یا به خاطر مصائب معصومین(ع) غمگین باشد، کاری ممدوح انجام داده است نه مذموم! 🍀❤ @dr_m_soleymani

🍃 یادداشت روان‌شناسی موضوع: نشاط و شادی در زندگیِ اسلامی نویسنده: #مصطفی_سلیمانی ۱. اصالت فرح و شادی: در روایتی، امام صادق(ع) هفتاد و پنج لشکر برای عقل و هفتاد و پنج لشکر را هم برای جهل بر شمردهاند. امام خمینی روایت امام صادق(ع) را در کتابی با عنوان «شرح جنود عقل و جهل» شرح دادهاند. امام صادق(ع) در توضیح این روایت، فرح و شادی را از لشکریان عقل، و حزن و اندوه را از لشکریان جهل معرفی میکند (الکافی، ج۱، ص۲۱، ح۱۴). با اندک بررسی در روایت امام صادق(ع) میتوان گفت: اصالت در شادی و نشاط است که به عنوان همراه و یاور عقل از آن یاد میشود. در واقع، یک زندگی عاقلانه در نگاه اسلام، زندگی با طعم نشاط و شادی است. با این نگاه، یک فرد مسلمان که دوست دارد زندگیاش بر مبنای عقل جلو برود، میبایست با غم و غصه خداحافظی کند؛ زیرا عقلا رفتار یک فرد غمگین را غیر استاندارد میدانند (در این زمینه مراجعه شود به کتاب: نشاط و شادی، حبیبالله فرحزاد، نشر طوبای محبت). با این اوصاف، هیچ زن و مردی حق ندارد بداخلاقی و بدرفتاری خود را به اسم اسلام توجیه کند. والدین موفق نیز برای تشکیل یک زندگی عاقلانه و تربیت فرزندان صالح، باید به دنبال تزریق نشاط در زندگی خود و فرزندانشان باشند. اخمو بودن والدین نمیتواند برآیند تربیتی صحیحی برای فرزندان به دنبال داشته باشد. ۲. زدودن غم خانواده: یکی از مبانی و فضائل اسلامی، از بین بردن اندوه دیگران است. در روایات معصومین، توصیه به غمزدایی از انسانها به وفور یافت میشود. به عنوان نمونه میتوان به روایت امام صادق(ع) اشاره کرد: «هر کسی اندوه مومنی را برطرف سازد، خدای متعال اندوه آخرت را از او برطرف سازد و با دلی شادمان و آرام از قبر خویش خارج شود» (بحارالانوار، ج۷۲، ص۲۳). با توجه به اینگونه روایات، رفع حزن و اندوه و ایجاد فرح و شادی در دل افراد، فرهنگ اهلبیت(ع) محسوب میشود. در همین راستا میتوان برداشت کرد که: والدین موفقی که مسئولیت یک زندگی و اجتماع کوچک را به عهده دارند، باید به نحوه تعاملات بین خود و فرزندانشان توجه کنند تا بدین وسیله روح خیرخواهی و شادمانی در زندگیشان شکل بگیرد. به طور قطع، خانواده موفق، خانوادهای است که با محوریت نشاط و محبت پیش میرود. اگر شادی ارزشی نداشت، اهلبیت(ع) در دعاهایشان به ما نمیآموختند که از خدای مهربان تقاضای سرور و شادی کنید و بخواهید که اندوهتان زدوده شود! در دعای ابوحمزه امام سجاد(ع) در سحرهای ماه مبارک رمضان چنین میخوانیم: «اللهم فرح قلبی واجعل لی من همی و کربی فرجا و مخرجا؛ دلم را شاد گردان و از هر غم و اندوه و پریشانیام گشایش و رهایی بخش!» (مصباحالمجتهد، ج۲، ص۵۹۵) با نگاهی کوتاه به برخی از روایات، این نکته نیز مشخص میشود که در بهشت هم اندوهزدایی رخ میدهد؛ به گونهای که هر کسی که وارد بهشت شود، شادی و سرور محض را تجربه خواهد کرد. به عنوان نمونه میتوان به این روایت اشاره داشت که وقتی حضرت زهرا(س) وارد بهشت میشوند، میگویند: «الحمدلله الذی اذهب عنا الحزن و اقر بعینی؛ خدایی را سپاس که غم و اندوه را از ما زدود و چشم مرا روشن ساخت». ۳. نشاط و زندگی کامل: از جمله ویژگیهایی که برای یک مؤمن کامل میشمارند این میباشد: «المومن هشاشا بشاشا»؛ یکی از ویژگیهای اهل ایمان، نشاط و خوش و خرمی است» (بحارالانوار، ج۶۴، ص۳۱۱). از این رو، خانواده موفقی نیز که به دنبال زندگی به سبک اسلام هستند، باید شادی و نشاط را در جای جایِ زندگیشان برقرار سازند تا از سلامت نفس برخوردار شوند. با توصیههای دینی به نیکی میتوان دریافت که غم و ناراحتی حالت متعادلی نیست و به نوعی، بیماری محسوب می¬شود؛ زیرا با فطرت آدمی سازگار نیست. البته در این زمینه، ناراحتیهای پسندیده که همگام با کمال انسان است مقصود نیست؛ به عنوان مثال زمانی که آدمی به دلیل گناهان و یا به خاطر مصائب معصومین(ع) غمگین باشد، کاری ممدوح انجام داده است نه مذموم! 🍀❤ @dr_m_soleymani

عاشقانه ترین دیه یک زن که در ایران پرداخت شد ! قاضی اجرای احکام تعریف میکرد؛ در تبریز بودم یک خانمی در حین گذر از خیابان با ی
عاشقانه ترین دیه یک زن که در ایران پرداخت شد ! قاضی اجرای احکام تعریف میکرد؛ در تبریز بودم یک خانمی در حین گذر از خیابان با یک پیکان برخورد و فوت شده بود راننده پیکان خود را فروخته و خرج هزینه بیمارستان قبل از فوت مصدوم کرده بود. اولیای دم متوفی چند پسر و دختر بودند که مرتب به اجرای احکام مراجعه می کردند و پیگیر پرونده بودند تا دیه بگیرند ولی ضارب و محکوم علیه به دلیل نداشتن دیه در زندان بود. من اولیای دم را که همگی فرهنگی بودند از وضعیت زندان آگاه کردم یکی از اولیای دم مطلبی گفت که خیلی آموزنده بود او گفت ما دنبال دیه نیستیم چون راننده و محکوم علیه یک پیکان داشت و کل دارایی او که همین ماشین بود به حساب ما واریز کرده است ما می خواهیم با گرفتن دیه از بیمه برای او منزلی تهیه کنیم و به او زندگی بدهیم و ما احتیاجی به دیه مادرمان نداریم! 🍀❤️ @filsofak

🍃 یادداشت روان‌شناسی موضوع: دورانِ پرخاش نویسنده: #مصطفی_سلیمانی هر بزرگ‌سالی، از دوران بلوغ خود به عنوان حساس‌ترین دوران زندگی‌اش یاد می‌کند. دورانی که مقدمه‌ي کمال و رشد است. رشد در جسم و ظاهر و روح و روان. رشد در روابط اجتماعی و شخصی که همگی با سرعت رخ می‌دهد. ایام بلوغ، دوران طراوت و پویایی نوجوانان است. دورانی با انرژی بالا و تولدی دوباره. ۱. دوران پرخاش: از لوازمات این دوران، عصبی مزاج بودن و پرخاش‌گری است؛ که والدین آگاه با مدیریت رفتاری و نشان دادن انعطاف در این دوران، عملاً نوجوان‌شان را به آرامش و صبوری دعوت می‌کنند. دوره‌ی بلوغ عموماً به نوجوان اجازه‌ی جسارت و خودبزرگ‌بینی می‌دهد؛ چنین خلقیات تازه‌ای، در رفتار با اطرافیان و نزدیکان خودنمایی می‌کند. والدین برای جلوگیری از این رفتار، می‌بایست از امر و نهی و جدال طولانی پرهیز کنند. والدین موفق، والدینی هستند که با کسب مهارت و اطلاعات کافی نسبت به شرایط سنی فرزندشان، با آن‌ها رفتار شایسته می‌کنند. بالاخره هر سنی مراقبت‌ها و رفتارهای خاص خودش را می‌طلبد. آشکار است که گاهی یک رفتار نامناسب از جانب والدین، می‌تواند عواقب ناگوار و جبران‌ناپذیری داشته باشد. ۲. در جست‌وجوی هم‌صحبت: نوجوانان در این مقطع سنی، به شدت به دنبال هم‌صحبت و برقراری روابط دوستی هستند؛ دوستی که بتواند با جان و دل، و بدون سرزنش و انتقاد حرف‌های آن‌ها را گوش بدهد. بسیاری از والدین به دلیل دغدغه‌ها و مشغله‌های کاری‌، کمتر فرصت صحبت با فرزندان‌شان را پیدا می‌کنند. با این حال، به نظر می‌رسد که نیازی به اثبات ندارد که اگر والدین هم‌کلام مناسب و شایسته‌ای برای نوجوانان خودشان نباشند، بعضاً خسارات جبران‌ناپذیری را هم برای خودشان و هم برای فرزندشان به جای خواهند گذاشت. ۳. بلوغ و احتیاج به تفریح: در این سنین، نوجوانان بیش‌‌تر از هر زمان دیگری، نیاز به تفریح و اوقات فراغت را در خود احساس می‌کنند. دوست دارند تفریحات مفرح و نشاط برانگیزی داشته باشند. طبیعی است که اگر والدین بتوانند هم‌پایِ آن‌ها، برای تفریح و سرگرمی برنامه‌ریزی و نسبت به علایق فرزندشان انرژی و زمان خرج کنند، کمک شایانی به رشد فکری و روحی آن‌ها خواهند داشت. ۴. بلوغ و دوستی: همه‌ی انسان‌ها از اوان کودکی به دنبال دوست هستند تا بتوانند با آن¬ها اوقات خود را به خوشی و شادی سپری کنند. در این میان، نوجوانان بیشتر از همه دغدغه‌ی دوست‌یابی را دارند. برای نوجوانان داشتن دوستان زیاد مایه‌ی افتخار و مباهات است؛ زیرا تعدد دوست برای یک نوجوان، می‌تواند برانگیزاننده‌ی احساس بزرگی و برتری در وجود او باشد. اگر نوجوانی از میان اعضای خانواده‌ی خودش، رفیق و دوست خوبی نداشته باشد، در محیط بیرون از خانه به دنبال دوست و رفیق خواهد گشت؛ و غالب نوجوانان در این موقعیت، به دلیل خامی و نداشتن آگاهی کافی از روش‌های صحیح دوست‌یابی، به دوستان اشتباه مبتلا می‌شوند؛ دوستانی که مسیر زندگیشان را متزلزل و به تدریج آن‌ها را از اهداف و خانواده‌شان دور می‌کنند. در چنین شرایطی، اگر خانواده‌ها تمایل داشته باشند که نوجوانانشان را از دوستان ناباب و اشتباه دور کنند، در وهله‌ی اول باید خودشان بهترین گزینه و انتخاب برای دوستی با نوجوانشان باشند. والدین باید بدانند نوجوانشان به دنبال چه دوستی‌ای است؛ و طبیعی است که چنین آگاهی‌ای، تنها با مطلع بودن از علایق و سلیقه‌ی فرزندشان اتفاق خواهد افتاد. و بدیهی است که فقط والدینی در این امر موفق می‌شوند که گوش شنوا برای حرفهای فرزندشان داشته باشند و از امر و نهی او بپرهیزند. در وهله‌ی دوم والدین می‌توانند با کنترل از راه دور و آشنایی با دوستان و خانواده‌ی دوستان فرزندانشان، آن‌ها را از دوستان ناباب و به این ترتیب از عواقب دوستی با آن‌ها دور کنند. ۵. توجه به انرژی زیاد: سنین نوجوانی، به دلیل تغییرات جسمی و روحی، نیاز به تخلیه‌ی انرژی دارد؛ که والدین باید نقش مهمی را در این زمینه ایفا کنند‌. والدین می¬توانند با مدیریت زمانی، فرزندشان را در کلاس‌های مناسب آموزشی و گروهی ثبت‌نام کنند تا به این وسیله، علاوه بر بهره‌گیری و استفاده‌ی بهینه از موقعیت‌ به وجود آمده، فرزندشان را نیز در تخلیه‌ی انرژی‌‌، به شکل متعادل و معقول یاری دهند. ۶. آموزش مسائل جنسی: والدین می‌بایست با نوجوانان خود به صورت غیر مستقیم در زمینه‌های جنسی گفت‌وگو کنند و به آن‌ها بگویند که می‌توانند در حالت سرگردانی‌شان به آن‌ها مراجعه کنند. متأسفانه امروزه به دلایل اشتباه و کاذب، از این امر جلوگیری می‌شود و نوجوانان به خاطر کوتاهی والدین، به افراد غیر متخصص مراجعه می‌کنند که بعضاً شاهد معضلاتی در این زمینه نیز هستیم. 🍀❤ @dr_m_soleymani

برنامه‌های غذایی مناسب برای خلقیات متفاوت 🍀❤️ @filsofak
برنامه‌های غذایی مناسب برای خلقیات متفاوت 🍀❤️ @filsofak

🍃 یادداشت روان‌شناسی موضوع: خطاهای شناختی در زندگی زناشویی نویسنده: #مصطفی_سلیمانی اگر مدتی به گفتار و کردار خود و یا همسرتان توجه کنید، احتمالاً به وجود برخی از خطاهای شناختی زیر پی می‌برید که منشأ بسیاری از رفتارها و احساسات منفی در شما و یا همسرتان هستند. سعی کنید پس از شناسایی خطاهای مزبور، به تدریج آنها را اصلاح کنید: 1- تفکر همه یا هیچ: شخصی که دارای نوعی از تفکر به نام همه یا هیچ است، همه چیز را سفید و در غیر این صورت سیاه می‌بیند و هر اتفاقِ کمتر از کامل را نوعی شکست می‌داند. به عنوان مثال، مردی که معتقد است به همسرش یا هیچ هدیه‌ای نمی‌دهد و یا هدیه‌ای گران‌قیمت برای او تهیه خواهد کرد، به تفکر همه یا هیچ (تفکر دو قطبی) دچار شده است. 2- تعمیم مبالغه‌آمیز: فردی که دارای این نوع از تفکر است، هر حادثه‌ی منفی را به منزله‌ی یک شکست تمام‌نشدنی تلقی می‌کند. به عنوان مثال، زنی که بداخلاقی شوهرش را همیشگی می‌داند، از تعمیم مبالغه‌آمیز استفاده کرده است؛ زیرا در این توصیف، اوقات خوبی را که با شوهرش سپری کرده و صفات و خصائل خوبی را که از او دیده از یاد برده است. 3- فیلتر ذهنی: این حالت زمانی ایجاد می‌شود که شخص، تحت تأثیر یک حادثه، همه‌ی واقعیت‌ها را تار ببیند و تنها به یک جزء منفی از حادثه توجه کند و باقی اجزاء اتفاق را فراموش کند. برای مثال مردی که تمام خدمات همسرش را فراموش کرده و صرفاً در تعامل با او به اشتباهاتِ حتی کوچک توجه می‌کند، از فیلتر ذهنی استفاده می‌نماید. ۴- بی‌توجهی به امور مثبت شخص: در چنین حالتی، فرد، با بی‌ارزش شمردن تجربه‌های مثبت، اصرار بر مهم نبودن آن‌ها دارد. به عنوان مثال، مردی که صرف شام به اتفاق همسر و فرزندان‌اش را اتفاق مهمی نمی‌داند، گرفتار این تفکر منفی است. ۵- نتیجه‌گیری شتاب‌زده: شخص مبتلا به این نوع از تفکر، عجولانه و بدون ارائه‌ی دلیل نتیجه‌گیری و قضاوت می‌کند. چنین تعجیل‌هایی عموماً در دو زمینه دیده می‌شوند: الف) ذهن‌خوانی: در این نوع از تعجیل، فرد، با یک بررسی سطحی و ناکافی و یا بدون بررسی کردن و تجزیه و تحلیل ماجرا و تنها بر اساس ذهنیات خود، اقدام به نتیجه‌گیری می‌کند. ب) پیشگویی: در این حالت از تعجیل، فرد، بدون هیچ دلیلی پیش‌بینی می‌کند که اوضاع برخلاف میل او در جریان است. ۶- درشت‌نمایی: در این نوع از خطای شناختی، فرد درباره‌ی اهمیت مسائل و یا شدت اشتباهات خود مبالغه می‌کند و اهمیت جنبه‌های مثبت زندگی را کمتر از آنچه که هست برآورد می‌کند. برای مثال، زنی که دیر آمدن همسرش به منزل را به منزله‌ی یک گناه بزرگ تلقی می‌کند و نمی‌تواند به آن از یک زاویه‌ی مثبت نگاه کند، در دام تفکر درشت‌نمایی افتاده است. ۷- استدلال حسی: شخصی که دارای استدلال احساسی است، احساس منفی خود را لزوماً منعکس‌کننده‌ی واقعیت‌ها می‌داند. به عنوان مثال، زنی که فقط احساس می‌کند شوهرش به او خیانت کرده و تنها بر مبنای احساس قلبی خود و بدون ارائه‌ی هیچ نوع دلیلی بر صحت ادعای خود اصرار می‌ورزد از استدلال احساسی استفاده می‌کند. ۸- بایدها: در این حالت از خطاهای شناختی، شخص همواره این‌طور انتظار دارد که اوضاع حتماً باید بر وفق مرادش باشد. به عنوان مثال، زنی که از همسرش عصبانی است، تنها به این دلیل که نتوانسته است خانه‌ای مجلل برای او تهیه کند، در دام بایدها و نبایدها افتاده است. ۹- برچسب زدن: به عنوان مثال، مردی که به زنش لقب دروغ‌گو داده است، گرفتار خطای شناختیِ برچسب زدن شده است؛ زیرا با این رفتار، راست‌گویی او را در تمام زمان‌ها و مکان‌ها انکار کرده است. ۱۰۔ شخصی‌سازی و سرزنش: در این حالت، فرد کاملاً بی‌جهت و بی‌دلیل، خودش را مسئول حادثه‌ای می‌داند که کنترل آن برایش امکان‌پذیر نبوده است. به عنوان مثال، زنی که همیشه خود را به این دلیل سرزنش می‌کند که اگر به تمام خواسته‌های شوهرش پاسخ مثبت می‌داد بین آن‌ها جدایی و طلاق واقع نمی‌شد، گرفتار تفکر شخصی‌سازی و سرزنش شده است. *برای مطالعه‌ی بیش‌تر در این زمینه رجوع شود به کتاب‌های: - رابطه‌ی همسران، فرانک فینچام، برگردان: مهدی قراچه داغی، انتشارات پیک بهار. -روابط صمیمی و عاشقانه با همسر، احمد عشقی، انتشارات سخن گستر. 🍀❤ @dr_m_soleymani

معنای زندگی |مصطفی ملکیان،۱۴ آبان ۱۳۹۸| ❤️🍀 @filsofak

مطالعه مطالعه این امکان را به شما می‌دهد تا در رابطه با موضوعی صحبت کنید. مطالعه این امکان را به شما می‌دهد تا به اختیار خود مطالب بیاموزید. |عباس خلجی| ❤️🍀 @filsofak

نحوه‌ی صحیح شستن دست‌ها سازمان بهداشت جهانی ❤️🍀 @filsofak

تکنیک پومودورو چگونه از شر "امروز فرداکردن" خلاص شویم! قضیه از این قرار است که وقتی مشغول انجام کاری می‌شوید که واقعا نمی‌خواهید انجامش بدهید، آن بخشی از مغز را فعال می‌کنید که به "درد" مربوط است و برای این‌که احساس درد را متوقف کنید، سعی می‌کنید حواس‌تان را به یک چیز دیگر پرت کنید و این می‌شود که نمی‌توانید تمرکز کنید و کم‌کم می‌روید سراغ یک کار دیگر. پژوهشگران کشف کرده‌اند که اگر عزم‌مان را جزم کنیم و شروع به انجام آن کار کنیم، خیلی زود آن حس ناراحت‌کننده‌ی عصبی از بین می‌رود. تکنیک پومودو (Pomodoro) را آقای فرانچسکو سیریلو اوایل دهه‌ی ۱۹۸۰ اختراع کرد؛ به زبان ایتالیایی یعنی گوجه‌فرنگی و دلیل این نام‌گذاری هم این بود که زمان‌سنجی که او برای این تکنیک استفاده می‌کرد، شبیه گوجه فرنگی بود. برای انجام پومودورو فقط به یک زمان‌سنج نیاز دارید. یک کار را انتخاب می‌کنید و زمان‌سنج را برای ۲۵ دقیقه تنظیم می‌کنید و دکمه شروعش را می‌زنید. روی کارتان تمرکز محض می‌کنید و نمی‌گذارید هیچ چیز حواس‌تان را پرت کند؛ لابه‌لای کارتان هیچ وقفه‌ای ایجاد نمی‌کنید. بعد از این‌که زمان‌تان تمام شد یک جایزه‌ی کوچک به خودتان می‌دهید؛ یک فنجان قهوه، یک وب‌گردی کوتاه، یک کش‌وقوس ساده یا هر استراحت ۵ تا ۱۰ دقیقه‌ای دیگر. هر ۴-۵ پومودورو (هر پومودو ۲۵ دقیقه) هم یک استراحت طولانی‌تر تا نیم ساعت به خودتان می‌دهید. خوش‌بختانه نرم‌افزارهای مختلفی برای این تکنیک ساخته شده است و با یک جستجوی ساده در اپ‌استور یا گوگل‌پلیر می‌توانید آن‌ها پیدا کنید. یکی از این نرم‌افزارهایی که کاربردش از پومودورو هم فراتر می‌رود و خیلی‌ها از آن راضی هستند، The Forest است (البته این نرم‌افزار فعلا پولی است). زمان مورد نظر را مشخص می‌کنید و با زدن استارت، درخت خودتان را می‌کارید و کم‌کم رشد می‌کند تا زمان به پایان برسد. خوب، همین‌که در طول این مدت می‌بینید که درخت‌تان دارد کم‌کم بزرگ می‌شود، خودش خیلی انگیزه می‌دهد برای متمرکز ماندن. کم‌کم می‌توانید سکه (جایزه) جمع کنید و درخت‌های متنوع‌تری بخرید و باغ خوشگل‌تری درست کنید. اگر هم وسط زمان مشخص‌شده، نتوانید خودتان را نگه دارید یا به‌هر دلیلی بروید سراغ کار دیگری، یک درخت خشکیده به باغ‌تان اضافه می‌شود. نرم‌افزار Focus keeper و Flora هم نمونه‌های دیگری برای تکنیک پومودو هستند که رایگان می‌باشند. در نرم‌افزار فلورا، شما از طریق آنلاین می‌توانید به‌شکل تیمی روی کارها تمرکز کنید. البته شما خود می‌توانید به سلیقه‌ی شخصی و امکانات مورد علاقه‌تان از نرم‌افزارهای مختلفی استفاده کنید. باید مراقب باشید گرفتار زواید نشوید و به کارکرد نرم‌افزار توجه بیشتری داشته باشید، مهم استفاده شما و شروع به‌کار شماست. به‌تدریج و بیش‌تر که با این تکنیک کار کنید، زمان مورد نیاز برای هر کاری دست‌تان می‌آید و موقع برنامه‌ریزی، برای تخمین زمان می‌توانید از واحد پومودورو استفاده کنید. بیشتر ماها یک چالش بزرگی که در برنامه‌ریزی داریم تخمین زمان است و واحد پومودورو واقعا کار را برایتان راحت‌تر خواهد کرد. کاری که شما می‌کنید این است که در برنامه‌ی روزانه‌تان که به‌شکل To Do List می‌نویسید، زمان هرکدام را با پومودورو مشخص می‌کنید و آخر روز چک می‌کنید و جلوی هرکار می‌نویسید که چند پومودورو طول کشید و آیا کم‌تر از زمان پیش‌بینی شده بود یا بیش‌تر. ایراد دیگری که اغلب ماها داریم این است که فکر می‌کنیم زمان نامحدود است و همیشه وقت برای کاراهایمان هست. فایده‌ای که این تکنیک دارد این است که باعث می‌شود گذر زمان را به‌خوبی حس کنید و الکی کاری را کش ندهید. در آخر، خودتان را محدود به این چارچوب مشخص شده نکنید. اگر ۲۵ دقیقه برایتان کم یا زیاد است، متناسب با خودتان تغییرش بدهید. زمان استراحت را بالا پایین کنید و ببینید چگونه و با چه فاصله و ترتیبی برایتان بهتر است. |برداشت آزاد از صفحه فرشته نصیرپور| ❤️🍀 @filsofak

آیین گفتگو حافظ گفت: گفتگو آیین درویشی نبود ورنه با تو ماجراها داشتم اما حافظ اشتباه کرد زیرا حقیقت این است که گفتگو هم آیین درویشی است و هم آیین جوان‌مردی. گفتگو، آیین حکومت است، آیین سیاست است، آیین مدنیت است. گفتگو، آیین انسانیت است. در جامعه‌ای که گفتگو نباشد، سنگ و چوب و چماق و گلوله سخن خواهند گفت. مردمی که نتوانند با یکدیگر حرف بزنند، همدیگر را خواهند درید. گفتگو همان امکان انسان‌شدن است و کلمه، سنگ‌بنای تمدن. اگر گفتگو نباشد، حنجره، شیپور می‌شود. دست‌ها پتک می‌شوند و چشم‌ها، خمپاره و آتش. گفتگو با خود، گفتگو با دیگری، گفتگو با جهان. گفتگو با دوست، گفتگو با دشمن. گفتگو با موافق، گفتگو با مخالف. هر آدمی، روایتی ست اما اگر روایتش شنیده نشود، روایت رودی می‌شود از خشم و نفرت و درد و راه می‌افتد و رودهای روایت‌گر به‌هم می‌پیوندند و طغیان می‌کنند و طغیان با خود چه دارد جز ویرانی. گفتگو، آیینی است که باید به‌جا آورده شود. به‌جا نیاوردن این آیین، عقوبتی دارد که همه را در بر می‌گیرد. خشونت همان عقوبت بی‌گفتگویی است. |عرفان نظرآهاری| ❤️🍀 @filsofak

🍃 یادداشت روان‌شناسی موضوع: خطاهای شناختی در زندگی زناشویی نویسنده: #مصطفی_سلیمانی اگر مدتی به گفتار و کردار خود و یا همسرتان توجه کنید، احتمالاً به وجود برخی از خطاهای شناختی زیر پی می‌برید که منشأ بسیاری از رفتارها و احساسات منفی در شما و یا همسرتان هستند. سعی کنید پس از شناسایی خطاهای مزبور، به تدریج آنها را اصلاح کنید: 1- تفکر همه یا هیچ: شخصی که دارای نوعی از تفکر به نام همه یا هیچ است، همه چیز را سفید و در غیر این صورت سیاه می‌بیند و هر اتفاقِ کمتر از کامل را نوعی شکست می‌داند. به عنوان مثال، مردی که معتقد است به همسرش یا هیچ هدیه‌ای نمی‌دهد و یا هدیه‌ای گران‌قیمت برای او تهیه خواهد کرد، به تفکر همه یا هیچ (تفکر دو قطبی) دچار شده است. 2- تعمیم مبالغه‌آمیز: فردی که دارای این نوع از تفکر است، هر حادثه‌ی منفی را به منزله‌ی یک شکست تمام‌نشدنی تلقی می‌کند. به عنوان مثال، زنی که بداخلاقی شوهرش را همیشگی می‌داند، از تعمیم مبالغه‌آمیز استفاده کرده است؛ زیرا در این توصیف، اوقات خوبی را که با شوهرش سپری کرده و صفات و خصائل خوبی را که از او دیده از یاد برده است. 3- فیلتر ذهنی: این حالت زمانی ایجاد می‌شود که شخص، تحت تأثیر یک حادثه، همه‌ی واقعیت‌ها را تار ببیند و تنها به یک جزء منفی از حادثه توجه کند و باقی اجزاء اتفاق را فراموش کند. برای مثال مردی که تمام خدمات همسرش را فراموش کرده و صرفاً در تعامل با او به اشتباهاتِ حتی کوچک توجه می‌کند، از فیلتر ذهنی استفاده می‌نماید. ۴- بی‌توجهی به امور مثبت شخص: در چنین حالتی، فرد، با بی‌ارزش شمردن تجربه‌های مثبت، اصرار بر مهم نبودن آن‌ها دارد. به عنوان مثال، مردی که صرف شام به اتفاق همسر و فرزندان‌اش را اتفاق مهمی نمی‌داند، گرفتار این تفکر منفی است. ۵- نتیجه‌گیری شتاب‌زده: شخص مبتلا به این نوع از تفکر، عجولانه و بدون ارائه‌ی دلیل نتیجه‌گیری و قضاوت می‌کند. چنین تعجیل‌هایی عموماً در دو زمینه دیده می‌شوند: الف) ذهن‌خوانی: در این نوع از تعجیل، فرد، با یک بررسی سطحی و ناکافی و یا بدون بررسی کردن و تجزیه و تحلیل ماجرا و تنها بر اساس ذهنیات خود، اقدام به نتیجه‌گیری می‌کند. ب) پیشگویی: در این حالت از تعجیل، فرد، بدون هیچ دلیلی پیش‌بینی می‌کند که اوضاع برخلاف میل او در جریان است. ۶- درشت‌نمایی: در این نوع از خطای شناختی، فرد درباره‌ی اهمیت مسائل و یا شدت اشتباهات خود مبالغه می‌کند و اهمیت جنبه‌های مثبت زندگی را کمتر از آنچه که هست برآورد می‌کند. برای مثال، زنی که دیر آمدن همسرش به منزل را به منزله‌ی یک گناه بزرگ تلقی می‌کند و نمی‌تواند به آن از یک زاویه‌ی مثبت نگاه کند، در دام تفکر درشت‌نمایی افتاده است. ۷- استدلال حسی: شخصی که دارای استدلال احساسی است، احساس منفی خود را لزوماً منعکس‌کننده‌ی واقعیت‌ها می‌داند. به عنوان مثال، زنی که فقط احساس می‌کند شوهرش به او خیانت کرده و تنها بر مبنای احساس قلبی خود و بدون ارائه‌ی هیچ نوع دلیلی بر صحت ادعای خود اصرار می‌ورزد از استدلال احساسی استفاده می‌کند. ۸- بایدها: در این حالت از خطاهای شناختی، شخص همواره این‌طور انتظار دارد که اوضاع حتماً باید بر وفق مرادش باشد. به عنوان مثال، زنی که از همسرش عصبانی است، تنها به این دلیل که نتوانسته است خانه‌ای مجلل برای او تهیه کند، در دام بایدها و نبایدها افتاده است. ۹- برچسب زدن: به عنوان مثال، مردی که به زنش لقب دروغ‌گو داده است، گرفتار خطای شناختیِ برچسب زدن شده است؛ زیرا با این رفتار، راست‌گویی او را در تمام زمان‌ها و مکان‌ها انکار کرده است. ۱۰۔ شخصی‌سازی و سرزنش: در این حالت، فرد کاملاً بی‌جهت و بی‌دلیل، خودش را مسئول حادثه‌ای می‌داند که کنترل آن برایش امکان‌پذیر نبوده است. به عنوان مثال، زنی که همیشه خود را به این دلیل سرزنش می‌کند که اگر به تمام خواسته‌های شوهرش پاسخ مثبت می‌داد بین آن‌ها جدایی و طلاق واقع نمی‌شد، گرفتار تفکر شخصی‌سازی و سرزنش شده است. *برای مطالعه‌ی بیش‌تر در این زمینه رجوع شود به کتاب‌های: - رابطه‌ی همسران، فرانک فینچام، برگردان: مهدی قراچه داغی، انتشارات پیک بهار. -روابط صمیمی و عاشقانه با همسر، احمد عشقی، انتشارات سخن گستر. 🍀❤ @dr_m_soleymani

#موسیقی چقدر حالم رو رویایی کرد! بفرستید به دوست‌داشتنی‌هاتون😍 🍀❤️ @filsofak