ru
Feedback
فلسفه اخلاق

فلسفه اخلاق

Открыть в Telegram

🌱روان‌کاوی/فلسفه/ادبیات/ادیان/سینما 📍مصطفی سلیمانی (دکتری فلسفه کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت) 📱ارتباط با من: @soleymani63 . 🔖اینستاگرام: https://instagram.com/_u/soleymani63

Больше
7 248
Подписчики
-324 часа
-127 дней
-5630 день
Архив постов
دوست داشتن از عشق برتر است. عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی. اما دوست داشتن پیوندی است خودآگاه و از روی بصیرت روشن و زلال. عشق بیشتر از غریزه آب می‌خورد و هرچه از غریزه سر زند بی‌ارزش است و دوست داشتن از روح طلوع می‌کند و تا هر جا که یک روح ارتفاع دارد، دوست داشتن نیز همگام با آن اوج می‌یابد. #علی_شریعتی ❤️☘ @filsofak

همه‌ی ما می‌دونیم که موارد زیادی هستن که روی افسردگی و اضطراب ما تاثیر می‌ذارن و چه بسا اون‌ها رو کم می‌کنن. اما تاثیر موسیقی انگار به شکلی متفاوت عمل می‌کنه. توی این انیمیشن به این موضوع پرداخته شده. #انیمیشن ©Join | @janotancentre

✔️احکام اخلاقی و واقع بینی🔻 ✍️#مصطفی_ملکیان 🔹اولين نكته دربارة درستي احكام اخلاقي واقع‌بينانه بودن آنها است؛ بي‌شك توجه به اين نكته باعث رشد نوعي واقع‌بيني در انسان نسبت به واقعيات عالم انساني مي‌شود. عالم انساني را از راه فهم عرفي و حدس و گمان و ايدئولوژي نمي‌توان شناخت، بلكه تنها از راه روي كردن به علوم انساني مي‌توان شناخت (اساساً هر چيز را تنها از راه روي كردن به علوم مربوط مي‌توان شناخت). هرچه در انسان وسواس اخلاقي بودن افزايش يابد اين واقع‌بيني هم افزايش مي‌يابد. اما وقتي از واقع‌بيني صحبت مي‌كنيم بيشتر خيال‌پرداز و آرمان‌طلب نبودن به ذهن مي‌آيد و انگار پس‌پشت ذهن كسي كه به واقع‌بيني دعوت مي‌كند اين است كه انسانها كوچك‌تر از آن‌اند كه تصور مي‌كني و آنقدرها كه مي‌انديشي عظيم و عاقل و توانا نيستند. 🔹ولي من مي‌خواهم بگويم كه اين طور نيست و اگر انسان به توصية كسي كه به واقع‌بيني دعوت مي‌كند عمل كند گاه خواهد ديد كه انسانها حقيرتر از آن هستند كه مي‌انديشيد و گاه خواهد ديد كه اتفاقاً انسانها عظيم‌تر، عاقل‌تر و تواناتر از آن‌اند كه تصور مي‌كرد. منظورم اين است كه واقع‌بيني دعوت به ديدن واقعيتهاي انساني است و نه فقط دعوت به ديدن واقعيتهاي حقارت‌آميز انساني. وقتي سخن آن عارف مسلمان را مي‌شنويم كه مي‌گفت از پاي ديوار چين (يا تركستان) تا پشت ديوار اندلس در پاي هركس كه خاري برود من از آن رنج مي‌برم، اين هم انسان است و وقتي واقع‌بينانه به آن نظر كنيم به عظمت انسان پي مي‌بريم يا وقتي اين جملة علي‌بن ابيطالب را مي‌شنويم (در همة اين موارد فرض را بر صداقت اخلاقي گوينده مي‌گيرم) كه اگر تمام ثروتي را كه آسمان بر آن سايه انداخته و زمين دربر گرفته است را به من دهند و بگويند كه يك دانة گندم را به‌زور از دهان موري بگيرم اين كار را نخواهم كرد، اين هم انسان است و انسان تا اينجا مي‌تواند عظمت پيدا كند و مي‌بينيم كه به اندازة كافي دربارة عظمت انسان واقع‌بين نبوده‌ايم. 🔹اين مثالها را از اين جهت نقل مي‌كنم كه وقتي پدر و مادرها به فرزندانشان مي‌گويند واقع‌بين باشد معمولاً آنها را نسبت به انسان بدبين مي‌كنند و مثلاً اگر كسي در خيابان سلام كرد مي‌گويند ببين چه طمعي داشته كه سلام كرده است، چون هر وقت كه گفته‌اند واقع‌بين باش منظورشان اين بوده كه اين قدر مثبت‌انديش نباش. اما اگر با التزام دقيق به متدولوژي علوم انساني رو كنيم تصورمان از انسان عوض مي‌شود، البته نه لزوماً از جهت منفي،‌ ولي به هر حال چه ديدمان منفي‌تر شود و چه مثبت‌تر چيز مغتنمي است، چون واقعيت از آن رو كه واقعيت است مغتنم است، نه از آن رو كه منفي يا مثبت است. 🔸روانشناسی اخلاق | صفحات 137 و 138 ❤️☘ @filsofak

✔️احکام اخلاقی و واقع بینی🔻 ✍️#مصطفی_ملکیان 🔹اولين نكته دربارة درستي احكام اخلاقي واقع‌بينانه بودن آنها است؛ بي‌شك توجه به اين نكته باعث رشد نوعي واقع‌بيني در انسان نسبت به واقعيات عالم انساني مي‌شود. عالم انساني را از راه فهم عرفي و حدس و گمان و ايدئولوژي نمي‌توان شناخت، بلكه تنها از راه روي كردن به علوم انساني مي‌توان شناخت (اساساً هر چيز را تنها از راه روي كردن به علوم مربوط مي‌توان شناخت). هرچه در انسان وسواس اخلاقي بودن افزايش يابد اين واقع‌بيني هم افزايش مي‌يابد. اما وقتي از واقع‌بيني صحبت مي‌كنيم بيشتر خيال‌پرداز و آرمان‌طلب نبودن به ذهن مي‌آيد و انگار پس‌پشت ذهن كسي كه به واقع‌بيني دعوت مي‌كند اين است كه انسانها كوچك‌تر از آن‌اند كه تصور مي‌كني و آنقدرها كه مي‌انديشي عظيم و عاقل و توانا نيستند. 🔹ولي من مي‌خواهم بگويم كه اين طور نيست و اگر انسان به توصية كسي كه به واقع‌بيني دعوت مي‌كند عمل كند گاه خواهد ديد كه انسانها حقيرتر از آن هستند كه مي‌انديشيد و گاه خواهد ديد كه اتفاقاً انسانها عظيم‌تر، عاقل‌تر و تواناتر از آن‌اند كه تصور مي‌كرد. منظورم اين است كه واقع‌بيني دعوت به ديدن واقعيتهاي انساني است و نه فقط دعوت به ديدن واقعيتهاي حقارت‌آميز انساني. وقتي سخن آن عارف مسلمان را مي‌شنويم كه مي‌گفت از پاي ديوار چين (يا تركستان) تا پشت ديوار اندلس در پاي هركس كه خاري برود من از آن رنج مي‌برم، اين هم انسان است و وقتي واقع‌بينانه به آن نظر كنيم به عظمت انسان پي مي‌بريم يا وقتي اين جملة علي‌بن ابيطالب را مي‌شنويم (در همة اين موارد فرض را بر صداقت اخلاقي گوينده مي‌گيرم) كه اگر تمام ثروتي را كه آسمان بر آن سايه انداخته و زمين دربر گرفته است را به من دهند و بگويند كه يك دانة گندم را به‌زور از دهان موري بگيرم اين كار را نخواهم كرد، اين هم انسان است و انسان تا اينجا مي‌تواند عظمت پيدا كند و مي‌بينيم كه به اندازة كافي دربارة عظمت انسان واقع‌بين نبوده‌ايم. 🔹اين مثالها را از اين جهت نقل مي‌كنم كه وقتي پدر و مادرها به فرزندانشان مي‌گويند واقع‌بين باشد معمولاً آنها را نسبت به انسان بدبين مي‌كنند و مثلاً اگر كسي در خيابان سلام كرد مي‌گويند ببين چه طمعي داشته كه سلام كرده است، چون هر وقت كه گفته‌اند واقع‌بين باش منظورشان اين بوده كه اين قدر مثبت‌انديش نباش. اما اگر با التزام دقيق به متدولوژي علوم انساني رو كنيم تصورمان از انسان عوض مي‌شود، البته نه لزوماً از جهت منفي،‌ ولي به هر حال چه ديدمان منفي‌تر شود و چه مثبت‌تر چيز مغتنمي است، چون واقعيت از آن رو كه واقعيت است مغتنم است، نه از آن رو كه منفي يا مثبت است. 🔸روانشناسی اخلاق | صفحات 137 و 138 ❤️☘ @filsofak

از کودکی به ما آموخته‌اند که عصبانی شدن و داد و فریاد راه انداختن کار آدم‌های بی‌شخصیت و تربیت نشده است. اما من می‌گویم که این حرف بی‌پایه است. مواردی هست که شما ناچارید فریاد بکشید و سروصدا راه بیندازید چرا که گاه این تنها راهی است که دیگران وادار می‌شوند به شما گوش دهند یا توجه کنند. گاه اگر اجازه ندهید خشم و رنج درونتان بیرون ریخته شود و فشارهای روحی خود را چون دیگ بخاری که سرش بشدت و محکم بسته شده همچنان درون خود نگه دارید، باعث می‌شوید که این فشارها به‌شکل یک بیماری جسمی در جایی از بدن شما بروز کند. #لیلیان_گلاس ☘❤️ @filsofak

یکی از دلایلِ عوضی بودن دنیا این است که آدم‌هاش هرغلطی که خواسته‌اند کرده‌اند؛ شرط می‌بندم اگر غلطی هست که نکرده باشند، به خاطر دلسوزی و شرافت و این‌جور چیزها نبوده، لابد نتوانسته‌اند انجام دهند. #مصطفی_مستور ❤️☘ @filsofak

این‌قدر قیافه ناراحت نگیر، اوضاع این‌قدر هم وحشتناک نیست. همان‌طور که معروفه در ایتالیا ۳۰ سال تحت حکومت خانواده «بُرژیا» همه جا جنگ، وحشت، قتل و خونریزی بود ولی «میکل آنژ» هم به وجود اومد. لئونارد داوینچی و رنسانس یا در سوئیس، محبت برادرانه! اما ۵۰۰ سال دموکراسی و صلح که بعد از اونا بود چی به بار آورد؟ ساعت خروس‌دار! از فیلم مرد سوم ۱۹۴۹

بديهی است که راه‌های بسیاری برای توصیف عشق وجود دارد. یک طبقه‌بندی به ویژه مفید، مثلث عشق است که توسط رابرت استرنبرگ و همکارانش به وجود آمده است. آنان عشق را با ترکیب سه مولفه اصلی ترسیم می‌کنند: صمیمیت، اشتیاق و تعهد. صمیمت به احساس نزدیکی و پیوستگی با معشوق اشاره دارد. اشتیاق به جنبه‌های گرم یک رابطه اطلاق می‌شود، يعنی هیجانی که نسبت به یار خود احساس می‌کنید، به انضمام کشش و جاذبه جنسی. تعهد متشکل از دو تصمیم است، تصمیم کوتاه‌مدت در جهت عشق‌ورزی با یار خود، و تصمیم بلندمدت برای حفظ و نگهداری آن عشق و باقی ماندن با یار «تا مرگ شما را از هم جدا کند». عشق می‌تواند متشکل از یکی از این مولفه‌ها یا ترکیبی از این سه جزء باشد. مثلا، یک شخص ممکن است کشش و جاذبه بدنی بسیاری (شیفتگی محض) نسبت به دیگری داشته باشد، لیکن چیزی نزدیک به صمیمیت واقعی احساس نکند. هالیوود این تمایل را دارد که رابطه عاشقانه را اساسا به صورت اشتیاق ترسیم کند. معمولا، فیلم‌ها به این صورت پایان می‌یابند که یک زوج جوان در گیر و دار کشش و جاذبه هیجانی عمیق، تصمیم به ازدواج می‌گیرند. افسوس که در دنیای واقعی، «فیلم» در واقع باید از این نقطه آغاز شود! همان‌گونه که روی بامایستر اظهار نظر کرده است، عشق آتشین از بسیاری جهات حالت دگرگون شده‌ای از هشیاری است. با اینکه این حالت می‌تواند هیجان‌انگیز باشد، برای اتخاذ تصمیمات دارای پیامدهای بلندمدت و گسترده بهترین حالت نیست. به تدریج که رابطه شکل می‌گیرد، ممکن است به صورت ترکیبی از اشتیاق و صمیمیت شکوفا گردد که استرنبرگ آن را عشق «خیال‌انگیز» می‌نامد. هدف نهایی، عشق کامل است، یعنی، آمیزه‌ای از هر سه مولفه. الیوت ارونسون از کتاب روانشناسی اجتماعی ترجمه حسین شُکرکُن ☘❤️ @filsofak

بذر تمام بدبختی‌های ما در سال‌هایی کاشته می‌شود که با آدم‌هایی سروکار داریم که معتقدند نه تنها دریافته‌اند چه چیزهایی برای خودشان درست است بلکه صلاح دیگران را نیز می‌دانند! #ویلیام_گلاسر ☘❤️ @filsofak

 بحث هوش مصنوعی داغ‌تر از همیشه است. هشدار می‌دهند که به زودی شغل و توانایی‌هایمان را از دست خواهیم داد و تبدیل به شقه گوشت‌هایی بی‌مصرف روی کاناپه خواهیم شد که نه فکر می‌کند نه عمل و تنها زیر شکم فربه‌اش را می‌خاراند و به زودی مغلوب خدایان تازه‌تاسیس خواهد شد فکر می‌کنیم این اتفاقات به آینده‌ای دور تعلق دارند. به رویمان نمی‌آوریم که همین حالا تبدیل به عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی خوش‌پوشی شده‌ایم که اربابی نادیده بندهایش را حرکت می‌دهد و وادارش می‌کند به تصمیم و عمل؛ یک‌شکل، هماهنگ، یکسان. میلیون‌ها نفر در گوشه و کنار زمین در زمانی مشخص با آهنگی منتخب، رقصی هماهنگ می‌کنند و به سوژه‌ای واحد می‌خندند و برای دغدغه‌ای مشترک و پر رنگ شده هشتگ می‌زنند و ایده‌ها و نظرات لایک‌گیر دیگران را غرغره می‌کنند و نفرت‌شان را به روی دشمنِ منفورِ آن روز می‌‌پاشند و ایموجی غمگین و خشمگین را تنها خرجِ غم و خشمی ترند شده می‌کنند و به شکلی گروهی تصمیم می‌گیرند اتفاقی را نادیده بگیرند و سوژه‌ای دیگر را مهم و بحرانی نشان دهند و چند روز بعد همه با هم محبوب‌های هایلایت شده‌ی سابق را از یاد می‌برند و می‌روند سراغ موجی تازه. این میزان از هماهنگی و یکسان شدن عقاید، خواسته‌ها، ارزش‌ها، سلایق و جهان‌بینی ترسناک نیست؟ فکر نمی‌کنید باید دست‌کم گاهی از این گله خارج شویم و منظره‌ای ورای آنچه نشانمان می‌دهند ببینیم؟ آنالی اکبری ☘❤️ @filsofak

▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️ قصه کوتاهی از #جلال_آل_احمد با صدای خودش 🏢@Aghalimehsaas @aghalimstory📚

| از خرید سیسمونی تا مداوا در لندن | تی‌شرت و شلوارک می‌پوشند و در کانادا روی تردمیل ‌می‌روند و ورزش می‌کنند. وقتی می‌گوییم عجب، برآشفته می‌شوند و می‌گویند به شما چه؟ زندگی شخصی‌مان است و به کسی ربطی ندارد.  برای خرید سیسمونی به استانبول ‌می‌روند. وقتی می‌گوییم عجب، برآشفته می‌شوند و می‌گویند به شما چه؟ زندگی شخصی‌مان است و به کسی ربطی ندارد. مریض می‌شوند و برای مداوا به لندن یا برلین ‌می‌روند. وقتی می‌گوییم عجب، برآشفته می‌شوند و می‌گویند به شما چه؟ زندگی شخصی‌مان است و به کسی ربطی ندارد. در فروشگاه‌های لندن پرسه می‌زنند و برای اقوام و بستگان سوغاتی می‌خرند. وقتی می‌گوییم عجب، برآشفته می‌شوند و می‌گویند به شما چه؟ زندگی شخصی‌مان است و به کسی ربطی ندارد. فرزندان‌شان در این یا آن کشور در حالی که در استخر چپ و راست توسط بیکینی‌پوش‌ها احاطه شده‌اند بطری را به سمت ما می‌گیرند، تحقیرآمیز به چشم‌های ما زل می‌زنند و به سلامتی ما می‌نوشند. وقتی می‌گوییم عجب، برآشفته می‌شوند و می‌گویند به شما چه؟ زندگی شخصی‌مان است و به کسی ربطی ندارد. عزیزکرده‌شان در کالج‌ها و دانشگاه‌های غرب تحصیل می‌کنند و در کریسمس در حالی که لپ‌هایشان را قرمز کرده‌اند با لباس بابانوئل عکس می‌گذارند و از لزوم شادابی و رنگ در زندگی می‌گویند. وقتی می‌گوییم عجب، برآشفته می‌شوند و می‌گویند به شما چه؟ زندگی شخصی‌مان است و به کسی ربطی ندارد. چند و چندین سال است که ما زندگی روزمره خود‌مان را داریم. می‌خواهیم در این جغرافیا زندگی کنیم. دخالت می‌کنند و پی در پی برای‌مان اخلاق تجویز می‌کنند. تقریبا عرصه‌ای از زندگی ما نیست که در آن دخالت نکنند و حرفی درباره آن نزنند. به هر شکل و به هر راهی می‌خواهند ما را روانه بهشت کنند. وقتی می‌گوییم به شما چه؟ زندگی شخصی خودمان است و به کسی ربطی ندارد خشمگین نگاه‌مان می‌کنند. می‌گویند نه. دقیقاً زندگی شما به ما ربط دارد. ما وظیفه داریم شما را روانه بهشت کنیم. هیچ جای زندگی آنها به ما ربط ندارد ولی تمام زندگی ما به آنها ربط دارد و این، بی‌نهایت غیرمنصفانه است. خودشان در این جهان به دنبال بهشت می‌گردند و به ما آدرس جهانی دیگر می‌دهند. وقتی از سختی‌هایی که خود آنان در ایجادش نقش داشته‌اند اندکی گله می‌کنیم با نگاه عاقل اندر سفیه می‌گویند صبوری کنید، این آزمایش الهی است. ممنون که هستید...ممنون که هستید... #فردین_علیخواه ☘❤️ @filsofak

  ضرورت همدری و تواضع  این تمرین که خودمان را جای دیگری بگداریم و احساس همدردی را وارد مناظره کنیم، در اختلاف نظرهای شخصی هم قابل استفاده است. به نظر من بیش از هر زمان دیگری در منازعات سیاسی و تعهدات ایدئولوژیگی هم نیاز است. ما فراتر از وابستگی های سیاسی،  تعهدات دینی یا  باورهای ایدئو لوژیکی هستیم. بر اساس این پیش زمینه، تمریناتی مانند  خود را جای دیگری گذاشتن مناسب است و دامنه آنچه توانایی صحبت در موردش دارید را گسترده تر می کند.  این تمرین، توانایی ما را  در گفتگو سازنده درباره مسائل سخت با  روش هایِ انسانیِ دلسوزانه،  بهبود می بخشد. ☘❤️ @filsofak

چطور مباحثه کنیم؟ توانایی پاسخ دادن به هر استدلالی، نشانه هوشمندی است، اما خردمندی در این است که بدانیم به کدام استدلال یا کدام بخش آن باید پاسخ داد. شروع بحث آسان و پایان دادن به آن سخت است، زیرا بین دو نفر بی نهایت تفاوت وجود دارد. ______ جامعه  ۱۴ فروردین ۱۴۰۲  ۲۰:۰۰  چطور مباحثه کنیم؟ توانایی پاسخ دادن به هر استدلالی، نشانه هوشمندی است، اما خردمندی در این است که بدانیم به کدام استدلال یا کدام بخش آن باید پاسخ داد. شروع بحث آسان و پایان دادن به آن سخت است، زیرا بین دو نفر بی نهایت تفاوت وجود دارد.  فرانک جواهریدبیر گروه اجتماعی شبکه شرق درس هایی از کتاب مباحثه خوب: چطور مناظره به ما می آموزد که بشنویم و شنیده شویم. Good Arguments: How Debate Teaches Us to Listen and Be Heard   بحران گفتگو وضعیت گفتگو  عمومی در جامعه بحرانی است، گفتگو ها گیر کرده اند. همه فکر می کنند، حق با آن هاست و از دور سر هم فریاد می زنند. یکی از دلایلی که گفتگو سخت شده است، این است که مهارت های استدلال خوب  رو به زوال است. مدام از روی غریزه یا با حالت تدافعی از یک استدلال به استدلال دیگر می پریم و اصلا به این فکر نمی کنیم که باید روی استدلال هایمان وقت بگذاریم. در نتیجه ایمانان به انچه از دلِ اختلاف نظر  متولد می شود، کم شده  ‌در نتیجه کیفیت گفتگو کاهش می یابد . راه حل این است که باید اعتماد و ایمان خود را به انچه اختلاف نظر می تواند ایجاد کند، تقویت کنیم و  به یاد بیاوریم، پتانسیل های  اختلاف نظر به عنوان منبعی برای خیر  و شر  چیست؟   خردمند باشید توانایی پاسخ دادن به هر استدلالی، نشانه هوشمندی است، اما خردمندی  در این است که بدانیم به کدام استدلال یا کدام بخش آن باید پاسخ داد. شروع بحث آسان و پایان دادن به آن سخت است، زیرا بین دو نفر بی نهایت تفاوت وجود دارد، مگر آنکه محتاط باشید و بگویید:" در این لحظه  از میانِ همه اختلاف هایی که داریم، فقط در مورد این اختلاف نظر بخصوص حرف می زنیم." وگرنه گفتگو و مباحثه تبدیل به منازعه بدون قانون می شود و گفتگو هیچ پیشرفت و نتیجه ای نخواهد داشت.   چهار سوال قبل از شروع مباحثه قبل از ورود به یک مناظره یا مباحثه یا به چالش کشیدن یک ادعا به چهار سوال پاسخ دهید: اول ،آیا این اختلاف نظر واقعی است یا  سوءتفاهم است؟ دوم، آیا حل اختلاف به اندازه کافی مهم است یا خیر؟ سوم، آیا موضوع اختلاف نظر به اندازه کافی واضح  است تا بتوانید پیشرفت کنید؟ و چهارم ، آیا اهداف شما و شخص مقابل برای شرکت در آن گفتگو همسو است یا خیر؟ با بررسی این چهار مورد، شما نمی توانید تضمین کنید که یک مکالمه خوب پیش خواهد رفت،اما احتما  آن را افزایش می دهد.   اختلاف نظر بر سر چیست؟ مباحثه بر سر هرعدم توافقی، باید با کمی توافق  شروع شود. یعنی دو طرف اول باید با هم به توافق برسند که اختلاف نظر اصلی شما بر سر چیست؟ قدم اول این است که موضوع  اختلاف نظر را مشخص کنید. قرار است در مورد چه چیزی با هم بحث کنید تا بحث به بیراهه کشیده نشود.  وقتی کسی می خواهد این قوانین را بشکند مثلا  موضوع را تغییر دهد و یا دلایل جدید بیاورد یا مناظره را به سمت بیراهه بکشد  تا فقط بحث را ادامه د هد، آن وقت  راحت می توانید دوباره بحث را به موضوع اصلی بکشانید.   اولویت بندی  همانظور که تفاوت ها بین 2 نفر می تواند باعث اختلاف نظر شود  همه نکاتی که یک نفر در بحث مطرح می کند می تواند مورد مناقشه قرار بگیرد.شما باید به عنوان مناظره کننده به این توانایی برسید که باید وارد چه بحثی شد و چه چیز را باید کنار گذاشت و رفت.   بشنوید یکی از مهم ترین درسهای مناظره این است که برای شنیده شدن اول باید بشنوید. ما عادت کردیم به گوش دادن به عنوان یک اقدام منفعلانه نگاه کنیم. اما مناظره کننده گان حرفه ای می دانند که  این روند خیلی فعالتر است .  وقتی طرف مقابل احساس کند که شنیده نشده، در نهایت احساس می کند به او پاسخ هم داده نشده است.   درسی از مناظرکنندگان حرفه های  مناظره کننده حرفه ای در آخرین لحظات قبل از انکه روی صحنه بروند، یک تکه کاغذ جدید بیرون آورده و خودشان را جای طرف مقابل می گذارند و چهار ادله حریف را می نویسند. وقتی کیس خود از زاویه دید کسی که با موضع شما مخالف است، نگاه کنید،  ایرادات و انتقاداتی که بهتان وارد است را شناسایی می کنید. مناظره کننده همچنین باید دنیایی را تصور کند که مناظره را باخته است و دلایل باخت را مرور کند. این  تمرینات  شما را از اعتقاد راسخ داشتن به اینکه موضوعی صددرصد درست است، باز می دارد. این باعث می شود که برای لحظه ای حس کنیم چرا اعتقادات دیگران قابل قبول است ؟ باعث می شود دنیایی را تصور کنیم که در آن اشتباه می کنیم. ظرفیتی ایجاد می کنند و ما می توانیم از این طریق احساس همدلی و تواضع کنیم.

| چگونه شنونده‌ی خوبی باشیم؟ | #انیمیشن ©Join | @janotancentre

| ذهنیت پویا و ذهنیت ساکن | مغز مانند هر عضله‌ی دیگری در بدن با تمرین رشد می‌کند. #انیمیشن ©Join | @janotancentre

سخنان جدید عبدالکریم سروش بمناسبت سالروز درگذشت دکتر علی شریعتی @DrSoroush

| نگاه روانشناختی بر هیتلر | آدولف هیتلر به عنوان یک شخصیت بی‌رحم تاریخ که مرگ میلیون‌ها نفر را رقم زد شناخته می‌شود. وی با جاه‌طلبی‌های دیوانه‌وار خود دنیا را به جنگی خانمان‌سوز کشاند. همه او را مسئول شروع جنگ جهانی دوم و کشتار یهودیان می‌دانند. اما باید اعتراف کرد که هیتلر شخصیتی کاریزماتیک داشت که ارتش کشور، سیاستمداران و مردم عادی را با سخنان تهییج کننده‌اش با خود همراه ساخت تا در جهت باورها و سیاست‌های او گام بردارند. آدولف هیتلر عقده حقارت قوی داشت، که احتمالاً نتیجه‌ی بدرفتاری پدرش با اوست. این عقده به نوبه خود او را به دنبال برتری و وسواس برای قدرت سوق داد، همچنین این نوع از رابطه ناسالم با پدرش باعث شکل‌گیری ناقص وجدان اخلاقی و عدم شکل‌گیری همدلی هیتلر با دیگران شد. هیتلر در کودکی همواره با احساس کمبود و اضطراب زیادی مواجه بود. او در جوانی به عنوان یک هنرمند(نقاش) مطرود شناخته می‌شد. بنابراین به دست آوردن قدرت را راهکاری برای حافظت در برابر احساسات منفی می‌دانست. در واقع او از سیاست و جایگاه قدرت برای بازگرداندن عزت‌نفس از دست رفته و آسیب‌دیده خود بهره جست. همچنین از مکانیسم دفاعی فرافکنی برای بیرون راندن احساسات منفی مانند شرم و گناه و دفاع در برابر اضطراب استفاده می‌کرد. هیتلر تمایل داشت نسبت به دیگران احساس رنجش کند و خوشحال کردن دیگران را به عنوان یک انحراف از دید خود می‌دید. وی اغلب خود را جدای از افراد می‌دانست و یا با اکراه به مردم کمک می‌کرد، اما در نهایت تنها ثمره‌اش احساس خشم و ویرانگری بود. نقل قولی از آدولف هیتلر: «اگر برنده شدید، نیازی به توضیح ندارید. اگر شکست خوردید، نباید آنجا باشید تا توضیح دهید!» #شخصیت ☘❤️ @filsofak

👆کتابی که در مشاوره پیش از ازدواج به شدت توصیه شده است و پیامدهای ازدواج با افراد مبتلا بر هر کدام از 10 اختلال شخصیت را مورد بررسی قرارداده است. 🍀❤️ @filsofak

| خنده و وحشت بنیادگراها از آن | بنیادگراها از هیچ‌چیز به اندازه‌ی فرهنگ متفاوتی که خنده به نمایش می‌گذارد وحشت ندارند، چرا که کار طنز و خنده غیرعادی نشان دادن موقعیت‌های عادی است.‌ خنده اساساً ناسازگار است و فهم متعارف را به چالش می‌کشد و ما را در برابر آن قرار می‌دهد و از این طریق راه را برای دگرگونی و تغییر ایجاد می‌کند. خنده درد ما را تسکین نمی‌دهد و ما را به پذیرش شرایط موجود فرانمی‌خواند. خنده دست ما را می‌گیرد و به بیرون از موقعیتی که در آن هستیم می‌کشاند و از آن جا به ما می‌گوید: ببینید! حالا خود و واقعیت خود را تماشا کنید. خنده است که با دست‌انداختن و تمسخر وضعیت حاکم، اقتدار آن را به چالش می‌کشد و در ما شجاعت و شهامت ایجاد می‌کند تا در مقابل آن مقاومت کنیم و خود را در مقابل آن قرار دهیم. محرومان و طردشدگان سلاحی جز خنده ندارند. خنده می‌تواند موجب اتحاد و همدلی میان اقشار ستم‌دیده و محروم و روشنفکران و نخبگان جامعه ‌شود. خنده است که محرومان و طردشدگان را از زیر به روی زمین می‌کشاند و نگاه نخبگان را که اغلب روبه بالاست، جایی که نه زندگی بلکه بحث درباره‌ی زندگی وجود دارد، به زمین نزدیک می‌کند و آن‌ها را در کنار یکدیگر قرار می‌دهد. این امر نوعی صمیمیت ایجاد می‌کند و منافع آن‌ها را به‌هم گره می‌زند و موجب اتحاد و همدلی می‌شود. از اینجاست که می‌توان به آینده امیدوار شد و ناممکن را ممکن کرد. خنده خطری ا‌ست که شرایط موجود را تهدید می‌کند و با غیرطبیعی جلوه دادن امور طبیعی‌ و عادی، جهان ما را زیرورو می‌کند. به تعبیری باید گفت خنده است که فرد انقلابی تولید می‌کند و این همان چیزی است که بنیادگراها از آن وحشت دارند. #احسام_سلطانی ☘❤️ @filsofak