ru
Feedback
فلسفه اخلاق

فلسفه اخلاق

Открыть в Telegram

🌱روان‌کاوی/فلسفه/ادبیات/ادیان/سینما 📍مصطفی سلیمانی (دکتری فلسفه کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت) 📱ارتباط با من: @soleymani63 . 🔖اینستاگرام: https://instagram.com/_u/soleymani63

Больше
7 252
Подписчики
+124 часа
-157 дней
-5530 день
Архив постов
‌ داستان ‌سال اسپاگتی نویسنده: #هاروکی_موراکامی مترجم: #شهاب_حبیبی #داستان_کوتاه_خارجی از مجموعه داستان سال اسپاگتی، منتشر شده در انتشارت چلچله 🆔 @anjoman_moozh

انجماد فکر! #مصطفی_سلیمانی
🔻 اشاره اجمالی به جزم‌اندیشی
نوعی روشِ اندیشه است که در آن، فرد باورها، نظرات و عقاید خودش را به عنوان یک حقیقت خلل‌ناپذیر می‌داند و در همین راستا، برای باورها، نظرات و عقاید دیگران نیز، اهمیت و ارزشی قائل نیست. فرد جزم‌اندیش، به هیچ عنوان به مسائلی که می‌توانند بر باورها و عقایدش تأثیر بگذارند و یا مایه تغییرشان شوند اهمیت نمی‌دهد و به هیچ طریقی درصدد اصلاح نظراتش نیست. او باورهای خودش را چنان در ذهن خودش تثبیت کرده است که اگر هزاران دلیل صحیح نیز بر رد آن‌ها اقامه شود، چشم خود را بر روی همه آن‌ها می‌بندد و هر آن‌چه را که با عقایدش سازگار نیست انکار می‌کند و به تکرار باورهای خودش می‌پردازد. فرد جزم‌اندیش، کوته‌فکر و انعطاف‌ناپذیر است و برای هر مشکل و معضلی تنها یک راه‌حل می‌بیند و به این خاطر، تمام کسانی که به آن راه‌حل مدنظر خودش چنگ نینداخته‌اند را محروم از حقیقت می‌داند.
🔸 ریشه‌های جزم‌اندیشی
۱. ضعف محیط رشدی: جزم‌اندیش شدن یک فرد، بیشتر از هر چیزی تابع نقائص محیط رشدی او، اعم از محیط زندگی خانوادگی و محیط آموزشی و تربیتی است. محیط‌های بسته، به آسانی فرد را در ورطه خودمحوری افراطی و جمود فکری می‌اندازند و او را از اندیشه‌ورزی و تفکر عقلانی محروم می‌کنند. ۲. ترس: تغییر و اصلاح باورها، خواه ناخواه تنش روانی به دنبال خواهد داشت؛ در نتیجه، بیشتر افراد برای رها شدن از چنگال تنش و ترس و اضطراب، به طور ناخودآگاه به باورهایی که از پیش دارند چنگ می‌زنند و سعی می‌کنند خودشان را نسبت به آن‌ها راضی کنند و بنابراین خودشان را به دام جمود فکری و جزم‌اندیشی می‌اندازند. ۳. عادت به الگوهای قدیمی: عادت به نگهداری چارچوب‌های قدیمی، سبب می‌شود که فرد نسبت به بررسی و پذیرش مسائل تازه سهل‌انگاری کند. واقعیات بیرونی را حذف کند و با فرافکنی، سعی در نادیده‌گرفتن مسائل و حقایق دنیای واقعی‌ پیرامونش کند و به این ترتیب، هم‌چنان نسبت به الگوهای فکری قدیمی خودش وفادار بماند. ۴. تعصبات فامیلی و نژادی: بسیاری از تفکرات طایفه‌ای و قومی، چنان در نهاد انسان استوار می‌شوند که راه هرگونه انعطاف فکری را بر او می‌بندند و نگرش و بینش او را منجمد می‌کنند. ۵. افراط و تفریط: افراط و تفریط در اعتقاد و عمل سبب می‌شود که فرد به کهنه‌پرستی دچار شود و به سکون و ثبات علاقه‌ پیدا کند. بسیاری از متدینین، که می‌خواهند شعائر دین را به همان وضعی که در قدیم بوده حفظ کنند به جمود فکری دچارند.
🔸 ویژگی افراد جزم‌اندیش
_ عقاید خشک و محدودی دارد و مطلق می‌اندیشد. _ فاقد مهارت‌های اساسی زندگی است. نمی‌تواند با دیگران سر سازگاری داشته باشد و زمانی که در مواجهه با افکار و تعاملات گروه‌های مختلف قرار می‌گیرد به مشکلات جدی دچار می‌شود. _ تا حد زیادی توانایی ابداع و خلاقیتش را از دست داده است. _ در برخورد با هر کسی که نسبت به او معترض است یا انتقاد دارد، به مقابله و اتهام‌زنی متوسل می‌شود و حتی برای حذف او نیز اقدام می‌کند. _ اعتدال شخصیتی ندارد و غالباً در حال افراط و تفریط است. _ به شدت متوجه خرافات و اوهام است. نمی‌تواند خودش را با تحولات روز و با تغییرات جامعه هماهنگ کند و درصدد سازگاری با این تحولات نیز نیست. _ نمی‌تواند به درستی و در موقع مناسب تصمیم‌گیری کند و عموماً به رفتارهای غیر منطقی دست می‌زند و عملاً دچار نوعی زوال عقل است. _ انزواطلب است و گرایشات ضد اجتماعی شدیدی دارد. _ به شدت پیش‌داوری می‌کند و به قضاوت دیگران مشغول است. _ اهل بحث و جدل است و با رفتارهایی که دارد، همیشه سعی می‌کند عده‌ای را که هم‌نظر و هم‌عقیده‌اش نیستند به حاشیه براند. _ خودش را از مشورت و مساعدت فکری دیگران بی‌نیاز می‌داند و به عبارتی خودش را صاحب خرد برتر در نظر می‌گیرد. _ مردم را دو دسته می‌داند: کسانی که با او مخالف و دشمنند و کسانی که با او هم‌نظر و هم‌عقیده‌اند. ❤️☘ @filsofak

میل به اشتراک‌گذاشتن محتوای ذهنمان اغراق و شایعه روی عرشه پرسه می‌زدم. آسمان شب آکنده بود از ستاره و پنج دقیقه‌ای می‌شد که غرق تحسین آن بودم که ناگهان شهابی فوق‌العاده نورانی پدیدار و سپس درست در مقابل چشمانم خاموش شد. یکی از شگفت‌انگیزترین منظره‌ها در تمام عمرم بود و از واکنش خودم حیرت‌زده شدم. به‌جای لذت بردن از آن لحظه و فکر کردن به خوش‌اقبالیم، بلافاصله دور و برم را نگاه کردم ببینم کس دیگری هم روی عرشه پیش من هست یا نه. تنها چیزی که می‌خواستم این بود که به کسی، هر کسی که بود، رو کنم و بگویم "وای دیدی؟!" و در پاسخ حتی از آدمی کاملا غریبه بشنوم که "بله شگفت‌آور بود!" به گمان من از میان تمام تمایلاتی که تکامل به ما داده است، میل به اشتراک گذاشتن محتوای ذهنمان با یکدیگر بی‌تردید مهم‌ترین نقش را در برکشیدن ما به بالای زنجیره غذایی ایفا کرده است. ما به‌واسطه نیروی ذهنمان درنده‌ترین شکارگر کل این سیاره‌ایم. اما حتی ذهن انسان هم به خودی خود چیز خیلی خاصی نیست اگر یکی از ما را لخت و "تنها" میان جنگل رها کنند. در واقع لقمه حاضر و آماده برای جانوران آن منطقه فرستاده‌اند. هیچ چیز برای ما مهم‌تر از پیوندهای اجتماعی‌مان نیست. زیرا برای بقاء و تولید‌مثل اجدادمان، هیچ چیزی این اندازه اهمیت نداشت. در نتیجه، شیوه‌های بسیاری برای حفظ پیوند با گروه در ما تکامل یافته است؛ و یکی از مهم‌ترین این شیوه‌ها این است که بدانیم دیگران چه فکر می‌کنند. آگاهی از افکار دیگران کمک‌مان می‌کند با رفتار بعدی اعضای گروه تطبیق یابیم و آن را پیش‌بینی کنیم. ما همچنین می‌خواهیم گروهمان از افکار و احساسات‌مان آگاهی پیدا کند، زیرا نشاندن باورهایمان در ذهن دیگران بهترین فرصت را برای ترغیب گروه و سوق دادن آن در جهت مطلوبمان فراهم می‌کند. پذیرش افکار و احساسات‌مان از سوی دیگران جایگاه ما را نیز در گروه تثبیت می‌کند و احساس امنیت درباره آینده‌مان به ما می‌دهد. از قضا این دو هدف ذاتا خودمحورانه، نسخه‌ای برای هم‌کاری موفقیت‌آمیز نیز هستند؛ وقتی از محتوای ذهن دیگران آگاهیم توانایی به‌مراتب بیشتری برای هماهنگی اجتماعی و تقسیم کار داریم. به‌ همین دلایل، تکامل میلی همیشگی به ما داده است برای به اشتراک گذاشتن محتوای ذهنمان حتی موقعی که این کار در همان لحظه هیچ فایده‌ای ندارد. این میل به اشتراک گذاشتن تجربیات که آن شب روی عرشه کشتی به‌شدت آن را احساس کردم، در مراحل اولیه زندگی شکل می‌گیرد. کودکان نوپا دائم به توصیف جهان می‌پردازند و به افراد و اشیاء اشاره می‌کنند صرفاً برای این‌که توجه مشترک به‌وجود آورند. میل به اشتراک‌ گذاشتن فهم و تجربه‌امان از چهارچوب تبادل دانش و شناخت فراتر می‌رود، زیرا می‌خواهیم در واکنش‌های عاطفی‌مان نیز با دیگران سهیم باشیم. برای این‌که گروهمان بتواند با یک تهدید یا فرصت به نحو احسن اثربخشی مواجه شود، باید ادراک همه ما از این موقعیت یکسان باشد و از همین رو طوری تکامل یافته‌ایم که به دنبال دستیابی به اجماع عاطفی باشیم. شاید در زندگی چیزی ناراحت کننده‌تر از این نباشد که داستانی عاطفی برای کسی تعریف کنید و واکنش او بی‌اعتنایی یا ابراز احساسی متضاد احساس خودتان باشد. این نیاز به شریک‌شدن در تجربه عاطفی، منشا تقریبا تمام موارد اغراق و بزرگنمایی است. اگر نگران باشم از این‌که اندازه‌ی ماهی‌ای که گرفته‌ام چنانکه باید و شاید تحت تاثیرتان قرار ندهد، آن‌گاه داستانم شاخ و برگ پیدا می‌کند و قد و قواره ماهی در آن بزرگ می‌شود. وقتی که اغراق یا شایعه‌پراکنی می‌کنیم، درک شنونده‌هایمان از واقعیت را مخدوش می‌کنیم. این مسئله را می‌توان یکی از عوارض جانبی پرهزینه‌ی نیاز به سهیم کردن دیگران در عواطف دانست، اما نباید از این واقعیت غافل شد که اشتراک عاطفی ریشه تقریباً تمام تعاملات اجتماعی موفق است. 🔸|جهش اجتماعی، ویلیام فون هیپل، ترجمه میثم محمدامینی| ❤️☘ @filsofak

کارگاه تحليل فیلم بر مبنای طرحواره‌ها فیلم ۹ طرحواره خویشتن‌داری ناکافی 🎬 (Blue Velvet) 🎥 فیلم پروانه ابی (۱۹۸۶) 🔖 زیرنویس چسبیده بدون سانسور 🔸 نویسنده و کارگردان: دیوید لینچ 🔸بازیگران: کایل مک‌لاکلن، ایزابلا روسلینی، لورا درن، دنیس هاپر 🔸 نام مخمل آبی از آهنگی به همین نام از بابی وینتون گرفته شده است. 🔸خلاصه فیلم: این فیلم تاریک و سورئال، ماجرای یک دانشجوی جوان را روایت می‌کند که پس از پیدا کردن یک گوش بریده، به دنیای تاریک و پر از فساد شهر کوچک خود کشیده می‌شود. شخصیت اصلی فیلم، با بازی کیفر ساترلند، نمونه‌ای بارز از فردی با طرح‌واره خویشتن‌داری ناکافی است که به دلیل عدم توانایی در کنترل تکانه‌های خود، درگیر موقعیت‌های خطرناک می‌شود. #مصطفی_سلیمانی #فیلم_درمانی #تله_خویشتن‌داری_ناکافی #طرحواره_خویشتن‌داری_ناکافی #طرحواره_درمانی #طرحواره ❤️☘ @filsofak

داستان بازگشت نویسنده: #یودیت_هرمان مترجم: #محمود_حسینی‌زاد #داستان_کوتاه_خارجی از مجموعه داستان "لتی پارک" منتشر شده توسط نشر افق 🆔 @anjoman_moozh

درباره‌ی مرگ مرگ عزیز فقط از دست دادن دیگری نیست.‌ هر عزیزی که می‌رود پاره‌ای از وجود ما را با خود می‌برد. وجود ما تجربه‌های زیسته ماست و ما این تجربه‌ها را فقط با شمار اندکی از نزدیکان شریکیم. کودکی من را فقط افراد انگشت‌شماری با من زیسته‌اند. با رفتن آن‌ها، آن بخش زندگی من برای همیشه گم می‌شود و سرانجام وقتی می‌رسد که دیگر هیچ کس شیرینی‌های کودکی‌ات را ندیده است، هیچ‌کس شور جوانی‌ات را به یاد ندارد. و تو تنها با خودت در خلوت مه‌آلود حافظه‌ات می‌نشینی، و به‌کورسوی ته‌مانده شمعی خیره می‌شود که به وزش نسیم تا مرز تاریکی خم می‌شود. ما با مرگ عزیزانمان اندک‌اندک گم می‌شویم. 🔸آرش نراقی ❤️☘ @filsofak

۲۱ درس مهم برای زوج‌هایی که به تازگی ازدواج کردن؛ ➕۱. ازدواج مثل وارد شدن به یه شهر ناشناخته‌ست. تا می‌تونید همدیگه رو کشف کنید و به هم فرصت کشف بدید. ➕۲. ارتباط اساس ازدواجه. رابطه‌تون رو بر پایه ارتباط موثر بسازید. یعنی؛ گفتن محترمانه، گوش دادن همدلانه و پاسخ دقیق مبتنی پیام. ➕۳. تا بیایید زبون عشق همدیگه رو یاد بگیرید زمان می‌بره، عجله رو به خونه‌تون نیارید. ➕۴. میانگین‌ها حرف اول رو می‌زنن. حد وسط خواسته من و تو. ➕۵. اولویت رو بذارید روی ما بودن، تا من بودن. ➕۶. ازدواج یعنی استقلال!،، پس روی استقلال خانواده‌ای که تشکیل دادی حساس باش و مراقب دخالت‌ها باش. ➕۷. درسته و من همسرم یه تیمیم ولی، یه تیم که از دو انسان مجزا تشکیل شده. پس به مرزهای هم احترام می‌گذاریم. ➕۸. هیچ رابطه ایده‌الی نداریم و هر انسان و رابطه‌ای نقص‌های خودش رو داره پس؛ می‌پذیرم که من اون رو با تمام نواقصش انتخاب کردم و دوستش دارم. ➕۹. شفافیت هرچه بیشتر؛ سنگ بنای اعتماد قوی‌تر. از شفافیت روابط گرفته، تا شفافیت مالی. ➕۱۰.عشق یه مهارته و هر مهارتی نیاز به علم و تمرین داره. ➕۱۱. هرچی هدف مشترک بیشتری تو زندگی داشته باشید به هم نزدیک‌تر میشید. ➕۱۲. هرچی به نیازهای هم حساس‌تر، در دسترس‌تر و پاسخ‌گوتر باشید دلبستگی‌تون ایمن‌تر میشه. ➕۱۳. هرچی زودتر برید سراغ تعارضات قابل حل و حلش کنید بازوی حل مسئله رابطه‌تون قوی‌تر میشه و بیشتر به هم جذب میشید… ➕۱۴. به قول دکتر گاتمن؛ روابط صمیمی و موندگار مبتنی بر یک دوستی عمیق هستن. ببین چیکار می‌تونی بکنی که دوستی‌تون قوی‌تر بشه!. ➕۱۵. رابطه‌های موندگار روی ۵۰/ ۵۰ نیستن!، صدشون رو واسه هم میذارن. اگر انتخابش کردی و الان همسرته، باید واسه رابطه‌ت تلاش کنی. ➕۱۶. هرچی بیشتر تو کارها مشارکت کنید (از کارهای خونه گرفته تا کارهای بیرون) حس ما بودنتون قوی‌تر میشه. ➕۱۷. هرچی بیشتر مرزهای ما بودن‌تون رو برای اطرافیان نزدیک روشن‌تر کنید احتمال دخالت‌شون کمتر میشه. ➕۱۸. رفتارهای کوچیک هستن که رابطه‌های موندگار رو می‌سازن. ازشون غافل نشید، از کشیدن یه پتو وقتی خوابه بگیر، تا ریختن یه چایی و گفتن؛ یه چایی‌مون نشه!. ➕۱۹. ازدواج یه سفره و هر لحظه‌ش درسه. یه سری چیزهای رو باید تجربه کرد، یه سری‌ها رو باید از قبل دونست، رو سواد رابطه‌تون کار کنید. ➕۲۰؛ این توصیه از خودمه؛ "مراقب باش از کی داری درس زندگی زناشویی میگیری!، اوایل ازدواجم یه بنده خدایی که تو رابطه‌ش شکست خورده بود به من گفت؛ همیشه سعی کن قدرت دست تو باشه!، بعدها متوجه شدم چون مدام تلاش میکرد قدرت دست خودش باشه رابطه‌ش به جدایی رسیده بود". 🔻 نکته ۲۱ با شما…👇🏻 📝 دکتر امید امانی ❤️☘ @filsofak

اعتماد به نفس ‌ ‌ نظری که در بزرگسالی دربارهٔ خودمان داریم و اینکه چقدر خودمان را دوست‌داشتنی می‌دانیم تا حد زیادی نتیجهٔ رفتار افراد مهم زندگی‌مان است در کودکی و اینکه آن زمان چگونه از ما مراقبت کرده‌اند. هیچ‌کس حب ذات و کنار آمدن با خود را از شکم مادر همراه نمی‌آورد. اولین نگاه‌‌های مهربانی که به ما می‌شود یادمان می‌دهد خودمان را تسکین دهیم و دوست داشته باشیم. سپس این مهربانی و اطمینان خاطری را که از جانب دیگران دریافت می‌کنیم درونمان نهادینه می‌کنیم و در سال‌های بعد، در شرایطی متفاوت، برای خودمان تجدید می‌کنیم. آن دسته از ما که بخت یارشان بوده است، همان‌ها که وقتی تنها هستند و می‌خواهند برای خودشان غذا سفارش دهند عذاب وجدان نمی‌گیرند، حتماً در گذشته‌ای دور، به واسطهٔ تحسین دیگرانْ با احساس امنیت بزرگ شده‌اند و اینک همان احساس امنیت کمک‌شان می‌کند بدگمان نباشند که سرپیشخدمت به آن‌ها پوزخند می‌زند یا زوجی در آن گوشه مسخره‌شان می‌کنند. در آن ایام که شاید خیلی بزرگ‌تر از یک بالش نبودیم،‌ ‌ این احساس قدرتمند به ما ارزانی شده که حق حیات داریم، که ما هم موهبتی برای دنیا هستیم و دیگران از وجودمان لذت می‌برند. و حالا که حتی مدت‌ها است کسانی که مراقبمان بوده‌اند از کنارمان رفته‌اند، نیروی عشقی که از آن‌ها دریافت کرده‌ایم باعث می‌شود خندهٔ آن را که میزِ کناری نشسته خالی از غرض بدانیم و به خودمان حق بدهیم درخواست کنیم برایمان یک سبد نان اضافه و روزنامهٔ عصر بیاورند. اما آن دسته که چندان بخت مساعد نداشته‌اند این لایهٔ عاطفی محافظ را ندارند. هر موقعیت یا دستاوردی در زندگی داشته باشیم، باز هیچ‌وقت از این احساس دور نیستیم که بقیه به ما می‌خندند و دلیلی خوب برای آزارمان دارند. مجبوریم آگاهانه تلاش کنیم کارهایی را انجام دهیم که دیگران خودبه‌خود یاد گرفته‌اند. بخشی از ذهنمان باید بخش دیگر را دلداری دهد. باید صداهایی اطمینان‌بخش تولید کند، صداهایی که خودمان هیچ‌وقت نشنیده‌ایم.‌ ‌ باید از ما دلجویی کند، چون کسی این کار را نکرده است. اگرچه این لحظه در رستوران تنهاییم، باید تقلا کنیم به تصویری از تمام زندگی‌مان بچسبیم: دو روز پیش داشتیم با دوستانمان می‌گفتیم و می‌خندیدیم (از این دوستان خوب چندتایی دوروبرمان داریم)، فردا با همکاران‌مان درگیر بحثی جدی خواهیم شد، اما پیش از آن محبت دیده‌ایم و در آغوش‌های گرمی فشرده شده‌ایم. این لحظه تنهاییم، ولی اصلاً معنی‌اش این نیست که از اجتماع رانده شده‌ایم. ضمناً، باید یادمان باشد که، در معنایی بسیار خوب، کسی اصلاً حواسش به ما نیست. ما کاری به کار هم نداریم و این بسیار هم خوب است. کسی که دارد در جمع دوستانش جوک تعریف می‌کند کارش را ول نمی‌کند که به ما بخندد. آدم جذابی که غرق بحثی داغ با دوستش است شاید دربارهٔ این حرف می‌زند که چقدر جذب شغل جدیدش شده است. این آدم‌ها وقتشان را صرف این خیالات نمی‌کنند که ما چقدر بی‌ریخت و تنهاییم. این صداها توی سر ما است نه آن‌ها. این تصور هم باید برایمان مایهٔ آسودگی باشد که همین که بعضی وقت‌ها مثل غریبه‌ها باشیم و مدام قاتی جمع نباشیم شأن و شکوهی دارد، چراکه فرصت می‌کنیم از جریان طبیعی اجتماع قدم بیرون بگذاریم و از زاویه‌ای غیر مستقیم و دورافتاده به طبیعت بشری فکر کنیم. کسی که در این لحظه دوستی دوروبرش نیست و تنها است از این امتیاز برخوردار است که به شناختی دست یابد که از کسانی که همیشه در محاصرهٔ پرچانگی دوست و آشنا هستند دریغ می‌شود. ‌ ‌ حامی بزرگ مشتری‌های تنها، نقاش آمریکایی، ادوارد هاپر، می‌دانست چطور به کسانی که بیرون از جمع‌اند حیثیت درخور ببخشد، کسانی که می‌توانند افکاری را پرورش بدهند که جماعت تأییدشان نمی‌کند، کسانی که تنهایی‌شان به روحشان عمق می‌دهد و دیگران را مشتاق دوستی‌شان می‌کند. شخصیت اصلی اتومات اصلا ترحم‌انگیز نیست، کانون عمق و شناختی خاموش است. دلمان می‌خواهد کنارش بنشینیم ـ نه اینکه تأسف بخوریم که تاکنون تنها مانده است. اضطرابِ تنها غذا خوردن، به‌طور طبیعی، اقتضا می‌کند فکر کنیم فقط خودمان دچار این اضطراب‌ایم و در جمع احساس راحتی می‌کنیم. کسانی که از این لحاظ خجالتی‌اند نه تنها هستند، نه بیچاره، نه قابل‌ترحم. ما فقط وقت می‌گذاریم تا برای مدتی از بیرون دربارهٔ چیزها تأمل کنیم و در این اثنا آمادهٔ عمیق‌ترین دوستی‌ها و خودشناسی‌ها خواهیم شد. 🔸اعتماد به‌نفس / به روایت مدرسهٔ دوباتن ❤️☘ @filsofak

فیلم‌هایی که باید دید. #معرفی_فیلم ❤️☘ @filsofak
+7
فیلم‌هایی که باید دید. #معرفی_فیلم ❤️☘ @filsofak

به طور کلی، داستان هرگز نباید به اثر تحلیلی تبدیل شود. داستان‌نویس حتی نباید از سر تفنن تلاش کند که به روانشناسی و ایسم‌های م
به طور کلی، داستان هرگز نباید به اثر تحلیلی تبدیل شود. داستان‌نویس حتی نباید از سر تفنن تلاش کند که به روانشناسی و ایسم‌های مختلف بپردازد. ادبیات ناب در همان حال که سرگرم می‌کند آگاهی می‌دهد. قادر است هم روشن باشد هم پرمحتوا. قدرتی جادویی دارد برای آمیختن علیت با هدف، شک با ایمان، تمناهای جسم با اشتیاقهای روح. منحصر به فرد و عمومی است، ملی و جهانی، واقع‌گرا و تمثیلی. اگرچه تفسیرهای دیگر را برمی‌تابد، هیچگاه نباید در صدد توضیح خود برآید. ▪️مقدمه‌ی کتاب یک مهمانی یک رقص و داستان‌های دیگر، آیزاک باشویس سینگر #داستان_نویسی #آیزاک_باشویس_سینگر @NazariyehAdabi

زیگموند فروید: روانکاوی چیست؟
▪️قسمت اول: روانکاوی چیزی غریب است ▫️کاری از Freud Museum London ➖زیرنویس پارسی #زیگموند_فروید #روانکاری @NazariyehAdabi

🔻ما باور داریم که قصه‌ها بخش بزرگی از زندگی‌اند؛ در این انجمن، داستان‌ها و اندیشه‌های شما روایتگر لحظه‌هایی خواهند بود که در
🔻ما باور داریم که قصه‌ها بخش بزرگی از زندگی‌اند؛ در این انجمن، داستان‌ها و اندیشه‌های شما روایتگر لحظه‌هایی خواهند بود که در سکوت فرو رفته‌اند، اما ارزش شنیده‌شدن دارند. 🔸این یک دعوت است، دعوت به بازگویی، به شنیدن و به همدلی. بیایید با واژه‌ها، از دل غم‌ بگذریم و به جایی روشن‌تر برسیم؛ جایی که ادبیات مرهم است و قصه‌ها شریک زندگی. اینجا موژ است؛ جایی برای جاری شدن واژه‌ها و آغاز قصه‌های تازه. 🔹تلگرام: 🆔 @anjoman_moozh 🔹اینستاگرام: 🆔 https://instagram.com/_u/anjoman_moozh
همگی دعوتید شنبه‌ها ساعت ۲۰:۳۰ در این نشست ادبی شرکت کنید.
#انجمن_ادبی_موژ

+1
وقتی در تصمیم‌گیری‌هایمان خطا می‌کنیم ۳۰ آبان ۱۴۰۳ تالار ابن‌سینا، دانشگاه علوم پزشکی تهران |دکتر آذرخش مکری| @JameahiBehtarBesazim

+1
وقتی در تصمیم‌گیری‌هایمان خطا می‌کنیم ۳۰ آبان ۱۴۰۳ تالار ابن‌سینا، دانشگاه علوم پزشکی تهران |دکتر آذرخش مکری| @JameahiBehtarBesazim

کارگاه تحليل فیلم بر مبنای طرحواره‌ها فیلم ۸
طرحواره اطاعت 🎬 Chicago (2002) 🎥 فیلم شیکاگو (۲۰۰۲)
🔖 زیرنویس چسبیده بدون سانسور 🔸فیلم موزیکال آمریکایی. 🔸 کارگردان: راب مارشال. 🔸بازیگران: رنه زلوگر، ریچارد گی‌یر و کاترین زتا جون. 🔸جوایز: شیکاگو نامزد دریافت ۱۳ جایزه اسکار شد و در مجموع توانست ۶ جایزه اسکار را به خود تعلق دهد. این فیلم بر اساس یک تئاتر موزیکال به نام شیکاگو ساخته شده که ترانه‌های آن (ساخته جان کندر (John Kander)) در این فیلم استفاده شد. 🔸خلاصه فیلم: این فیلم داستان دو زن قاتل را روایت می‌کند که با استفاده از رسانه‌ها، به شهرت می‌رسند. شخصیت‌های این فیلم، برای جلب توجه و محبوبیت، حاضرند هر کاری انجام دهند و این می‌تواند به عنوان یک نمونه از طرحواره اطاعت تلقی شود. #مصطفی_سلیمانی #فیلم_درمانی #تله_اطاعت #طرحواره_اطاعت #طرحواره_درمانی #طرحواره ❤️☘ @filsofak

کارگاه تحليل فیلم بر مبنای طرحواره‌ها فیلم ۷
طرحواره بازداری هیجانی 🎬 Inception (2010) 🎥 فیلم تلقین (۲۰۱۰)
🔖 دوبله فارسی بدون سانسور 🔸ژانر: اکشن علمی تخیلی 🔸نویسنده و کارگردان: کریستوفر نولان 🔸بازیگران: کن واتانابه، جوزف گوردون لویت، ماریون کوتیار، الیوت پیج، تام هاردی، دیلیپ رائو، کیلین مورفی، تام برنگر و مایکل کین. 🔸خلاصه فیلم: لئوناردو دیکاپریو در این فیلم نیز نقش مردی را بازی می‌کند که به شدت بر کنترل ذهن خود تمرکز دارد و تلاش می‌کند تا احساساتش را سرکوب کند. این ویژگی‌ها می‌توانند نشان‌دهنده تلاش برای ایجاد یک سپر دفاعی در برابر آسیب‌پذیری عاطفی باشند #مصطفی_سلیمانی #فیلم_درمانی #تله_بازداری_هیجانی #طرحواره_بازداری_هیجانی #تله_بازداری_هیجانی #طرحواره ❤️☘ @filsofak

سوء تفاهم چطور پیش می‌آید (و چگونه از آن اجتناب کنیم) #video #vkends

Ⓜ️ راه و رسم زندگی شفاف و اصیل 📌 «..من به این نتیجه رسیده‌ام که آدم تا اصیل زندگی نکند، نمی‌تواند زندگی‌ای بکند که خوبی و خوشی را داشته باشد. و آدم خیلی شرمنده است که این را بگوید ولی اصیل زندگی کردن در بافت اجتماعی کشور ما امری نزدیک به محال است. می‌گویم نزدیک به محال چون هستند کسانی که تمام عواقب سوء و تلخ‌اش را می‌پذیرند. آدم وقتی اصیل زندگی می‌کند یعنی بر اساس فهم و تشخیص خودش عمل می‌کند. اوّلین اثر این شیوۀ زندگی کردن این است که خفیه‌کاری در آن نیست. بخش زیادی از آسایش و فرسایش در زندگی ما به این دلیل است که خفیه‌کاریم. فکر نکنید خفیه‌کاری فقط خفیه‌کاری سیاسی است. بزرگ‌ترین مانعی که در برابر زندگی اصیل ما هست افکار عمومی است نه رژیم سیاسی حاکم بر جامعه. 📌 اگر من واقعاً می‌توانستم این افکار عمومی را به هیچ بگیرم و اصیل زندگی بکنم، خوبی و خوشی‌ام بسیار بسیار همراه‌تر می‌شدند و دو راه را نمی‌رفتند. ولی البته در جامعه‌هایی مثل جامعۀ ما در پیش گرفتن این روش یک تالی فاسد دارد: خوبی و خوشی همراه‌تر می‌شوند ولی به قیمت اینکه ناخوشی‌های فراوانی هم از انجام‌شان پدید می‌آید. اصلاً به نظر من مهّم نیست که جامعه‌های آزاد چه امکاناتی در اختیار شما قرار می‌دهند، به نظر من بزرگ‌ترین خدمتی که جامعۀ آزاد به اعضای خود می‌کند این است که آن‌ها می‌‌توانند از امکاناتی که دارند استفاده کنند. بخش زیادی از زندگی ما، ساحت‌های مختلف وجود ما بر هم انطباق ندارد. 📌 شما عقیده‌ای دارید ولی متفاوت از آن رفتار می‌کنید. یک نحوه گفتار دارید و به نحوه‌ای دیگر کردار. احساسات، عواطف و هیجانات‌تان با کردارتان هماهنگ نیست. من کریستالی زندگی کردن، شفاف زندگی کردن را برای سلامت فرد خیلی سودمند می‌دانم. یعنی وقتی به یک فرد نگاه می‌کنی انگار به یک بلور نگاه می‌کنی و همۀ زوایا و جوانب و خفایای آن را می‌بینی. ما هزینۀ این را می‌دهیم که نمی‌توانیم این یکپارچگی وجودی یا صداقت را داشته باشیم. راه حل آن هم این است که یا شخص برود و در جامعه‌های آزاد زندگی بکند یا آنقدر ارادهٔ قوی داشته باشد که تمام هزینه‌های این نوع زندگی را در جوامع غیرآزاد بپردازد. 📌 باور کنید که من تقریباً به هر کسی که گفته‌ام، فوری تصدیق کرده است که بخشی از مشکلات او از این امر نشأت گرفته است که نمی‌تواند چنان که عقیده دارید، احساس و عاطفه و هیجان داشته باشد. آن‌چنان که این دو تا را دارد، خواسته داشته باشد و آن چنان که این سه تا را دارد گفته داشته باشد و آن چنان که این چهار تا را دارد، کرده داشته باشد. من فکر می‌کنم که علت درد و رنج بسیاری از جوانان و میان سالان و کلاً اکثر ما این است. اگر می‌توانستید در یک جامعهٔ آزاد زندگی کنید یا می‌توانستید واقعاً ارادۀ خود را قوی کنید و درد و رنج‌هایی را که ناشی از این نوع اصیل زیستن در این جامعه است را تحمل کنید به شما خیلی خیلی کمک می‌کرد و یک مقدار از این فرو بستگی‌ای که آدم در خودش احساس می‌کند، باز می‌شد. 📌 من واقعاً فکر می‌کنم یکی از مهّم‌ترین ارکان زندگی بهروزانه این است که آدم شفاف و کریستالی باشد. بگوید من این هستم و هزینه‌هایش را هم می‌پردازم، البته چقدر خوب است که آدم در یک جامعۀ آزاد زندگی کند که این نوع هزینه‌هایش تقریباً به صفر برسد. امّا بالاخره آنهایی که توانسته‌اند، می‌گویند ما هزینه‌هایش را می‌پردازیم هرچند در یک جامعه‌ای جهان سوّمی زندگی می‌کنیم. من مثال‌های بسیاری دارم که ما به میزان اصیل زندگی کردن، فروبستگی‌مان از بین می‌رود و زندگی‌مان گشاده می‌شود..» 📝 استاد مصطفی ملکیان +++ 🛄 @zistboommedia || مدرسه علوم انسانی

Ⓜ️ تفکر 🪧 آیا تاکنون از خودتان پرسیده‌اید: تفکر چیست؟ چرا و چگونه فکر می‌کنیم؟ 📌 به زبان ساده، تفکر یعنی ربط دادن مفاهیم و رویدادها و واکنش نشان دادن. برای مثال، وقتی در حین رانندگی به چراغ‌قرمز می‌رسیم، با مشاهده‌ی این پدیده توقف می‌کنیم. در واقع، "چراغ‌قرمز" را به "توقف کردن" ربط می‌دهیم و سپس اقدام می‌کنیم. به همین سادگی! 📌 اما آیا تفکر آن‌طور که ما تصور می‌کنیم ساده است؟ متیو آلن در کتاب تفکر هوشمندانه: مهارت‌های فهم و نگارش نقادانه تفکر را این‌گونه تعریف می‌کند: تفکر یک جنبه از فرایند نظام‌مند دریافت، تحلیل و انتقال اطلاعات است. 📌 بنابراین، تفکر فرایندی سه مرحله‌ای است که در آن مفاهیم و رویدادها را به هم ربط می‌دهیم و سپس اقدام می‌کنیم. پزشکان هم در حین معاینه کردن اطلاعاتی را از بیمار دریافت و تحلیل می‌کنند و آن‌ها را به بیماری خاصی ربط می‌دهند و سپس تصمیم می‌گیرند. در واقع، آن‌ها اطلاعات را دریافت و تحلیل می‌کنند و سپس تصمیم می‌گیرند. 📌 نحوه‌ی ربط دادن مفاهیم و رویدادها نوع تفکرمان را مشخص می‌کند. برای مثال، اگر دو رویداد یا دو مفهوم را طوری به هم ربط دهیم که به نوآوری و خلاقیت منجر شود، تفکرمان "خلاقانه" است. اگر رویدادها را به خودمان ربط دهیم و خودمان را مرکز عالم بدانیم، تفکرمان "خودمحورانه" است. اگر دو مفهوم یا دو رویداد بی‌ربط را به هم ربط دهیم و تصمیم بگیریم، داریم "خرافاتی" فکر می‌کنیم. وقتی تفکرمان را به معیارهایی ربط می‌دهیم و با آن معیارها تفکرمان را می‌سنجیم، داریم "نقادانه" می‌اندیشیم. 📌با توجه به تحقیق مختصری که درباره‌ی انواع تفکر انجام داده‌ام، به این نتیجه رسیده‌ام که نمی‌توان عدد مشخصی را برای انواع تفکر تعیین کرد. در واقع، نمی‌توانیم بگوییم تعداد تفکر چندتاست؛ شاید ده‌ها یا صدها نوع تفکر را بتوانیم فهرست کنیم: 📌‌ تفکر نقادانه، تفکر خلاقانه، تفکر تحلیلی، تفکر سیستمی، تفکر استراتژیک، تفکر خطی، تفکر رویداد-محور، تفکر جانبی، تفکر واگرا، تفکر هم‌گرا و تفکر علمی.البته، این‌ها انواع معروف و شناخته‌شده‌ی تفکر هستند. تفکر جنبه‌ی منفی هم دارد، مانند تفکر خودمحورانه، تفکر جامعه‌محورانه، تفکرقضاوتگرایانه، تفکر آمرانه، آرزواندیشی، محلی‌اندیشی، گروه‌اندیشی، جادویی‌اندیشی، تفکر قالبی، تفکر سیاه و سفید و ... 📌دانیل کانمن در کتاب تفکر، سریع و کند دو نوع تفکر را معرفی می‌کند: تفکر سریع و تفکر کند. ما به دو حالت می‌توانیم مفاهیم و رویدادها را به هم ربط دهیم: عجولانه و متاملانه. در تفکر سریع ما ناخودآگاه، شهودی و بدون تامل مفاهیم و رویدادها را به هم پیوند می‌دهیم و نتیجه می‌گیریم که اغلب به نتیجه‌‌ای نادرست و ناخوشایند دست می‌یابیم، اما در تفکر کند با تامل و آگاهانه مفاهیم و رویدادها را به هم ربط می‌دهیم که نتیجه‌ی آن اغلب رضایت‌بخش و منطقی‌تر است. 📝 محمدرضا سلیمی +++ 🛄 @zistboommedia || مدرسه علوم انسانی

عشق می‌طلبد، ترس احتراز می‌کند. از این رو است که انسان نمی‌تواند دیگری را هم دوست داشته باشد و هم او را محترم شمارد. زیرا کسی که به دیگری احترام ‌ می‌گذارد به قدرتِ او اعتراف می‌کند و این بدان معنی است که از او می‌ترسد. اما عشق هیچ قدرتی را قبول ندارد، هیچ چیزی را که سببِ جدایی، اختلاف، برتر یا فرو تر شمرده شدن گردد [نمی‌پذیرد]. از آنجا که عشق احترامی در پی ندارد، مردانِ بلند پرواز، مخفیانه یا آشکارا، از دوست داشته شدن گریزان‌اند. #انسانی_زیاده_انسانی #فریدریش_نیچه ❤️☘ @filsofak