ru
Feedback
محیط زیست و منابع طبیعی ایران

محیط زیست و منابع طبیعی ایران

Закрытый канал

✅ اعضای هیأت مدیره: 🔸 دکتر سیاووش آقاخانی @Siavashaghakhani 🔸 دکتر مینا استقامت @MinaEsteqamat @Mina_Esteqamat 🔸 دکتر بهار سلاحورزی @BaharSelahvarzi 🔸 رضا شیخ پور @RezaSheikhpour 🔸سیروس عباس زاده @sirousabbaszade

Больше
2 951
Подписчики
Нет данных24 часа
-47 дней
-2730 день
Архив постов
امروز ۱۴ تیر روز ثبت جنگل‌های هیرکانی در سازمان جهانی یونسکو است. میراثی ۲۵ تا ۵۰ میلیون ساله که نشان اعتبار ملتی شد. باشد که
امروز ۱۴ تیر روز ثبت جنگل‌های هیرکانی در سازمان جهانی یونسکو است. میراثی ۲۵ تا ۵۰ میلیون ساله که نشان اعتبار ملتی شد. باشد که اعتبارکُشان‌ش رسوا شوند و روسیاه و سایه نحس‌شان از این زیست‌بوم زیبای و جاودان خداوندی به دور باد.

«مصیبتش را بر دشت‌ها بگسترانید که خاک و آب به ماتمش بنشینند. عماریش را با شبدر و شبق بیارائید که ماه هر شبه در دشت‌ها مشوش و
«مصیبتش را بر دشت‌ها                               بگسترانید که خاک و آب به ماتمش بنشینند. عماریش را با شبدر و شبق                                          بیارائید که ماه هر شبه در دشت‌ها                                    مشوش و آواره است. و گیسوانش بر آفتاب راه نظر بسته است. به آب‌های جهانش رها کنید که انتظارش را آغوش                               گشوده‌اند که خاک تپه‌ی آواره‌ی حقیری بیش                                                    نبود، و لمعه‌ی نگاهش را                          یک لحظه برنتافت.» چهل روز تمام ترکِ ما گفتی رفیق، تا قابی شوی در خاطره‌ای. کاش پیش از رفتنت می‌گفتی تا کجا باید روزهای نبودنت را شماره کنیم، شاید اندکی گَرد بنشیند بر خاطره‌ات؟

متن آگهی ترحیم خانواده شیخ‌پور به مناسبت چهلمین روز هجرت ابدی مرحوم رضا شیخ‌پور، کارشناس سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور
متن آگهی ترحیم خانواده شیخ‌پور به مناسبت چهلمین روز هجرت ابدی مرحوم رضا شیخ‌پور، کارشناس سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور و فعال رسانه، موسس کانال محیط‌زیست و منابع طبیعی ایران. روانش انوشه باد.

رضا شیخ‌پور؛ فراتر از یک نام، الگویی برای کنشگریِ عمل‌گرایانه در محیط‌زیست ایران ✍️سیدیوسف مرادی فقدان زودهنگام رضا شیخ‌پور، فعال محیط زیست و کارشناس دلسوز منابع طبیعی، تنها از دست دادن یک دوست یا یک جنگلبان عاشق نبود؛ بلکه فقدان یک «الگوی منحصربه‌فرد کنشگری» در جغرافیای محیط زیست ایران بود. امروز که او در میان ما نیست، فرصتی است تا به دور از مرثیه‌سرایی‌های معمول(که در جای خود لازم است)، میراث فکری و روشِ عمل او را واکاوی کنیم. بررسی شیوه کنشگری او در پهنه جنگل‌های هیرکانی (از آستارا تا گلیداغ) نشان می‌دهد که ما با شخصیتی مواجهیم که مختصاتِ دفاع از طبیعت را در ایران ارتقا داد. 🔹️درک هوشمندانه از ساختار قدرت؛ گذر از اپوزیسیون‌نمایی به اثربخشی بزرگ‌ترین تفاوت مرحوم شیخ‌پور با بسیاری از کنشگران حوزه هیرکانی، درک عمیق و دقیق او از «ساختار قدرت» و تأثیر مستقیم آن بر محیط زیست بود. متأسفانه در سال‌های اخیر، بخشی از بدنه کنشگری کشور، مخالفت‌های سیاسی و اپوزیسیون بودن را جزئی لاینفک از فعالیت محیط‌زیستی پنداشته‌اند؛ رویکردی که گاه به جای حل مسئله، به بن‌بستِ گفتگو منجر می‌شود. اما رضا شیخ‌پور با تجربه زیسته غنیِ خود، به‌خوبی دریافته بود که برای نجات محیط زیست، باید در «زمینِ حکمرانیِ خوب» بازی کرد. او می‌دانست که بدون تعامل، فهمِ متقابل و اصلاح سیاست‌گذاری‌ها از درون، نمی‌توان گام مؤثری در میدانِ شکننده طبیعت برداشت. 🔹️ زبان مشترک با تصمیم‌گیران؛ نخ تسبیحِ «طرح تنفس جنگل» شیخ‌پور هنرِ نادری داشت: او کلمات و زبان حاکمیت را می‌شناخت و می‌دانست چگونه دغدغه‌های بوم‌شناختی را به زبانِ سیاست‌گذاری ترجمه کند. شاید افراد و نهادهای زیادی در تصویب و اجرای «طرح تنفس جنگل‌های شمال» نقش داشتند، اما با بررسی دقیقِ روندِ اتفاقات، به جرات می‌توان گفت که انرژی‌بخش، موتور محرکه و به تعبیری «نخ تسبیحِ» این حرکتِ بزرگ تاریخی، پیگیری‌ها و کنشگریِ هدفمند رضا شیخ‌پور بود. او نشان داد که چگونه می‌توان یک ایده علمی را به یک اراده حاکمیتی تبدیل کرد. 🔹️یک کارشناس ساده با ضریبِ نفوذِ رؤسای سازمان با مرور روند اتفاقاتِ سازمان منابع طبیعی در یک دهه اخیر، با واقعیتی شگفت‌انگیز روبرو می‌شویم: رضا شیخ‌پور تنها یک کارشناس ساده بود، اما در مسیر حرکت و تصمیم‌سازی‌های کلان این سازمان، تأثیری هم‌سطح (و گاه حتی بیشتر) از رؤسای وقت سازمان داشت. تقریباً هیچ کنشگری در ایرانِ امروز نتوانسته به این سطح از نفوذِ ساختاری و جریان‌سازی دست یابد. ممکن است منتقدان یا حتی دوستانش، در مقاطعی این میزان از تأثیرگذاری را مثبت یا منفی ارزیابی کنند، اما نفسِ این اتفاق بی‌نظیر است: اینکه یک فردِ بدون منصبِ عالی‌رتبه، تنها با تکیه بر دانش، پافشاری و شناختِ میدان، بتواند مسیر یک نهاد متولی را تنظیم یا نقد کند. این دستاوردی است که بعید است به این زودی‌ها تکرار شود. 🔹️ یک پیشنهاد ضروری: همایش ملی بازخوانی شیوه کنشگری رضا شیخ‌پور با توجه به نکات ذکر شده، رضا شیخ‌پور اکنون نه فقط یک فرد، بلکه یک «متد» و «روش» در عرصه کنشگری مدنی است. جامعه محیط‌زیستی ما امروز بیش از هر زمان دیگری به یادگیری از این الگو نیاز دارد. از این رو، به نهادهای متولی، انجمن‌های علمی، تشکل‌های مردم‌نهاد و دانشگاهیان پیشنهاد می‌شود تا در همایش یا نشستی تخصصی برای بررسی تأثیرات و شیوه کنشگری او برگزار کنند. برای تعیین محورهای چنین رویدادی، می‌توان بسته به هدف برگزارکنندگان، طیفی از مفاهیم را در نظر گرفت؛ از رویکردهای تحلیلی با تمرکز بر «کنشگری در زمین حکمرانی؛ بررسی متدولوژی رضا شیخ‌پور» و گذر «از اپوزیسیون تا اثرگذاری» جهت یافتن یک زبان مشترک برای نجات بوم‌سازگان، تا نگاه‌های رسمی و آکادمیک در قالب «همایش ملی بررسی الگوهای نوین کنشگری» که به بررسی تعامل جامعه مدنی و حاکمیت و نقش کنشگران در سیاست‌گذاری‌های کلان (با مطالعه موردی کارنامه او) می‌پردازند. در عین حال، می‌توان با نگاهی نمادین و عمیق‌تر، این گردهمایی را «نخ تسبیح هیرکانی»، «جانِ جنگل، زبانِ دیوان» یا یادواره‌ی «تنهای اثرگذار» نامید تا به واکاوی مسیر یک جنگلبان در تغییر سیاست‌های کلان محیط‌زیست بپردازد. این رویداد با هر عنوانی که برگزار شود، کلاس درسی برای نسل جدید فعالان محیط زیست خواهد بود تا بیاموزند چگونه می‌توان با دستِ خالی، اما با درکِ درست از ساختار قدرت، هم زبانِ حاکمیت را فهمید، هم سنگربانِ بی‌بدیلِ هیرکانی بود و هم مسیر کلانِ یک سازمان را به سوی حفاظت از طبیعت هدایت کرد. یادش گرامی و راهش پر رهرو باد. @sarzaminfarda 🆔 https://t.me/+eEIGOOR49WFmMzU8

#سوگنامه #شیخ_پور #جنگلبان ✳️ *در سوگ مجنونِ زلفِ هیرکان* 🖌️ *#مسعود_امیرزاده* 🔹 در این روزهای غمبار، که مرگ، سرگردانِ کوچه‌های دیار ماست و هر آن، سینه‌به‌سینه‌ی یکی می‌شود و شبح‌وار می‌گذرد و جانی می‌رباید، این‌بار نوبت «شیخ» بود. 🔹 همان که همه‌ی عمر، گردِ شهر می‌چرخید و آرزویش، انسان بود. هم او که خود « انسان» بود. همان که زبانِ سرخ را در میدان، چون شمشیری برهنه می‌گرداند و بر سرِ سبزش، کاکلی از خون طلب می‌کرد. 🔹 شیخِ ما جوان بود، جوانمرد بود، و جوان‌مرگ شد؛ که جگرِ شرزه‌گان را هر جگری تاب نمی‌آورد. که جگر خویش را هر روز در هول چشم‌زخمی به خاک و آب و گیاه تف داده بو‌د 🔹 بر سفره‌ی عقد ننشست؛ نه از بی‌مهری به زندگی، که زلفِ سبزِ درختانِ جنگل‌های دیارش دل از او ربوده بود. هر شب با قلمِ عریان خویش سر بر بالینِ هیرکان می‌نهاد و با ممرز و سرخدار و آزاد نجوا می‌کرد. 🔹 «رضا شیخ‌پور» چون همه‌ی آدمیان، پر از فراز و فرود بود؛ اما هرگز دامانِ پاک خویش به طمعِ نام و نان و مقام نیالود. قلم را به خدمتِ اربابِ قدرت نگرفت. در دوستی، شیدا بود و در دشمنی، بی‌ملاحظه. 🔹 امروز سپیدارها و اورسها و بارانکها سیاه‌پوشِ قلمِ بی‌صاحب اویند؛ قلمی که تک‌افتاده در گوشه‌ی خانه، رهوارِ خویش را بی‌سوار می‌یابد. 🔹 ای خاکِ ایران! که در سینه‌ی خود گنجینه‌ی جوانان داری، این مجنونِ سبزپوش را نیز بپذیر و در آغوشِ خویش آرامش کن؛ که او، بی‌هیچ حرف و حدیثی، از عاشقان رسوای تو بود. 🔸 هجده اردیبهشت ۱۴۰۵ 🆔 *@IranENGOs* 🆔 https://t.me/+eEIGOOR49WFmMzU8

یاد دوست برای رضا شیخ‌پور ✍️ سیروس عباس زاده قسمت دوم من در این زمان معاون اداره بودم. دو سه سالی که در آمل بود، اوضاع کمی بهتر شد. کارش را دوست داشت. بیشتر می‌خندید، کمتر عصبی می‌شد. دوستان جدیدی هم پیدا کرد که حس رفیق‌بازی‌اش را ارضا می‌کرد. رضا آدم رفیق‌بازی بود. در رفاقت هم شکنندگی‌های خاص خودش را داشت. ظرفیت نه شنیدن نداشت، خودش هم نه گفتن نمی‌دانست. خلاصه سرش شلوغ‌تر از آن بود که فکرهای نامربوط به سرش بزند. دوباره حضور بیشتری در جمع‌های شبانه دوستانه‌مان داشت. بعد از مدتها به اتفاق هم به یک سفر نوروزی چند روزه رفتیم سراسر لذت و عیش. هر چند مشکلات معیشتی کماکان سر جایش بود. اما باز هم نهاد ناآرام‌ش نگذاشت اینجا دوام بیاورد. رفت به مرکز بذر جنگلی کلوده و شد نیروی مستقیم سازمان. آنجا اگر چه دوستان خوبی داشت، اما سرش خلوت‌تر شد و این برای آدمی با مختصات روحی رضا، خبر خوبی نبود. حالا آرام و خزنده می‌رفت به سمت انزوای خودخواسته. از معدود راه‌های ارتباطی با دنیای پیرامون، فعالیت در گروه و کانال اثرگذار منابع طبیعی ایران بود (که بیش از یک دهه برایش زحمت کشیده بود و حکم فرزندش را داشت) که برای خلاصی از آن هم، مدیریت‌اش را واگذاشت برای من. مشکلات خصوصی و تنگناهای معیشتی عاصی‌اش کرده بود. استغنای درونی و طبع بلند اجدادی‌ هم مانع بود این دردها را بیان کند و کمکی بخواهد از کسی. پس روز به روز بیشتر می‌رفت در لاک تنهایی. دیگر در هیچ محفل دوستانه‌ای حاضر نمی‌شد. خودش را حبس کرده بود در چاردیواری اتاقش. این وسط شکایت‌های گاه بگاه ناشی از فعالیت رسانه‌ای، فرسوده ترش کرد. حس می‌کرد دوستانی که عمری برایشان رفاقت کرد، رهایش کرده‌اند. نمی‌دانم واقعیت داشت یا حس‌ش بر خطا بود. در بدترین زمان ممکن، حسابش هم هک شد و اندک پول مانده از یک وام اداری، از کف رفت. افتاد به خودویرانگری. اشتهایش را از دست داد. تلاش گاه‌بگاهی من برای رهایی‌اش از این وضع، ابدا کافی نبود. تنها یکی دو باری به زور کشیدمش بیرون از آن کنج انزوا، که سریع برگشت. قبل از عید، مرتضی دوست مشترک‌مان خبر داد رضا در بیمارستان بستری است. زنگ زدم، طبق معمولِ ماه‌های اخیر، جواب نداد. این اواخر اغلب به تلفنش جواب نمی‌داد. زنگ زدم منزلش، خواهرش گفت مرخص شد. چند روز بعد مجددا بستری شد. رفتم بیمارستان سروقتش. مادرش هم بود. مادری که معادلش را لابلای تاریخ و به قلم امثال بیهقی، فقط می‌شود خواند، نمی‌شود دید. به زور، مادرش را فرستادم منزل و پیشش ماندم. دیدم دارد ته می‌کشد. وضعش وخیم بود. اما نه به وخامت دیدار آخر در تهران. دوست نداشت وخامت وضعش را باور کند. پیش از اعزام به بیمارستان تهران، صبحانه با نان گرم را با هم خوردیم.‌ می‌دانستم هیچ چیزی به اندازه صبحانه با نان گرم برایش لذتبخش نیست. انگار یکجور آئین بود برایش بجا آوردنش. و ما در همه ایام بستری، آن را بجا می‌آوردیم. نگاهش خسته بود، اما هنوز خالیِ خالی نبود. با همان نگاه نیم‌جان، خیره به چشم‌هایم گفت: جبران می‌کنم. چیزی نگفتم. فقط نگاهش کردم. در تمام سال‌های دوستی بنا به یک رسم ناگفته، هر کاری برای هم می‌کردیم، وظیفه‌‌مان می‌دانستیم و هیچگاه از هم تشکر نمی‌کردیم! بالاخره در یک روز سه‌شنبه‌ای به تاریخ پانزده اردیبهشت جلالی، رضا را سپردیم به زمین امامزاده ابراهیم آمل برای همیشه. رضا هر که بود و هر چه کرد، خود خود خودش بود. بی‌رنگ، بی‌روتوش. بقول شاعر، خلاصه خودش بود. اینها که نوشتم گزارشی سردستی بود از بیست سال و کمتر دوستی من با رضا. واضح است درباره کارها و آثار رضا، بسیار سخن است که بماند به وقتش. 🆔 https://t.me/+eEIGOOR49WFmMzU8

من در این زمان معاون اداره بودم. 🆔 https://t.me/+eEIGOOR49WFmMzU8

یاد دوست برای رضا شیخ‌پور ✍️ سیروس عباس زاده قسمت اول راز، بر تو نشست باد، بی تو گریست - پرویز اسلامپور چه می‌شود گفت در سوگ یک رفیق غمخوار و در رثای یک دوستیِ بیست ساله؟ در همان روز اول - اگر نه، ساعات اول - خواستم چیزکی بنویسم و «قلم را لَختی بگریانم» به یادِ یارِ سفری، که نشد. نتوانستم. قوّتی نمانده بود. خاطره‌اش، آتش بود که می‌سوزاند و خاکستر می‌کرد قلم و قلب را یکجا. حالا یک هفته‌ای می‌شود که رضا را سپردیم به خاک ... خاک ... خاک ... و تنها خاک می‌توانست قرار دهد به آن بی‌قرارِ ابدی. خبرش را ناصر پیامک زد از بیمارستان، در یک روز ابریِ گرفته و غم‌آلود. فردایش هم آسمان بُغ‌کرده بود و باران بی‌هوا بر عریانی تن‌ش می‌گریست. رضا عادت داشت به عجله و غافلگیری. شتاب داشت در همه چیز. نه فقط در مرگ. در دوستی، در دعوا و دشمنی، در عشق ورزی، در رفتن به راه و بیراه، در نوشتن، در زیستن. انگار با یک الهام پیشگویانه دانسته بود عمرش کفاف آنهمه اتفاق را نخواهد داد. پس تا توانست دوید و شتاب ورزید، بلکه ردّی بر زمانه بگذارد و اثری بر جای نهد. آخرین بار در بیمارستان امام تهران رفتم دیدنش. با دکتر امید و خانم همت‌زاده. وارفته و کم‌جان، با چشمانی بی‌‌نور و مات، کز کرده بود گوشه تخت. تهی‌شده از خود، رخ به رخ با مرگ. می‌گفت چهل و چهار سال عمرْ بسّمه! به سختی حرف می‌زد. کلیه‌هایش هم بعد از کبد، از کار افتاده بود. با دیدنش در این وضع، من و امید پس افتادیم. قبل‌ترها، رضا تند بود، اما تلخ نه. این‌ بار به عکس، تلخ بود بی‌تندی. تلاش کردم حرفی نزنم که بغضم آشکار نشود. پیشتر، دو هفته در بیمارستان آمل شب‌ها همراهش بودم. به این وخامت ندیده بودمش. آخر شب از تخت می‌زد بیرون و می‌رفتیم ضلع غربی محوطه بیمارستان، کنار نرده‌های مشرف به رود هراز، سیگاری می‌گیراند و شروع می‌کرد به درد دل. ناگفته‌هایی که تا آن روز نشنیده بودم ازش. بیشتر از زخم‌هایش. این بودنِ باهمِ شبانه در بیمارستان، وابستگی‌‌مان را بیش از پیش کرد به هم. رضا چند سالی کوچکتر از من بود. اما تقدیر ما را بر سر راه هم قرار داد. مصطفی، دوست و هم‌اتاقی‌‌اش در دانشگاه، قوم و خویش من بود. رضا بلافاصله بعد از فارغ‌التحصیلی من، در همان دانشگاه پذیرفته شده بود. بعدا شد فعال دانشجویی و دلبسته رسانه و مجله. عین خود من. خودش مجله درمی‌آورد و چه لذتی می‌برد وقتی از خاطره آن ایام می‌گفت. بعدتر جذب شرکت چوب و کاغذ شد و این احتمالا، بهترین دوره زندگی رضا بود. درآمدش خوب بود. این استقلالِ مالیِ حداقلی، امکانی به او بخشیده بود تا بخشی از سبک دلخواه زندگی‌اش را پوشش دهد. بعد به اتفاق هم استخدام شدیم در سازمان منابع طبیعی. و کاش هرگز هرگز هرگز این اتفاق نمی‌افتاد. از همان لحظه انگار رضا بی که بفهمد، مشغول مردن‌اش شد! چندرغاز حقوق اداری کفاف هزینه‌های کمرشکن زندگی‌‌اش را نمی‌داد. هم مستاجر بود و هم پدر و مادرش را تحت تکفل داشت. راه دیگری هم نمی‌شناخت برای درآمد بیشتر. مطلقا استعدادی هم در زد و بند و ساخت و پاخت اداری نداشت. و این تنها بی‌استعدادی‌اش نبود. در دورویی و ریاکاری از آن هم بی‌استعدادتر بود. زلال، عین آب چشمه‌ ییلاقشان رودبارک، که ریزترین ریگ‌های تهش هم به چشم می‌آید. توقعش از جهان اطراف هم همین بود. در نتیجه پیچیدگی‌های ذات انسانی را در نمی‌یافت. برای همین مدام فریب می‌خورد از کسانی که خودشان را به نیتی نزدیک می‌کردند به او. بیشتر به راه دل می‌رفت تا بر مسیر خِرَد. من و او هر دو کارمان را در یک واحد حفاظتی شروع کردیم. آن اوایل به دلیل انرژی زیاد و شور فراوان، روزهای خوشی داشتیم. هنوز تنگناهای زندگی راه تنفس را کامل مسدود نکرده بود. زیست با طبیعت و در طبیعت زیبای شمال (به دلیل نوع کار) مزید بر علتِ سرخوشی شده بود. اما برخلاف من که بیشتر به راه ادبیات می‌رفتم و خلوتم را محافظت می‌کردم، رضا عاشق کنش‌گری مدنی و سیاسی بود. در توقف بهره‌برداری از جنگل‌های شمال، نقشی انکارناشدنی داشت. اما باد سیاست در این سامان، اغلب بر مرادش نمی‌وزید. و چه ضربه‌ها که نخورد از این بادهای مخالف در عرصه عمومی. چند وقتی اوضاع بر همین منوال گذشت تا یک روز رضا بی‌هوا گذاشت و از اداره آمل رفت به دفاتر نظارت فنی جنگلداری در حوزه نور. چند سال بعد که به عنوان کارشناس مرتع به آمل بازگشت، جز سایه‌ای از آن رضای پرانرژی گذشته باقی نمانده بود. عصبی و پرخاشگر، خسته و خُرد و خراب. نارفیقان (و در بهترین حالت دوستان نادان) دوره‌اش کردند. از صداقتش و سادگی‌اش سوءاستفاده می‌کردند و سپر‌ش می‌ساختند برابر هر بلا. وارد جزئیات ناضرورش می‌کردند بی‌دلیل، تا از اصل زندگی بازماند.‌ بدترش این بود که از من هم فاصله‌اش دادند. تا اینکه به وساطت رفیق نازنینم محسن پناهی، کدورت‌مان کنار رفت و رضا به عنوان مسئول واحد مرتع به اداره آمل برگشت.

به نام دادار دادگر مخاطبان محترم کانال محیط زیست و منابع طبیعی ایران با سلام و تقدیم احترام طی این چند روزی که موفق شدم به اینستاگرام وصل شوم کلیپ هایی از شهدای ۱۸ و ۱۹ دی دیدم که روانم پریشان شد از این همه خون و خشونت و کشتار. آخر این چه مملکتی است؟ کارمندان و کارگران فقیر، بسیاری از جوانان بیکار و دچار افسردگی، معیشت مردم نابود. آن وقت امنیت یک اعتراض ساده به این وضعیت هم مهیا نیست و پاسخ گلوله است؟؟ از خدا و امام حسین خجالت نمی‌کشید؟؟ فاطمه زهرا کمرتان را بزند. خدای من خدای عشق و محبت است. وقتی کلیپ ضجه مادران داغدار را می‌بینم خودم ضجه می‌زنم. بسیجی واقعی شهید سید مجتبی علمدار بود که شخصیتش سرشار از عشق و محبت بود و آزارش به یک مورچه هم نمی‌رسید. بسیجی واقعی شهید باکری بود. من در چهلمین روز شهادت هزاران هموطنم به سوگ وطن نشسته ام. به احترام چهلمین روز شهادت فرزندان وطن، کانال محیط زیست و منابع طبیعی ایران به مدت یک هفته تعطیل می شود. پاینده ایران خاک پای جنگل‌بانان و مردم ایران رضا شیخ پور بهمن ۱۴۰۴ 🆔 https://t.me/+eEIGOOR49WFmMzU8

حقوقدانان، کارشناسان و فعالان محیط‌زیست از دلایل حریق جنگلی الیت می‌گویند شعله‌های سرکش بی‌قانونی 🔺|پیام ما| بحث‌ها درباره آتش‌سوزی الیت، یکی از طولانی‌ترین آتش‌سوزی‌های جنگلی که هفته‌ها در کانون توجه بود، هنوز به پایان نرسیده است. انتقاد از آنچه گذشت و نگرانی درباره تکرار حریق، در روزهای گذشته جمعی از مسئولان، وکلا و حقوقدانان، کارشناسان و فعالان محیط‌زیست را در بنیاد حقوقی «بهمن کشاورز» گرد هم آورد. آنها ضعف اجرای قوانین، ناهماهنگی نهادی، انکار بحران و بی‌توجهی به پیشگیری و همین‌طور زمینه‌سازی برای تخریب و تصرف جنگل‌ها را در جایگاه محورهای اصلی بحران آتش‌سوزی‌های جنگلی مورد نقد قرار دادند. 🔺روایت حاضران در نشست تخصصی «نگاه حقوقی به آتش‌سوزی جنگل‌های ایران» اشتراکات بسیاری داشت؛ اینکه مدیریت آتش‌سوزی در ایران به اطفای اضطراری محدود شده است و روند پیشگیری، آموزش، اطلاع‌رسانی و بازدارندگی قانونی عملاً به‌شکلی ناقص اجرا می‌شود. سخنرانان با اشاره به تجربه آتش‌سوزی الیت، از انکار اولیه بحران، نبود فرماندهی واحد و اتکا به نیروهای داوطلب در نبود تجهیزات ایمن گفتند و در همین حال قوانین موجود و سیاست‌های اجرایی را نقد کردند. 🔺«مصطفی نوری»، مشاور اسبق حقوقی سازمان منابع‌طبیعی، حرف‌های خود را این‌طور شروع کرد: «اساس مشکل ما آتش نیست، بلکه ماییم که فرصت، زمینه و مقدمات آتش‌سوزی را فراهم می‌کنیم.» گزارش کامل را در سایت «پیام ما» بخوانید. https://payamema.ir/payam/145490 #محیط_زیست #جنگل #پیام_ما @payamema 🆔 https://t.me/+eEIGOOR49WFmMzU8

چرا باید نسبت به سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور تعصب و غیرت داشته باشیم؟ ✍️ترحم بهزاد مدیر کل دفتر آموزش، ترویج و مشارکت های مردمی سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور به‌عنوان یکی از اساسی‌ترین نهادهای خدمتگزار ایران اسلامی، مأموریت پاسداری از سرمایه‌ای را بر عهده دارد که حیات، امنیت، و آینده کشور بر آن استوار است؛ یعنی خاک، آب، جنگل و مرتع. این منابع، پایه‌های اصلی زیست و تمدن ایران به شمار می‌روند و هرگونه بی‌توجهی به آن‌ها به منزله‌ی بی‌توجهی به حیات میهن است. از همین روست که تعصب و غیرت نسبت به این سازمان، نه تنها یک احساس سازمانی، بلکه یک مسئولیت ملی و انسانی است. غیرت و تعصب نسبت به سازمان منابع طبیعی یعنی باور به این حقیقت که حفظ زمین و طبیعت، وظیفه‌ای است الهی، ملی و وجدانی. در فرهنگ دینی ما، زمین امانتی است در دست انسان‌ها؛ امانتی که پاسداشت آن نشانه‌ی ایمان و آگاهی است. خداوند در قرآن انسان را جانشین خود در زمین معرفی می‌کند و از او می‌خواهد که در زمین فساد نکند و آن را آباد نمايد. پس خدمت در سازمان منابع طبیعی، صرفاً شغلی اداری نیست، بلکه عبادتی است در مسیر حفظ امانت الهی. نشان دادن غیرت در این عرصه یعنی ایستادن بر مرز مسئولیت و اخلاق، دفاع از طبیعتی که سرچشمه‌ی همه‌ی زیبایی‌ها و نعمت‌های الهی است. کارکنان این سازمان در اقصی نقاط کشور، از جنگل‌های شمال تا مراتع و بیابان‌های جنوب و مرکز، در برابر سختی‌ها، کمبودها و دشواری‌های کار، تنها با عشق به وطن و احساس مسئولیت انسانی به خدمت مشغول‌اند. غیرت سازمانی برای آنان نیرویی درونی و روحی است که در برابر سختی‌ها استقامت می‌دهد و مانع می‌شود که در برابر بی‌عدالتی یا بی‌تفاوتی تسلیم شوند. آنان سربازان خاموشی هستند که در گمنامی، از خاک و آب و طبیعت ایران پاسداری می‌کنند و آینده را با دستان زحمت‌کش خود می‌سازند. تعصب نسبت به این سازمان، نه تعصبی کور و سطحی، بلکه شناختی عمیق و آگاهانه است از ارزشی که منابع طبیعی در پایداری حیات مردم و امنیت کشور دارد. حفظ جنگل‌ها یعنی محافظت از هوای پاک، کنترل سیل، حفظ خاک و تأمین آب؛ مدیریت مراتع یعنی توازن میان انسان و محیط؛ و اجرای طرح‌های آبخیزداری یعنی مهار بحران‌هایی که حیات نسل‌های آینده را تهدید می‌کند. از این منظر، هر خدمتی در این سازمان در حکم خدمت به نسل‌های آینده است؛ نسلی که شاید ما آن‌ها را نبینیم، اما بازمانده‌ی عشق و تلاش ما را در طبیعت سبز و زنده خواهند دید. غیرت نسبت به سازمان منابع طبیعی، در واقع، غیرت بر نام ایران است. زیرا این سازمان سنگر پاسداری از طبیعت ایران است؛ همان طبیعتی که بخشی از هویت و فرهنگ ما را می‌سازد. تعلق و افتخار به خدمت در چنین مجموعه‌ای نشانه‌ی حس میهن‌دوستی و تعهد اجتماعی است. هر کارمند و خدمتگزار این سازمان اگر با باور به اهمیت مأموریت خود گام بردارد، در حقیقت در مسیر مقدسی قدم گذاشته که نتیجه‌ی آن، آباد ماندن ایران و حفظ شادابی زمین است. در دنیایی که تخریب محیط زیست به بحران جهانی بدل شده، کشورهایی موفق‌ترند که شهروندان و نهادهایشان نسبت به منابع طبیعی خود غیرتمند و متعهد باشند. ما نیز باید این غیرت ملی و سازمانی را در خود زنده نگه داریم؛ با دانش، با عمل، و با وجدان بیدار. تعصب نسبت به سازمان منابع طبیعی یعنی دفاع از حقیقتی بزرگ‌تر از خودِ سازمان؛ یعنی دفاع از وطن، از زندگی، و از آینده. به طور کلی، می‌توان گفت که تعصب و غیرت نسبت به سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور، تعصبی مقدس و خردمندانه است؛ تعصبی که ریشه در عشق به خداوند، سرزمین، مردم و آیندگان دارد. هر یک از ما که در این نهاد خدمت می‌کنیم، باید به خود ببالیم که بخشی از مأموریتی هستیم که غایت آن، حفظ حیات و استمرار زیبایی جهان است. این غیرت و دلبستگی، مشعل راه ماست تا در سایه‌ی ایمان، آگاهی و فداکاری، ایران را سبزتر، پایدارتر و سرافرازتر کنیم. به امید آن روز 🆔 https://t.me/+eEIGOOR49WFmMzU8

من تلگرام ندارم! ⁦✍️⁩خاک پای جنگل‌بانان کشور، رضا شیخ پور سلام همراهان کانال تلگرامی محیط زیست و منابع طبیعی ایران متاسفانه پنج روز پیش خط موبایل من هک شد، مبلغی که وام گرفته بودم را از حسابم برداشت کردند. مجبور شدم موبایلم را فلش کنم و کل اپلیکیشن های فضای مجازی من حذف شد. فعلا توانستم اکانت واتس اپ و اینستاگرام خودم رو بالا بیارم. اما همچنان از دسترسی به اکانت تلگرام برخوردار نیستم. همینجا این پیامی را که در واتس اپ برای مهندس عباس زاده عضو هیات مدیره کانال ارسال کردم اعلام میکنم ارسال هر گونه پیامی از سوی من در تلگرام برای اشخاص جعلی است. مدیریت کانال را نیز به مهندس عباس زاده میسپارم. اعضای هیأت مدیره، مینا جانم، بهار جان، دکتر سیاووش و سیروس عباس زاده تکلیف وطنی دارند که کانال را مدیریت کنند. سیروس فقط خیلی مراقب باش من به پاکدستی و شرافت عباسعلی نوبخت و رضا افلاطونی قسم میخورم. به امید پیروزی ملت ایران در برابر این گرانی ها ۱۵ دی ۱۴۰۴ 🆔 https://t.me/+eEIGOOR49WFmMzU8

چرا یگان حفاظت منابع طبیعی از سال ۱۳۸۴ تاکنون فاقد ساختار قانونی و استخدامی مشخص است؟ ✍️ ترحم بهزاد قسمت دوم در کنار این ضعف‌های ساختاری و قانونی، بی‌ثباتی مدیریتی در سطوح بالای سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور نیز تأثیر مستقیمی داشته است. از سال ۱۳۸۴ تاکنون چندین رئیس با دیدگاه‌های متفاوت در رأس این سازمان قرار گرفته‌اند. هر رئیس در آغاز دوره خود وعده ساماندهی کامل نیروهای یگان را داده، اما به دلیل پیچیدگی‌های مصوبه‌های بین دستگاهی و مخالفت سازمان برنامه و بودجه یا سازمان اداری و استخدامی، هیچ‌یک نتوانسته است وعده‌هایش را به اجرا درآورد. حتی چندین بار کارگروه مشترکی بین وزارت جهاد کشاورزی، نیروی انتظامی و سازمان برنامه و بودجه برای تبدیل وضعیت این نیروها به استخدام پیمانی تشکیل شده، اما به مرحله تصویب نهایی در هیئت دولت نرسیده است، زیرا بار مالی آن بالا بوده و دولت‌های مختلف به‌دلیل محدودیت منابع با آن موافقت نکرده‌اند. از سال ۱۳۹۴ تاکنون چند طرح مشخص برای حل این مشکل مطرح‌شده است. در همان سال، کمیسیون اجتماعی دولت طرحی برای ساماندهی نیروهای یگان حفاظت منابع طبیعی بررسی کرد که هدف آن ایجاد چارچوب روشن استخدامی و تعریف جایگاه شغلی مشخص بود، ولی به دلیل پیش‌بینی افزایش بار مالی گسترده‌ای که برای دولت ایجاد می‌کرد، در عمل به تصویب نرسید. در سال‌های بعد، به‌ویژه در ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱، مجدداً تلاش شد نیروهای این یگان تحت عنوان نیروهای پیمانی یا رسمی در بدنه وزارت جهاد کشاورزی ثبت شوند، اما باز هم عدم هماهنگی میان دستگاه‌ها و مخالفت نهادهای نظارتی، مانع از تحقق این هدف شد. در نهایت می‌توان گفت ریشه اصلی بلاتکلیفی نیروهای یگان حفاظت منابع طبیعی، در نبود یک اراده واحد و منسجم در سطح دولت برای حل مسأله است. از یک‌سو، نیروی انتظامی تمایل ندارد مسئولیت مستقیم پرداخت و جذب این نیروها را بپذیرد، زیرا آن‌ها را کارکنان سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور می‌داند؛ از سوی دیگر، وزارت جهاد کشاورزی و سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور  نیز مدعی هستند که ماهیت کاری و مأموریت‌های این نیروها امنیتی است و باید ضوابط انتظامی بر آن‌ها حاکم باشد. این تداخل وظایف، همراه با کمبود منابع مالی و محدودیت‌های قانون بودجه، مانع از صدور مصوبه‌ای قطعی در این زمینه شده است. در نتیجه، با وجود گذشت نزدیک به دو دهه، نیروهای یگان حفاظت همچنان بدون جایگاه استخدامی مشخص، بدون امنیت شغلی و با کمترین پشتوانه رفاهی، مشغول یکی از حساس‌ترین و پرخطرترین وظایف اداری کشور هستند، و این وضعیت تا زمانی که قانون جامع و هماهنگ بین سه نهاد اصلی، یعنی وزارت جهاد کشاورزی، نیروی انتظامی و سازمان برنامه و بودجه کشور به تصویب نرسد، بعید است تغییر اساسی پیدا کند و این نیاز به قانون مشخص و تعیین تکلیف شده دارد. 🆔 https://t.me/+eEIGOOR49WFmMzU8

چرا یگان حفاظت منابع طبیعی از سال ۱۳۸۴ تاکنون فاقد ساختار قانونی و استخدامی مشخص است؟ ✍️ ترحم بهزاد قسمت اول: از سال ۱۳۸۴ تاسیس یگان حفاظت تاکنون، مسئله ساماندهی نیروهای یگان حفاظت در سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور به یکی از مشکلات مزمن و حل‌نشده نظام اداری کشور تبدیل شده است. این نیروها که وظایف بسیار حساسی همچون حفاظت از جنگل‌ها، مراتع، اراضی ملی، و مقابله با زمین‌خواری، تغییر کاربری، بهره برداری بی رویه و غیر مجاز، قطع درختان و قاچاق چوب و زغال، اعمال مدیریت چرا و شاخ شماری دام و ...... را برعهده دارند، از نظر جایگاه قانونی، وضعیت استخدامی و حقوقی، و سلسله‌مراتب فرماندهی در شرایطی مبهم و دوگانه قرار دارند. با گذشت بیش از ۲۰ سال از تشکیل رسمی این یگان، هنوز هیچ‌یک از رؤسای سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور نتوانسته‌اند تعیین‌تکلیف قانونی و شغلی روشنی برای این نیروها انجام دهند، و ریشه این نابسامانی را باید در مجموعه‌ای از عوامل قانونی، ساختاری، مالی و مدیریتی جست‌وجو کرد. در ابتدا، یگان‌های حفاظت در دستگاه‌های اجرایی بر اساس آیین‌نامه‌ای که در اوایل دهه ۱۳۸۰ تصویب شد، شکل گرفتند تا هر دستگاهی بتواند برای صیانت از اموال، اراضی و منابع خود، نیروهای حفاظتی تحت نظارت نیروی انتظامی مستقر کند. اما در زمینه منابع طبیعی، این آیین‌نامه فقط اجازه تشکیل یگان را داده بود، بدون آن‌که ضوابط دقیق مربوط به جذب، آموزش، پرداخت، و سلسله‌مراتب سازمانی آن را مشخص کند. به همین دلیل، از همان ابتدا نیروهای این یگان در وضعیت مبهمی قرار گرفتند؛ از یک‌سو تابع سازمان اجرایی یعنی منابع طبیعی بودند و با قراردادهای اداری جذب می‌شدند، و از سوی دیگر بنا بر قانون ضابطیت، باید از نظر آموزش و انضباط تحت نظر نیروی انتظامی قرار می‌گرفتند. این دوگانگی موجب شد که هیچ مرجع مشخصی مسئولیت کامل استخدام، آموزش و حمایت قانونی از آنان را نپذیرد. در نتیجه، بسیاری از نیروهای یگان حفاظت منابع طبیعی از سال‌ ۱۳۸۴ تا امروز با قراردادهای موقت، شرکتی یا حجمی به کار گرفته شده‌اند، بدون آن‌که وضعیت استخدامی‌شان رسمی یا پیمانی شود. آن‌ها عملاً کارهای ضابط قضایی را انجام می‌دهند، مانند جلوگیری از تصرف اراضی ملی، مقابله با قاچاق چوب و زغال و گزارش تخلفات زیست‌محیطی، اما از نظر قوانین کیفری و اداری هنوز «ضابط قضایی» محسوب نمی‌شوند، زیرا اکثرا کارت ضابطیت از مراجع قضایی ندارند. این ناهماهنگی میان مسئولیت واقعی و وضعیت قانونی، سبب شده امنیت شغلی آنان تضعیف شود و بسیاری از این نیروها با وجود سال‌ها خدمت، از مزایایی مانند بیمه کامل، سختی کار، و بازنشستگی مناسب برخوردار نباشند. از سوی دیگر، از سال ۱۳۸۴ تا امروز هیچ ردیف بودجه‌ای به‌صورت مستقل برای یگان حفاظت سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور در قوانین بودجه سنواتی کشور در نظر گرفته نشده است. بودجه این یگان معمولاً در ردیف کلی طرح‌های «حفاظت از اراضی ملی» یا «آبخیزداری» منظور می‌شود، که این خود باعث می‌شود امکان برنامه‌ریزی جداگانه برای حقوق، امکانات، تجهیزات و آموزش نیروها وجود نداشته باشد. در نبود چنین سازوکار مالی مستقلی، سازمان همواره برای پرداخت حقوق یا تأمین تجهیزات حفاظتی، به اعتبارات محدود استانی یا پروژه‌ای متکی بوده که با کوچک‌ترین تغییر در وضعیت بودجه عمومی، دچار اختلال می‌شود. همین کمبود اعتبار باعث شده بسیاری از نیروها در استان‌ها ماه‌ها بدون حقوق یا با تأخیر پرداخت مواجه باشند. عامل ساختاری دیگری که ساماندهی این نیروها را دشوار کرده، تغییرات مکرر در جایگاه سازمانی منابع طبیعی و آبخیزداری کشور است. از سال ۱۳۸۴ تاکنون این دستگاه چندین بار میان وضعیت‌های مختلف دست به دست شده است؛ هر بار که چنین تغییری رخ داده، مصوبات پیشین برای تعیین وضعیت نیروها متوقف مانده و مدیران جدید با رویکرد تازه و برداشت متفاوت از جایگاه سازمان وارد عمل شده‌اند. نتیجه این بی‌ثباتی ساختاری، گسست در پیگیری‌های قانونی و توقف طرح‌های ساماندهی بوده است. مشکل دیگری که بر بحران افزوده، تضاد میان ماهیت نظامی و اداری یگان حفاظت است. بر طبق قانون، فرمانده یگان باید از میان افسران نیروی انتظامی معرفی و منصوب شود، در حالی که بدنه کارکنان آن از کارمندان یا نیروهای قراردادی سازمان منابع طبیعی هستند. این ترکیب دوگانه موجب شده نیروها نه تابع انضباط نظامی باشند، نه از حقوق و مزایای نیروهای انتظامی بهره‌مند شوند. بنابراین در هنگام وقوع حوادثی مانند درگیری با متجاوزان به اراضی، هیچ اطمینان حقوقی وجود ندارد که سازمان از آنان پشتیبانی قضایی یا مالی کند. 🆔 https://t.me/+eEIGOOR49WFmMzU8

اعضای محترم کانال محیط زیست و منابع طبیعی ایران با سلام. به استحضار سروران گرامی می‌رساند شماره موبایل، اکانت تلگرام و سایر شبکه‌های اجتماعی آقای رضا شیخ پور عضو هیئت مدیره کانال توسط افراد سودجو و سارقین حرفه‌ای به مدت شش ساعت هک و مورد سوءاستفاده قرار گرفت. لذا به کلیه هموندان هشدار می‌دهیم از باز کردن هر گونه پیام مشکوک در تلگرام به نام ایشان تا اطلاع ثانوی خودداری گردد. با احترام. سیروس عباس زاده عضو هیئت مدیره کانال 🆔 https://t.me/+eEIGOOR49WFmMzU8

🖥 #شبکه_دو 📌اخبار 20:30 🕒 20:37 1404/10/06 🔹دکتر افلاطونی رئیس سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور در حاشیه جلسه شورای عالی محیط زیست خواستار افزایش حقوق جنگلبان‌ها شد. #رضا_افلاطونی

نامه سرگشاده رضا شیخ پور خطاب به رضا افلاطونی رییس سازمان منابع طبیعی کشور به نام دادار دادگر عالیجناب، دکتر رضا افلاطونی با سلام و تقدیم احترام به عنوان یک مسئول حتما مطلع هستید که دولت آقای پزشکیان وضعیت اقتصادی کشور را متلاشی کرده است این را از کلام کسی می شنوید که خودش اصلاح طلب تشکیلاتی و حامی پزشکیان بوده است. همکاران من در سازمان منابع طبیعی از من انتظار دارند که پیگیری کنم برای حقوق و مزایای فقیرانه ای که میگیرند. نیروهای شرکتی حفاظتی شمال کشور با من تماس میگیرند که چند ماه حقوق نگرفتند. دیگر جواب تلفن آنها را نمیدهم چون پاسخی ندارم. فیش حقوقی علی تیموری را منتشر کردم پاداش های پرسنل سازمان قطع شد، الان همکاران من را مقصر می‌دانند! راستی خبر داری علی تیموری دارد وزیر جهاد کشاورزی می شود؟! این اتفاق بیفتد به سیم آخر میزنم... سکوت در برابر ظلم، گناه است. لعنت بر پزشکیان آقا رضای عزیز، خودت میدانی چقدر برای من عزیز هستی به داد جنگل‌بانان برس. تو رو به خدا قسم. رضا شیخ پور جنگلبان و روزنامه نگار حوزه منابع طبیعی

✅ فرازهایی از مباحث مطرح شده از سوی دکتر حسن وحید معاون آبخیزداری، امور مراتع و بیابان سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری در نشست تخصصی هفتاد و سومین یادمان زنده‌یاد استاد کریم ساعی همراه با نشست تخصصی تشکیل وزارت منابع طبیعی در دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران مطرح شد: 🔹 ضرورت ارتقای جایگاه سازمان منابع طبیعی و تشکیل وزارت منابع طبیعی. 🔹 سازمان منابع طبیعی پیش از آنکه یک نهاد اداری باشد، مجموعه‌ای از انسان‌هایی است که برای حفاظت از جنگل، مرتع و سرزمین، جان خود را به خطر انداخته‌اند. شهدای جنگلبان و همکارانی که در مقابله با متخلفان و قاچاقچیان چوب جان باختند یا دچار نقص عضو شدند، گواه مظلومیت این بخش در نظام اداری کشور هستند. 🔹 در زمستان‌های سخت، همکاران ما در کوهستان‌ها مورد حمله وحشیانه متخلفان قرار گرفتند و به شهادت رسیدند. سال گذشته نیز یکی از همکاران منابع طبیعی در جریان مقابله با جنگل‌خواری، دست خود را از دست داد. اینها نشان می‌دهد که حفاظت از منابع طبیعی، کاری صرفاً اداری نیست بلکه مأموریتی ملی و پرخطر است. 🔹 بحران آب مهمترین چالش کشور است. گزارش کامل را در لینک زیر مطالعه بفرمایید: https://www.isna.ir/news/1404100301788/%D9%85%D8%B9%D8%A7%D9%88%D9%86-%D8%A2%D8%A8%D8%AE%DB%8C%D8%B2%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D8%A8-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA 🆔 https://t.me/+eEIGOOR49WFmMzU8

تحلیل مغایرت افزایش حقوق ۲۰ درصدی کارکنان با نرخ تورم ۵۰ درصدی و نقش مجلس در تأمین مطالبات معیشتی ✍ ترحم بهزاد مدیر کل دفتر آموزش، ترویج و مشارکت های مردمی سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور تحلیل وضعیت افزایش حقوق تعیین‌شده در لایحه بودجه ۱۴۰۵ نشان‌دهنده یک شکاف جدی میان سیاست‌های مالی دولت و واقعیت‌های معیشتی جامعه است. همان‌گونه که مستحضرید، نرخ تورم اعلامی توسط مراجع رسمی کشور به طور مستمر از مرز پنجاه درصد (۵۰٪) عبور کرده است، در حالی که دولت سقف افزایش ضریب ریالی حقوق کارکنان و مستمری بازنشستگان را تنها بیست درصد (۲۰٪) پیشنهاد داده است. این عدم تناسب، مستقیماً با الزامات قانونی مبنی بر متناسب‌سازی حقوق با شاخص‌های اقتصادی مغایرت داشته و به صورت عینی موجب کاهش محسوس قدرت خرید و افزایش نگرانی‌های عمیق معیشتی در میان جامعه شریف کارکنان گردیده است. اجرای افزایش حقوق تنها ۲۰ درصدی در شرایط تورم ۵۰ درصدی، به معنای پذیرش کاهش ۳۰ درصدی قدرت خرید در درآمد واقعی است. این وضعیت، فشار مضاعفی بر اقتصاد خانوار وارد می‌سازد و تحقق عدالت در توزیع درآمد ملی را به تعویق می‌اندازد. خواسته اصلی و محوری کارکنان بر این امر متمرکز است که افزایش حقوق باید تضمین‌کننده جبران کامل کاهش قدرت خرید باشد تا کرامت و ثبات معیشتی این قشر زحمتکش حفظ گردد. در همین راستا ضرورت دارد، نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی به صورت فعال و جدی نسبت به این نقیصه حساسیت نشان داده و بر ناکافی بودن رقم پیشنهادی دولت تأکید نمایند. حساسیت نمایندگان، پاسخی مستقیم به مطالبات مردمی و نگرانی‌های کارکنان است و نشان از تعهد آنان به رعایت عدالت اقتصادی دارد. انتظار می‌رود که این توجه ویژه و دغدغه‌مندی نمایندگان در فرآیند بررسی و تصویب نهایی بودجه در صحن علنی مجلس، منجر به بازنگری اساسی در رقم پیشنهادی دولت شود تا افزایش حقوق به سطحی منطقی‌تر و نزدیک‌تر به نرخ واقعی تورم سوق داده شود. اما توجیه دولت برای محدودیت ۲۰ درصدی، عمدتاً بر ملاحظات کلان بودجه‌ای و ضرورت کنترل رشد پایه پولی برای جلوگیری از تشدید تورم استوار است. با این حال، این ملاحظات نباید به بهای خدشه‌دار شدن معیشت کارکنان تمام شود. لذا، کانون توجه کنونی بر نقش و تصمیم‌گیری قوه مقننه است تا با اصلاح این لایحه، ضمن حفظ تدبیر مالی، خواسته برحق و اساسی کارکنان مبنی بر جبران تورم محقق شده و چالش‌های معیشتی آنان به نحو مؤثر برطرف گردد. 🆔 https://t.me/+eEIGOOR49WFmMzU8

تو رفتی و من تمام شدم./ رضا شیخ پور حضرت عشقم استادم پروفسور دکتر #علی_یخکشی
تو رفتی و من تمام شدم./ رضا شیخ پور حضرت عشقم استادم پروفسور دکتر #علی_یخکشی