914
Подписчики
-124 часа
-17 дней
-130 день
Загрузка данных...
Похожие каналы
Облако тегов
Нет данных
Возникли проблемы? Пожалуйста, обновите страницу или обратитесь к нашему support-менеджеру .
Входящие и исходящие упоминания
---
---
---
---
---
---
Привлечение подписчиков
декабрь '24
декабрь '24
+36
в 0 каналах
ноябрь '24
+26
в 0 каналах
Get PRO
октябрь '24
+39
в 0 каналах
Get PRO
сентябрь '24
+4
в 0 каналах
Get PRO
август '240
в 0 каналах
Get PRO
июль '240
в 1 каналах
Get PRO
июнь '240
в 0 каналах
Get PRO
май '240
в 1 каналах
Get PRO
апрель '240
в 0 каналах
Get PRO
март '240
в 0 каналах
Get PRO
февраль '240
в 0 каналах
Get PRO
январь '240
в 0 каналах
Get PRO
декабрь '230
в 0 каналах
Get PRO
ноябрь '230
в 0 каналах
Get PRO
октябрь '230
в 0 каналах
Get PRO
сентябрь '230
в 0 каналах
Get PRO
август '230
в 0 каналах
Get PRO
июль '230
в 0 каналах
Get PRO
июнь '230
в 0 каналах
Get PRO
май '230
в 0 каналах
Get PRO
апрель '230
в 0 каналах
Get PRO
март '230
в 0 каналах
Get PRO
февраль '230
в 0 каналах
Get PRO
январь '230
в 0 каналах
Get PRO
декабрь '220
в 0 каналах
Get PRO
ноябрь '220
в 0 каналах
Get PRO
октябрь '220
в 0 каналах
Get PRO
сентябрь '220
в 0 каналах
Get PRO
август '220
в 0 каналах
Get PRO
июль '220
в 0 каналах
Get PRO
июнь '220
в 0 каналах
Get PRO
май '220
в 0 каналах
Get PRO
апрель '220
в 0 каналах
Get PRO
март '220
в 0 каналах
Get PRO
февраль '220
в 0 каналах
Get PRO
январь '220
в 0 каналах
Get PRO
декабрь '210
в 0 каналах
Get PRO
ноябрь '210
в 0 каналах
Get PRO
октябрь '210
в 0 каналах
Get PRO
сентябрь '210
в 0 каналах
Get PRO
август '210
в 0 каналах
Get PRO
июль '210
в 0 каналах
Get PRO
июнь '210
в 0 каналах
Get PRO
май '210
в 0 каналах
Get PRO
апрель '21
+1
в 0 каналах
Get PRO
март '21
+7
в 0 каналах
Get PRO
февраль '21
+23
в 0 каналах
Get PRO
январь '21
+11
в 0 каналах
Get PRO
декабрь '20
+1 282
в 0 каналах
| Дата | Привлечение подписчиков | Упоминания | Каналы | |
| 21 декабря | +1 | |||
| 20 декабря | +2 | |||
| 19 декабря | +1 | |||
| 18 декабря | +2 | |||
| 17 декабря | +1 | |||
| 16 декабря | +2 | |||
| 15 декабря | +3 | |||
| 14 декабря | +6 | |||
| 13 декабря | 0 | |||
| 12 декабря | +2 | |||
| 11 декабря | 0 | |||
| 10 декабря | +2 | |||
| 09 декабря | +3 | |||
| 08 декабря | 0 | |||
| 07 декабря | +1 | |||
| 06 декабря | +2 | |||
| 05 декабря | +2 | |||
| 04 декабря | 0 | |||
| 03 декабря | +4 | |||
| 02 декабря | +1 | |||
| 01 декабря | +1 |
Посты канала
اگر به کفایت روانکاوی معتقد نیستیم، از چه روی عمر خود را صرف کاربست آن میکنیم؟ چگونه میتوانیم درد بیمار را نادیده بگیریم، حالیکه همین درد او را به سوی روانکاو روانه کرده است؟ بیون وظیفه خویش را یاریرساندن به بیماران میداند، که ایدهای نسبتاً قدیمی به نظر میآید. لیکن وظیفه روانکاو ضرورتاً تسکین درد بیمار نیست. بلکه بالعکس، از دیدگاه بیون، وظیفه روانکاو این است که به بیمار کمک کند تا بهمدت کافی با درد خویش زندگی کند تا بتواند کار تحلیلی روی آن انجام دهد. بخشی از وجود بیمار برای تحلیل به سراغ روانکاو میآید. بیون دائماً در حال گوش سپردن به صدای (اغلب بسیار نحیف) آن بخش بیمار است. ...اگر بیمار از روانکاو در مقام یک روانکاو استفاده نمیکند (مثلاً با رفتاری که گویی انتظار دارد روانکاو افسونگری باشد که او را به شخصی که میخواهد تبدیل کند)، بیون از خود میپرسد (و اغلب از بیمار «مفروض» میپرسد) که به نظر بیمار روانکاوان چه کار میکنند؟ ...او اغلب در پاسخ به تصور بیمار اظهار میکند: «این تصوری بسیار عجیب از روانکاوی است». عنصر مهم سبک تحلیلی بیون که در این بخش بهغایت نمایان است، احساس او نسبت به بیقدری دانش خویش است. این احساس، به جای آن که موجبات سرخوردگی یا نومیدی را فراهم آورد، سرمنشأ حیرت و شگفتی در برابر پیچیدگی، زیبایی و دهشتی است که ماهیت انسان را تشکیل میدهد.
بخشهایی از ترجمه مقاله «عناصر سبک تحلیلی: سمینارهای بالینی بیون»
نویسنده: تامس آگدن
| 2 | ادامه…
همینطور بهنظر میرسد که سروکلهی «صحنهی نخستین» نیز در همین سال در ذهن فروید پیدا شده است. در یکی از دستنوشتههای بهجا مانده از سال ۱۸۹۷، او برای اولینبار از واژهی «صحنهی نخستین» استفاده کرده است. فروید در این دستنوشته به صحنهها و سناریوهای تروماتیک اشاره میکند، هرچند که در آن هیچ اشارهی مستقیمی به مقاربت جنسی والدین نمیشود، ولی بعدها در کتاب «تعبیر رؤیاها» بدون اشاره مستقیم به واژهی صحنهی نخستین آن سناریوها را مرتبط به مشاهده یا فانتزی مقاربت جنسی والدین میداند.
ردپای عقده اُدیپ را نیز میتوان در همین سال پیگیری کرد. در ۱۵ اکتبر ۱۸۹۷ او در نامهای به فیلیس به اسطوره اُدیپ شهریار اشاره میکند. از دستنوشتهها و نامهنگاریها چنین به نظر میآید که او نسبت به تکانههای پرخاشگرانهی فرزندان نسبت به والدین آگاه بوده، حتی در کتاب «تعبیر رؤیاها» نیز به نحوی به آن اشاره میکند، ولی در سال ۱۹۱۰ است که «عقدهی اُدیپ» را صورتبندی میکند. او مینویسد «هر نوزادی که بر این سیاره پا میگذارد وظیفهی مهار عقدهی اُدیپ را بر عهده دارد». عقدهی اُدیپ فراز و نشیبهای فراوانی در طول تاریخ روانکاوی سپری کرده است، با تمام اینها، همچنان نقشی کلیدی در تحلیلهای روانکاوانه ایفا میکند.
با احترام؛ مهدی میناخانی | 1 083 |
| 3 | در باب بینشهای دورانساز سال ۱۸۹۷
سال تولد روانکاوی؟
در ۲۱ سپتامبر ۱۸۹۷ فروید در نامهای به ویلهلم فلیس نوشت که متوجه شده است خاطرات تکاندهندهای که بیمارانش از کودکی روایت میکنند ضرورتاً رویدادهای واقعی نبودهاند، بلکه پسماندههای انگیزهها و امیال کودکی بودهاند برای اغوای بزرگسالان. او این خاطرات را بعدها خاطرات پوشان نامید. خاطراتی که آرزوهای بدوی کودک برای تجربهی سکسوالیته را پنهان میکردند. در این نامه چند بینش عمیق وجود دارد.
نخست اینکه وقتی فروید این صورتبندی را از تجارب بیمارانش ارائه میدهد بهیک معنا پروندهی پروژهی «نظریهی تروما» یا «نظریهی اغوا» که تا آن زمان دلمشغول آن بود را میبندد. فروید گمان میکرد که علت بیماریزای بزرگسالی در واقع رویدادهای تروماتیک (جنسی) کودکی است که در آن زمان با توجه به اینکه کودک توان منطقی و ظرفیت روانی کافی برای پردازش آن ندارد واپسرانده میشوند. وقتی او به این معترف میشود که متوجه شده خاطراتی که بیمارانش از رویدادهای آسیبزای کودکی روایت میکنند ضرورتاً واقعی نیستند، ایدهی ترومای جنسی کودکی در بیماریزایی بزرگسالی گویی دیگر تمام آنچیزی نیست که برای صورتبندی رواننژندی نیاز است.
ثانیاً با این چشمانداز جدید به سببشناسی بیماری، فروید بیش از آنکه رویدادهای بیرونی را برای آسیبشناسی و اتیولوژی بیماری در نظر بگیرد، سراغ انگیزهها و تکانههای درونی میرود و یک تغییر موضع اساسی میدهد. بنابراین، آسیبشناسی از «دنیای بیرون» به «دنیای درون» میآید. هرچند دیری نمیپاید که دوباره رویدادهای بیرونی به شکلی جدیتر در نظریات روانکاوان روابط اُبژهای به صحنهی روانکاوی بازمیگردند.
بهنظر میرسد البته خود فروید نیز اعتقادش به نظریهی تروما را از دست نداده بود، بهگمان او در بزنگاهی قرار داشته که ممکن بود پافشاری روی نظریهی تروما، اعتبار حرفهایش را متزلزل کند. از قضا کتاب «ارتباط میان بینی و اندام تناسلی زنانه» نوشتهی ویلهلم فیلیس هم در همین سال منتشر شده بود، کتابی که شاید بتوان با معیارهای کنونی آن را کتابی شبهعلمی در نظر گرفت، ولی در آن زمان فروید حتی مدتها پیش از انتشار کتاب، بسیار متأثر از ایدههای آن بود. «اما اکشتاین»، یکی از بیماران فروید که تحلیل او منجر به یکی از بینشهای مهم روانکاوی یعنی «کنش معوق» انجامید، گمان میرود که یکی از قربانیان ایدههای این کتاب باشد. عمل جراحی بینی او که توسط فیلیس انجام شد و نامهنگاریهای مربوط به آن با فروید را میتوان یکی از دردناکترین ارائههای بالینی تاریخ روانکاوی در نظر گرفت.
ثالثاً فروید در این نامه به یک ایدهی دیگر هم میپردازد که این بینش قرار است در آینده به یکی از بحثبرانگیزترین بینشها در باب زندگی جنسی کودکان بدل شود. اگر این رویدادهای غیرواقعی که توسط بیماران توصیف میشوند، پسماندههای انگیزهها و امیال کودکی باشند، پس به این معناست که کودک فانتزیهای جنسی دارد. فروید قرار است در سالهای پس از این نامه، متخصصان روانکاوی و دیگر حوزههای مربوط به پژوهش و مشاهدهی کودکان را قانع کند که سکسوالیتهی کودکی را به رسمیت بشناسند.
این نامه را همچنین میتوان بهیک معنا تجلی شروع روانکاوی، یا به عبارتی تولد روانکاوی بهشمار آورد. او در این نامه خاطرنشان کرد که اعتقادش را به نوروتیکا از دست داده است و متوجه شده که «هیچ نشانهای از واقعیت در ناخودآگاه وجود ندارد، به طوری که نمیتوان بین حقیقت و فانتزی که با عاطفه سرمایهگذاری روانی شده است، تمایز قائل شد». بد نیست به یاد بیاوریم که ۱۳ روز پیش از نگارش این نامه، قریب به ۷ هزار کیلومتر آنطرفتر در شهر ماتورای هند، ویلفرد بیون به دنیا آمده است که قرار است با تأکید بر میل بشر به «حقیقت» تحولی در صورتبندی، تحلیل و درمان ذهن روانپریش ایجاد کند.
سال ۱۸۹۷ همچنین، سال شروع خودکاوی فروید از طریق رؤیاهایش بوده است. راهانداز این میل به خودکاوی اما از یک سال قبل شروع شده بود. در اوت ۱۸۹۶ فروید پدرش را از دست داد. او که رابطهی متعارضی با پدر داشت، پس از مرگ او، متوجه تعارضات سرکوبشدهاش نسبت به پدر شد. بهواقع مرگ پدر، تعارضات را زنده کرد. در ژوئیهی ۱۸۹۷ فروید شروع به تأویل رؤیاهایش کرد که حاصل آن، انتشار کتاب «تعبیر رؤیاها» شد. تعبیر رؤیاها پیش از او هم وجود داشت ولی نه به شکلی نظاممند، تداعیمحور و تحلیلی که او شروع کرد. این شروع موجب شد که روانکاوان پس از او نیز به حیطهی رؤیا توجه جدی نشان دهند و در نتیجه، تعبیر رؤیا به بخش اجتنابناپذیر جلسات روانکاوی تا به امروز تبدیل شده است.
ادامه 👇 | 1 031 |
| 4 | …
بهطور کلی در روزهای اشباع سیاست، زمانی که تمام فضاهای عمومی و خصوصی، حول مسائل سیاسی میچرخد، بیماران هرچه بیشتر متمایل میشوند که از اتاق روانکاوی در مقام یک «پناهگاه» استفاده کنند. بنابراین روانکاو در چنین شرایطی بهتر است هرچه بیشتر از «شفافسازی» و هرچه کمتر از «مواجههسازی» و «تفسیر» استفاده کند.
شاید تکنیکهای معمول مثل «ابطال دوپارهسازی» که در حالت عادی برای بیماران در سازمان بوردرلاین استفاده میشود، در چنین ایامی با ملاحظه و محافظهکاری بیشتری انجام بگیرد. چنین تکنیکهایی برای زمانهایی است که واقعیت بیرونی ضرورتاً سهمناک نیست و فرض بر این است که بیمار ابزارهای درونی ناپخته در چنته دارد که نمیتواند با واقعیت نسبتاً قابل تحمل بیرونی مواجه شود. در این ایام اما، شاید نیاز باشد این تکنیکها با ملاحظات و محافظهکاری استفاده شود، چراکه نه تنها بیمار، بلکه روانکاو نیز ممکن است واقعیتآزمایی و قضاوت متزلزلی از وضعیت داشته باشد.
بهنظر من روانکاو همچنان بایستی موضع خنثای خود را در این ایام حفظ کند. بایستی در نظر داشت که «اطمینانبخشی» متفاوت از «اظهار نظر» است. بیماران در این ایام ممکن است بیش از هر زمان دیگری روانکاو را به چالش بکشند تا درباره مسائل اظهارنظر کند، حال آنکه در واقع این ممکن است تلاشی از سمت بیمار باشد برای تسلط بر وضعیت و تلاش برای اینکه همهچیز، حتی ذهنیت روانکاو را، تحت کنترل همهتوانی خویش دربیاورد. مضاف بر این، افشاگری بیش از حد میتواند همین مختصر پناهگاهی که بیمار دارد را نیز از او بگیرد و او همواره نگران آزردهخاطر کردن روانکاو با اظهارنظرها، تکانهها و اضطرابهای خویش باشد.
با احترام؛ مهدی میناخانی | 644 |
| 5 | تأملاتی تکنیکی درخور ایام ناامنی و تهدید
در ایام تهدیدهای جنگی که بیماران از هجوم واقعیت (گاه تحریفشده) سرریز میشوند، نیازهای متفاوتی را طلب میکنند. از این رو، روانکاو متناسب با وضعیت، میتواند انعطاف نشان دهد. برخی بیماران ترجیح میدهند در یک محیط مادرانه قرار بگیرند که آنها را در بر میگیرد و خلاص میکند از تهدیدهای مکرری که در دنیای بیرون میگذرد. این بیماران اگر روی دیوان دراز کشیده باشند، ممکن است خود را بیش از حد معمول جمع کنند و هر از گاهی برگردند و به روانکاو نگاه بیاندازد. آنها به یک «باز-اطمینانبخشی» نیاز دارند. چنین برگشتهایی نیاز به مواجههسازی ندارند. در جلسات صوتی ممکن است بیمار بیش از حد معمول نیاز به چک کردن ارتباط باشد و هر لحظه بترسد از اینکه ارتباط قطع شود. در این مواقع شاید بهتر باشد که روانکاو هرچه بیشتر از اصوات خنثی ولی اطمینانبخش مثل «اوهوم» بهره ببرد.
برخی دیگر از بیماران، تجربهی سهمگینتری را تجربه میکنند و نیاز دارند که روانکاو «به جای او» وضعیت را تجربه کند. آنها ممکن است به استفاده از دفاعهای حول «همانندسازی فرافکنانه» متمایل باشند و از این رو، تجربهی خود را از طریق روانکاو هضم کنند. بهتر است چنین بیمارانی روی دیوان دراز نکشند، چراکه دیوان هرچه بیشتر آنها را منفصل میکند و احتمالاً فرایند فرافکنی و همانندسازی را در آنها مختل کند. اگر جلسات آنلاین و بهصورت صوتی است، بهتر است جلسات آنها در چنین مواقعی به صورت تصویری برگزار شود. نیاز چنین بیمارانی گاه «ذهنخوانی» است. روانکاو میتواند در چنین بحرانهایی جملات ناتمام بیمار را تمام کند. اگر صحبت کردن برای بیمار دشوار است، روانکاو میتواند با رجوع به تجربه خود و همدلی، حدس بزند که او ممکن است به چه چیزی فکر کند و تلاش کند آن را خود بهزبان بیاورد تا بیمار را از این انزوا، نشخوار و دلمشغولی خلاص کند.
به طور کلی بیماران در شرایط تهدیدهای جنگی، از دفاعهای مرتبه پایینتر استفاده میکنند. برای همین یک نوروتیک، ممکن است به دفاعهای حول «دوپارهسازی» رفت و برگشت کند. روانکاو چنین مواردی را نبایستی حمل بر «واپسروی» فرض کند، بلکه آن را به مثابه دیالکتیکی بین مواضع «پارانوئید و افسردهوار» در نظر بگیرد که به صورت موقتی برای کنترل وضعیت و تسلط بر اضطرابی که ایگو را تهدید میکند، استفاده میکند. بیمارانی که در سازمان بوردرلاین هستند وبهطور معمول از دفاعهای بدوی استفاده میکنند، ممکن است در این ایام به دفاعهایی حتی بدویتر و حول «همهتوانی» و «تفکر جادویی» متوسل شوند. از اینرو ممکن است روانکاو شاهد اپیزودی شبهمانیایی در بیمار شود، و اگر نتواند درست تشخیص دهد ممکن است وخامت وضعیت بیمار را دستکم یا حتی نادیده بگیرد، یا حتی ممکن است متعجب شود که چطور چنین بیماری در چنین موقعیتی اینطور به خود مسلط است. این بیماران ممکن است در این ایام، بیش از حد معمول متمایل به رفتارهای پرخطر باشند. پیشنهاد افزایش فراوانی جلسات هفتگی برای این بیماران میتواند گزینهی معقولی باشد.
سکوتهای بیمار نیز در این ایام میتواند معنای متفاوتی از حالت عادی داشته باشد. ناظر بر دیالکتیکی که در روان بیمار در جریان است، بیماران نوروتیک ممکن است سکوتهای بیشتری را تجربه کنند که این لزوماً به معنای «دفاع» یا «مقاومت» نیست. این بیماران ممکن است از حالت «در ارتباط با دیگری» به حالت «در کنار دیگری» تغییر موضع داده باشند. بنابراین نیاز نیست که روانکاو تلاش کند این سکوتها را به کلمه تبدیل کند. ممکن است صرف حضور بدونمداخله کفایت کند. آنها ممکن است از جلسه روانکاوی به مثابه گریزگاهی بهره ببرند که آنها را از «هیاهوی» دنیای بیرون خلاص کند.
ادامه 👇 | 609 |
| 6 | بیمار در برابر «روانکاو» مقاوت میکند، نه در برابر «روانکاوی».
-رانلد فیربرن
---
بیمار هر زمان که به روانکاو نزدیک میشود احساس اضطراب او را فرا میگیرد و برای رهایی از این اضطراب ناگزیر دوباره فاصله میگیرد. برای خلاصی از این مخمصه، روانکاو تلاش میکند محیطی مهیا کند که بیمار بتواند به آن ایگوی دوپارهشده مجالی برای بروز دهد تا بتواند به شکلی هرچند مختصر با «واقعیت» ارتباط برقرار کند. اگر روانکاو نتواند چنین محیطی را مهیا کند، آن زمان است که بیمار به مقاومت متوسل میشود. مقاومت تلاش بیمار است تا به حالت «پیشااُبژهای» عقبنشینی کند، به موقعیت درونرحمی، آنجا که نه اشتیاق به دیگری هست، نه ترس از نابودی.
گانتریپ میگوید در چنین وضعیتی بیمار یک «رابطهی سازشی» با روانکاو برقرار میکند که در آن او روانکاو را نه آنقدر میپذیرد که بتواند به او اعتماد کند و یک رابطهی ترمیمی با او برقرار کند، نه روانکاو را (از ترس از دست دادن ایگو) آنقدر رد میکند که کلاً جلسات را قطع کند. در چنین مواردی ممکن است بیمار برای حفظ همین مختصر رابطهی اُبژهای کجدار و مریز، به یک سری مکانیزمهای دفاعی دل ببندد. ممکن است جلسات تبدیل شوند به میدان نظرورزی. بیمار هر جلسه درباب تجربهی بدن در مدرنیتهی متأخر، آثار زیستمحیطی فرزندآوری در زمانهی اقتصاد نئولیبرال، کاستیهای روش علمی در بررسی پدیدارهای انسانی، کوگیتوی دکارتی و سنتز هگلی روی کاناپهی روانکاوی، و مواردی از این دست نظرورزی کند، بیآنکه از تجارب و آشفتگیهای درونروانی خویش چیزی بگوید (هرچند که پشت تمام آن گزارههای بهظاهر روشنفکرانه، پیامهایی از آشفتگیهای درونی نهفته است که روانکاو اتفاقاً آنها را خوب میشنود). یا اینکه شروع کند به جداکردن عاطفه از رویدادهای زندگیاش. تبدیل شود به یکی شبیه مجریهای اوایل انقلاب، حرف بزند، خبر بگوید، بیآنکه چهرهاش تکانی بخورد، بیآنکه روح زندگی در رگهای صورتش به خروش دربیاید.
طرفه آنکه «مقاومت» میتواند یک فرم از رابطه باشد، یا -در واقع- تنها فرمی از رابطه که بیمار «میتواند» برقرار کند. تلاشهایی سرسختانه در راستای خلاصی از احساس پوچی و بیهودگی.
با احترام؛ مهدی میناخانی | 998 |
| 7 | همینکه [بیمار بتواند] یکی دو دقیقه بیشتر [فکر] کند، [برای] درمان کفایت میکند. [از این رو] نه تنها مهم است که چه میگویید یا چه میکنید، بلکه مهم است که چه نمیگویید یا چه انجام نمیدهید.
-ویلفرد بیون
---
روانکاوی که در حال ارائهی بالینی است چنین شرح میدهد که بیمار حین اینکه روی کاناپه دراز کشیده بود و داشت خوابی را که دید بود شرح میداد به یکباره سر روانکاو داد میزند که «آن پشت نشستهای چهکار میکنی، سریع جواب بده دروغگوی ریاکار!». گویی که مرز بین خواب و بیداری از بین میرود و ذهن آشفتهی بیمار -در نوسان بین واقعیت درونی و بیرونی- به روانکاو حمله میکند تا حتی جلوی فکر کردن [رؤیاورزی] او را هم بگیرد. روانکاوها در اینجور مواقع ممکن است واکنشهای مختلفی نشان دهند. ممکن است به این تکانهی پرخاشگرانه بپردازند و تفسیر بدهند، یا ممکن است او را بار دیگر روی خوابی که داشته شرح میداده متمرکز کنند، یا ممکن است به اضطراب بیمار متمرکز شوند که نگران است پشت سرش «خالی» باشد، یا حتی ممکن است شروع کنند به دفاع از خودشان و خود را از «دروغگویی» مبرا کنند. اما روانکاوی که در حال ارائهی این مورد بالینی است، میتواند این حمله را تاب بیاورد و آن را دربربگیرد و چارچوب ذهنیاش را از دست ندهد و جواب دهد که «دارم گوش میکنم». همین یک گزارهی بهظاهر ساده، موجب میشود که بیمار آرام بگیرد و شروع کند به شرح ادامهی خوابی که دیده بود. بیون که سوپروایزر این جلسه است روانکاو را تحسین میکند که توانسته است در این لحظهی سایکوتیک دوام بیاورد. او میگوید که قرار نیست [روانکاوی] در هر لحظه درمانی غایی برای یک وضعیت فراهم آورد. همینکه بیمار بتواند یکی دو دقیقه بیشتر فکر کند، نشان از کفایت درمان است. از این رو نه تنها مهم است که چه میگوییم یا چه میکنیم، بلکه مهم است که چه نمیگوییم و چه کاری انجام نمیدهیم.
برداشت با دستکاری از مقالهی «چهار اصل کارکرد ذهنی بیون»/ تامس آگدن
با احترام؛ مهدی میناخانی | 953 |
| 8 | همکاران گرامی؛
به اطلاعتان میرسانیم که ما ثبتنام دومین دوره «مبانی نظری روابط اُبژهای و ملاحظات بالینی آن» را آغاز کردهایم. در دور قبل با توجه به اینکه اعلام نکرده بودیم که ظرفیت دوره محدود است، نتوانستیم پاسخگوی اشتیاق برخی از همکاران علاقمندمان باشیم، از این رو، برنامهی دومین دوره را از این طریق اعلام میکنیم.
ما برای حفظ پویایی دوره و برای اینکه بتوانیم با همکارانی که در این دوره شرکت میکنند تعامل مؤثری داشته باشیم، ظرفیت این دوره را نیز مثل دورهی قبل محدود حفظ خواهیم کرد.
اطلاعات دوره از این قرار است:
مدرس دوره: مهدی میناخانی (رواندرمانگر تحلیلی و هممؤسس گروه روانکاوی تداعی)
مدت زمان دوره: ۱۶ جلسه (۲۴ ساعت)
زمان: چهارشنبهها ساعت ۱۸ تا ۱۹.۳۰
شروع دوره: ۶ دی ۱۴۰۲
نوع برگزاری جلسه: به صورت آنلاین (در پلتفرم گوگلمیت)
مخاطبان دوره: رواندرمانگران، روانشناسان، مشاوران، روانپزشکان و دانشجویان تحصیلات تکمیلی روانشناسی و مشاوره
این دوره یک دورهی «بالینی» است، بنابراین صرفاً امکان ثبتنام مخاطبانی را داریم که در بالا ذکر کردهایم.
اطلاعات کامل دوره اعم از هزینه کل دوره و بازههای پرداخت و اطلاعات تکمیلی دوره را هم میتوانید از اکانت تلگرام @TadaeiSupport پیگیری کنید و هم میتوانید به لینک زیر مراجعه کنید:
https://tadaei.com/2nd-introduction-on-object-relations-theories/ | 1 026 |
| 9 | https://tadaei.com/2nd-introduction-on-object-relations-theories | 801 |
| 10 | مدتی پیش یک نفر از من پرسید: «آیا یک روانکاو کاری جز حرف زدن انجام میدهد؟»، پاسخ دادم: «بله، او ساکت میماند».
سمینارهای تاویستاک- ویلفرد بییان
#در_ستایش_سکوت | 1 606 |
| 11 | گاهی درمانگر تازهکار یاریرسانتر از درمانگر باتجربه است!
وقتی پای انتخاب درمانگر به میان میآید، برخی افراد به دنبال درمانگری با تجربه هستند. این البته کاملاً طبیعی است و درمانگران با تجربه با اضطراب کمتری در جلسات مینشینند. با وجود این، دونالد وینیکات ما را با سویهی دیگری از درمانگری آشنا میکند و به ما میگوید که چگونه یک درمانگر تازهکار گاهی بهتر از درمانگر با تجربه عمل میکند.
وینیکات ایدهای در مورد ارتباط مادر و نوزاد دارد که بسیار جالب توجه است. او میگوید زمانی که نوزاد از وضعیت وابستگی مطلق به مادر خارج میشود، نیاز دارد تا مادر با او ارتباط متوازنی برقرار کند. یعنی از مادر درخواست دارد پاسخهایش صرفاً برآمده از نیازهای او باشد و نه بیشتر از آن. گویی بدین شکل نوزاد میتواند «ارتباط» تشکیل دهد. وینیکات میگوید مادرانی که فرزند اولشان را نگهداری میکنند، با توجه به اینکه پیشداشتی دربارهی نیازهای نوزاد ندارند، بر اساس نیازهای درخواستی نوزاد پیش میروند و بنابراین احتمالاً «ارتباط» مورد نیاز نوزاد شکل میگیرد. ولی مادرانی که با تجربه هستند و پیش از این فرزند یا فرزندان دیگری داشتهاند، چون از نیازهای نوزاد مطلع هستند، پیش از آنکه نوزاد درخواستی داشته باشد، او را کامیاب میکنند، نوزاد چیزی شبیه به جادوگری در اینجا میبیند و بنابراین گویی ارتباط مورد نیاز نوزاد شکل نمیگیرد. وینیکات میگوید در این حالت نوزاد «بیقرار» میشود، جیغ میکشد و ممکن است آرام نگیرد. گویی نوزاد میخواهد به این عدم توازن اعتراض کند.
وینیکات با تشریح این وضعیت، اتاق درمان و مواجههی درمانگر-درمانجو را نیز بر اساس این مدل صورتبندی میکند. او میگوید به غیر از درمانجویانی که به وضعیتهای خیلی ابتدایی واپسروی کردهاند، باقی درمانجویان غالباً از درمانگر میخواهند که با نیازهای او پیش برود و از او پیشی نگیرد. وینیکات میگوید درمانگران تازهکار غالباً به این نیاز مراجعان پاسخ میدهند چون تجربهی کافی از وضعیتهای روانی مختلف ندارند و بر اساس نیازهای مراجعان و آرام پیش میروند و همین باعث میشود که ارتباط بهتری با درمانجو بگیرند. ولی درمانگران با تجربه، گویی حوصله ندارند که با مراجع «تاتی تاتی» کنند و تفسیرهایی میدهند که خیلی جلوتر از نیازهای مراجع است و بنابراین مراجعان را «بیقرار» میکنند. گویی درمانگر علم غیب دارد و چیزهایی میداند که درمانجو نمیداند. از اینرو در غالب موارد ارتباط درمانی درست پیش نمیرود و ممکن است حتا به ختم درمان منجر شود.
پینوشت: پرواضح است که منظور از درمانگر تازهکار، درمانگری است که آموزش دیده و خود درمان شده یا در حال درمان است، ولی کمتجربه است.
با احترام؛ مهدی میناخانی | 5 395 |
| 12 | یک اصل ساده در رواندرمانی وجود دارد: «تا زمانی که جایگزین مناسبی نداری، حق نداری دفاعهای مُراجع را از او بگیری». همین اصل ساده نشان میدهد که روان ما تا چه حد وابسته به مکانیزمهای دفاعیاش است. فهم همین میتواند همدلی ما نسبت به آدمها را افزایش دهد.
حمله به مکانیزمهای دفاعی آدمها، واکنش متقابل را دربر خواهد داشت، چراکه مکانیزمهای دفاعی روی بخشهای آسیبپذیر ما مینشینند تا شدت جراحت احتمالی را کاهش دهند. شرمگین کردن یا احساس گناه دادن به دیگران، نه تنها تغییری در آنها حاصل نمیکند، بلکه شدت دفاعها را نیز افزایش میدهد.
www.minakhany.com | 3 120 |
| 13 | «مرگ» ایدهآلترین شکل برای فردی با «ساختار» وسواسی است، چراکه «نبودن» تنها شکل تمام و کمال است و مطلقاً قطعی. در مرگ گویی «هیچ» تنشی نیست، تنشی که در پدیدهها فرد وسواسی را آزار میدهد. برای همین است که این افراد غالباً در حال کُشتن پدیدهها هستند و همواره مرگ را تولید میکنند.
فردی با ساختار وسواسی، با انضباط شدیدی که روی پدیدهها میگذارد، در هر لحظه فضای «زندگی» را از موقعیتها میگیرد، آن را محبوس میکند و به نوعی زایاییاش را میگیرد.در واقع سوال اصلی فردی با ساختار وسواسی این است که: آیا زنده است یا مرده؟
فردی با ساختار وسواسی در جلسات روانکاوی نیز در حال کُشتن تفسیرهاست. او تفسیرهای درمانگر را در نطفه خفه میکند و با بردن تفسیر در چرخهای تکراری، آن را از بین میبرد. او حرف میزند که در واقع «حرفی» نزند، چیزی که لکان به آن «گفتار پوچ» میگفت.
با احترام؛ مهدی میناخانی
www.minakhany.com | 3 709 |
| 14 | نوزادی را تصور کنید. وقتی پدر و مادرش از اتاق خارج میشوند نوزاد قادر نیست بداند که آنها باز خواهند گشت. تمام آنچه او میداند این است که به آنها نیاز دارد. این نیاز از طریق احساس عشق در زمانی که آنها حضور دارند و از طریق احساس ناامیدی زمانی که آنها رفتهاند ابراز میشود. او هنوز توانایی درک این نکته را نیافته است که آنها بازخواهند گشت یا اینکه بتواند خود را تسکین دهد. وقتی همه چیز از لحاظ رشدی خوب پیش میرود، نوزاد عاقبت متوجه میشود که وقتی والدینش اتاق را ترک میکنند همیشه برمیگردند. اما اگر والدین غیرقابل اتکا یا غافل باقی بمانند، این ترس تقویت میشود که آنها باز نخواهند گشت.
در همان حال که این نوزاد به یک کودک نوپا و یک نوجوان تبدیل میشود، والدینش همچنان غیر قابل اتکا هستند، و او از طریق فاصلهگیری و متقاعد کردن خودش به اینکه به آنها نیازی ندارد، با این طرد وفق مییابد.
بگذارید سریع جلو برویم. فرض کنید این پسر ۴۰ ساله است و متوجه میشود که نمیتواند یک رابطهی عاشقانه را حفظ کند، و این مساله او را به درمان میآورد. همانطور که درمان در حال پیشرفت است، معلوم میشود که هر وقت شروع به احساس وابستگی به یک دیگری مهم میکند، وحشت شدیدی را تجربه میکند و فاصله میگیرد.
مشکل این است که آن واکنش پیشفرض با ذهن یک بزرگسال فراموش شود. ذهن بالغ قادر به درک چیزهایی است که یک کودک خردسال نمیتواند درک کند. این جاست که رواندرمانگری روانکاوانه وارد صحنه میشود. روانکاوی طراحی شده است تا به بیماران رسیدگی و کمک کند که یاد بگیرند احساسات دردناک را وقتی ظاهر میشوند تحمل کنند. درمانگر و بیمار این احساسات را تا سرآغاز آنها پی میگیرند، جایی که در اصل یاد گرفته شده بودند.
در این مثال، نیاز به فاصلهگیری از فرد مهم، به نیاز و ترس از دست دادن والدین او باز میگردد. برای جلوگیری از وقوع آن اتفاق، او پیش از این که هر گونه وابستگی واقعی بتواند رخ دهد رابطه را ترک میکند. به تدریج بیمار واکنش خودکار گریز از وابستگی را فراموش میکند. این هدف از طریق تکرار به دست میآید.
▫ «چرا رسیدن به ریشهی هیجانهای شما اهمیت دارد؟»
▫متن کامل: http://tadaei.com/?p=2948
▫ کلینیک روانکاوی: https://tadaei.org | 504 |
| 15 | http://tadaei.com/?p=2948 | 418 |
| 16 | اگر یک ویژگی در دیگران هست که ما را «عمیقاً» خشمگین و متنفر میکند، میتوانیم دنبال همان ویژگی در درون خودمان هم باشیم. این کارکرد مکانیزم «دوپارهسازی» در روان است که بخشهای غیر قابل تحمل در خود را روی دیگران فرافکنی میکند تا بتواند به آن در بیرون از خود حمله کند.
—-
@minakhany | 3 744 |
| 17 | مادرها شوخیشوخی بچهها را تهدید به «رفتن» میکنند، بچهها جدیجدی تا آخر عمر اضطراب «رها شدن» را با خود حمل میکنند.
—-
@minakhany | 4 961 |
| 18 | دربارهی پدیدهی «عشق در یک نگاه»
پدیدهی «عشق در یک نگاه» نمود بارزی از مکانیزم «جابهجایی» در روان است. در اینجا احساسها از یک ابژه به ابژهی دیگر منتقل میشوند. در واقع ما عاشق آن فرد نمیشویم، بلکه کیفیاتی را که در یک معشوق انتظار داریم را روی او فرافکنی میکنیم و بنابراین او را دوست داشتنی مییابیم. در واقع ما عاشق انتظاراتمان میشویم نه چیزی که فرد مذکور بهواقع هست.
عشق در یک نگاه همیشه از پیشینهی زندگی ما تغذیه میکند. ما «عاطفه» را در پیشینهی زندگیمان به طور خاص از والدینمان میگیریم. بنابراین مواجههی عاطفی با یک موقعیت حتماً یک ربطی به آدمهای مهم گذشته و حال زندگیمان دارد. ویژگیهایی که این آدمها داشته باشند، به طور ناخودآگاه خودشان را در دیگران متبلور میکنند و ما این ویژگیها را به آدمهای دیگر فرافکنی میدهیم.
نسبت دادن یکسری ویژگیهای شخصیتی به چهرههای خاص از این آبشخور تغذیه میشود. پرواضح است که قیافه چیزی از شخصیت آدمها به ما نمیگوید ولی چون این قیافه با ابژههای قدیمی (و دوستداشتنی) ما تداعی میشود، برای ما خواستنی میشود.
جا دارد برای بار چندم این جملهی درخشان زیگموند فروید را یادآوری کنم که: «ما هیچکس را به طور تصادفی انتخاب نمیکنیم، بلکه ما فقط با آنهایی ملاقات میکنیم که از قبل در ناخودآگاه ما حضور داشتهاند».
با احترام؛ مهدی میناخانی
www.minakhany.com | 6 630 |
| 19 | 📚 ده کتاب کاربردی روانکاوی که به فارسی ترجمه شدهاند.
🖊 مهدی میناخانی
👈 بخش سوم (پایانی)
📚 7) کتاب «تحققبخشی خود». کتاب یکی از مهمترین کتابهای نویسندهاش «فرانک سامرز» است. سامرز یکی از روانکاوانی است که تلاش کرده تا رویکردهای مختلف روانکاوی را با نیمنگاهی به پیشینهی فلسفی خودش با هم یکپارچه کند. او در این کتاب مفاهیم «خودِ شکننده»، «خودِ ناقص» و «خودِ بیارزش» را با ارائهی مسائل سه تن از مراجعانش تشریح میکند. هر بخش توضیح مفصلی است از تئوریپردازی و پرکتیس این تئوریها در اتاق درمان. ایدههایی که او در این کتاب مطرح میکند قابل تأمل هستند. ترجمهی کتاب را یکی از سوپروایزیهای سامرز در ایران؛ جناب آقای «محمود دهقانی» به همراه یکی از شاگردانش سرکار خانم «سمانه غفوری» ترجمه کردهاند. ترجمهی کتاب ایراد زیاد دارد، ویرایش درستی نشده و به فارسی روان ترجمه نشده است. با وجود این، کتاب مهمی است. انتشارات «ابنسینا» که اخیراً به ترجمهی کتابهای روانکاوی علاقه نشان میدهد در سال 1394 آن را چاپ کرده است.
📚 8) کتاب «انتقال متقابل در درمانهای روانشناختی». این کتاب یک نویسندهی پرکار و ارزشمند دارد. «گلن اُ. گابارد» در این کتاب به رابطهی منحصر به فرد درمانگر و درمانجو پرداخته و یکی از مفاهیم کلیدی در این رابطه را به تفصیل شرح داده است. «انتقال و انتقال متقابل» مفاهیمی هستند که هر درمانگری در هر لحظه از جلسه با آن درگیر است. فهم انتقال متقابل روشی رایج برای فهم دنیای روانی درمانجو و فضای بینالاذهانی حاکم بر جلسه در روانکاوی معاصر است. کتاب پنج فصل اصلی دارد که هر فصل شامل زیرمجموعهای از مفاهیم است. «مروری بر انتقال متقابل: نظریه و تکنیک»، «انتقال متقابل در درمان بیماران مرزی و خودکشیگرا»، «انتقال متقابل در روانپزشکی عمومی»، «انتقال متقابل در درمان بیمار ضداجتماعی» و «انتقال متقابل و کمک به خودکشی» فصلهای کتاب هستند. «الهه احدنژاد تبریزی و سعید دهنوی» مترجمان کتاب و «شیما شکیبا» ویراستار کتاب است. کتاب را انتشارات «ابنسینا» در بهار 1396 چاپ کرده است.
📚 9) کتاب «رواندرمانی معطوف به انتقال برای اختلال شخصیت مرزی». کتاب را «فرانک یومانس، جاف کلارکین و اتو کرنبرگ» نوشتهاند. رویکرد «رواندرمانی مبتنی بر انتقال یا TFP» را اتو کرنبرگ وضع کرده است. او یک وزنه در روانکاوی معاصر است و نمیتوان از کنار کتابی که او نویسندهاش است به راحتی گذشت. رویکرد معطوف به انتقال مشخصاً برای کار روی افرادی با اختلال مرزی طراحی شده است. این کتاب راهنمایی برای پذیرش و کار با مراجعانی با سازمان مرزی است. تاکید روی این موضوع مهم است که از نظر کرنبرگ «سازمان مرزی» متفاوت با «اختلال مرزی» است. در واقع اختلال شخصیت مرزی بخشی کوچک از کلیتی بزرگتر به نام سازمان مرزی است که اختلالهای دیگری همچون نارسیسیزم و آنتیسوشال را نیز در بر میگیرد. رویکرد «TFP» مبتنی بر روابط ابژه است و واضعان آن تلاش کردهاند برای اثرگذاری این رویکرد پیشینهی تجربی جمعآوری کنند. کتاب را «فرزین رضاعی» ترجمه و انتشارات «ارجمند» در بهار امسال چاپ کرده است.
📚 10) کتاب «سوژهی لاکانی». روانکاوی لکانی یکی از بحثبرانگیزترین رویکردها به روان انسان در دهههای اخیر بوده است. فهم اینکه روانکاوی لکانی در پرکتیس چگونه عمل میکند دشوار است و بنابراین عنوان کتابی با رویکرد کاربردی برای این کتاب اشتباه است. «بروس فینک» به عنوان نویسندهی کتاب یکی از شارحان اصلی سالهای اخیر ژک لکان بوده است. کتاب که در سال 1996 نوشته شده است، به شرح تئوری لکان میپردازد ولی در عین حال از میان این نظریه میتوان نگاه روانکاو لکانی را در جلسات روانکاوی جستجو کرد و یافت. کتاب 4 بخش اصلی دارد. «بخش اول: بیگانگی و دیگری»، «بخش دوم: سوژه لکانی»، «بخش سوم: ابژهی لکانی: عشق، میل، ژوئیسانس»، و «بخش چهارم: وضعیت گفتمان روانکاوانه». کتاب را یکی از مترجمان قابل کتابهای لکان «محمدعلی جعفری» ترجمه کرده است و در پاییز امسال توسط نشر «ققنوس» به بازار عرضه شده است.
با احترام
www.minakhany.com | 4 154 |
| 20 | 📚 ده کتاب کاربردی روانکاوی که به فارسی ترجمه شدهاند.
🖊 مهدی میناخانی
👈 بخش دوم
📚 4) کتاب «بیمار و روانکاو». کتاب را «جوزف سندلر» به همراه «الکس هولدر و کریستوفر دیر» در سال 1992 نوشتهاند. کتاب به طرح مفاهیم اصلی روانکاوی میپردازد. مفاهیمی همچون «اتحاد درمانی»، «انتقال»، «انتقال متقابل»، «مقاومت» و مهمتر از همه «واکنش منفی درمانی». این مفاهیم با جزئیات فراوان و همراه با ارجاعهای متعدد به روانکاوان مختلف توضیح داده شدهاند. نویسندگان تلاش کردهاند بدون جهتگیری به رویکرد خاصی این مفاهیم و تاریخچهی تحول این مفاهیم را توضیح دهند. کتابی جمعوجور با خوراکی پرملات برای دانشجویان روانکاوی. چاپ اول کتاب در سال 1391 توسط خانمها «نهاله مشتاق، مریم اصلذاکر و معصومه فلاح» ترجمه و در انتشارات «ارجمند» چاپ شده است.
📚 5) کتاب «درآمدی نو بر روانکاوی». کتاب توسط «آنتونی بِیتمن و جرمی هُلمز» در سال 2003 نوشته شده است. جرمی هلمز چهرهی آشنایی است، چه که او در ایران حضور داشته و سخنرانی و کارگاه هم برگزار کرده است. کتاب آنها دو بخش اصلی دارد: بخش نظری و بخش درمان. نویسندگان تلاش کردهاند که سهم مکاتب مختلف روانکاوی در درمان را مورد بررسی قرار دهند. به شباهتها و اختلافهای رویکردهای مختلف بپردازند. فرویدیهای معاصر، گروه میانه، کلاینیها، روابط ابژه، نظریهی بینفردی، روانشناسی خود و روانکاوی لکانی رویکردهای مختلف مورد بحث هستند. مترجم کتاب جناب آقای «علیرضا طهماسب» است و کتاب را در سال 1388 ترجمه کرده است. کتاب در سال 1388 توسط انتشارات «بینش نو» چاپ شده است و در حال حاضر چاپ آن تمام شده و کمیاب است.
📚 6) کتاب «درآمدی بر روابط موضوعی و روانشناسی خود». کتاب ترجمهای است از ویراست سوم کتاب که توسط «مایکل سنتکلر» در سال 2000 نوشته است. کتاب به نظریههای روانکاویِ بعد از فروید میپردازد. نظریاتی همچون روابط ابژه، نظریات گروه میانه، ایگو سایکولوژی، سلف سایکولوژی و روانکاوی ارتباطی. مبنای کتاب تئوری است ولی دلیل اینکه در این لیست قرار میگیرد به خاطر مفهومپردازی نظریات مختلف است که در کار بالینی بسیار اهمیت دارد. واژهگزینیهایی که مترجمان کتاب آقایان «علیرضا طهماسب و حامد علیآقایی» برای کتاب انتخاب کردهاند دلچسب نیستند. گویا مترجم کتاب اخیراً در یکی از سخنرانیهایش معترف شده که ترجمهی کتاب ضعف دارد. با وجود این، تنها کتاب موجود به زبان فارسی است که اکثر نظریات روانکاوی بعد از فروید را توضیح داده است. با توجه به ترجمهی کتابهایی از «استفان میچل» و «فرانک سامرز» که احتمالاً در سال آتی وارد بازار کتاب خواهند شد، این نقص احتمالاً جبران خواهد شد. چاپ اول کتاب در سال 1386 و توسط «نشر نی» وارد بازار شده است.
ادامه 👇 | 3 476 |
