PENELOPA
Открыть в Telegram
سرشت حقیقی روح، شکوفایی مستمر است تا حرکت خود را به سوی نواحی عظیم تری از آگاهی شخصی ادامه دهد. .
Больше452
Подписчики
Нет данных24 часа
Нет данных7 дней
-530 дней
Архив постов
452
ببین که چگونه با خودت رفتار میکنی. خراب کردن بدن ات را تمام کن. آیا واقعا برای مردمان احساس دلسوزی می کنی؟من جواب دادم بله.
گفت آنقدر دلسوز هستی که برای سیگار نکشیدن ات کافی باشد؟
نه دلسوزی من یک تقلب بود.
یاغی کهنه کار به من گفت: در مورد تفریحات اجتماعی بسیار مراقب باش. آنها دارو نما هستند. مکنده های عظیمی هستند. دروغی که خود را باز تولید می کند.
📒مصاحبه ی کارلوس کاستاندا با روزنامه ی لاجورنادا(بخش اول)، ترجمه به انگلیسی از متن اصلی اسپانیایی توسط آرتورو گراتسیا فرناندز
452
مرا میبینی و هر دم زیادت میکنی دردم
تو را میبینم و میلم زیادت میشود هر دم
به سامانم نمیپرسی نمیدانم چه سر داری
به درمانم نمیکوشی نمیدانی مگر دردم
نه راه است این که بگذاری مرا بر خاک و بگریزی
گذاری آر و بازم پرس تا خاک رهت گردم
ندارم دستت از دامن به جز در خاک و آن دم هم
که بر خاکم روان گردی بگیرد دامنت گردم
فرو رفت از غم عشقت دمم دم میدهی تا کی
دمار از من برآوردی نمیگویی برآوردم
شبی دل را به تاریکی ز زلفت باز میجستم
رخت میدیدم و جامی هلالی باز میخوردم
کشیدم در برت ناگاه و شد در تاب گیسویت
نهادم بر لبت لب را و جان و دل فدا کردم
تو خوش میباش با حافظ برو گو خصم جان میده
چو گرمی از تو میبینم چه باک از خصم دم سردم
452
طاهری که با نوآوران در رادیو همراه بود، کوتاه مدتی پس از برنامه "یادِ دیروز" خود نیز دست به نوآوری زد:
«فکر کردم تعدادی از ترانههایی که از روزگار گذشته به یاد مردم بود، بهتر است متناش به فارسی برگردانده شود. چون مردم با زبان ترانه آن زمان آشنایی نداشتند. مثل یک آهنگ اسپانیایی یا فرانسوی و یا انگلیسی و یا ایتالیایی که بیشتر مورد نظر من بود. به این ترتیب دوستانی پیدا کردیم از همان گروه شنوندگان که آمدند و با این زبانها آشنایی داشتند. متنها را میآوردند و من این متنها را تنظیم میکردم که بتوانم موقع ضبط از نظر "لیپ سینگ" [هماهنگی کلام با حرکت لبها] با خود آهنگ تطبیق دهم. این دگرگونیهایی که من برایتان گفتم، باعث شد که تعداد شنوندگان روز به روز بیشتر شود.
مسئله دیگر این بود که در هر یک از برنامهها که تم خاصی داشت، یک بخش لطیف ادبی داشتیم که با استفاده کردن از آثار سُرایندگان خارجی بود که با موضوع آن شب ما مطابقت داشت».
اشتباه همیشه از بیتجربگی نیست!
در آن سالهای دیر و دور ویراستاری صداها به راحتی امروز نبود. نوارهای ریل را باید برای درآوردن جملهای با تیغ میبریدند و از چسبهای معروف اسکاچ و غیره برای چسباندن واژهها به یکدیگر بهره میگرفتند. طاهری را یکی از ادیتورهای ماهر در رادیو میدانستند. معروف بود که او میتواند "کاف" را به "گاف" تبدیل کند:
«اوایل دهه ۵۰ بود که یک روز ظهر مدیر وقت پخش شبکه خبر، شادروان تورج فرازمند، آمد سراسیمه و نگران. نواری هم در دستش بود. گفت به ما کمک کن. شاه امروز در همایشی بوده، نطقی کرده، در واقع از همان نطقهای بعد از انقلاب سپید و بعد جملهای را به زبان آورده که این جمله درست نیست و حتی خودش این جمله را نفی کرده است. گفتم چه قدر وقت داریم؟ گفت ۱۰ دقیقه. گفتم به هر حال نمیرسیم، ولی خلاصهی همین خبر را میتواند گوینده بگوید و اعلام کند که بعداً این نوار پخش میشود که ما فرصت داشته باشیم.
به هر تقدیر فهمیدم که شاه گفته بود بیگانگان انقلاب ما را به خون زدودند، به جای اینکه بگوید به خون آلودند. خب این کار سادهای نبود. به هر تقدیر رفتیم به استودیو و شروع کردیم به آن عملیاتی که باید کاف را گاف کرد به قول شما و ما موفق شدیم "زدو" را برداریم از "دند" که در واقع آلودند و زدودند هر دو همسان تمام میشدند. این یکی از شانسهای ما بود. به این ترتیب "زدو" برداشته شد و "آلو" که باید ترکیبی باشد از حرف "آ" و چیزی مثل "لو" که از کلمات خود شاه پیدا کردیم، جابهجا شد و این عملیات ۱۵ دقیقه طول کشید. زمانی که من برگشتم و این صدا پخش شد، انگار که اصلاً او اشتباهی مرتکب نشده است».
