ویرانهنشین
Открыть в Telegram
ویرانهنشین رو ساختم برای چیزهایی که تو زندگی روزمره بهش فکر میکنم. هرچی تو این چنله، یا از ته دلمه یا از ته روزمرگیم. ناشناس: https://t.me/HarfChatBot?start=b65ac1975375
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
1 544
Подписчики
-2024 часа
-3177 дней
+86030 дней
Архив постов
1 542
تو ارتباطت با آدمها به این فکر نکن که فلانی سنش بیشتره، پس بیشتر میفهمه. سن فقط تعداد دفعاتی که زمین به دور خورشید چرخیده رو نشون میده، نه عمق درک یه آدم از درد، عشق و مشکلات رو. سنِ بالاتر، دلیل بر بیشتر بودن فهم و شعور نیست.
1 542
Repost from N/a
وقتی میگم بعدا بهت زنگ میزنم، منظورم در ادامهی زندگیه. نه که امروز. مثلا ۱۰ سال دیگه. اینقد عجله نکن.
1 542
اگه از چشمم بیفتی، یه جوری نادیدت میگیرم که هر روز از خودت بپرسی" این واقعا همون آدمیه که من میشناختم؟ این همون آدمیه که روزی دوستم داشت؟
1 542
Repost from منی که تمام میشود.
بهعنوان یک انسان، ما میتونیم با آدمهای زیادی معاشرت کنیم و حتی صمیمی باشیم. اما صمیمیت، دلیلِ سفرهی دل باز کردن برای هرکسی نیست. چون هرکسی ظرفیت، درک و شعورِ شنیدنِ رازها و جزئیات زندگی تو رو نداره. بعضیها همون چیزهایی رو که از سرِ اعتماد بهشون گفتی، یه روز علیهِ خودت استفاده میکنن و به نقطه ضعفت تبدیلش میکنن. پس صمیمی باش، اما بیحساب اعتماد نکن؛ چون حفظِ حریمِ شخصی، بخشی از حفظِ شخصیت و ارزشِ خودته.
1 542
اتفاقی که تا چند ماه پیش من و به وجد میآورد، امروز حتی ذرهای احساسِ ذوق در من ایجاد نکرد.
1 542
من آدم انتقادپذیریام. اما خیلی مهمه که تو در چه قالبی و با چه لحنی به من انتقاد کنی. اگه انتقادت همراه با توهین باشه، نه ارزشی برای تو قائل میشم، نه نقدت.
1 542
یادمه ۱۴_۱۵ سالم بود که رفتم تو رابطه. وقتی با دوستام دعوام میشد برای اون پسر تعریف میکردم و اون میگفت ولشون کن اونا حسودن، بهت حسودی میکنن، به رابطهمون حسادت میکنن و دوستهای خوبی نیستن. و من همیشه میگفتم آره حق با توئه و پسر رو به دوستام ترجیح میدادم. الان که اون روزا رو مرور میکنم میبینم چقدر ساده و احمق بودم. اما خداروشکر میکنم که الان میفهمم چه خبره، چون خیلیا هنوز نفهمیدن.
1 542
Repost from سلطنتیترینگربهیجهان
روز جهانی تنبلی رو به تخمدانم تبریک میگم که از همه تنبلتره.
1 542
حس اضطراب و دلشورهی عجیبی همراهمه. دائم دارم فکر میکنم اگه بابا چیزیش بشه، اگه داداش چیزیش بشه.... . نمیدونم چرا این حس اومده سراغم، اما فکر میکنم اگه اتفاقی برای عزیزانم بیفته ایندفعه من دیگه تموم میشم.
1 542
یه اخلاقی که توی خودم خیلی دوست دارم، اینه که اگه روزی ارتباطم با هرکسی، چه دوست، چه فامیل به هر دلیلی تموم بشه، هیچوقت براش آرزوی بدی نمیکنم. هرچقدر هم که بهم بد کرده باشه یا حس بدی بهم داده باشه دلم نمیخواد زندگیش به هم بریزه. برعکس، دلم میخواد حالش خوب باشه و روز به روز پیشرفت کنه.
