مَرثیهای برایِ وطن 🤍
مرثیه ای برای وطن ، جایی برای بهتر زیستن کتابمن «تمامیکلحظه» در پیام های پین شده راه ارتباطی: بات ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=7567490109 2-آیدی ربات شخصی: @Wectworld_bot 3-آیدی ما (موارد ضروری) : @Wectworld 4-پیج اینستاگرام ما : matin_poem
Больше📈 Аналитический обзор Telegram-канала مَرثیهای برایِ وطن 🤍
Канал مَرثیهای برایِ وطن 🤍 (@mersiye_vatan) является активным участником. Сейчас сообщество объединяет 18 669 подписчиков, занимая место в категории Другое.
📊 Показатели аудитории и динамика
С момента создания невідомо проект демонстрирует стремительный рост, собрав аудиторию из 18 669 подписчиков.
Согласно последним данным от 28 сентября, 2026, канал показывает стабильную активность. За последние 30 дней изменение числа участников составило 3 957, а за последние 24 часа — -6, при этом общий охват остаётся высоким.
- Статус верификации: Не верифицирован
- Уровень вовлечённости (ER): Средний показатель вовлечённости аудитории составляет 27.00%. В первые 24 часа после публикации контент обычно набирает 26.58% реакций от общего числа подписчиков.
- Охват публикаций: В среднем каждый пост получает 5 043 просмотров. В течение первых суток публикация набирает 4 964 просмотров.
- Реакции и взаимодействия: Аудитория активно поддерживает контент: среднее количество реакций на один пост — 93.
📝 Описание и контентная политика
Автор описывает ресурс как площадку для выражения субъективного мнения:
“مرثیه ای برای وطن ، جایی برای بهتر زیستن
کتابمن «تمامیکلحظه» در پیام های پین شده
راه ارتباطی:
بات ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=7567490109
2-آیدی ربات شخصی: @Wectworld_bot
3-آیدی ما (موارد ضروری) : @Wectworld
4-پیج اینستاگرام ما : matin...”
Благодаря высокой частоте обновлений (последние данные получены 29 сентября, 2026) канал поддерживает актуальность и высокий уровень охвата публикаций. Аналитика показывает, что аудитория активно взаимодействует с контентом, что делает его важной точкой влияния в категории Другое.
اگر ما بخوایم نسبت به هر آدمی همونطور که اون با ما یا دیگران رفتار کرده رفتار بکنیم ، پس فرق ما با اون ها در چیه؟ خوبی کردن و انسانیت زمانی ارزش پیدا میکنه که بدون توقع و چشمداشت انجام بشه ، حال اگه طرف مقابل انسان خوب و محترم و با لیاقتی باشه ، طبیعتا خوبی ما افزایش پیدا میکنه و روابط ادامه دار خواهد بود ، اما هیچوقت از خوبی کردن حتی در قبال ادم های بد و اشتباه پشیمون نشید چون اون محبت ها و خوبی ها اول از همه که به تجربیاتی برای دفعات بعد بدل میشه ، مگر ما چندبار زندگی کردیم که از همون اول همه چیز رو تشخیص بدیم؟ و دوم اینکه این محبت ها و خوبی ها باعث ارتقای روح ما شده حتی اگه متوجهش نباشیم و قطعا یه جایی از زندگی برمیگرده بهمون ، اگه با تأسف به در های باز شده نگاه نکنیم و در گرداب تجربیات قبلی غرق نشیم! پس خوبی کنید و با انسانیت رفتار کنید که جهان ، از عشق ساخته شده. سیاست داشتن در ارتباط و رابطه ها چیز اصلا خوبی نیست و قراره مفصل دربارش صحبت کنیم در آینده ، سیاست برای سیاستمداران هست نه مردم معمولی و در سطح جامعهپ.ن مهم : برای پیدا کردن یک انسان خوب ، ابتدا باید خودمون انسان خوب و بهتری باشیم ، بنابراین این مبحث کامل بعدا مورد بررسی قرار میگیره و نسبت به تظاهرکنندگان و افرادی که ماسک به صورت هم دارن توضیح داده میشه. مبحث کمک به دیگران ، مرز های کمک به مردم و خوبی به خلق کجاست؟
اشاره هایی انجام دادیم که محبت و عشق به دیگران و طبیعت و جهان لذت بخشه ، اما باور کنید برای یک انسان با روح پاک و انسانیت واقعی ، هیچ چیز لذت بخش تر از کمک به دیگران نیست ، حتی اگه اثرات اون رو متوجه نباشیم ، در ناخودآگاه ما ستاره های درخشانی رشد پیدا میکنن که به زندگی ما پرتو میدن ، این حس خوب رو هیچوقت از خودتون دریغ نکنید و تا میتونید به دیگران خوبی و در شرایط مختلف کمک کنید
تجربه شخصی خودم در روز های گذشته : برای دوره های کارآموزی پرستاری به بیمارستان رفتیم ، بعضی بیمار ها خوش اخلاق و بعضی بد اخلاق بودن ، اما تقریبا یک چیز در همه اون ها مشترک بود ، همگی حتی یک بار هم که شده تشکر می کردن و اون دسته از افراد سالمندی که میگفتن خدا خیرت بده و به هرچی میخوای برسی ، انگار مو به تن آدم سیخ میشد ، همراهان بیمار با هربار تشکر و قدردانی ، این حس رو منتقل می کردن که باید بیشتر و بیشتر به بیمارشون کمک کنیم و این حس واقعا قشنگ بود ، از محبت و کمک به هم دریغ نکنیم ، به قول باربارا دی آنجلیس ، هر چقدر عشق بیشتری به دیگران بورزید ، دیگران نیز مجوز آن را خواهند یافت تا عشق بیشتری به شما و دیگران بورزند.
اما مرز کمک به دیگران تا کجاست؟ تنها مرزی که میتوان برایش مشخص کرد ، جاییست که کمک به دیگران باعث آسیب روحی ، جسمی و روانی به ما بشه و در غیر این صورت دریای بیکرانیست که هرچقدر بیشتر در آن غرق بشیم لذت بخش تر خواهد بود ، اما گاه فداکاری نیز برای انسان هایی که واقعا لیاقتش رو دارن هم ایرادی نداره و قطعا افرادی که لیاقتشو دارن زمانی که وفاداری رو ببینن متقابل عشق میورزن.
پ.ن نکته مهم : این موضوع رو بگم که بحث روابط عاطفی و عاشقانه جداست و جداگونه مورد بررسی قرار میگیره در زمان خودش ، منظور ما در تمام مواردی که از عشق ورزیدن صحبت شد ، عاشقانه رفتار کردن نبود بلکه اینجا عشق به معنای محبت و کمک شدید به دیگران به کار میره...
• چطور در موقعیت های مختلف که گاه باعث ایجاد سردرگمی در نوع رفتار میشه خوب رفتار کنیم و بهترین نوع تصمیم رو در قبال دیگران تشخیص بدیم؟
تقریبا اکثر ما ، اگر قبل از انجام عملی یا گفتن حرفی ، به آینده اون فکر کنیم و یک لحظه در ذهن خودمون موشکافی کنیم که اون صحبت یا عمل ممکنه چه اثراتی روی بقیه داشته باشه ، میتونیم خیلی بهتر تصمیم بگیریم. موضوع "درک کردن" موضوع مهمی هست که در مبحث روابط عاشقانه و دوستانه هم قراره مفصل بررسیش کنیم ، اما سعی کنیم همیشه در موقعیت های مختلف خودمون رو جای افراد گوناگون قرار بدیم و بدون تعصب قضاوت کنیم. این کار به مرور باعث میشه که خودکار ما عمل صحیح رو زود تشخیص بدیم و دچار اشتباهات ناخواسته کمتری بشیم. سعی کنیم افراد رو آزار ندیم و ناراحت نکنیم ، تاثیر ناراحتی بر روی قلب واقعا ماندگار هست و ما نمیدونیم ممکنه با یک عمل و یا یک حرف ، چقدر یک نفر رو اذیت کنیم و تا مدت ها روح و روان و فکر اون رو آزار بدیم. پس با دقت بیشتری رفتار کنیم. البته که ما در بعضی مواقع مجبور هستیم کار هایی رو بخاطر وارد نشدن آسیب به خودمون انجام بدیم که گریزی نیست ، و بالاخره همه زمان نمیشه همه افراد رو راضی نگه داشت ، سعی کنیم حداقل با انسان های خوب رفتاری عالی داشته باشیمادامه مبحث پیام بعد🤍 #انسانیت #روابط https://t.me/Mersiye_vatan
درود ایام به کام ، مدتی پیش درباره جهانبینی و نگرش کلی به زندگی که مقدمه و پایه و اساس همه چیز بود صحبت کردیم و گفتیم که نگرش به زندگی باید سرشار از عشق و محبت ، مهربانی و انسانیت باشه و این دنیا ماراتن دوندگی و مسابقه و رقابت نیست که اگر باشه رقابت بر سر خوبی و محبت و آرامش هست نه ظلم و ستم و نامهربانی ، موضوعی که میخوایم واردش بشیم «انسانیت» هست ، طیف بسیار بزرگی رو شامل میشه و صدها زیرمجموعه داره ، سعی میشه اصول کلی به مرور گفته بشه تا در هر شرایطی باب اون اصول کلی تصمیم درست گرفته بشهاصلاح یک تفکر اشتباه ، آیا خوب بودن زیاد مشکلساز است؟ ترجیح تنهایی تا زمان انتخاب آدم درست یا تروماهای عاطفی پس از یک عمر اشتباه زیستن؟
اول از همه باید تفکرات اشتباه دور ریخته بشه ، همه ما زیاد شنیدیم چه در واقعیت چه در فضای مجازی جملاتی رو شبیه : ۱-مهربانی بیش از حد در نهایت به خود طرف ضربه میزنه ، ۲- کول گایز (آدمای خوب) همیشه تنهان و عموم مردم جذب آدمای به اصطلاح خفن و شاخ میشن ۳-همیشه راستگویی و صداقت ، مهربانی و احترام خوب نیست اما آیا واقعیت ماجرا و دیدگاه درست و منطقی در نوع نگرش ما اینه؟ جهان بسیار کوچکترین اون چیزی هست که ما بخوایم تظاهر کنیم و مردم ، طبیعت و جهان اطراف رو از محبت و عشق و انتقال حس خوب منع کنیم ، این مهربانی بیش از حد نیست که آسیبرسان هست ، بلکه رفتار برخی از افراد گاه از سر نادانی و کمبود ظرفیت روح و گاه ناخوداگاه و ناخواسته هست که باعث آسیب ها و تروما های مختلف میشه ، همین آدم ها ممکن هست بخاطر مشکلات زندگی و شرایطی که در اون رشد کردن و یا درگیر آدم ها و دوستان اشتباه شدن و یا تربیت بد و حفظ عادت ها ، کنترل روحشون از دست خودشون خارج شده ، وگرنه در ابتدا همه کودکان زیبا و مهربان و خوب بودن و روح آدمی پاک و بیعیب بوده ، حالا برخی اون ویژگی ابتدایی رو حفظ کردن و برخی از دستش دادن. هیچ انسان منطقی ای نیست که بگه من با مهربانی و محبت و عشق حس بدی میگیرم و در عوض با عدم رعایت انسانیت احساس بهتری دارم ، وجدان حتی در آدم هایی که ظرفیت روحشون به حداقل رسیده هم گاهی در تنهایی باعث عذاب فرد میشه حتی اگه خودش متوجه نباشه. جواب بدی هیچوقت بدی نیست ، دل و قلب آدم برای محبت و عشق ساخته شده نه نگه داشتن کینه. سوال دوم ، دیدگاه کلی جامعه خصوصا در فضای مجازی اینطور نمایش داده شده که افراد به طور کلی جذب آدمای خفن میشن و کول گای ها و آدمای خوب همیشه تنهان . جرئت متفاوت بودن چیز قشنگیه ، جسارت این رو داشته باشید که همرنگ جماعت نشید حتی اگر این به تنهایی منجر بشه ، اگر در اجتماعی زندگی میکنیم و اون اجتماع و جامعه بیمار هست ، لزومی نداره که اجتماعی باشیم! این به معنای قطع ارتباط نیست بلکه به معنای ارتباط محدود با افرادی با ظرفیت روحی پایینتر هست. به قول صادق هدایت ، به راهی که اکثر مردم میروند شک کن ، اکثر مردم فقط تقلید میکنند و به قول دکتر علی شریعتی ، یک روح زمانی که از سطح زمان خویش بیش تر اوج میگیرد و از ظرف تحمل مردم زمان بیشتر رشد می کند ، تنها میشود. اما یک سوال اساسی ، خیلی از ما تنهایی مطلق رو دوست نداریم ، آیا واقعا آدم خوبی بودن باعث تنهایی مطلق میشه؟ خیر ، آدم خوبی بودن ، در نهایت منجر به این میشه که شما به صورت متقابل با یک آدم خوب ارتباط و رابطه های دوستانه یا عاطفی منطقی و دائمی برقرار کنید. چیزی که در این دوره کمتر دیده میشه (مفصل در رابطه با موضوع روابط بحث خواهیم کرد) ، سوالی که از خودتون باید بپرسید این هست ، ترجیح میدید انسان خوبی باشید و آدم های کمتر اما بهتری اطراف خودتون داشته باشید ، و یا عمومی باشید و آدم های اشتباه زیادی اطراف خودتون جمع کنید . بچه ها اکثر شماها ا دهه هشتادی هستید ، پس الان که نه؛ اما از یه سنی به بعد تاثیر آدمای مخربی که تو زندگیتون بودن معلوم میشه، وقتی که دیگه خودت رو دوست نداری، اعتماد به نفس برقراری رابطه رو نداری، از همه چی خسته ای، نمیتونی هیچ کسی رو دوست داشته باشی. اون موقع ست که دیگه حتی نمیتونی با آدم سالم هم معاشرت داشته باشی ، درست انتخاب کنید سوال سوم ، آیا واقعیت ماجرا اینه که همیشه انجام برخی رفتار ها مثل احترام و راستگویی و فداکاری و وفاداری خوب نیست؟ توی ذهن بعضی از ماها این گنجانده شده که با آدم هایی که به زبان عموم مردم سطح شعورشون پایین هست و یا احترام رو بلد نیستن و یا لیاقت وفاداری رو ندارن نباید خوب رفتار کرد! بچه ها ، ما خوبی و انسانیت رو صرفا برای دیگران انجام نمیدیم ، بلکه برای احساس رضایت درونی و حس خوبی که میگیریم انجام میدیمادامه پیام بعدی🤍 #انسانیت #روابط https://t.me/Mersiye_vatan
در دو پیام قبلی به بررسی جناح چپ پرداختیم اما جناحی که همواره با جناح چپ در رقابت بوده و هست جناح راست هست ، راست ها ، نظمها و قشربندیهای اجتماعی خاصی رو اجتنابناپذیر، طبیعی، ضروری یا مطلوب میدونند ، به طور کلی ملیگرا و سنتگرا هستن و تعصبات ملی زیادی در احزاب مختلف راست دیده میشه ، مبانی فکری راست همواره وجود داشته و نظام های پادشاهی و سلطنتی بر همین پایه شکل گرفتناقتصاد در احزاب راستگرا چطور عمل میکند؟
گروههای راستگرا، اختلاف طبقاتی رو بخشی از قوانین حاکم بر طبیعت میدونند و بر این باورند که این اختلاف طبقاتی باعث پیشرفت کشور و مردم و حرکت به سمت اقتصاد بهتر و بهبود وضع اقتصادی هم برای قشر مرفه و هم قشر متوسط و ضعیف میشه ، گروههای راستگرا طرفدار حداقل دخالت نهادهای دولتی در امور اقتصادی کشور هستن راستگراها معتقدند: محافظهکاری و پیادهکردن یک نظام سرمایهداری، سرانجام به پیشرفت کشور منتهی میشه . راستگراها حمایت از بازار آزاد و اقتصاد بازار رو بهترین مسیر برای پیشرفت جوامع توصیف میکنن. حمایت از تولیدات شخصی و آریستوکراسی ( نوعی از روشهای حکومت داری که بر پایه نخبگان هست ، یعنی افراد نخبه و دارای صلاحیت که از خود مردم و افراد تحصیل کرده هستند ضمیمه امور سیاسی کشور رو به دست بگیرن ، به شخصه موافق این امر هستم تا جایی که منجر به دیکتاتوری نشه) هم بسیار دیده میشهتعصبات و عقاید جناح راست چیست؟
جناح راست به طور کلی در طول تاریخ جناحی بوده که ملیگرا همراه با تعصبات ملی که گاه حالت افراطی هم پیدا میکرده مثل فاشیسم و ناسیونال سوسیالیسم ( نازیسم آلمان ) همراه بوده ، به طور کلی بر مبانی اخلاقی و سنت گرایی تاکید میکنه و مخالف جریانات lgbt و فمنیستی هست ، به تاریخ گرایی علاقه زیادی نشون داده و مبانی آریستوکراسی یا نابغه سالاری در اون دیده میشهجناح راست و راست گراها در طول تاریخ چقدر موفق بوده اند؟ کجا اشتباه کردهاند؟ این اشتباهات تا چه حد اصلاح پذیر هست؟
جناح راست از تاریخچه زیادی برخورداره گفتیم که سلطنت طلبی و پادشاهی خواهی موارد طیف راست هست ، اما فاشیسم در ایتالیای موسولینی یا ناسیونال سوسیالیسم ( نازیسم ) در آلمان هیتلر هم دیده میشه ، شاید در موارد فاشیسم و نازیسم افراطی گرایی بیش از حد در مواردی باعث ایجاد حس تنفر ، اشتباهات تاریخی و جنگی و سو استفاده احزاب چپ شد البته که درباره نازیسم نمیتوان از پیمان ورسای که عامل جنگ جهانی و رکود اقتصادی آلمان که جنگ جهانی رو در پی داشت بی تأمل گذشت! ( اگر شرایط پیش آمد به مرور از کلیات به جزئیات سیاست میرویم و جنگ جهانی و پیمان ورسای رو هم بررسی میکنیم اما اگر علاقه مندید در زمان مناسب در یوتیوب درباره پیمان ورسای مطالعه کنید) ، علاوه بر این جمهوری خواه ها در آمریکا مثال حزب راست هستند و اکثر کشور های پادشاهی نظیر نروژ و دانمارک ، در کشور ما محمدرضا شاه فقید به جناح راست تمایل داشت و مخالف جنبش های سرخ و سیاه کمونیستی بود. اما مردم ۵۷ متاسفانه تحت تاثیر همان موج کمونیستی قرن 19.20 و سیل تفکرات مذهبی شده بودند ، یک مثال دیگه در کشور خودمون حزب سومکا بود که نقطه مقابل حزب توده کمونیستی بود ، حزب سومکا یک حزب راست گرای افراطی بود که از آلمان نازی تقلید به عمل آورد و فعالیت ها و جنبش هاش تا حدی در پی منافع ایران بود. در کل جناح راست در طول تاریخ چه از لحاظ اقتصادی و چه نوع حکومت و آزادی بیان و چه از لحاظ موثر بودن جنبش ها و انسانیت حقیقی بهتر عمل کرده ، اگر در بعضی موارد افراطی گرایی ها کنار گذاشته شود و حکومت ها به سمت دیکتاتوری کشانده نشه افراطی گرایی در هر دو جناح سم هستایران به کدام سمت پیش میرود و درس تاریخی ما چه بود؟ +نظرشخصی خودم
ملت ایران پس از شورش ننگین ۵۷ که یک شورش کمونیستی و چپ گرایانه بود و به خصوص پس از جریانات و دخالت چپ ها در اعتراضات ۱۴۰۱ و انحراف مسیر اصلی انقلاب و خیانت به شاهزاده رضا پهلوی ، درس بزرگی گرفتند که روش هست ، مسیر ایران و حکومت های چپ گرا دیگر از هم جدا شده. اما در برهه زمانی فعلی به قول شاهزاده رضا پلهوی ، جدا از هرگونه عقیده و گرایش سیاسی و بدون چپ و راست کردن ماجرا باید یکدل و همراه بود تا از جمهوری اسلامی عبور کنیم و سپس مردم با رفراندوم نوع حکومت رو انتخاب می کنند ، چه پادشاهی باشد و چه جمهوری ، چه جناح چپ و چه جناح راست پیروز پارلمان یا نخست وزیری یا مجلس باشد امید داریم که مردم با اصالت و عزیز ایران که پس از سالها تحمل رنج و سختی به اینجای ماجرا رسیده اند ، بالاخره روی آرامش را ببینند ، شکی ندارم که نور بر تاریکی پیروز هست و به زودی زود انقلاب شیروخورشید ایران به نتیجه خواهد رسید🤍 پاینده ایران ، جاویدشاه #راست_گرا #سیاست https://t.me/Mersiye_vatan
علاوه بر این، چپگرا به موضوعات گستردهای از جنبشهای اجتماعی لیبرالیسم فرهنگی و ترقیخواهی هم اطلاق میشه مثل جنبشهایی چون جنبش حقوق مدنی، جنبش فمینیستی، جنبش حقوق lgbt ، جنبش حق سقط جنین، چندگانگی فرهنگی، جنبشهای ضد جنگ و جنبشهای زیستمحیطی ، که اکثر این جنبش ها در طول تاریخ جنبه سو استفاده نیز پیدا کرده و برای جامعه ، بنیان خانواده مضر بوده و از اصول اخلاقی و انسانیتی فراتر رفته ، جنبش هایی مثل lgbt (در چنل حتما این مطالب رو مفصل بررسی می کنیم) که به طور خلاصه نه مبنای علمی و منطقی داره و علاوه بر اون به دور از انسانیت و طبیعت انسان هست ، از مفهوم آزادی فراتر رفتن ، یا جنبش های فمنیستی که جز جنسیتزدگی و دو دستگی و ایجاد شکاف بین مرد و زن هیچ چیز برای ملت به ارمغان نیاورد از بزرگترین مشکلات جناح چپ هستچپ ها در اداره کشور و اجرای تفکرات خود در طول تاریخ چقدر موفق بوده اند؟
تا اینجای کار با عقاید چپ ها آشنا شدیم ، اما این شعار های برابری و عدالت تا چه حد محقق شده ، سیستم اقتصادی چپ ها تا چه حد موفقیت آمیز بوده؟ آیا شعار های آزادی بیان در خود حکومت چپ ها وجود داره؟ گفتیم که اولین حکومت تاسیس شده به دست چپ ها کمونیست شوروی بود ، حکومتی که با شعار های مختلف سرکار اومد ، و در نهایت مردم شوروی علیه استالین و دیکتاتوری او قیام کردند و با یکی از شدیدترین سرکوب های تاریخ و کشتار میلیون ها نفر از مردم همراه بود. مردم نه از وضع معیشتی و نه از آزادی بیان راضی نبودن و شعار های برابری هم در همان مرحله شعار ماند به شکلی که نظامیان قدرت بیشتر و مزیت های بیشتری داشتن ، یک سر به کوبا بزنیم ، چگوارا چریک و دیپلمات چپ افراطی کوبا بود که همه ما الان میبینیم کوبا پس از اون و انقلاب کمونیستی ای که داشت چه بر سرش آمد و هنوز هم دولت کوبا درست نشده ، از سرکوب شدید مردم تا وضع اقصتادی اسفناک کنونی . کشور هایی که در حال حاضر توسط چپ ها اداره میشن مثل جمهوری خلق چین و کره شمالی هم مثال زدنیه ، دیکتاتوری ترین حکومت ها ، بدون آزادی بیان و اینترنت ، سرکوب شدید و حکومت نظامیان ، برخورداری سیاستمداران از رفاه و آسایش بیشتر رو در این دو کشور میبینیم ، افراطی گرایی شدید در کره شمالی باعث نابودی و بدبختی میلیون ها نفر شده...جریان های فمنیستی و lgbt و غیره هم ضرر و زیان های زیادی به فرهنگ های اصیل کشور های مختلف رسونده ، به طوری که بعضی از چپ ها رابطه جنسی با حیوانات رو هم دارن عادی سازی میکنن و به عنوان آزادی ازش نام میبرن! به کشور خودمون برگردیم ، انقلاب چپ گرایانه جمهوری اسلامی همراه با حزب توده کشور رو به این وضع رسونده ، کمونیست های مذهبی یا اسلامگرایان کمونیست کشورمون رو به نابودی کشوندن ، به طوری که روشنفکران و نخبگان کشور در دانشگاه ها شعار «داس چکش عمامه ، پنجاه و هفت تمامه» سر دادن (پ.ن : داس و چکش نماد کمونیسم هست) . انزوای جامع و عدم پیشرفت برخی جوامع کمونیستی هم از اشکالات بزرگ و ساختاری انواع نظام های اقتصادی کشور های چپ گراست. در آمریکا هم دموکرات ها ( حزب چپ آمریکا ) آنچنان محبوب نیستند و بعد از خرابکاری بایدن و اوباما در سالیان اخیر محبوبیت جمهوری خواهها ( حزب راست آمریکا ) افزایش پیدا کرده ، در انگلیس حزب کارگر و استارمر باعث بدتر شدن وضع انگلیس شدن ، تقریبا هیچ نوع کارنامه مثبت و خوبی از جناح چپ یافت نمیشه جز ابرقدرت بودن کنونی چین که ازادی بیان در این کشور صفر هستآیا جناح چپ به طور کلی نباید وجود داشته باشد؟
خیر ، این مثال رو از یک شخص مشهور و دلسوز به اسم شاهزاده رضا پلهوی میزنم ، که برای پیشرفت یک کشور ما به جناح های سیاسی و احزاب سیاسی مختلف احتیاج داریم ، این حس رقابت برای قدرت در بین احزاب مختلف باعث پیشرفت کشور میشه و این انتخاب با مردم هست که در نهایت با رفراندوم حق تعیین سرنوشت خودشون رو داشته باشن ، ما در یک کشور بر پایه دموکراسی به همه احزاب نیاز داریم ، نه همانند جمهوری اسلامی فعلی که هیچگونه حزبی اجازه فعالیت ندارهنظر شخصی درباره احزب چپ :
عقاید کمونیستی و چپ گرایی و مارکسیستی ، به طور کلی بر روی کاغذ قشنگن و اجرایی و عملی کردن آنها در عمل ممکن نیست و اگرچه ممکن هم باشه ، باعث فروپاشی اقتصادی و عدم پیشرفت کشور میشه ، بر فرض که حاکمان چپ گرای خوبی با آزادی بیان خوب هم داشته باشیم در نهایت کلیات سیستم اقتصادی بهش مشکل وارد هست ، بهتر هست چپ گراها نسبت به جنبش هایی از قبیل "برابری بر پایه لیاقت" و "حقوق مدنی واقعی" فعالیت داشته باشن و همانطور که مارکس خواسته بود ، از مردم دفاع کنند نه حکومت!تاریخچه کمونیسم رو میشه در یک جمله کتاب قلعه حیوانات اثر جورج اورول خلاصه کرد "همه حیوانات با هم برابرند اما بعضی از آنها برابر ترند!" #سیاست #چپ_گرا #کمونیسم #مارکسیسم #تاریخ https://t.me/Mersiye_vatan
مقدمه : درود شامگاه پرفروغ ، امشب میخوایم وارد سیاست بشیم و اصول کلی سیاست رو بررسی کنیم و مثل سایر موضوعات چنل به مرور از کل به جز بریم ، در ابتدا برای شناخت سیاست لازم هست جناح های سیاسی رو بشناسیم که به دو دسته کلی "جناح چپ یا چپگراها" و "جناح راست یا راستگراها" تقسیم میشن ، هر دو جناح رو از زاویه های مختلف نظیر تاریخچه ، دیدگاهها ، نوع اقتصاد ، نوع اداره حکومت و تعصبات دینی-عقیدتی-ملی بررسی میکنیم. اگر جناح های راست و چپ رو خوب متوجه بشیم ، شناخت انواع حکومت و واژگان "ایسم دار" نظیر کمونیسم ، ناسیونال سوسیالیسم ، فاشیسم ، لیبرالیسم و... کار به مراتب ساده تری هست. سعی میشه که مطالب بدون تعصبات شخصی و بر اساس تاریخ و واقعیت ها عرضه بشه ، البته در انتها نظر شخصی خودم رو هم عرض میکنم که در صورت تمایل میتونید مطالعه بفرمایید. با جناح چپ شروع میکنیم.جناح چپ ، ریشه ها و تاریخچه :
همواره در هر جامعه ای اقشاری از جامعه فقیرتر و اقشاری از جامعه دارا تر بوده اند ، مفهوم برابری اجتماعی خصوصا در قشر نابرخوردار جامعه اهمیت زیادی داشته و همواره اقشار محروم سعی کردهاند که در برابر نابرابری های قشر برخوردار بایستند. دو نفر از افراد و نویسندگانی که تاثیر زیادی در مسیر ایستادن در برابر نابرابری های اجتماعی داشتن "مارکس" و "لنین" بودن . مارکس پدر کمونیسم مدرن و فیلسوف آلمانی رو میتونیم بنیانگذار اغلب عقاید کمونیستی ، و چپ گرایی ای بدونیم که تا قبل از اون شکل و اساس خاصی نداشت ، مارکس با تالیف کتاب های مانیفیست کمونیست و کتاب سرمایه اصول ها و عقاید این جناح رو شکل داد. مارکس معتقد بود که جامعه توسط طبقات متوسط و ثروتمندی صرفاً به نفع خودشان اداره میشود و خلق یک سیستم جدید برای کنترل جامعه ضرورت داره. او معتقد بود که سوسیالیسم در نهایت جای خودش رو به جامعهای بیدولت و بیطبقه به نام کمونیسم میده. درباره لنین چی میدونیم؟ ولادیمیر لنین که بنیانگذار شوروی کمونیستی بود ، اگر تاریخ رو مطالعه کنیم لنین دستور کشتار تزار و تمام خانواده اش رو با خونسردی تمام صادر کرده، اتحاد جماهیر شوروی رو تاسیس کرد و اولین دولت رسمی کمونیستی تاریخ (اما نه آخرین دولت) و نیروی نظامی آن، ارتش سرخ کارگران و دهقانان را بنیان نهاد، و جهان رو به شکلی زیر و رو کرده بود که دیگر هرگز مانند سابق نمی شد و نشد.عقاید جناح چپ در باب برابری و عدالت:
قبل از هرچیزی ، باید بگم که در این بخش صرفا عقایدی که بر روی کاغذ هست رو بررسی میکنیم ، موفق بودن یا نبودن و درست بودن یا نبودن این قسمت رو در انتها میتونیم قضاوت کنیم. جناح چپ مثل یک موج در قرن 19.20 به بسیاری از کشور ها وارد شد ، این موج به صورت عمده توسط شوروی به راه انداخته شد و با شعار "ای کارگران جهان متحد شوید" ، شعار چپگراها ، جامعه ای بر منبای برابری ، عدالت اجتماعی ، آزادی بیان و رفاه برای تمام قشر مردم بود و به عنوان یک جنبش خودجوش معرفی شد. این موج اکثرا توسط عده ای کمونیست ها به دلیل علاقه بر ایجاد یک کشور واحد در سطح جهانی ایجاد شد که علاقه داشتن کشور های مختلف رو به خاک خودشون ضمیمه کنند!پایه های اقتصادی جناح چپ و معایب آن:
چپ ها به طور کلی مخالف سرمایهداری و نظام سرمایهداری هستند ، به زبان ساده مالکیت خصوصی چه در شرکت ها و چه در زمین های خصوصی و چه در املاک بی معناست!بهطور کلی معتقدن که قدرت و منافع باید بهطور مساوی میان مردم تقسیم بشه، اما یک سوالی که این وسط پیش میاد این هست که برابری اجتماعی مگر نباید بر اساس لیاقت فردی و تلاش یک نفر هم اجرا بشه؟ و آیا یک پزشک ، یا یک سیاستمدار ، یا یک قاضی که سالهای سال تلاش کردهست با یک کارگر زحمتکش باید به مقدار مساوی دستمزد دریافت کنند؟ آیا این برابری به جایی کشیده نمیشه که مانع پیشرفت کشور بشه و در اذهان عمومی مردم این گونه شکل بگیره که ما هر مقدار و هر نوع فعالیتی که میکنیم به اندازه یک نفر که فعالیت و تخصص کمتری داره دستمزد میگیریم پس چرا تلاش بیهوده کنیم؟ و اگر این نوع اقتصاد مناسب هست ، چرا همه کشور های کمونیستی دچار فروپاشی اقتصادی شدند؟! و آیا خود سیاستمداران و دبیران حزب کمونیسم خود نیز به اندازه سایر عموم مردم از منافع کشور استفاده میکنند؟جنبش های چپ چه هستند؟
اکثر جنبش های چپ ها منتقد سرمایهداری هستن ، از جمله جنبش کارگری، سوسیالیسم، آنارشیسم، کمونیسم، مارکسیسم و سندیکالیسم که در سدههای نوزدهم و بیستم به اوج رسیدن ( به مرور واژگان ایسم دار رو معرفی میکنیم )ادامه در پیام بعد🤍 https://t.me/Mersiye_vatan
ا یک جمله از فیثاغورث شروع میکنیم که میگه "بایستی با روح خود آشنا شده و سعادت را در اعماق روح و قلب خود جستجو کنیم" ، در جامعه امروز هرکسی جرأت متفاوت بودن رو نداره (درباره این موضوع مفصل بحث خواهیم کرد) اما این باعث نمیشه که دیدگاه های صحیح و انسانیت واقعی دچار مشکل بشن بلکه همیشه عقیده صحیح ، صحیح میمونه. در دورهی روانشناسی های زرد ، بهتر هست یک مقدار با خودمون خلوت کنیم و فکر کنیم ، تقریبا همه ما انسان ها در 90% مواقع متوجه هستیم کار درست چی هست ، اما گاهی به اون عمل میکنیم و گاهی نمیکنیم. در سکوت ذهن خودمون رو خالی کنیم و اگر علاقه داریم یکم مدیتیشن یا مراقبه کنیم. به جهان و طبیعت فکر کنیم و ببینیم کجای اون قرار گرفتیم ، ممکنه اوایل دچار فروپاشی و بی معنایی ( نیهیلیسم) بشیم ، اما کم کم به این موضوع پی میبریم که قدرت ذهن ما و قدرت انسانیت فرا کیهانیست و در نهایت به اینجا می رسیم که حضرت زرتشت می فرماید ، خورشید باش ، اگر خواستی برکسی نتابی ، نتوانی جمعبندی ، سوال اصلی همه فلاسفه ، معنای زندگی واقعا چیست؟! د
ر زندگی تنها عشق و محبت و خوبی و انسانیت هست که باقی میمونه و همه چیز غیر از اون فناپذیر هست ، امشب سعی کردیم مفصل در این باره صحبت کنیم و قطعا این موضوع کلی ترین سوال جهانه ، در ادامه چنل قطعا بیشتر صحبت میکنیم و زیر مجموعه های اون مثل روابط و عشق ( که تقریبا 35% سوالات ارسالی به ربات رو شامل میشد که این مبحث بسیار مفصله و چندین روز از شناخت انسان خوب تا ایجاد یک رابطه موفق و شعور رابطه بررسی میکنیم ) ، انسانیت ، برخورد با افراد در موقعیت های مختلف ، طبیعت و سایر موارد رو بررسی میکنیم. اما به طور کلی بحث امشب ، اینجا خاتمه پیدا میکنه که زندگی خلاصه شده در عشق ، محبت ، دیدگاه مثبت ، کمک به مردم ، شعور و شخصیت و معرفت و خلاصه همه این موارد "انسان خوبی بودن" هست ، بحث بعدی احتمالا این هست که چطور انسان خوبی باشیم و یک انسان خوب رو چطور بشناسیم! دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ ای هیچ ، برای هیچ ، بر هیچ مپیچ دانی که ز آدمی چه ماند پس مرگ؟ عشق است و محبت و دیگر همه هیچ! سپاس از حمایت ها ، همراهی شما ، پر نور باشید. #جهان_بینی #فلسفه #مولانا #انسانیت https://t.me/Mersiye_vatan
جدا از تمام مشکلات فعلی کشور ، بنا بر این باشه که همه چیز طبیعی هست ، ما مثل تمام انسان ها ، در کره زمین زندگی میکنیم ، کره زمینی که یک ذره بسیار ناچیز در برابر جهان بیکران هست ، میان این همه ستارگان و کهکشان ها و منظومه ها و سیارات و ستاره ها و سحابی ها و سیاهچاله ها ، در برابر این همه عظمت کیهان قطعا ما ناچیز هستیم. اما بنظرم اگر انسان و آدمی جهان رو خوب بشناسه و متوجه این موضوع باشه که جهان با این عظمت سراسر از عشق و نیکی ساخته شده و جز خوبی هم هیچ چیز نمیمونه و خلقت جهان نیز "خوبی" هست به این واقعیت پی میبره که قدرت یک انسان پاک از کل کیهان بیشتر هست.زندگی یک ماراتن یا مسابقه دوندگی هست؟
همه ما تقریبا در زندگیمون خصوصا در این شرایط اقتصادی ، فقط در پی درس ، کار و مشکلات هستیم. گویی که انگار همه مردم با هم در رقابت سر پول ، قدرت و موقعیت های شغلی بالاتر هستن. هیچکس منکر این واقعیت نیست که همه ما پول ، موقعیت شغلی-اجتماعی و یک زندگی راحت رو دوست داریم و این موارد چیز کامل مثبت و خوبی هست اما به یک شرط! معنای زندگی حقیقی و واقعی چیه؟ به قول آبراهام لینکلن در نهایت تعداد سال های زندگی مهم نیست ، بلکه میزان زندگی در آن سال ها مهم هست ، اما آیا پول و قدرت و سایر مادیات برای ما یک زندگی واقعی پر از لذت رو رقم میزنن؟ تا حدی بله و تا حدی خیر! هیچکس در قرن 21 نمی تواند منکر این موضوع باشه که پول به هیچ عنوان خوشبختی نمیاره ، اما اگر مبنای زندگی ما پول و مادیات باشه به مرور فراموش میکنیم که چه زمانی از زندگی لذت ببریم. در دیدگاه سهراب سپهری ، زندگی کردن حقیقی در عشق به طبیعت همچو گل و درختان و ستارگان و.. ، جهان هستی ، مردمان و هر آنچه که به زبان عمومی وایب (حس) خوب میدن خلاصه شده.ذوق زندگی چیه و چطور آدم با ذوقی باشیم؟
توی بخش قبلی یه خلاصه از دیدگاه افرادی مثل سهراب سپهری ، مولانا و شمس و... رو بررسی کردیم. همه ما قدم زدن زیر بارون رو تجربه کردم ، بوی خاک خیس رو حس کردیم ، همه ما حداقل ده نقطه از طبیعت رو دیدیم و با پدیده های مختلف نظیر حیوانات هم هرروز مواجه میشیم ، یا حتی تکه های ابر زیبا در اوج آسمان یا صدای آواز یک پرنده حتی در صبح جمعه! لذت زندگی گاهی در چیز های ساده هم خلاصه میشن ، میشه از زندگی در شرایط سخت هم لذت برد ، اگر عاشق طبیعت و جهان اطراف باشیم و دیدگاهمون نسبت به جهان و مردم ، دیدگاه عشق و محبت و خوبی و انسانیت باشه ، نه رقابت و دوندگی های بیش از حد. به قول برتراند راسل ، ترس از عشق ترس از زندگیست و آنانی که بر عشق میگریزند ، مردگانی بیش نیستند . حالا این عشق میتونه در رفاقت و روابط ، یا در عشق به طبیعت و یا خانواده و یا موارد دیگه خلاصه بشه.دیدگاه "ملت عشق" مولانا و شمس چه میگوید؟
نظر شخصی خودم این هست که اگر کسی دیدگاه مولانا و شمس رو از اعماق وجودش درک کنه ، راز جهان هستی رو متوجه شده و بهترین سبک زندگی رو انتخاب کرده ( قطعا در ادامه چنل بیشتر این بخش رو بررسی میکنیم ) ، به طور خلاصه مولانا و شمس میگن ما ملت عشقیم ، ریشه همه ما ، موجودات عالم و پروردگار و کائنات همه یکیست ، و همه در یک وجود مطلق فنا پذیریم ، مفهومی که مولانا زمانی که درک میکرد و به "فنا در عشق و نیکی" میرسید به رقص سماع میپرداخت! تصور کنید از شور و شوق زیاد و از عشق شدید به جهان نتونید تحمل کنید و این انرژی رو با رقص تخلیه کنید ، کسی که به همچین حالتی میرسه ، به اوج لذت از زندگی رسیده ، چه کمدرآمد چه پولدار و چه زن و مرد و پیر و جوان ، اگر با عشق و محبت و انسانیت به جهان نگاه کنیم ، به اوج میرسیم "چند مورد و چند مثال از با شوق زندگی کردن و از ملت عشق بودن در جامعه:"
حضرت زرتشت بیان میکنه که خدمت به خلق وظیفه نیست بلکه لذت هست. این خدمت میتونه محبت و خوبی بی منت به دیگران ، برقراری ارتباط های خوب و سالم و فداکاری در ارتباط ها ، وطن دوستی و مردم دوستی و از این موارد باشه. هیچوقت جواب بدی ، بدی نیست و همواره جواب خوبی ، خوبی بیشتر هست ، سعی نکنیم دل هامون رو از کینه و نفرت پر کنیم ، سعی نکنیم مدام به دنبال رقابت ، نفرتپراکنی ، دشمنی ، عذاب دادن افراد ، خیانت و دروغ ، قضاوت و این موارد باشیم. جهان در خوبی و انسانیت خلاصه شده ، حتی اگر کل جهان اطراف ما هم مخالف عقیده ما باشند ، عقیده درست همواره درست میمونه و گذشت زمان ، موقعیت جامعه نباید باعث عوض شدن دیدگاه صحیح بشه. شکسپیر یک جمله درست داره که میگه "به همه عشق بورز ، به تعداد کمی اعتماد کن و به هیچکس بدی نکنادامه پیام بعد🤍 https://t.me/Mersiye_vatan
بنظرم بهترین سوال برای شروع بود ، همانطور که گفتم از کل به جز میریمhttps://t.me/Mersiye_vatan
با ما همراه باشید ، وارد فلسفه ، سیاست ، روابط و احساسات ، روانشناسی و هنر میشویم و به مرور باهم از کل به جزء میرویم.🤍https://t.me/Mersiye_vatan
پیشنهاد میکنم نثر های عاشقانهی "خطرناک ترین نوع زیستن" و "تکرار زخم تو" و "زیباترین اندوه قلب" رو حتما مطالعه بفرماییدهمچین میتونید علاوه بر مشارکت در فعالیت های فرهنگی و پرسش و پاسخ ها در چنل ، نظرات خودتون رو درباره آثار به دایرکت چنل یا ناشناس بفرستید.
فعالیت اصلی چنل نیز به زودی آغاز میشه ، سوال منتخب ناشناس در چنل به مدت چند دقیقه گذاشته میشه و پس از نظر خواهی از همه ، جواب ها داده میشهاثار جدید منتشر شده نیز از همین کانال از این به بعد پخش خواهد شد. https://t.me/Mersiye_vatan
درود و سپاس بیکران از حمایت ها و همراهی فوقالعادتون ، جای تشکر داره که در کمتر از 24 ساعت این حجم از حمایت ها و استقبال شما رو داشتیم .تعدادی از فالووران پیج با دیدن استوری به صورت خودجوش از ما حمایت کردن و لینک چنل رو قرار دادن که بسیار ممنونم❤️به درخواست شما عزیزان و به دلیل اینکه بسیاری از شماها به سختی میتونید به اینستاگرام دسترسی داشته باشید ، گلچینی از آثار منتشر شده در این ایام رو با شما به اشتراک میگذارم. در این پیام 9 آثار سیاسی ، حماسی اخیر گلچین و ارسال شده که امیدوارم باب میل شما واقع باشه.
در پیام بعدی غزلیات عاشقانه ، نثر های احساسی و متن های ادبی در این زمینه گلچین و ارسال خواهد شددر ضمن سوالات و پیام های شما در ربات طبقه بندی شده و از جامع ترین موضوعات تا ریزترین مباحث رو در ادامه بررسی میکنیم ، سپاس از توجه بسیار زیاد شما وبابت تک تک 1594 پیامی که تا کنون در ربات ناشناس ارسال کردید متشکرم.
همچنین میتوانید سوالات خود را بپرسید ، مرحله اول فراخوان اینجا به پایان رسیدhttps://t.me/Mersiye_vatan
