ru
Feedback
𝑴𝒊𝒅𝒏𝒊𝒈𝒉𝒕 𝑻𝒆𝒂𝒓𝒔

𝑴𝒊𝒅𝒏𝒊𝒈𝒉𝒕 𝑻𝒆𝒂𝒓𝒔

Открыть в Telegram

من از نهایتِ شب حرف می‌زنم، من از نهایتِ تاریکی... لینک ناشناسم،برای وقتایی که نیاز دارید به حرف زدن: @Midnight_Tearsbot

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
260
Подписчики
+224 часа
+317 дней
+4730 дней
Количество постов

Загрузка данных...

Реакции
Комментарии
Telegram Stars
ТОП постов по

Загрузка данных...

Анализ публикаций
Посты
Динамика просмотров
اما نیرویی او را وا می‌داشت بگریزد؛ به گوشه‌ای کنجی جایی دور از شهر جایی دور از آدم‌ها... -سمفونی مردگان | عباس معروفی
282400Loading...
2:09 تو چرا شمع شدی سوختی ای هستی من آن زمانی که تو را سایه پروانه نبود من جدا از تو نبودم بخدا در همه عمر قبله گاه دل من جز تو در این خانه نبود...
259300Loading...
BUieTfyzZudwQWCX.mp3
305600Loading...
0:58 نگاه کن!
200200Loading...
فصلِ تازه..mp3
293300Loading...
تو مبین جهان ز بیرون، که جهان درونِ دیده‌ست چو دو دیده را ببستی، ز جهان، جهان نماند. - مولانا
214200Loading...
0:53 بیا بنویسیم که خدا ته قلب آینه است مثل شور فریاد یا نفس تو حصار سینه است با همیشه موندن وقتی که هیچی موندنی نیست اوج هر صدای عاشقه که شکستنی نیست با صدام میام همه جا تو رو مینویسم روی آینۀ گریه هام گونه های خیسم ای که معنی اسم تو آسمون پاکه ریشۀ صدا نبض عشق زیر پوست خاکه...
1000Loading...
بیا بنویسیم _.mp3
338500Loading...
آن نخل ناخلف که تبر شد ز ما نبود ما را زمانه گر شکند، ساز می‌شویم...
190300Loading...
شاملو و شجریان..mp3
1000Loading...
یه شب مهتابی بود..mp3
419700Loading...
2:50 رفت آنکه پیش پایش دریا ستاره کردی چشمان مهربانش یک قطره ناسترده رفت آن سوار کولی با خود تو را نبرده می رفت گرد راهش از دود آه تیره نیلو فرانه در باد پیچیده تاب خورده سودای همرهی را گیسو به باد دادی سودای همرهی را گیسو به باد دادی رفت آن سوار و با خود یک تار مو نبرده رفت آن سوار و با خود یک تار مو نبرده....
351200Loading...
کولی..mp3
415400Loading...
:)
:)
326100Loading...
-
313300Loading...
Голосовое сообщение
301200Loading...
-
4000Loading...
Голосовое сообщение
1000Loading...
خسته و در به در شهر غمم. .mp3
516600Loading...
تنهاو خسته در کوچه ی غم. دیدی؟ کسی جز غم من را یاد نکرد کسی جز غم چشمان و قلبم را تسخیر نکرد انگار نیمه ی گمشده غم در تاریخ ب
تنهاو خسته در کوچه ی غم. دیدی؟ کسی جز غم من را یاد نکرد کسی جز غم چشمان و قلبم را تسخیر نکرد انگار نیمه ی گمشده غم در تاریخ بودم. خودنوشت
387100Loading...