ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку

تصدّقت

تصدّقت

Открыть в Telegram
834
Подписчики
+224 часа
+147 дней
+14630 дней
Архив постов
فردا اپل هجده توی بازار پیاده می‌شه، سلطنت طلب رو اگه دیدید آیفون هجده دستشه و بازم دنبال براندازیه رو همونجا با تبری چیزی از زندگی محرومش کنید. ممنون.

خدا منو ببخشه. گوشیو می‌ذارم زمین تا آبروی دلقک درونم نرفته.

یکی هست سم‌تر.

یه گیف پیدا کردم، اصلا وای.

شما از من بی‌مطلع‌ترین؟

خبری درموردش خوندین یا در حد همین پروژه اینستاگرام و توییتره؟

بچه‌ها، قضیه این سمنان و عراقیا چیه؟

شب بقیه‌ش رو می‌گم. استراحتی بکنید فعلا همینو بخونید تا که دیگه ورود کنیم به صهیونیسم.

هربرت ساموئل:
هربرت ساموئل:

من بجای شما خسته شدم، چرا خسته نمی‌شید پس.🦦

خسته شدید؟ یا بگم؟

حالا اگه از اینجا بیایم به دوره معاصر، دوباره می‌رسیم به اردشیر ریپورتر و پسرش شاپور. این دو نفر نماینده‌های سرویس اطلاعاتی بریتانیا در ایران بودن؛ علاوه براین نماینده همین الیگارشی پارسی هم محسوب می‌شدن. برای مثال، اردشیر ریپورتر توی تهران نماینده کمپانی تاتا بود؛ مجموعه‌ای که به الیگارشی پارسی تعلق داشت و امروز هم از بزرگ‌ترین مجموعه‌های اقتصادی هند محسوب می‌شه. از زمانی که استعمار بریتانیا حضور جدی خودش رو در ایران پیدا کرد تا جنگ جهانی دوم، برخلاف چیزی که معمولاً تصور می‌شه، مرکز اصلی عملیات سیاسی، اطلاعاتی، نظامی و اقتصادی بریتانیا در ارتباط با ایران، علاوه بر لندن، بمبئی هم بود. یکی از مهم‌ترین نمونه‌های این موضوع هم کودتای ۱۲۹۹ه. طرح کودتا از طرف حکومت هند بریتانیا، به ریاست لرد ریدینگ، و شبکه اطلاعاتی اون در ایران به ریاست اردشیر ریپورتر دنبال می‌شد؛ در حالی که وزارت خارجه بریتانیا به ریاست لرد کرزن با این طرح مخالف بود و می‌خواست طرح خودش، یعنی قرارداد ۱۹۱۹، اجرا بشه. طرح کودتا از حمایت یه لابی قدرتمند در دولت بریتانیا برخوردار بود. در رأس این جریان، افرادی مثل لوید جرج، نخست‌وزیر بریتانیا، وینستون چرچیل، وزیر جنگ و بعد وزیر مستعمرات، سر فیلیپ ساسون، منشی مخصوص لوید جرج، ادوین مونتاگ، وزیر امور هندوستان، و سر هربرت ساموئل قرار داشتن؛ و در کنار اون‌ها، اعضای دیگه‌ای از لابی صهیونیستی در دولت وقت انگلیس هم از این طرح حمایت می‌کردن.

اما پارسیان برای خودشون یه پیشینه تاریخی هم قائل بودن. بر اساس یه افسانه منظوم به نام «قصه سنجان»، خودشون رو از نسل اشراف و موبدان ساسانی می‌دونستن؛ گروهی که supposedly بعد از حمله اعراب به ایران، برای حفظ دین و عقایدشون به غرب هند مهاجرت کردن و کتاب‌های دینی‌شون رو هم با خودشون بردن. سران این جامعه از اوایل قرن هجدهم، در تحولات ایران هم نفوذ قابل توجهی پیدا کرده بودن. حتی در حمله محمود افغان به ایران و سقوط اصفهان و صفویان، از نقش فردی به نام نصرالله گبر، که به عنوان نفر دوم سپاه و سپهسالار محمود افغان معرفی شده، نام برده می‌شه. و این نکته مهمه، چون حمله محمود افغان یکی از اتفاقاتیه که مسیر تاریخ ایران رو به‌شدت تغییر داد. (خب تا اینجاشو بدونید بیایم به دوران معاصر)

بخش بزرگی از ثروتی که این الیگارشی پارسی به دست اورد، از تجارت تریاک در قرن نوزدهم بود. اون‌ها در شرق، از شرکای مهم تجارت تریاک انگلیسی‌ها، آمریکایی‌ها و یهودیان به شمار می‌اومدن. تجارت تریاک اون دوره یکی از مهم‌ترین شاخه‌های اقتصاد جهانی محسوب می‌شد و همین تجارت در نهایت به دو جنگ بزرگ بین قدرت‌های اروپایی و چین منجر شد؛ جنگ‌هایی که به جنگ‌های تریاک معروف شدن و چین یکی از قربانیان اصلیشون بود.

چون میدونم اهل سرچ نیستید دارم خودم می‌گم بدونید اینا چقدر نفوذ داشتن.

تو بمبئی، قدرت اصلی عملاً دست یه گروه منسجم از ثروتمندان پارسی بود. خیلی از مأمورین سیاسی و اطلاعاتی حکومت هند بریتانیا در مناطق مختلف، یا از بین همین افراد انتخاب می‌شدن یا ارتباط نزدیکی باهاشون داشتن. مثلاً خانواده‌هایی مثل پتیت، خراس و عدن‌والا فقط در تجارت فعال نبودن؛ با عمان هم ارتباطات تجاری گسترده‌ای داشتن و بعضی از اعضای این خانواده‌ها حتی از طرف حکومت هند بریتانیا به عنوان مشاور امام مسقط فعالیت می‌کردن. یکی از چهره‌های مهم این جریان، سِر هرمزجی عدن‌والا بود که در اوایل قرن نوزدهم نفوذ زیادی داشت. جالبه که بعد از تأسیس رسمی سلطنت پهلوی در آذر ۱۳۰۴، همین شخص در مرداد ۱۳۰۵، در رأس یه هیئت بزرگ از پارسیان برای تبریک به رضاشاه به ایران اومد. این سفر هم، طبق روایت منبع، به ابتکار اردشیر ریپورتر انجام شده بود. در زنگبار هم تقریباً همین الگو رو می‌بینیم. یکی از پارسیان به نام بهمن جی مانکجی داروخان‌والا به عنوان مشاور سلطان زنگبار اونجا مستقر بود و از افراد بسیار بانفوذ در دستگاه سلطان محسوب می‌شد. بعد از اون هم دکتر فرامرزجی پستان‌جی این سمت رو گرفت؛ کسی که هم‌زمان استاد یکی از لژهای فراماسونری زنگبار هم بود. اینم بدونید توی دولت‌های شبه‌قاره هند که ظاهراً مستقل بودن، ولی در عمل زیر نظارت غیررسمی حکومت هند بریتانیا قرار داشتن، پارسیان باز هم به عنوان نمایندگان رسمی یا غیررسمی بریتانیا حضور داشتن. مثلاً در حیدرآباد دکن، فردی به نام داراب‌جی چنوی عملاً از افراد بسیار بانفوذ در دستگاه نظام حیدرآباد بود و خاندان ویکاجی هم امور مالی این دولت رو در دست داشتن. اون‌ها با کمک بانک‌های خصوصی انگلیسی، حکومت حیدرآباد رو به شدت بدهکار کرده بودن. در دولت‌های پونا و بارودا هم ساختار مشابهی وجود داشت.

اردشیر ریپورتر
اردشیر ریپورتر