blue hour !!
Открыть в Telegram
Just midnight thoughts turning into love stories Wanna talk ?? : @HelikaIsHerebot Archive : @bluehouranon
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
957
Подписчики
+224 часа
+207 дней
+10430 дней
Архив постов
این رو چپتر بعدی خواهید فهمید
و خب... همهچیز به هونگ بستگی داره، اینکه بخواد چی بگه و اجازه بده نات بفهمه یا نه؟
آره میدونه، نه دقیق و با جزئیات اما خب پوند ساده و مختصر براش گفته که مثلا سانتا رو پیدا کردن و حالش خوب نیست و اینها؟ و نتونست اونجا باشه چون باید آموزشگاه میبود متأسفانه اما چپتر بعدی قراره بیاد
میرسه، نگران نباشید
تا تولد پووین هنوز سه چهار روزی مونده و شاید حالا سانتا کاملا بهبود پیدا نکنه تا اونموقع اما از این حالت در میاد به زودی
صرفا شنیده بود
میدونید است سرتاپا خون بود وقتی برگشت بیمارستان برای دیدن پدرش و خب یک کلاغ چهل کلاغ دیگه =)
پاوین زیاد موندگار نیست، تا اواسط فصل دوم هست و بعد جمع سینرز رو ترک میکنه اما توی مدت زمانی که حضور داره، صرفا میخواد از فرصت برای برگشتن پیش است استفاده کنه چون پاوین یه مرد شکستخوردهست، آدمی که یه زمانی است و رابطهشون رو بهخاطر هدف خاصی که منتهی به ثروت و قدرت میشده رها کرده و الان که به هدفش نرسیده، پشیمون شده
است قراره یه کاری بکنه که احتمالا ازش شوکه بشید و در ادامهش متوجه بشید وقتی میگم "انتخاب هیچچیز توی سینرز الکی نیست" واقعا الکی نیست. اون کارش باعث میشه احساس بهتری داشته باشه، با تنهایی کنار بیاد و فقدان پدرش رو زیاد احساس نکنه و حتی کسی که قراره باهاش آشنا بشه، بهش کمک میکنه بیشتر و بیشتر به رابطهش با ویلیام فکر کنه، جواب سؤالهاش رو پیدا کنه و به عبارتی راحتتر تصمیم بگیره
سانتا برای آئو تهدید به حساب نمیاد، بین این مافیاها، سانتا واقعا مثل یه جوجه میمونه =)) مخصوصا برای آئو؟ راحت پاش رو میذاره روش و رد میشه، در نتیجه؟ کشتنش به درد آئو نمیخوره. این کار رو بهخاطر چیزی که از ویلیام در ازای کارش گرفت انجام داد. بعداً قراره ازش پشیمون بشه.
راستش من شخصاً خوشحالم که پرثِ فصل دوم قراره نانون رو کنارش داشته باشه چون این پسر هیچکس رو نداره، حتی برای مدت طولانی قرار نیست سانتا رو هم کنارش داشته باشه و این تنهایی امکان داشت باعث بشه پرث دست به کارهایی بزنه که نباید؟ اما حضور نانون میتونه تفاوت ایجاد کنه
نانون قراره مغز ما رو منفجر کنه =))) مختصر و مفید
قبلا گفته بودم شخص سوم مثلث عشقی یه آدم از گذشته پرثه و آدم جدیدی نیست، نانون تنها کسیه که میدونه پرث پسر جاکراپاترهاست، میدونه پرث چه مأموریتی داشته، پرث رو خیلی خوب میشناسه، خیلییییی خوب و این احتمالا قراره به ضرر سانتا تموم بشه چون پسر نقاش فکر میکنه که پرث رو میشناسه ولی فقط یکسری از زخمهای ظاهری روحش رو دیده، زخمهای بسیار عمیقتری روی روح این پسر هست که مدتهاست پنهانشون کرده و فقط نانون ازشون خبر داره... و میدونید؟ آدمها معمولا توی شرایط سخت به کسی پناه میبرن که بیشترین شناخت رو ازشون داره یا به عبارتی بهتر میتونه درکشون کنه، شاید برای همین پرث نهایتا وقتی از همه ناامید میشه، سمت نانون برمیگرده
داستان سانتای مسمومشده طبیعتا توی چپتر قبلی تموم نمیشه و تا اواسط چپتر بعدی ادامه داره اما اینکه نانون نجاتش میده یا نه... بچهها نانون دکتر نیست، صرفا کسیه که با تانابونها خیلی آشنایی داره به دلایلی که بعداً میفهمید و نهایت کاری که اینجا میتونه انجام بده، راهنمایی کردن پرثه، اینکه اثر داره یا نه هم... قطعا داره؟ براشون زمان میخره... همونطور که پوند گفت، تا بیان تشخیص بدن سانتا با چی مسموم شده و پادزهر پیدا بشه قطعا پسر نقاش داستان زنده نمیمونه اما اگه بفهمن زهر چی بوده احتمالا کارشون راحتتر خواهد بود
😭😭😭😭 خوشحال شدم که اینجوری بوده جدی مخصوصاً اینکه میگید ارزشش رو داشت باعث میشه احساس کنم اینکه ۵ هفته روانم نابود شد تا از جنگل بیام بیرون واقعا ارزشش رو داشته
است واقعا به ویلیام نیاز داشت اون لحظه اما نه اون ویلیام که روش اسلحه کشید، اون ویلیام که توی ذهنش ازش ساخته بود و عاشقش بود
در رابطه با سفید بودن است، آره است واقعا قرار نیست خیلی شخصیتی باشه که به سیاهی کشیده میشه اما گاهی عشق باعث میشه آدمها دست به کارهایی بزنن که انتظارش رو ندارن، برید فصل دو بیاید خلاصه
