ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку 👈

𝗧𝗔𝗦𝗜𝗔𝗡🦢

𝗧𝗔𝗦𝗜𝗔𝗡🦢

Открыть в Telegram

🦢✌🏻 777 به امید پروردگار ایران زمین. 🖤🗽19ـ18

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
247
Подписчики
Нет данных24 часа
-27 дней
-8430 дней
Архив постов
💘✨

My beauti girl 🩷🫀

✨🙂‍↕️
+1
✨🙂‍↕️

دختری عاشقت شده که یه شهر سر بی تفاوت بودنش شرط می‌بستن 𝐌💘✨

از زمین و آدمای زمینی خسته‌م، کاش طی یه سفر بی بازگشت برم مریخ.

بگم توت باشه بخندی ؟

ما به هم معتادیم تا مرگ 𝐌❤️‍🔥☠

Repost from N/a
سوشی و ‌غذای دریایی اگه خوب بود آقای خرچنگ کف دریا فست‌فودی نمیزد برگر بده دست مردم

Repost from 𝐓✌🏽
بچه ها فروش وی پی ان در خدمتم خرید پیوی @taharamzani8 لیست فروشمون ۳ گیگ: ۱۰۰ ۵ گیگ: ۱۵۰ ۱۰گیگ: ۲۶۰ ۲۰گیگ: ۳۹۰ ۵۰گیگ:۸۰۰ ۱۰۰گیگ: یک میلیون چهارصد

‏کاش ما آخرین نسلی باشیم که این زندگی رو تجربه می‌کنه‌.

Видеосообщение00:16

Sajad Shahi - 3AM (128).mp32.83 MB

‎⁨۲ صبح-⁩.mp34.51 MB

آدمایی که جزئیات یادشون میمونه خیلی بگا میرن..

04:04

گر بیایی دهمت جان و نیایی کشدم غم من که بایست بمیرم؛ چه بیایی چه نیایی.. 🖤✌🏻

‎⁨تتلو – نوازش ؛⁩.mp33.70 MB

حرفی اگر از من بماند، یادگاری از وفاست یک نگاهِ مهربان، کافی‌ست برای این گدا

ای یارِ سیه‌چشم، اگر گوش کنی با دل دارم سخنی تلخ‌تر از زهر و غمی مشکل من آن که به نادانیِ خویش آتش افروختم در باغِ محبت، به دستِ خود زدم حاصل نه قصدِ شکستن بود و نه میلِ رنجاندن اما چه کنم، خطا بود و خطا شد باطل امروز که دور افتاده‌ام از سایهٔ چشمت فهمیده‌ام ارزشِ آن مهرِ تو را کامل هر شب به ملامت بنشینم من و وجدانم او گوید: «چرا شکستی آن عهدِ دلِ قابل؟» من مانده‌ام و حسرتِ یک لحظه نگاهِ تو یک لحظه که می‌شد بشود مرهمِ این دل گر اشک توانست بشوید گنهِ عاشق دریا نشود کافی از این دیدهٔ سائل هر کوچه که می‌گردم و هر راه که می‌پویم بینم اثرِ خندهٔ تو را به هر منزل ای کاش زمان باز کند پنجره‌ای دیگر تا جبران کنم آنچه شکستم ز سرِ غفلت من عهد کنم گر بدهی فرصتِ دیداری هرگز نرود از دلِ من حرمتِ آن محفل نه وعدهٔ پوچ است و نه سوگندِ فراموشی این بار وفا می‌کنم از جان و دلِ کامل اما اگر از من نپذیری تو پشیمانی حق داری و من نیز ندارم سخنی باطل تنها ز تو خواهم که اگر نامم آمد روزی یادی نکنی از منِ دیروزِ خطاکارِ جاهل یادی بکنی از دلِ افسرده و شرمنده کز کردهٔ خود سوخت و نماندش جز این حاصل این بود تمامِ سخنِ شاعرِ دل‌خسته بخشایش اگر هست، رسد از دلِ تو شاید