SHANENZ
Открыть в Telegram
https://t.me/HarfChatBot?start=f435b7138382 Warning⚠️: nsfw & gore
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
356
Подписчики
+124 часа
+157 дней
+11930 дней
Архив постов
356
بعد کوین تو همین روزا از رو عصبانیت با یه راننده ی پررو دعوا درست میکنه و دوتا از ستاره هاشو از دست میده و همکار هاش بخصوص پاولینا مسخرش میکنن
یکی از همین روز ها که کوین داشت ماشین هارو راهنمایی میکرد پاولینا میاد مسخرش میکنه و تیکه میندازه کوین هم باش دعوا میکنه بعد که پاولینا میره سر کارش کوین ناراحت و ناامید به نظر میومد که شانن بهش میخوره و از اونجا زندگیش عوض میشه
356
کوین تو یه خونواده بزرگ به دنیا اومده . دوتا خواهر و دوتا برادر . به ترتیب میشن روبرتو ، گوئن ، کوین ، مارگاریتا, آلخاندرو . تفاوت سنی همشون دو ساله دقیق
همشون دو رگه هستن مامانشون فرانسوی باباشون مکزیکی.
وقتی چهار سالش بود مامانش تو زایمان فوت میکنه .از اونجا به بعد پیش مامانبزرگش( ماریلین ولنتاین)با خواهراش و برادراش و پدرش زندگی میکرد.
شونزده سالگیش برادر بزرگش ( روبرتو که آتش نشانه) در حالی که داشت نجاتش میداد میمیره بخاطر سوختگی و اینکه ریه هاش پر دود بود .
بعد تصمیم میگیره با تحصیل کردن خودشو سرگرم کنه یه تغییری به زندگیش بده و از بیست سالگی سفر میکنه به هپی سیتی که اونجا کار پیدا کنه . تو گارد پادشاهی راش میدن . اونجا پلیس راهنمایی میشه . بیست و دو سالگیش خبر فوت برادر کوچیکش میاد که انگار تو سربازی خودشو کشته. کوین هم خیلی ناراحت نمیشه حقیقتا زیاد با آلخاندرو اوکی نبود چون مامانشونو بخاطرش از دست دادن. ولی خب دپرس میشه و کند میشه و اینا این بک استوری کوینه
