𝑹𝒆𝒔𝒊𝒅𝒆𝒏𝒕 𝑬𝒗𝒊𝒍 𝒇𝒂𝒏𝒔 | رزیدنت اویل
Открыть в Telegram
Welcome To Persian Channel RE fans❤️🔥 خوش آمدید 🍷 ⚜️ چنل اختصاصی رزیدنت اویل ⚜️ 🔅کاملترین مرجع بازی رزیدنت اویل 🔅 📰 بروزترین اخبار را از ما بخواهید 👤Owner : @amir_rhm26 جهت تبلیغات : @amir_rhm26
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
1 596
Подписчики
+5524 часа
+1077 дней
+30430 дней
Архив постов
+4
شات های زیبا از ریکوئیم ❤️
#Leon
#Wallpaper
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@residentevilfans2
صبح را الکی شاد آغاز کنید 😂
سلام بچه ها صبحتون به خیر ❤️ نظرسنجی رو دیدم اکثرا با محتوای Ai مشکلی ندارید شکرخدا ولی خب ما سعی میکنیم متعادل ازش پست بزاریم 😁
#Leon
#Video
#Ai
Good night 🌜❤️ شبتون بخیر#Leon_Kenndy 🌟 ➖➖➖➖➖➖➖➖➖ @residentevilfans2
+1
Grace Ashcroft 🤍🕊️
New Wallpaper ❤️🔥💣
#Wallpaper
#ResidentEvil_Requiem
❓اما دلیل این وضعیت ذهنی چه میتوانست باشد؟
در نگاه اول، ممکن است تصور شود که عمل جراحی باعث این تغییرات شده، چون روی سر آنها جای زخم وجود داشت. اما در نسخه ژاپنی فایلهای تحقیقاتی مشخص شده که جراحی بعد از شروع این وضعیت انجام شده است؛ بنابراین احتمالاً این عمل چیزی شبیه لوبوتومی (قطع یا تغییر بخشی از عملکرد مغز) بوده تا وضعیت آنها را کنترل کند.
🦠 احتمال دیگر، تأثیر مستقیم ویروس است. این نظریه هم منطقی است، چون میدانیم ویروس T میتواند روی هوش و عملکرد ذهنی افراد تأثیر بگذارد.
اما یک احتمال جالبتر هم وجود دارد که به Resident Evil: Revelations 2 مرتبط است.
🧠 این دختران بخشی از پروژه Series 60 Subjects بودند؛ پروژهای که در آن افراد مقدار بیشتری از پلاسمای اسپنسر (که به عنوان حامل حافظه شناخته میشد) دریافت میکردند.
پس از اینکه الکس وسکر (Alex Wesker) سیستم انتقال ذهن و خاطرات اسپنسر را تکمیل کرد، به این نتیجه رسید که یک بدن مناسب برای تحمل برخورد ذهنها باید دارای قدرت ذهنی بسیار بالایی باشد.
همچنین برای کاهش فشار روی بدن میزبان و تثبیت فرآیند، به یک دوره سازگاری ششماهه نیاز بود.
بنابراین شاید دلیل مشکلات ذهنی کودکان این بوده باشد:
برخورد و تداخل بین ذهن خودشان و خاطرات اسپنسر.
یعنی آنها فقط قربانی ویروس نبودند؛ بلکه ممکن است بخشی از آزمایش بزرگتر آمبرلا برای انتقال ذهن و خاطرات یک انسان به بدن دیگر بوده باشند.
#Fact
🎮 کسانی که Resident Evil Requiem را بازی کردهاند، با اتفاقات اصلی و شخصیتهای مهم آن آشنا هستند؛ بنابراین به جای مرور دوباره داستان، اینجا بیشتر بررسی میکنیم که چرا ممکن است این اتفاقات رخ داده باشند.
کمی قبل از وقوع حادثه، یک محقق جدید به کارکنان یتیمخانه اضافه شد. او توسط کارکنان با محیط یتیمخانه آشنا شد، با کودکان عجیب آنجا ملاقات کرد و مشخص بود که از فرصت آزمایش روی آنها هیجانزده شده است.
در دفترچه یادداشت او، آخرین نوشته این بود:
«فعلاً امشب شروع میکنم و به یتیمخانه سر میزنم. به نظر میرسد همیشه کارهای خستهکننده نصیب تازهواردها میشود. امیدوارم بتوانم این کارهای حوصلهسربر را سریع تمام کنم تا فردا برای سرگرمی واقعی آماده شوم.»
🥼 با توجه به این موضوع، کاملاً ممکن است عامل اصلی این فاجعه بیاحتیاطی یا مدیریت ضعیف کارکنان بوده باشد. شاید یک محقق تازهکار، بدون نظارت کافی، باعث آغاز یک زنجیره فاجعهبار شده باشد.
اما اگر این بخش قابل درک باشد، سؤال بزرگتر این است:
سرنوشت خود کودکان چه شد؟ دقیقاً چه اتفاقی برای آنها افتاد؟
😎 کسانی که آنها را با وسکر (Wesker) مقایسه کردند، احتمالاً چندان اشتباه نکردهاند. مانند وسکر، ژنوتیپ آنها بررسی شده بود و کودکانی که ویژگی ژنتیکی مناسب داشتند، توانستند با ویروس سازگار شوند و به قدرتهایی مانند:
قدرت بدنی فوقالعاده
توانایی بازسازی سریع بدن
چشمهای قرمز درخشان
دست پیدا کنند.
اما برخلاف وسکر که فقط در شرایط خاص چشمهایش میدرخشید، چشمهای این کودکان دائماً قرمز باقی مانده بود.
خندههای غیرطبیعی آنها، رگهای متورم و ترکیدن مویرگها نشاندهنده حالتی از هیجان شدید، فشار خون بالا و تحریک عصبی دائمی بود. یکی از محققان این وضعیت را نتیجهی «ناهنجاریهای ذهنی» توصیف کرده بود.
+3
🤐 حقیقت پشت حادثه سال ۱۹۹۰
دهه ۱۹۹۰ یکی از فاجعهبارترین دورهها در تاریخ شرکت آمبرلا (Umbrella Corporation) بود. در حالی که این شرکت با همکاری دولت آمریکا به سرعت در حال گسترش بود، اسپنسر کمکم کنترل کامل خود را روی سازمان از دست میداد و کیفیت مدیریت داخلی شرکت نیز شروع به فروپاشی میکرد. در نتیجه، حوادث بیولوژیکی مختلفی در نقاط گوناگون رخ داد که یکی از آنها حادثه فوریه ۱۹۹۰ در یتیمخانه شهر راکون (Raccoon City Orphanage) بود.
#Fact
جزئیات صوتی خیرهکننده ای در RE Requiem وجود داره .
• سلاحهای بازی Requiem واقعاً واقعگرایانه طراحی شدن. وقتی داخل محیطهای بسته هستید، صدای Handgunها و بقیه سلاحها مثل همون تفنگهای معمولیِ بازیهای ویدیویی به نظر میرسه؛ اما به محض اینکه میرید فضای باز، شلیکها اکو پیدا میکنن و حتی صدای شکستن دیوار صوتیِ گلولهها رو هم از فاصله دور میشنوید. چنین جزئیاتی واقعاً تحسینبرانگیزه
#Fact
#Residentevil_Requiem 🤩
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@residentevilfans2 🌟
📖 داستان زندگی
اینگرید هانیگان یکی از مهمترین شخصیتهای پشتیبانی در مجموعه Resident Evil است؛ شخصیتی که معمولاً خودش در خط مقدم مبارزه حضور ندارد، اما بارها با اطلاعات و راهنماییهایش جان قهرمانان داستان را نجات داده است.
او برای اولین بار در Resident Evil 4 معرفی شد؛ زمانی که لیان اس. کندی برای نجات دختر رئیسجمهور آمریکا، اشلی گراهام، به اسپانیا اعزام شده بود. هانیگان به عنوان رابط ارتباطی لیان در تمام مأموریت همراه او بود و از طریق بیسیم اطلاعات، نقشهها و دستورهای لازم را در اختیارش قرار میداد.
در جریان آن مأموریت، هانیگان شاهد مبارزه لیان با فرقه Los Illuminados، انگل Las Plagas و رهبر آنها اوزموند سادلر بود. او یکی از معدود افرادی بود که از جزئیات واقعی این عملیات خبر داشت.
سالها بعد، در سال ۲۰۱۳، هانیگان دوباره در Resident Evil 6 ظاهر شد. این بار او به عنوان مأمور اطلاعاتی دولت آمریکا همراه لیان فعالیت میکند. پس از حمله بیولوژیکی به شهر Tall Oaks و مرگ رئیسجمهور، هانیگان به لیان کمک میکند تا مسیر تحقیقات خود را پیدا کند و پشت پرده این حمله را کشف کند.
در طول داستان، او اطلاعات مهمی درباره ویروس C، سیمونز و سازمان Neo-Umbrella در اختیار لیان و هلنا قرار میدهد. هانیگان همچنین ارتباط لیان با سازمانهای دولتی را حفظ میکند و نقش مهمی در هدایت عملیات دارد.
🔥 شخصیت و ویژگیها
هانیگان برخلاف شخصیتهایی مثل کریس و لیان، یک مبارز میدانی نیست؛ تخصص او اطلاعات، تحلیل و پشتیبانی عملیاتی است.
او بسیار آرام، دقیق و حرفهای است.
رابطه کاری نزدیکی با لیان دارد و یکی از معدود افرادی است که در سختترین مأموریتها همیشه پشت او بوده است.
برخلاف بسیاری از مأموران دولتی، هانیگان بیشتر به نجات جان افراد اهمیت میدهد تا فقط اجرای دستورها.
🎭 نکات جالب
در Resident Evil 4 Remake (2023) هانیگان دوباره حضور دارد و طراحی ظاهری و شخصیت او بهروزرسانی شده است.
جمله معروف ارتباطی او با لیان در RE4 باعث شد بین طرفداران محبوب شود.
او یکی از معدود شخصیتهایی است که در چند دوره مختلف زندگی حرفهای لیان حضور داشته؛ از یک مأمور تازهکار در RE4 تا یک مأمور باتجربه در RE6.
برخلاف بسیاری از شخصیتهای رزیدنت اویل، هانیگان هیچوقت آلوده نشده و همیشه نقش یک انسان عادی اما بسیار مهم را داشته است.
#بیوگرافی
👤 Ingrid Hunnigan (اینگرید هانیگان) بیوگرافی
📌 اطلاعات کلی
نام کامل: Ingrid Hunnigan
اولین حضور: Resident Evil 4 (2005)
حضور مهم: Resident Evil 6 (2012)
سن: مشخص نشده (احتمالاً اواخر دهه ۲۰ تا اوایل دهه ۳۰ در زمان RE6)
قد: مشخص نشده
وزن: مشخص نشده
ملیت: آمریکایی 🇺🇸
شغل: تحلیلگر اطلاعاتی و مأمور پشتیبانی دولت آمریکا
وابستگی: دولت آمریکا / سازمانهای اطلاعاتی
وضعیت: زنده
#بیوگرافی
📖 داستان زندگی
پیرز نیوانس یکی از جوانترین و بااستعدادترین مأموران سازمان BSAA بود. او از همان ابتدا به عنوان یک تیرانداز فوقالعاده شناخته میشد و مهارت بالایی در استفاده از سلاحهای دوربرد داشت. استعداد و تواناییهای او باعث شد خیلی زود مورد توجه فرماندهان BSAA قرار بگیرد.
در سال ۲۰۱۳، پیرز به عنوان یکی از اعضای تیم کریس ردفیلد در عملیات مقابله با حملات بیولوژیکی در کشور ادونیا انتخاب شد. او برخلاف بسیاری از افراد، کریس را فقط یک فرمانده نمیدید؛ بلکه او را قهرمان خودش میدانست و احترام بسیار زیادی برایش قائل بود.
در جریان جنگ ادونیا، تیم کریس با حمله نیروهای آلوده به ویروس C روبهرو شد. پس از یک عملیات سخت، بسیاری از اعضای تیم کشته شدند و کریس به دلیل از دست دادن افرادش دچار بحران روحی شد. پیرز تنها کسی بود که کنار او ماند و تلاش کرد کریس را دوباره به مسیر مبارزه برگرداند.
مدتی بعد، کریس و پیرز برای مقابله با حملات بزرگتر به چین اعزام شدند. آنها در آنجا با دشمنان قدرتمند و موجودات جهشیافته ناشی از ویروس C روبهرو شدند و متوجه شدند که حملات بسیار گستردهتر از چیزی است که تصور میکردند.
در پایان مأموریت، کریس و پیرز وارد یک پایگاه زیرزمینی شدند و با یک هیولای عظیم به نام Haos روبهرو شدند. در این لحظه، کریس در خطر مرگ قرار گرفت و پیرز تصمیم گرفت برای نجات فرمانده خود کاری غیرممکن انجام دهد.
پیرز خود را به ویروس C آلوده کرد تا قدرت لازم برای مبارزه با هیولا را به دست آورد. بدن او شروع به جهش کرد و تواناییهای جدیدی پیدا کرد، اما او هنوز کنترل ذهنش را حفظ کرده بود.
با قدرت جدیدش، پیرز توانست به کریس کمک کند تا Haos را شکست دهد و راه فرار را باز کند. اما او میدانست که اگر همراه کریس خارج شود، ممکن است به خطری برای دیگران تبدیل شود. بنابراین تصمیم گرفت در کنار هیولا باقی بماند و خودش را قربانی کند تا کریس زنده بماند.
مرگ پیرز یکی از احساسیترین لحظات Resident Evil 6 بود. او با وجود اینکه میتوانست نجات پیدا کند، ترجیح داد جانش را فدا کند تا فرمانده و دوستش کریس زنده بماند.
🔥 نکات جالب درباره پیرز
پیرز یکی از معدود شخصیتهایی است که توانست جایگاه بسیار نزدیکی کنار کریس ردفیلد پیدا کند.
او کریس را قهرمان خود میدانست و همیشه تلاش میکرد از او حمایت کند.
پیرز تنها شخصیت اصلی Resident Evil 6 است که به صورت مستقیم با ویروس C جهش پیدا کرد اما برای مدتی کنترل خودش را حفظ کرد.
بسیاری از طرفداران، فداکاری او را با فداکاری جیل در Lost in Nightmares مقایسه میکنند.
مرگ او باعث شد کریس دوباره ارزش زندگی و دلیل ادامه مبارزه را پیدا کند.
#بیوگرافی
👤 Piers Nivans (پیرز نیوانس) بیوگرافی
📌 اطلاعات کلی
نام کامل: Piers Nivans
اولین حضور: Resident Evil 6 (2012)
سن در RE6: حدود ۲۶ سال
قد: حدود ۱۷۸ سانتیمتر
وزن: حدود ۷۵ کیلوگرم
ملیت: بریتانیایی 🇬🇧
شغل: مأمور BSAA
وابستگی: BSAA (شاخه آمریکای شمالی)
وضعیت: فوتشده
سلاح اصلی: اسنایپر، تفنگهای تهاجمی و سلاحهای الکتریکی مخصوص
#بیوگرافی
📖 داستان زندگی
هلنا هارپر از کودکی فردی مسئولیتپذیر بود و رابطه بسیار نزدیکی با خواهر کوچکترش دبرا هارپر داشت. او همیشه تلاش میکرد از خانوادهاش محافظت کند و همین ویژگی بعدها او را به سمت شغلهای امنیتی و نظامی کشاند.
او به عنوان یکی از مأموران سرویس مخفی آمریکا انتخاب شد و وظیفهاش محافظت از مقامات مهم کشور بود. در سال ۲۰۱۳، هلنا مأمور محافظت از رئیسجمهور آمریکا، آدام بنفورد شد؛ رئیسجمهوری که قصد داشت حقیقت پشت فاجعه راکون سیتی را برای مردم آشکار کند.
اما درست قبل از سخنرانی رئیسجمهور، یک حمله بیولوژیکی با ویروس C رخ داد و شهر Tall Oaks به یک منطقه آلوده تبدیل شد. رئیسجمهور آلوده شد و لیان اس. کندی مجبور شد برای جلوگیری از گسترش فاجعه او را بکشد.
پس از این اتفاق، هلنا حقیقت تلخی را فاش کرد؛ اینکه خواهرش دبرا توسط درک سی. سیمونز، یکی از افراد قدرتمند دولت، ربوده شده بود. سیمونز از هلنا باجگیری کرده بود و او را مجبور کرده بود اطلاعاتی در اختیارش بگذارد تا جان خواهرش حفظ شود.
هلنا که خودش را مسئول این اتفاقات میدانست، تصمیم گرفت همراه لیان حقیقت را پیدا کند و سیمونز را متوقف کند. در مسیر، آنها وارد آزمایشگاههای مخفی شدند و فهمیدند که پشت حمله ویروس C، توطئهای بزرگ برای حفظ قدرت سیاسی وجود دارد.
وقتی هلنا و لیان سرانجام دبرا را پیدا کردند، با دردناکترین لحظه زندگی هلنا روبهرو شدند؛ دبرا به دلیل آزمایشهای ویروس C دیگر انسان سابق نبود و به موجودی جهشیافته تبدیل شده بود. هلنا مجبور شد برای نجات دیگران با خواهر خودش مقابله کند.
پس از شکست دبرا، هلنا احساس گناه زیادی داشت، اما لیان به او کمک کرد بفهمد تمام این اتفاقات تقصیر او نبوده است. در پایان، هلنا و لیان موفق شدند سیمونز را شکست دهند و حقیقت حمله بیولوژیکی را آشکار کنند.
🔥 نکات جالب درباره هلنا
هلنا یکی از معدود شخصیتهای رزیدنت اویل است که داستانش بیشتر درباره عذاب وجدان و خانواده است.
او اولین شخصیت همراه لیان بعد از سالهاست که جایگزین شخصیتهایی مثل کلر و ایدا در کمپین لیان میشود.
رابطه او و لیان بیشتر بر پایه اعتماد و همکاری شکل میگیرد.
برخلاف بسیاری از شخصیتهای سری، هلنا از ابتدا یک مبارز بیولوژیکی نبود و بیشتر یک مأمور امنیتی آموزشدیده بود.
سلاح اصلی او در بازی معمولاً پایستول و شاتگان است.
#بیوگرافی
👤 Helena Harper (هلنا هارپر) بیوگرافی
📌 اطلاعات کلی
نام کامل: Helena Harper
اولین حضور: Resident Evil 6 (2012)
سن در RE6: حدود ۲۴ سال
قد: حدود ۱۷۵ سانتیمتر
وزن: حدود ۵۶ کیلوگرم
ملیت: آمریکایی 🇺🇸
شغل: مأمور سرویس مخفی آمریکا (U.S. Secret Service)
وابستگی: دولت آمریکا
وضعیت: زنده
#بیوگرافی
نکته جالب:
دلیل اینکه جیک فامیلی Muller (مولر) دارد این است که او با نام خانوادگی مادرش بزرگ شده، نه پدرش.
پدر واقعی او آلبرت وسکر (Albert Wesker) است، اما وسکر هیچوقت در زندگی جیک حضور نداشت و جیک حتی تا سالها نمیدانست پدرش چه کسی است. مادر جیک، او را به تنهایی بزرگ کرد و جیک نام خانوادگی مادرش، یعنی Muller را گرفت.
در دنیای Resident Evil هم وسکر معمولاً روابط خانوادگی خودش را پنهان میکرد و بیشتر به دنبال پروژهها و اهداف خودش بود. بنابراین جیک هیچ ارتباط ظاهری یا خانوادگی با نام «وسکر» ندارد و وقتی در Resident Evil 6 حقیقت را میفهمد، خودش هم شوکه میشود که پسر یکی از بزرگترین دشمنان تاریخ این مجموعه است.
یک نکته جالب هم این است که جیک از نظر شخصیتی دقیقاً نقطه مقابل وسکر است:
وسکر به دنبال قدرت و تکامل اجباری انسانها بود.
جیک با وجود داشتن ژن وسکر، در نهایت تصمیم گرفت از تواناییاش برای نجات دیگران استفاده کند.
#بیوگرافی
📖 داستان زندگی
جیک مولر در اوایل دهه ۱۹۹۰ به دنیا آمد. مادرش زنی اهل اروپای شرقی بود و پدرش آلبرت وسکر؛ اما وسکر هیچگاه در زندگی او حضور نداشت و جیک حتی نمیدانست پدر واقعیاش چه کسی است. او دوران کودکی سختی را در فقر و میان جنگ و آشوب سپری کرد و تنها تکیهگاهش مادرش بود. پس از مرگ مادر، جیک کاملاً تنها شد و برای زنده ماندن مجبور شد به عنوان یک مزدور کار کند. او در ازای دریافت پول در جنگها شرکت میکرد و به هیچ دولت یا سازمانی وابسته نبود. همین زندگی سخت باعث شد فردی سرد، بدبین و بیاعتماد به دیگران شود.
در سال ۲۰۱۳، هنگامی که در کشور ادونیا به عنوان مزدور فعالیت میکرد، شیوع ویروس C آغاز شد و بسیاری از سربازان به موجودات جهشیافته تبدیل شدند. در همین زمان، شری برکین به همراه مأموران دولت آمریکا او را پیدا کرد و به جیک گفت که خونش ویژگی منحصربهفردی دارد و میتواند برای ساخت واکسن ویروس C استفاده شود. جیک ابتدا فقط در ازای دریافت پول حاضر به همکاری شد، اما خیلی زود او و شری هدف سازمان نئو آمبرلا قرار گرفتند و مجبور شدند برای نجات جان خود فرار کنند.
در طول این فرار، جیک کمکم با شری دوست شد و برای نخستین بار به کسی اعتماد کرد. پس از مدتی، حقیقت بزرگی برای او آشکار شد؛ اینکه پدر واقعیاش آلبرت وسکر، مشهورترین تروریست زیستی جهان، بوده است. این موضوع برای جیک شوکهکننده بود. او هرگز وسکر را ندیده بود و نمیخواست هیچ شباهتی به او داشته باشد، اما همان ژنهای وسکر باعث شده بود بدنش در برابر ویروس C مقاوم باشد و خونش ارزش بسیار زیادی پیدا کند.
جیک و شری مدتی توسط نئو آمبرلا اسیر شدند، اما پس از چند ماه موفق به فرار شدند و دوباره به مبارزه ادامه دادند. در جریان این اتفاقات، جیک با کریس ردفیلد نیز روبهرو شد؛ کسی که سالها قبل وسکر را کشته بود. در ابتدا از کریس متنفر بود، اما وقتی حقیقت جنایتهای وسکر را فهمید، دریافت که پدرش هرگز الگوی مناسبی نبوده است.
در پایان ماجرا، خون جیک برای ساخت درمان ویروس C مورد استفاده قرار گرفت و او با کمک شری موفق شد نقشه نئو آمبرلا را شکست دهد. با وجود اینکه او فرزند آلبرت وسکر بود، تصمیم گرفت مسیر کاملاً متفاوتی را انتخاب کند و ثابت کند انسانها سرنوشتشان را خودشان میسازند، نه گذشته یا خانوادهشان. از آن زمان، جیک همچنان به زندگی خود ادامه داد، اما دیگر فقط برای پول نمیجنگید؛ او آموخته بود که قدرت واقعی در انتخاب درست و محافظت از دیگران است.
#بیوگرافی
👤 Jake Muller (جیک مولر) بیوگرافی کامل
جیک مولر یکی از شخصیتهای اصلی Resident Evil 6 است که برای اولین بار در سال ۲۰۱۲ معرفی شد. او یک مزدور جوان اهل کشور خیالی ادونیا (Edonia) در اروپای شرقی است و بزرگترین راز زندگیاش این است که او پسر آلبرت وسکر، یکی از معروفترین دشمنان تاریخ رزیدنت اویل، است.
📌 اطلاعات کلی
🎮 اولین حضور: Resident Evil 6 (2012)
🎂 سال تولد: حدود ۱۹۹۲
👤 سن در RE6: حدود ۲۰ سال
📏 قد: ۱۹۰ سانتیمتر
💼 شغل: مزدور
🧬 پدر: آلبرت وسکر
❤️ وضعیت: زنده
#بیوگرافی
خب بریم سراغ بیوگرافی کاراکترای رزیدنت اویل ۶ که قبلا بیوگرافی کاملشو گزاشتم براتون ❤️
𝑀𝑜𝑡ℎ𝑒𝑟 𝑀𝑖𝑟𝑎𝑛𝑑𝑎 🕊️🤍
𝑛𝑒𝑤 𝑊𝑎𝑙𝑙𝑝𝑎𝑝𝑒𝑟 ❤️🔥💣
#Wallpaper
#ResidentEvil_Village
