Âme Littéraire
Открыть в Telegram
اینجا ممدو میشناسین https://t.me/HarfChatBot?start=cbd177d652de
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
1 615
Подписчики
-6724 часа
-1477 дней
+1 34330 дней
Архив постов
1 608
Repost from Paper & Sound
زندگی چیست؟
داستایفسکی: نبردِ روح است
تولستوی: جستوجوی معناست.
چخوف: لحظههای خاموش است.
گوگول: طنزی تلخ است.
تورگنیف: کشمکشِ نسلهاست.
پوشکین: آزادی است.
لرمانتف: تنهایی است.
بولگاکف: مرزِ خیال و حقیقت است.
گورکی: ایستادگی است.
ناباکوف: حافظه است.
کافکا: بیگانگی است.
کامو: طغیان است.
سارتر: انتخاب است.
بورخس: هزارتو است.
فاکنر: گذشته است.
بالزاک: جامعه است.
فلوبر: وسواس است.
گوته: شدن است.
هرمان هسه: خویشتن است.
اورول: آزادی است.
میلان کوندرا: سبکی است.
مارکز: شگفتی است.
آلبر کامو: عصیان است.
1 608
بچها از اینا همه مهم تر رها کردنست
جدا رها کنین هیچ آدمی وجود نداره که با نبودنش شما بمیرین
بهتون قول میدم جدا قول میدم حال بدتون از سه روز بیشتر نخواهد شد
بدن خودشو ریکاوری میکنه...
1 608
من از آن آدم هایی ام که می خواهم بدی کنم اما بدی ام خوبی از آب در می آید.
نازنین داستایفسکی
1 608
روش دومی که من استفاده کردم
Expressive Writing
نوشتار درمانی
ایده این روش اینکه وقتی مغزت میاد خاطرات و احساسات دردناک رو سرکوب یا پراکنده نگه میداره وقتی اونارو میاری روی کاغذ به ذهنت اجازه میدی که اونارو هضم و پردازش کنه.
چرا نوشتن اصلا کمک میکنه؟
وقتی یک اتفاق تلخ رو توی ذهنت مرور کنی اون هزاران برابر بدتر میشه و ذهنت بهش پرو بال میده
ولی وقتی مینویسی یسری اتفاقات میوفته
اول اینکه تو میای احساساتتو نام گذاری میکنی یعنی چی یعنی اینکه
مثلا من اینجا ناراحت بودم و به ذهنت اجازه نمیدی که پردازش های غلط انجام بده.
اتفاقات رو به ترتیب کنار هم میذاری و اون خط برای تو تکمیل میشه و از داستان پردازی های الکی ذهن جلو گیری میشه.
بهتر متوجه میشی چه چیز آزار دهنده ای وجود داشته
با تکرار این کار آشفتگی مغزی کم و کمتر خواهد شد
پینبکر خالق این روش
میگه بهتره سه تا پنج روز بصورت متوالی هر روز حدود 15-20 دقیقه بنویسی
و تو این دوره از عمیق ترین درد هات بدون نگرانی راجب املا نگراش و یا هر چیزی که میونه اذیتت کنه بنویسی
ولی حالا فقط باید خاطرات بد رو بنویسیم؟
خیر
ارزش ها ، توانایی ها ، اتفاق های خوبی که هنوز توی زندگیت وجود داره و اینکه از این تجربه چطور رشد کنی رو بنویسی.
1 608
تو این چند روز با یک نوع درمان آشنا شدم به اسم
ACT
Acceptance and Commitment Therapy
یک درمان با رویکرد پذیرش وتعهد به مسیر هست
میاد ابتدا رفتارات هاتو نسبت به خودت و اجتماعت به صورت کلی بررسی میکنه و اینکه عامل رنج روانیت چیه و بهت یاد میده که بجای جنگیدن با افکارت فقط اونو بپذیری و بگذری
که شیش تا مرحله داره
1-پذیرش (Acceptance)
اینکه ما بپذیریم که چه اتفاقی برایمون افتاده
2-فاصله گرفتن از افکار (Cognitive Defusion)
ذهن گاها میاد یه تصور غلط میسازه و میگه مثلا اون نقطه آبیه در صورتی که نیست
3-حضور در لحظه (Being Present)
اصلا مهم نیست که چی شده و چه خواهد شد مهم اینکه الان حالت خوب باشه
4-خود به عنوان مشاهدهگر (Self-as-Context)
تو افکارت نیستی بلکه تو مجموعه رفتار ها دستاورد ها و هدفات هستی
برای مثال آسمان و ابر رو در نظر بگیریم تو آسمانی و ابر ها میان که برن
5-روشن کردن ارزشها (Values)
اینکه اهمیتی که ما میدیم چقدره خیلی مهمه وقتی به یک موضوع بیش از حد خودش اهمیت بدیم اون باعث برداشت غلط میشه
6-اقدام متعهدانه (Committed Action)
حالا شما پنج عمل قبلی رو انجام دادی باید با یک اقدام متعهدانه و درست در جهت بهبودی خودت حرکت کنی
تو اکثر درمان ها میگن باید فکر های منفی حذف شن ولی توی Act اونارو میپذیری
این روش توی درمان کامل من خیلی نقش داشت امیدوارم برای شما هم مفید باشه🤍🌱
1 608
من میخوام از روندی که تو این چند روز گذروندم و به اون ساحل آرامشه رسیدم بهتون نکاتیو بگم شاید شاید یکی نیاز به شنیدنش داشته باشه:
اول اینکه هر شکستی چه تو رفاقت ، رابطه ، هر چیزی درس هایی توش داره
باعث میشه نگرش تو به جامعه و افراد عمیق تر شه
باعث میشه از احساسات ، مهربانی ها، و هر چیزی که از چارچوب خودش خارجه بپرهیزی و اونا خیلی خیلی محدود کنی
درسته غم هست شاید اصلا شمارو به افسردگی بکشونه ولی بعد ار یک هفته ده روز تموم میشه
اونجاست که شما باید تصمیم بگیرین میخواین قوی تر بشین یا اینکه تو اون باتلاق گیر کنین؟
هیچوقت نگران رفتن هیچ انسانی نباشید
زندگی بارها نشون داده اگر کسی رفت قطعا بهتر از اون وارد زندگیتون میشه
و اگر شما تجربه این شکلی دارین دوست دارم بشنوم
