ru
Feedback
Anliliy اساطیر ایـران و

Anliliy اساطیر ایـران و

Открыть в Telegram

زاده‌ی خـاک و خورشــید‌ 🌞 دانشجوی هوافـضا ‌ «و سرانجام روزی دختری که ریشه در خاک ایران داشت، خواست از شکفتن بنویسد.» message: @Anliliybot .. ̥✿ یه گپ کوچیک دورهمی برای اینجا https://t.me/+POztvByvTBplMWFk

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
1 108
Подписчики
+424 часа
+577 дней
+17030 дней
Архив постов
Repost from N/a
چقدر منتظر موندم آقای ویسی اسمتو بخونه و بالاخره خوند😭
عزیز شماره 0431 ایران فرزند ایران و جان فدای میهن "علی رمضانی" 17 ساله کرمان عزیز

دقیقا دقیقا دقیقا... اتفاقا ظهر داشتم سر همین غر میزدم، که چرا واقعا نمیتونین خارج از عقاید سیاسی یا اجتماعی‌تون درک کنین یه عزیز رو از ما گرفتن؟ یه انسان؟ من اسم جاویدنام علی رمضانی عزیز رو از چنل شما شنیدم و اتفاقا بارها تو فضاهای مختلف نامشونو سرچ کردم و روایت هاش رو خوندم. واقعا متاسفم که چنین جوونی رو باید تو آسمون ببینیم:) میدونم چقدر غمیگن و خشمگین و دردمندی و با تمام وجود در آغوشت میگیرم🖤🫂

می‌دونی هیچی بدتر و دردناک تر از این نیست که عزیزتو از دست داده باشی ولی ندونی چیکار کنی میری این سمت یه عده سیاسی میکنن میری سمت دیگه فقط میپیچونن واقعا از این وضعیت خسته ایم همه تو هر خونه ای یه نفر هست که یه عزیزش جاویدنام شده باشه💔 منم مثل تو و بقیه عزیزم جاویدنام شده "جاویدنام علی رمضانی" به امید روزای بهتر و گرفتن تقاص خون تک تکشون.

عزیزم، خیلی تسلیت میگم و امیدوارم خدا بهت صبر و قدرت ادامه دادن برای گرفتن حق عزیزت و تمام بچه‌های ایران رو بده. امیدوارم کم نیاری، زیر بار سوگ تلف نشی، قلبت بی‌راهه نزنه، امیدوارم تو حالت بقای سوگواری، زندگی کردنو یادت نره...چون ما یه هدف مهم داریم، و باید بمونیم🖤 اسم جاویدنام امیرمحمد ترک رو سرچ کردم و برای ایشونم به پهنای صورت اشک ریختم... چه جوونایی:)))) آیدین ماهم تقریبا همسن امیرمحمد عزیز بود، اگه زنده بود فردا ۲۳ ساله میشد

عزیزم 💔 کاملا میفهممت، من هم مثل تو عزیزی رو از دست دادم که چند سالی تو زندگیم نبود، اما عزیز بود بعد ۴۰ روز تو اکسپلور دیدم ‌... واقعا سرگردونی و حال بدم در مقایسه با این سوگ، که یک سوگ عادی نبود وحشتناک بود. نمیدونستم چجور باید خشم و کینه‌ام، غمم و رنجم رو تخلیه کنم... روز تولد عزیز من هم خیلی بهم سخت گذشت... جاوید نام امیرمحمد ترک ❤️‍🩹

قربونتون برم بچه‌ها، همتون خیلی با معرفتید. خیلی ممنونم ازتون و قدردان هم‌دردیتون هستم:)))))❤️ ممنونم که همه کنار همیم، مطمعنم یه روزی این قصه به سر میاد و حق‌خواهی ما نتیجه میده✨

این غمی که بهمون تحمیل کردن چقدر عمیقه که با کلمات و روایت ها اینطوری به آدم منتقل میشه و روی دل آدم سنگینی میکنه نمیدونم چی بگم که دردت رو تسکین بده غیر از عشق و احترام و افتخار برای تو و عزیزت هیچی ندارم که بگم بدون که توی غمت شریکم و باهات اشک میریزم آناهیتای عزیزم تولدش مبارک باشه امیدوارم هر چی زودتر بتونیم با انتقام گرفتن از قاتلاش هدیه ی تولدش رو بهش بدیم.

حالا نباید اینجا زیاد از زندگی خصوصیم بگم، پرایوت هست، ولی خب... امروز یکی از بدترین روزای این هفت ماه بود؛ از ساعت ۴ صبح تا همین الان ده تا تماس جواب دادم و بالاخره تونستن به اجبار قانعم کنن تو این شرایط از تولد گرفتن سر مزار سماعی صرف‌نظر کنیم. از اون‌طرف، بی احترامی دوست مثلا قدیمی رو دیدم، نسبت به عزیزترین ادمم، که دستشم از دنیا کوتاهه، با یکی از فامیلام که خیلی برام عزیزه سر موضوعات سیاسی، که موضع‌ام کاملا مشخصه، بحث کردم. رفتم کادوهای تولدی که از آیدین گرفته بودمو اوردم بیرون و داشتم خیال‌بافی میکردم اگه زنده بود، باید براش چی میگرفتم که خوشحال شه؟...باز دوباره زنگ زدن، از دوستای مشترکمون بود و تاکید کرد فردا خبر خاصی نداریمااا، گفتم باشه، بااااشه...باز تاکید کرد کاری نکنی، برای خانواده‌اش دردسر میشه. نمیدونید چقدر عصبی و درمونده بودم، نمیدونید دیدن همین نقاشی زیبا چقدر کمکم کرد نفس بکشم... سپاس، و هزاران سپاس❤️

قربونتون برم:)))) هنرمندای قشنگم:)))❤️❤️❤️

Repost from Vanitas⊹
٢١ مرداد سالروز تولد جاویدنام آیدین سماعی. به یادشون باشیم.

Repost from Vanitas⊹
جاوید‌نام آیدین سماعی
جاوید‌نام آیدین سماعی

sticker.webp0.00 KB

زن در آیینه‌ی ایـــران باستـان | فصل هخامنشیان
بخش پانزدهم: بانـو آتـوســا
پیش از هرچیزی اجازه بدید اشاره کنم که مطالب این پست بخش زیادیش از روایات یونانی ها میاد که اعتماد بهشون سخته، پس این پست رو صرفا بخونید، لطفا از نظر تاریخی بهش اتکا نکنید. ‌ پیوند مشروعیت؛ دختر کوروش بزرگ 👑
آتوسا دختر کوروش بزرگ و بانو کاساندان بود. در دیپلماسی قدرت اون دوران، نژاد و تبار کوروش بالاترین ارزش سیاسی رو داشت. وقتی داریوش بزرگ پس از سرنگونی گئومات به تخت نشست، برای تثبیت و مشروعیت‌بخشی به پادشاهی خودش، با آتوسا ازدواج کرد. این پیوند، داریوش رو مستقیماً به دودمان اصلی کوروش متصل کرد و جایگاه آتوسا رو در دربار به عنوان «بانوی اول» تثبیت کرد.
نفوذ سیاسی و تعیین جانشین شاه 📜
بزرگ‌ترین جلوه‌ی قدرت آتوسا، تواناییش در هدایت جانشینی سلطنت بود. داریوش پیش از رسیدن به شاهی، از همسر اولش، دختر گبریاس، فرزندانی داشت که بزرگ‌ترینشون «آرتوبارزنس» بود؛ طبق گزارش هرودوت، وقتی بحث بر سر انتخاب جانشین داریوش بالا گرفت، آتوسا با نفوذ کلام و موقعیت سیاسیش تونست پسر خودش، خشایارشا رو به تخت بنشونه. استدلالشم این بود که خشایارشا زمانی متولد شده بود که داریوش رسماً «شاه» بود و مهم‌تر از اون، نوه‌ی مستقیم کوروش بزرگ محسوب میشد.
نخستین گزارش پزشکی و طبیب یونانی 🩺
یکی از مشهورترین روایت‌های تاریخی درباره آتوسا (ثبت‌شده توسط هرودوت)، بیماری غده یا غده‌ی سینه‌اش هست. بانو بیماری خودشو از همه پنهون می‌کرد تا اینکه در نهایت از دموکدس، پزشک یونانی حاضر در دربار کمک خواست. دموکدس اونو درمان کرد و در مقابل، آتوسا طبق توافق، نفوذ خودش روی داریوش رو به‌کار گرفت تا زمینه‌ی بازگشت این پزشک به یونان فراهم بشه.
آتوسا در ادبیات یونان؛ نمایش «ایرانیان» آیسخولوس 🎭
اقتدار آتوسا به قدری بر دنیای باستان سایه انداخته بود که در نخستین نمایشنامه‌ی به‌جامونده از تاریخ بشر (ایرانیان اثر آیسخولوس)، آتوسا شخصیت اصلی و کانون ثقلِ نمایش هست. یونانیان اونو نماد وقار، قدرت، و در عین حال مادر نگران امپراتوری می‌دیدن که در غیاب خشایارشا، کاخ شوش رو زیر نظر داشت.
اما اگه عینک افسانه‌پردازی یونانی‌ها رو برداریم و ببینیم خود هخامنشی‌ها چطوری ثبتش کردن، این چیزیه که تا امروز دستمونه: سکوت کتیبه بیستون 🏛
داریوش بزرگ تو کتیبه‌ی بیستون، که مهم‌ترین سند مشروعیتشه، با جزئیات کامل از فتوحات، تبار و سرکوب شورش‌ها حرف میزنه، اما حتی یک کلمه هم اسم از همسرانش از جمله آتوسا نمی‌بره! شاید دستگاه تبلیغاتی و رسمی شاهی، کلاً روی «قدرت نظامی و شاهی مردانه» تمرکز داشت نه روابط خانوادگی. پس نبودن اسم آتوسا تو بیستون به معنی بی‌نقش بودنش نیست، فقط نشون میده سیاست رسمی شاه، آوردن اسم زنان تو کتیبه‌های فتح نبوده.
ملکه «اوتائوشا» 🪶
مدرک واقعی و بی‌طرف، از گِل نوشته‌های اداری تخت جمشید میاد. تو این لوح‌های ایلامی، از بانویی به نام «اوتائوشا» اسم برده شده. این اسناد نشون میدن اوتائوشا برای خودش دربار، کارگران، املاک و سهمیه‌های سفر و آذوقه‌ی مستقل داشته. ما اینجا با یه زن مقتدر طرفیم که اقتصاد خانگی و دیوانی مستقلی داشته و اسمش تو دفتر و دستک حسابداری دولت ثبت میشده
آتوسا یا یه آتوسای دیگه؟ 🪞
حالا اینجای قصه جالب میشه! پژوهشگری به اسم متیو استولپر (از بزرگ‌ترین متخصص‌های زبان ایلامی) تو مقاله‌ای با عنوان «آتوسا دوباره وارد می‌شود» یه سوال علمی قشنگ مطرح می‌کنه: آیا این «اوتائوشا»یی که تو لوح‌هاست همون آتوسای مشهور هرودوت، دختر کوروش، همسر داریوش و مادر خشایارشاست، یا دختر دیگه‌ای از کوروش بوده که هم‌نامش بوده؟ یعنی حتی امروز هم جامعه‌ی باستان‌شناسی داره روش بحث می‌کنه و چیزی نیست که بشه با تعصب و قطعیتِ ۱۰۰٪ درباره‌اش ادعا کرد!
ایرتَشدونا شفاف‌تر از آتوسا! 🪧
نکته‌ی شگفت‌انگیزتر اینه که خواهر آتوسا یعنی «ایرتَشدونا»، که یونانی‌ها بهش می‌گفتن آرتیستونه، هویتش تو لوح‌های گلی خیلی محکم‌تر و بی‌بحث‌تر از آتوساست! نام ایرتَشدونا بارها تو لوح‌ها اومده، مهر شخصی خودش رو داشته و مستقیما با منابع یونانی جفت‌وجور میشه. این تضاد عجیب بین هویت کاملا روشن ایرتَشدونا و هویت کمی مبهم آتوسا تو یه آرشیو واحد، یکی از قشنگ‌ترین رازهای حسابداری تخت جمشیده.
‌بخاطر این شک و تردید ها و کمبود هم‌خوانی مدارک خشتی که تا امروز کشف شده، با روایت یونانی ها، بهتره به هرودوت و دوستان ۱۰۰٪ اعتماد نکنیم؛ دست‌کم فعلا... - منابع این بخش برای مطالعه‌ی بیشتر
هرودوت - کتاب سوم و هفتم آیسخولوس - نمایشنامه ایرانیان دانشنامه ایرانیکا - مدخل «Atossa»

sticker.webp0.32 KB

صبح‌تون بخیر این روایت برای جاویدنام آیدین سماعی هستش؛ 🖤 https://www.instagram.com/p/Db4V0TLjZgx/?igsh=MWliNHgxNm5la3hkeA==

روزتون نیک این روایت برای جاویدنام آیدین سماعی هستش؛ ببینید، اگه دوست داشتید :)🖤 https://www.instagram.com/p/Db4V0TLjZgx/?igsh=MWliNHgxNm5la3hkeA==

این بخش از عروسی پوروچیستا، دختر زرتشت، رو بخونیم:
زرتشت در هنگام عروسی دختر خود پوروچیستا چنین می‌گوید: «اینک تو ای پوروچیستا، از پشت هیچتسب و دودمان اسپنتمان، ای جوان ترین دختر زرتشت! او(زرتشت) با منش پاک و راستی از برای تو جاماسپ را برگزید. اکنون برو لختی بیندیش، با خردت مشورت کن، با نیت پاک، مقدس ترین اعمال پارسایی را به جای آور» پوروچیستا در جواب می‌گوید: «به راستی او را(جاماسپ را) دوست می‌دارم، و نیز خواهم کوشید تا در دوستی خویش از وی واپس نمانم و عشق او از من فزونی نکند، به پدر و مادر خویش وفادار خواهم ماند ... مانند یک زن درستکار نسبت به همه‌ی نیاکان مهر و وفا خواهم ورزید ... » که زرتشت خطاب به همه‌ی زنان و مردان چنین می‌گوید: «ای دختران شوی کننده و ای دامادان! اینک بیاموزم و اگاهتان سازم؛ پندم را به خاطر خویش نقش بندید و به دل ها بسپرید. با غیرت از پی زندگانی پاک‌منشی بکوشید. هر یک از شما باید در کردار و گفتار و پندار نیک از دیگری سبقت جوید و از این رو زندگانی خویش را خوش و خرم سازد.»
برگردان از هات۵۳،گات‌ها، اوستا #پاره‌نگار دو نکته‌ی مهم برای نگاه به فرهنگ ایرانی در این عروسی هست: اول اینکه، زرتشت مردی رو برای دخترش گزینش میکنه، اما میگه خودت هم فکر کن و با خردت مشورت کن! و دوم، پوروچیستا اعتراف میکنه این ازدواج از روی عشق و دوست داشتنه، نه بخاطر گزینش پدر!

چون اسم شهریار عدل رو اوردیم این داستانم از ایشون بگم: دوباره در اصفهان،دهه‌ی هشتاد، شهرداری میاد تصمیم به ساخت یه برج‌جهان‌نمای ۵۰ متری میگیره. در اطراف میدون نقش جهان. که گویا این برج و سایه ای که مینداخته دید خطی به میدون نقش جهان و عمارت عالی‌قاپو رو میشکنه. شهریار عدل تهاجمی وارد عمل میشه، نماینده های یونسکو رو میاره اصفهان تا بازدید کنن و با فشار زیاد مانع از انجام این کار میشه. درواقع تو گزارش مینویسه که اگه برج‌جهان‌نما کوتاه تر نشه، یونسکو میدون نقش جهان رو از فهرست میراث جهانی خارج میکنه و میذاره در فهرست سیاه(میراث در خطر). خلاصه مسئولین ایرانی اصفهان کوتاه میان و برج کوتاه تر میشه و اسیب بصری به نقش جهان نمیرسه

دقیقا:)) شهریار عدل یکی از ستودنی ترین ایرانی های معاصره. علاوه بر این ها میدون نقش جهان و تمام بناهای اطرافش رو هم ثبت جهانی کرد. تو دوران جنگ هم مدام تلاش میکرد تا سپر بین‌المللی واسه اثار ایجاد کنه تا در حملات هوایی صدام خراب نشن