𝖦𝗅𝖺𝗌𝗌𝖱𝖾𝖿𝗅𝖾𝖼𝗍𝗂𝗈𝗇𝗌
Открыть в Telegram
𝖤𝗅𝗅𝖾 é𝗍𝖺𝗂𝗍 𝗆𝗈𝗇 𝐆𝐨𝐥𝐝𝐞𝐧 𝐁𝐫𝐨𝐰𝐧. › 𝖳𝗂𝗄𝖳𝗈𝗄 : @glass.reflections › 𝖨𝗇𝗌𝗍𝖺𝗀𝗋𝖺𝗆: @gl4ssreflections._ ♍ . 𝖲𝗁𝖾/𝖧𝖾𝗋 . 𝖨𝖭𝖥𝖩-𝖠 . 𝖧𝗎𝗆𝖺𝗇𝗂𝗍𝗂𝖾𝗌
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
214
Подписчики
-124 часа
-57 дней
-530 дней
Архив постов
منم فکر میکنم جذابترین بخشش همینجاست.. اینکه چیزی رو صرفاً چون هنوز نمیتونیم توضیحش بدیم فوراً غیرواقعی یا ماورایی بدونیم، شاید خودش نوعی محدود کردن مفهوم شناخت باشه، از طرفی هم نمیشه هر چیزی رو که توضیحی براش نداریم به ماورا نسبت داد.. به نظرم باید بین «ناشناخته» و «فراواقعی» تفاوت قائل شد؛ ممکنه چیزی فقط ناشناخته باشه، نه لزوماً فراتر از طبیعت.. همین مرز مبهم بین این دوتاست که برای من هم واقعاً جالبه.
ولي حتي اگه نتونیم تموم ادعاهاش رو از نظر علمي تأیید کنیم، خودِ این میل به جستوجوي معنا بخش جالب ماجراست
دقیقا،برای همینه که صحبت درباره ی این علوم مهمه،شاید جواب قطعی و ثابتی نداشته باشه،ولی حتی کوچیکترین نظری مارو یک قدم به درک جهان اطرافمون نزدیکتر میکنه
تلاشي براي اینکه انسان احساس نکنه در برابر عظمت و ناشناختگيِ جهان کاملاً بيپناه و بيجهته – که البته صادق باشم بعضي اوقات خودم چنین حسي دارم وقتي افکارم از چارچوب بیرون میره.
وقتي آدم با چیزهایي روبهرو میشه که نمیتونه کنترلشون کنه یا براشون توضیح کاملي پیدا کنه، طبیعیه که دنبال نشونه، معنا یا نیرویي فراتر از خودش بگرده 🙏🏻
یکي از ریشههاي عمیقترش همین نیاز انسان به پیدا کردن یك نظمِ بزرگتر از خودشه اصلا
کلا انسان ها همیشه تمایل داشتن قدرت بالا تری از خودشون پیدا کنن که بتونه به گونه ای راهنماشون باشه،از نظرم بخشی از باور به استرولوژی از همین میاد
اینکه واقعاً میون حرکت اجرام آسماني و زندگي انسان رابطهاي وجود داره یا نه، بحث دیگه ایه؛ اما خودِ میل انسان به پیدا کردن معنا در این نظم عظیم، بهنظرم بهتنهایي پدیدهٔ قابل تأملیه که شما هم اشاره کردین.
انسان همیشه بین اون چیزي که میبینه و اون چیزي که احساس میکنه، فاصلهاي داشته و استرولوژي یکي از تلاشهاي قدیمي براي پر کردن همین فاصله بوده.
البته چیزي که براي من جالبتره همین مرز بین ماورا و شناخت باشه.
ماورا لزوماً به معناي چیزي عجیب و فراطبیعي نیست؛ گاهي فقط به چیزي اشاره میکنه که هنوز ابزار کافي برای فهمیدنش نداریم.
دقیقاً.. آسترولوژی هم به نوعی با انرژیهای کیهان و کائنات در ارتباطه و از همین جهت میشه گفت یک پیوند غیرمستقیم با ماورا داره. نه لزوماً به این معنا که هر چیزی که در آسمان اتفاق میفته مستقیماً روی زندگی ما اثر میذاره، بلکه شاید از این جهت که انسان همیشه سعی کرده بین خودش و چیزی بزرگتر از خودش ارتباطی پیدا کنه.. چیزی فراتر از اون چیزی که با چشم میبینه و با منطق روزمره توضیح میده.
از قدیم آدمها به آسمان نگاه میکردن و برای ستارهها، سیارات و حرکتشون معنا پیدا میکردن.ژ شاید بخشی از آسترولوژی واقعاً از همین میل انسان به پیدا کردن نظم در جهان ناشی شده باشه؛ اینکه باور داشته باشیم بین ما، زمین و چیزی که میلیونها سال نوری از ما فاصله داره نوعی ارتباط وجود داره.
حتی اگر همهی این ارتباطات از نظر علمی قابل اثبات نباشن، خودِ این ایده جالبه.. اینکه شاید کیهان فقط چیزی نباشه که ما داخلش زندگی میکنیم بلکه چیزی باشه که بخشی از هویت و درک ما از خودمون رو هم شکل داده٫
شاید آسترولوژی برای بعضیها پیشبینی آینده باشه، برای بعضیها یک باور معنوی و برای بعضیها فقط یک زبان نمادین برای شناخت خودشون.. اما چیزی که انکارش سختتره اینه که انسان همیشه دنبال نشانههایی در آسمان بوده؛ انگار بخشی از وجودش نمیتونه قبول کنه که در این جهان کاملاً بیارتباط و تنهاست.
