ru
Feedback
‍ 𝖦𝗅𝖺𝗌𝗌𝖱𝖾𝖿𝗅𝖾𝖼𝗍𝗂𝗈𝗇𝗌

‍ 𝖦𝗅𝖺𝗌𝗌𝖱𝖾𝖿𝗅𝖾𝖼𝗍𝗂𝗈𝗇𝗌

Открыть в Telegram

𝖤𝗅𝗅𝖾 é𝗍𝖺𝗂𝗍 𝗆𝗈𝗇 𝐆𝐨𝐥𝐝𝐞𝐧 𝐁𝐫𝐨𝐰𝐧. › 𝖳𝗂𝗄𝖳𝗈𝗄 : @‍g‍l‍ass.reflections ‍› 𝖨𝗇𝗌𝗍𝖺𝗀𝗋𝖺𝗆: @‍g‍l4‍ssreflections._ ♍ . 𝖲𝗁𝖾/𝖧𝖾𝗋 . 𝖨𝖭𝖥𝖩-𝖠 . 𝖧𝗎𝗆𝖺𝗇𝗂𝗍𝗂𝖾𝗌

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
218
Подписчики
+124 часа
Нет данных7 дней
-130 дней
Архив постов
𝖢𝖠𝖲𝖤 𝖥𝖨𝖫𝖤 𝟢𝟣𝟣 𝖲𝖴𝖡𝖩𝖤𝖢𝖳: 𝖧𝖾𝗅𝗅𝗈, 𝖥𝖾𝗈𝖿𝖺𝗇 𝖫𝖮𝖢𝖠𝖳𝖨𝖮𝖭: 𝖯𝗈𝗋𝗍𝗈, 𝖯𝗈𝗋𝗍𝗎𝗀𝖺𝗅 𝖣𝖠𝖳𝖤: 𝖬𝖺𝗋𝖼𝗁 𝟣𝟩, 𝟤𝟢𝟤𝟥 𝟢𝟣 — 𝖳𝖧𝖤 𝖢𝖠𝖲𝖤: هفدهم مارس، ساعت ۶ و ۴۲ دقیقهٔ عصر، دختري ملقب به پلاتي‌پوس در مرکز نگهداري و فروش پرندگان کار مي‌کرد؛ ساختماني قدیمي با چند سالن، قفس‌هاي متعدد و بخش پشتي‌اي که بعد از پایان ساعت کاري معمولاً خلوت مي‌شد. آن روز، زني براي خرید یك پرنده وارد مرکز شد. رفتارش کاملاً عادي به نظر مي‌رسید و حتي مدتئ دربارهٔ گونه‌ها و شرایط نگهداري سؤال کرد. اما بعدها مشخص شد حضور او در آنجا از مدت‌ها قبل برنامه‌ریزي شده بود. او پیش از آن چند بار به محل آمده و ساعت رفت‌وآمد پلاتي‌پوس را زیر نظر گرفته بود. هدفش این بود که زماني حمله کند که هیچ‌کس در اطراف نباشد. 𝟢𝟤 — 𝖳𝖧𝖤 𝖵𝖨𝖢𝖳𝖨𝖬: پلاتي‌پوس، دختري جوان و علاقه‌مند به پرندگان بود که مدت زیادي در این مرکز کار کرده بود. براي او پرندگان فقط بخشي از شغلش نبودند؛ بیشتر روزش را با مراقبت از آن‌ها، تمیز کردن قفس‌ها و بررسي وضعیتشان مي‌گذراند. همکارانش او را فردي آرام و دقیق مي‌شناختند و به همین دلیل کمتر کسي تصور مي‌کرد ممکن است کسي عمداً او را هدف قرار داده باشد. 𝟢𝟥 — 𝖳𝖧𝖤 𝖪𝖨𝖫𝖫𝖤𝖱: قاتل، زني بود که با پوشش و هویت یك مشتري وارد مرکز شده بود. بررسي دوربین‌ها نشان داد او برخلاف سایر مشتریان، بیش از حد به مسیرهاي داخلي و زمان خروج کارکنان توجه داشته است. بعداً مشخص شد چند مرتبهٔ دیگر نیز بدون خرید واقعي به محل آمده بود. 𝟢𝟦 — 𝖳𝖧𝖤 𝖬𝖮𝖳𝖨𝖵𝖤: انگیزهٔ اصلي حمله در ابتدا مشخص نبود. اما تحقیقات نشان داد زن پیش از حادثه، اطلاعاتي دربارهٔ پلاتي‌پوس جمع‌آوري کرده و عمداً زماني را انتخاب کرده بود که او در بخش پشتي ساختمان تنها باشد. به نظر مي‌رسید هدف از ابتدا شخص پلاتي‌پوس بوده، نه سرقت یا درگیري تصادفي. 𝟢𝟧 — 𝖳𝖧𝖤 𝖲𝖢𝖤𝖭𝖤: حدود ساعت ۷ و ۵ دقیقه شب، زن به بخش پشتي رفت؛ جایي که پلاتي‌پوس مشغول رسیدگي به قفس‌ها بود. دوربین داخلي نشان داد درگیري ناگهاني آغاز شد. پلاتي‌پوس تلاش کرد خود را به خروجي برساند، اما در جریان درگیري به زمین افتاد و به‌شدت آسیب دید. زن تصور مي‌کرد دیگر کسی متوجه ماجرا نشده است. چند لحظه بعد، یکي از قفس‌ها در اثر درگیری جابه‌جا شد و وسیله‌اي روي زمین افتاد. همین اتفاق سیستم امنیتي را فعال کرد. آژیر خطر ساختمان به صدا درآمد. زن براي چند ثانیه متوقف شد، سپس از مسیر پشتي فرار کرد. 𝟢𝟨 — 𝖳𝖧𝖤 𝖢𝖫𝖴𝖤𝖲: مهم‌ترین سرنخ، دوربین‌هاي امنیتي بودند. تصاویر نه‌تنها لحظهٔ ورود زن را ثبت کرده بودند، بلکه حضور قبلي او در اطراف مرکز را نیز نشان مي‌دادند. یکي دیگر از سرنخ‌ها، اطلاعاتي بود که زن هنگام ورود ارائه کرده بود و بعداً مشخص شد بخشي از آن جعلي بوده است. همچنین آثار به‌جامانده در محل درگیري نشان مي‌داد حمله از قبل برنامه‌ریزي شده بود. 𝟢𝟩 — 𝖳𝖧𝖤 𝖨𝖭𝖵𝖤𝖲𝖳𝖨𝖦𝖠𝖳𝖨𝖮𝖭: پلاتي‌پوس زنده بود، اما آسیب‌هاي جدي دیده بود. پزشکي قانوني شکستگي یکي از دنده‌ها و زخم عمیق در ناحیهٔ شکم را ثبت کرد. همچنین آثار ضربه و کشمکش روي بدن و لباس دیده مي‌شد. شدت جراحت‌ها به اندازه‌اي بود که انتقال فوري به بیمارستان ضروري شد. با وجود خون‌ریزي و درد شدید، هوشیاري خود را تا رسیدن نیروهاي امدادي حفظ کرده بود. پس از به صدا درآمدن آژیر، پلیس و نیروهاي امدادي تقریباً هم‌زمان به محل رسیدند. پلیس ابتدا مسیر فرار زن را از طریق دوربین‌هاي خیاباني دنبال کرد. چند تصویر متوالي از او به دست آمد که به شناسایي هویتش کمك کرد. بررسي سوابق دیجیتال و رفت‌وآمدهاي قبلي او نیز نشان داد حضورش در مرکز کاملاً اتفاقي نبوده است. چند هفته بعد، زن شناسایي و بازداشت شد. 𝟢𝟪 — 𝖳𝖧𝖤 𝖤𝖭𝖣𝖨𝖭𝖦: با دستگیري زن، مشخص شد حمله از ابتدا متوجه پلاتي‌پوس بوده است. شواهد موجود براي تشکیل پروندهٔ کیفري کافي بود و بازجویي‌ها نیز ارتباط او با حادثه را تأیید کرد. 𝟢𝟫 — 𝖳𝖧𝖤 𝖥𝖠𝖳𝖤: پلاتي‌پوس زنده ماند، اما مدتي با آثار جسمي و رواني حادثه درگیر بود. او بعد از دوره‌اي درمان و استراحت، از بیمارستان مرخص شد. پس از بازگشت به محل کار، اولین چیزي که توجهش را جلب کرد همان قفس‌هایي بود که در شب حادثه باعث فعال شدن آژیر شده بودند. یك اتفاق کوچك، در زماني چند ثانیه‌اي، مسیر کل پرونده را تغییر داده بود. 𝟣𝟢 — 𝖢𝖠𝖲𝖤 𝖲𝖳𝖠𝖳𝖴𝖲: ■ 𝖢𝖫𝖮𝖲𝖤𝖣 □ 𝖴𝖭𝖲𝖮𝖫𝖵𝖤𝖣 □ 𝖢𝖮𝖫𝖣 𝖢𝖠𝖲𝖤 □ 𝖯𝖤𝖭𝖣𝖨𝖭𝖦 𝟣𝟣 — 𝖳𝖧𝖤 𝖫𝖠𝖲𝖳 𝖰𝖴𝖤𝖲𝖳𝖨𝖮𝖭: اگر آن قفس جابه‌جا نمي‌شد و آژیر به صدا درنمي‌آمد، آیا فرصت زنده ماندن پیدا میشد؟ | 𝖢𝖠𝖲𝖤 𝖶𝖱𝖨𝖳𝖳𝖤𝖭 𝖡𝖸 — 𝖠𝗀𝖾𝗇𝗍 𝖤. 𝖦𝗋𝖺𝗁𝖺𝗆 ☰ 𝖠 𝖭𝖮𝖳𝖤 𝖥𝖮𝖱 𝖳𝖧𝖤 𝖲𝖴𝖡𝖩𝖤𝖢𝖳:
برخي اوقات مرز میان پایان و نجات، چیزي بیشتر از چند ثانیه نیست؛ چند ثانیه‌اي که هیچ‌کس قرار نبود به آن‌ها توجه کند.

🦌: شب بخیر عرض میکنم به عزیزانِ اینجا. پارت یکي‌مونده‌به‌آخر هم امشب آماده‌ست؛ هفت پروندهٔ دیگه رو کامل کردم و امیدوارم ارزش
🦌: شب بخیر عرض میکنم به عزیزانِ اینجا. پارت یکي‌مونده‌به‌آخر هم امشب آماده‌ست؛ هفت پروندهٔ دیگه رو کامل کردم و امیدوارم ارزش صبري که براي این چند شب داشتید رو داشته باشه. بابت دیشب هم دوباره عذر مي‌خوام؛ واقعاً شرایطي نبود که بتونم چیزي منتشر کنم. ممنونم که همچنان همراه این پرونده‌ها موندید. › احتمالاً اگر امشب بیدار بمونم و انرژي داشته باشم، پنج پروندهٔ دیگه هم تکمیل مي‌کنم تا براي فردا آماده باشن. › 𝖳𝗁𝖺𝗇𝗄 𝗒𝗈𝗎 𝖿𝗈𝗋 𝗒𝗈𝗎𝗋 𝖺𝗍𝗍𝖾𝗇𝗍𝗂𝗈𝗇. ‍

Ain t Nobody Else Like You Cass Elliot.mp32.23 MB

𝖨'𝗆 𝗆𝗈𝗌𝗍𝗅𝗒 𝖺𝖼𝗍𝗂𝗏𝖾 𝗈𝗇 𝖳𝗂𝗄𝖳𝗈𝗄, 𝖻𝗎𝗍 𝖨'𝗅𝗅 𝖻𝖾 𝖺𝖼𝗍𝗂𝗏𝖾 𝗈𝗇 𝖨𝗇𝗌𝗍𝖺𝗀𝗋𝖺𝗆 𝗌𝗈𝗈𝗇.

𝖨𝖿 𝗒𝗈𝗎 𝗐𝗈𝗎𝗅𝖽 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝗍𝗈 𝗁𝖺𝗏𝖾 𝗆𝖾 𝗂𝗇 𝗈𝗍𝗁𝖾𝗋 𝖺𝗉𝗉𝗌:

عبارت "ایران درست شه ایراني درست نمیشه" روز به روز برام بیشتر ثابت میشه.

بنده دیشب در تلاش خوابیدن بودم و متاسفانه اینو ندیدم. تشکر مجدد، فرانك عزیز. باهاش روزمو شروع میکنم. و باید بگم تست موسیقي زیبایي دارید.