یاران را چه شد؟
Открыть в Telegram
+الو؟من مریض تخت ۱۳ تو اتاق ۸ ام.دارم سعی میکنم با دنیای بیرون ارتباط برقرار کنم،اگه بذارن! الو؟با شمام!صدای منو میشنوین؟! 🪿چنل اکسسوری: @ilda_accessory ~ 🕯️چنل خیریه: @bavancharity1 ~ ناشناس: t.me/HidenChat_Bot?start=1724687883
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
408
Подписчики
+924 часа
+517 дней
+7630 день
Архив постов
یکی هست از حرف زدنش خوشم نمیاد ولی بازم پستاشو با علاقه میبینم
کاش تراپیستم میگفت این کرمم مربوط به نیشگون گرفتن کدوم باسن در کودکیم بوده.
انقدر واقعی بود وقتی بیدار شدم هم یه لحظه حس کردم حاملهام و دنبال یه آشنا بودم که بندازتش.
دیشب خواب دیدم رحم اجارهای یه خانم شده بودم و از رودرواسی قبول کردم و ماه اولم بود.
بعد داشتم به دوستم میگفتم بابام بفهمه منو میکشه.
یک ساعت و نیمه یه پسره کنارم نشسته تو ماشین با صدای بلند ریلز میبینه.
برای جلوگیری از اینکه گوشیشو بهش شیاف نکنم هندزفری گذاشتم و یه قدم از شیطان دورترم.
خلاصه که خواستم فرهنگسازی کنم اگه زاییدین شما رو به مقدسات مادر شدنتون قسم شیرینی تعارف کنین.
فکر نکنین نخوردم چون میخواستم به حرف استادم گوش بدم ها
برنداشتم چون استادم کنارم بود.😂😂😂
حالا از بین اووووون همه مریض و یه ماهی که اونجا بودیم دو نفر بهمون تعارف کردن که اونم نخوردیم :)))))
اون دورهم بخش جراحی زنان بود و اکثراً زاییده بودن و گل و شیرینی و اینجور چیزا داشتن.
استادمون تاکید داشتن که اگه شیرینی تعارف کردن برندارین چون توقع بیمار از شما میره بالا و سوارتون میشن.
یه روز داشتم با عجله میرفتم بیمارستان و مثل سگ دیرم شده بود بعد یه آقاعه چون روپوش دستمون بود از من و دوستم پرسید ساعت ملاقات کِیه گفتم نمیدونم گفت خاک بر سرتون و از کادر خارج شد.
دوستم اریال یوگا میره و فیلم جلسهی سومشو واسم فرستاده و من با یه لبخند مادرانه طور دارم ذوقشو میکنم.
با بچهها تو بیمارستان آنباکس عطر داشتیم و من الان صاحب گوگول ترین عطرهای جهانم💗🧍🏻♀️
مچکر از میراموند🕯️
یه بار آینه رو دراورده بود مریض بخیهشو ببینه بعد نمیتونست آینه رو بذاره سر جاش😂😂😂😂
حالا شصت تا مریض نشستن منتظرن آقای دکتر داره سعی میکنه آینه رو جا بندازه و میزون کنه😂😂😂
