وَرطه
Открыть в Telegram
Больше
Страна не указанаКатегория не указана
1 026
Подписчики
Нет данных24 часа
+47 дней
+430 дней
Загрузка данных...
Похожие каналы
Нет данных
Возникли проблемы? Пожалуйста, обновите страницу или обратитесь к нашему support-менеджеру .
Облако тегов
Нет данных
Возникли проблемы? Пожалуйста, обновите страницу или обратитесь к нашему support-менеджеру .
Входящие и исходящие упоминания
---
---
---
---
---
---
Привлечение подписчиков
сентябрь '26сент. '26
сентябрь '26
+1 030
в 7 каналах
| Дата | Привлечение подписчиков | Упоминания | Каналы | |
| 25 сентября | +2 | |||
| 24 сентября | +6 |
Посты канала
| 2 | به بهانهی تجدید چاپ یکی از محبوبترین کتابهایی که تو عمرم خوندم:
https://www.instagram.com/reel/DdtqjJysQdg/?stkn=MTJ5eG0wM285NXEzNQ== | 391 |
| 3 | Нет текста... | 534 |
| 4 | «چیزی که از دست رفته بود، هنوز در اتاق حضور داشت؛ نه به شکل یک انسان، بلکه به شکل خاطرهای که نمیشد از آن گریخت.» | 492 |
| 5 | ویدئوی جدید:
https://www.instagram.com/reel/Ddqc5n9xtND/?stkn=MWpkMjZndHVtYzlvNw== | 1 |
| 6 | «مشکل اصلیِ جهان این است که احمقها و متعصبان همیشه به خودشان مطمئناند، و افراد عاقلتر پر از شکاند.» | 605 |
| 7 | شاید یه عده خوششون نیاد، ولی اگه میتونستم یه قانون جهانی وضع کنم، این بود که برای بچهدار شدن یه سطح و مقداری از ثروت و توان مالی رو تعیین میکردم که فقط خانوادههایی که به اون سطح رسیدن اجازهی بچهدار شدن داشته باشن. درواقع به نظرم خانوادههای فقیر نباید بچهدار بشن و این کار ظلم قطعی در حق سرنوشت و زندگی اون بچهست. | 603 |
| 8 | «دوستی میگفت زیاد از امید داشتن در این روزهای سیاه حرف میزنی. ما مجبوریم امید داشته باشیم، امید داشتن برای انسانی که جامعهاش با چنین سرعتی به سمت فروپاشی میرود یک گزینه نیست، اجبار است. امید برای ما یک احساس نیست، ضرورت زیستن است. بله برای کسانی که در وضعیتی عادیتر از ما قرار دارند میتوانند «امید را یک انتخاب» در نظر بگیرند و اگر هم نشد خب به زندگیشان ادامه دهند. اما در چنین شرایطی که فرسایش روانی و اجتماعی به صورت روزانه در حال وخیمتر شدن است، تشویق به امید داشتن فقط «خوشبینی و مقام اخلاقی» نیست، امید برای ما مکانیسم مقاومت است که بدون آن زندگی به طور کلی از هم میپاشد. امیدوار کردن افراد یک جامعه که تمام نشانهها حاکی از بدترشدن اوضاعش است به منزله «رویافروشی و گول زدن افراد» نیست بلکه به معنای این است که: «ما حق نداریم آینده را پیشاپیش از دست رفته و شکست خورده فرض کنیم.» میشود کاملا واقعبین بود و در عین حال در سیاهترین روزها در مقابل کسانی که پیروزیشان در ناامید شدن شماست ایستاد و امیدوار بود.»
+ | 624 |
| 9 | با یه سری از بخشهای این متن زاویه دارم؛ مثلاً جایی که داره افرادی که روی مردم معترضِ غیرمسلح ایران سلاح میکشن و اونا رو میکُشن رو ایرانی فرض میکنه. طبیعتاً هیچ ایرانی درست و انسانی روی هموطن خودش اسلحه نمیکشه و این شخص نه تنها ایرانی که حتی انسان هم نیست. اما با کلیت متن موافقم و میدونم که امثال پهلوی ذرهای برای مردم ایران دلسوزی نمیکنن و صرفاً دنبال منافع مالی و سیاسی خودشون هستن تا به قدرت بیشتری برسن و در این موضوع هیچ فرقی بین پهلوی و ج.ا وجود نداره. تعجب من از افرادیه که بعد از فاجعهی دیماه هنوز پشت پهلوی ایستادن. آدمی که با وعدهها و شعارهای پوچ و دروغ خودش کلی جوون رو به سمت ماشین مرگِ ج.ا فرستاد و تحریک و تشویقشون کرد که با دست خالی برای نابودی سیستمی قد علم کنن که آمریکا و اسرائیل و کل منطقه با پیشرفتهترین سلاحهای جنگی بعد حدود n ماه هنوزم نتونستن نابودش کنن. آدمی که مردم عادی رو به تصرف و نابودی مراکز نظامی و امنیتی دعوت کرد، درحالیکه خودش در امنترین نقطهی اروپا از پشت شیشهی ضدگلوله با طرفداران خودش حرف زد. به نظرم تا وقتی پهلوی و طرفدارانش باشن، جمهوری اسلامی هم خواهد بود و جمهوری اسلامی به خوبی از عمق حماقت طرفدار خودش و پهلوی آگاهه و داره از این شکاف حماقت به بهترین شکل ممکن جهت استمرار بقای خودش استفاده میکنه. بیتعارف بخوام بگم مادامی که پهلوی به عنوان پررنگترین مهرهی اپوزيسيون علیه ج.ا معرفی بشه، هیچ خطر جدیای ج.ا رو تهدید نخواهد کرد.
+ پهلوی خواسته یا ناخواسته با شکافی که توسط حماقتهاش بین معترضین به وجود آورده، تبدیل به کارآمدترین مهرهی ج.ا شده. | 500 |
| 10 | مصاحبه رضا پهلوی با فاکسنیوز، شاید بیش از دهها سخنرانی و بیانیه، نشان میدهد که او امروز دقیقاً در کجای سیاست ایران ایستاده است.
او میگوید داراییهای مسدودشده ایران باید در اختیار آنچه «مردم ایران» مینامد قرار گیرد تا با آن سلاح تهیه شود و این سلاح برای مبارزه با رژیم مستقر سیاسی به کار رود، تا هزینه این کار بر دوش مالیاتدهنده آمریکایی نیفتد.
کمی در همین جمله مکث کنید.
پول چه کسی؟
پول ایران.
اسلحه برای چه کسی؟
برای ایرانی.
علیه چه کسی؟
باز هم ایرانی.
و استدلال چیست؟ اینکه آمریکایی هزینه ندهد.
اگر این سقوط اخلاقی و سیاسی نیست، پس چیست؟
کسی که سالها از «ایران» و «وطن» و «منافع ملی» لاف دروغ زده ، امروز به نقطهای رسیده است که حتی ثروت مسدودشده همین کشور را نه سرمایهای برای بازسازی ایران، بلکه صندوق تأمین مالی یک جنگ داخلی بالقوه میبیند. پولی که میتواند صرف بازسازی اقتصاد ایران، زیرساختها، بیمارستانها، مدارس، صنعت، آب، برق و زندگی مردم شود، قرار است تبدیل به تفنگ شود تا ایرانی به روی ایرانی اسلحه بکشد.
این دیگر صرفاً مخالفت با جمهوری اسلامی نیست. این طراحی منطق یک رویارویی مسلحانه در داخل ایران است.
در این نگاه، «گذار» دیگر یک فرایند سیاسی نیست. گذار یعنی مسلح کردن گروههایی که در خارج از کشور تصمیم گرفتهاند «مردم ایران» هستند و سپس فرستادن اسلحه و پول به داخل کشوری که از قبل پر از شکاف، بحران و آثار تحریم است.
اصلاً چه کسی به رضا پهلوی این حق را داده است که تصمیم بگیرد اموال ایران در آینده چگونه خرج شود؟ چه کسی به او نمایندگی داده است که از طرف مردم ایران تصمیم بگیرد داراییهای کشور به جای بازسازی ایران، صرف تسلیح گروههای سیاسی شود؟
و دقیقاً همینجا است که مسئله مشاوران و شبکه سیاسی پیرامون او اهمیت پیدا میکند. زبان سیاسی رضا پهلوی روزبهروز بیشتر شبیه زبان همان محافلی شده است که سالها ایران را نه به عنوان یک جامعه هشتاد و چند میلیونی، بلکه به عنوان یک «مسئله امنیتی» دیدهاند. پیوند سیاسی و فکری حلقه پیرامون او با FDD، بنیاد دفاع از دموکراسیها، و محافل نزدیک به سیاست امنیتی اسرائیل دیگر مسئلهای حاشیهای نیست. وقتی یک سیاستمدار ایرانی به جایی میرسد که درباره تبدیل داراییهای کشور خودش به منابع مالی تسلیحاتی سخن میگوید، طبیعی است که بپرسیم این دیگر سیاست ملی ایران حتی به غلط یا حماقت است یا ترجمه فارسی یک دستورکار امنیتی خارجی؟
برای من، در چنین لحظهای دیگر تعبیر «اپوزیسیون» هم به تنهایی توضیحدهنده نیست.
وقتی کسی از رسانه خارجی برای ایرانیان نسخه تسلیح میپیچد، وقتی هزینه آن را هم از جیب خود ایران پیشنهاد میکند، وقتی اولویت او این است که مبادا مالیاتدهنده آمریکایی برای این پروژه هزینه کند، فاصلهاش با منافع ملی ایران دیگر مسئلهای لفظی نیست.
او مدتهاست به سخنگوی فارسیزبان IDF و منطقی تبدیل شده که ایران را دشمن و یک میدان عملیات میبیند.
+ حسین قتیب | 556 |
| 11 | در یک سال اخیر، به دلیل مسائل سیاسی با دوستی قطع رابطه کردید؟ | 692 |
| 12 | «دردناکترین وضعیت زندگی، یادآوری آینده است؛ بهویژه آیندهای که هرگز نخواهید داشت.» | 696 |
| 13 | «عشق تمرین پذیرفتن مرگ است.» | 686 |
| 14 | «معنای زندگی چیست؟ همین بود؛ پرسشی ساده که هرچه سالها میگذشت، بیشتر آدم را در خود محاصره میکرد.»
* ویرجینیا وولف | 734 |
| 15 | تو که نیستی گرههای هندزفریم وا نمیشه
تو که نیستی سرِ چسب نواری پیدا نمیشه
بی تو نسخهی ضعیفِ منو میبینن همه
دستِ من حریفِ شیشهی مربا نمیشه
تو که نیستی اول صبح عینکم گم میشه
تو که نیستی شوخیهام سوءتفاهم میشه
من یه جوری از نبودن تو غمگینم که
خودِ غم باهام رقابت کنه دوم میشه
تو که نیستی همهی دنیا روی اعصاب منه
انگاری نور بالای ماشینِ پُشتی روشنه
انگاری یه مژه افتاده باشه توی چشام
انگاری کفشِ جدیدم داره پامو میزنه
انگاری که سرد و گرم میشه همش آب حموم
انگار استخون ماهی گیر کرده تو گلوم
انگار انگشت کوچیکم خورده به پایهی مبل
انگاری یه بخشِ پاهامو نپوشونده پتوم
من یه بچهام که توی یارکشی تنها مونده
دانشآموزی که مشقاش تو خونه جا مونده
منم اون که قبلِ یه قرارِ کاری مهم
یهو میبینه اتو پیرهنشو سوزونده
*محمد کلار | 896 |
| 16 | د آخه! | 1 058 |
| 17 | «آنکس که با هیولاها میجنگد، باید مراقب باشد که خود بدل به هیولا نشود. اگر مدتی طولانی به پرتگاهی بنگری، پرتگاه نیز به تو چشم میدوزد.» | 1 285 |
| 18 | Нет текста... | 1 265 |
| 19 | Нет текста... | 1 261 |
| 20 | عزیزم! هروقت خواستی برایم کتابی هدیه بفرستی، در صفحهی اول آن بنویس:
لق خاکسار و آتشبرآب با هم! | 1 103 |
