ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку

‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌sullen ‌ ‌ ‌ ‌

‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌sullen ‌ ‌ ‌ ‌

Открыть в Telegram

bursting into pieces under all the secrets. when shadows fall and darkness calls, save me from myself and alleviate the pain . @wraith1bot t.me/HidenChat_Bot?start=8107162699

Больше
Иран128 024Категория не указана
476
Подписчики
Нет данных24 часа
-77 дней
-1530 дней

Загружаем данные

Похожие каналы
Нет данных
Возникли проблемы? Пожалуйста, обновите страницу или обратитесь к нашему support-менеджеру .
Облако тегов
Нет данных
Возникли проблемы? Пожалуйста, обновите страницу или обратитесь к нашему support-менеджеру .
Входящие и исходящие упоминания
---
---
---
---
---
---
Привлечение подписчиков
авг. '26
август '26
+56
в 10 каналах
июль '26
+581
в 7 каналах
Дата
Привлечение подписчиков
Упоминания
Каналы
23 августа+1
22 августа+1
21 августа0
20 августа+1
19 августа+7
18 августа+2
17 августа0
16 августа+2
15 августа0
14 августа+1
13 августа+2
12 августа+1
11 августа+2
10 августа+1
09 августа+7
08 августа+3
07 августа+7
06 августа+4
05 августа+1
04 августа+13
03 августа0
02 августа0
01 августа0
Посты канала
LEAVE Arown x Kagan.m4a2.66 MB

2
ز یاد رویِ تو خواهم که دل رها سازم ولی چه سود، که هر دم تو را صدا سازم هزار مرتبه گفتم «دگر نخواهمت» ولی به نامِ تو هر بار، دل خطا سازم به خویش وعده دهم کز تو دل بکنم شبم رسد، غمِ تو را دوباره جا سازم ز کویِ خاطره‌ ها می‌گریزم و افسوس هر آن کجا که روم، از تو ماجرا سازم اگرچه سعی کنم خاطرت فراموشم تو را ز صفحهٔ جان، با چه کیمیا سازم؟ دلم به مرگِ فراموشی‌ ات رضا ندهد من از تو می‌گذرم، لیک با تو چه‌ها سازم؟
26
3
Нет текста...
116
4
اگر روزی هوس خواندن مرا کردی به واژه‌ هایم پناه نبر زبان در برابر آنچه در چشمانم مدفون است چیزی جز عجز نیست. مرا باید از سکوت نگاهم خواند جایی که ناگفته‌ ها، بی‌آنکه بر زبان جاری شوند فریاد می‌کشند
125
5
Gone With The Sin.m4a
95
6
what am I doing among humans?
129
7
Нет текста...
1
8
Нет текста...
1
9
در نهایت، شاید رهایی در طغیان علیه جهان نباشد، در امتناع از تبدیل‌ شدن به چیزی‌ست که جهان از تو می‌خواهد خودت را برای نگاه دیگران مهندسی نکن، هیچ تأییدی ارزش آن را ندارد که در ازای آن، اصالتت را به حراج بگذاری. گاهی بزرگ‌ ترین شکل عصیان، همان لحظه‌ای‌ست که تصمیم می‌گیری دیگر برای اثبات وجودت تظاهر نکنی
1
10
در ژرفای پارادوکسیکال زیستِ معاصر، انسان دیگر صرفاً موجودی برای بودن نیست، به ابژه‌ای برای مشاهده، ارزیابی و تصدیق بدل شده است. هویت، که زمانی قلمرو سیال خودآگاهی و تجربه‌ی درونی بود، اکنون در معرض تهاجم مستمر نگاه جمعی قرار گرفته و به سازه‌ای نمایشی تقلیل یافته است کالبدی از خویشتن که بیش از آن‌که از حقیقت وجود سرچشمه بگیرد، از مقتضیاتِ مقبولیت تغذیه می‌کند. ما در فرآیندی خاموش از «خودبیگانگی ارادی» گرفتاریم جایی که فرد، پیش از آن‌که دیگران او را تحریف کنند خویشتن را مطابق با انتظارات آنان باز ارایی می‌کند. اصالت، قربانی پروسه‌ای تدریجی از انطباق می‌شود و انسان، بی‌آنکه لحظه‌ی فروپاشی را ادراک کند، میان آنچه هست و آنچه باید به نظر برسد، معلق می‌ماند. هولناک‌تر آن‌ جاست که این استحاله دیگر امری استثنایی نیست؛ به یک هنجار اجتماعی بدل شده است. اکنون حتی رنج نیز باید واجد قابلیت نمایش باشد، سکوت باید تفسیر پذیر باشد و شخصیت باید واجد ارزش ارائه‌ دادن باشد. گویی وجود، بدون شاهد، اعتبار کافی برای اثباتِ خویش ندارد و شاید تراژدی نهایی انسان معاصر همین باشد او در ازدحام بی‌نهایت نگاه‌ ها، آن‌قدر برای اثبات وجودش تلاش کرد که سرانجام از خویشتن واقعی خود بیگانه شد.
1
11
در ژرفای پارادوکسیکال زیستِ معاصر، انسان دیگر صرفاً موجودی برای بودن نیست، به ابژه‌ای برای مشاهده، ارزیابی و تصدیق بدل شده است. هویت، که زمانی قلمرو سیال خودآگاهی و تجربه‌ی درونی بود، اکنون در معرض تهاجم مستمر نگاه جمعی قرار گرفته و به سازه‌ای نمایشی تقلیل یافته است کالبدی از خویشتن که بیش از آن‌که از حقیقت وجود سرچشمه بگیرد، از مقتضیاتِ مقبولیت تغذیه می‌کند. ما در فرآیندی خاموش از «خودبیگانگی ارادی» گرفتاریم جایی که فرد، پیش از آن‌که دیگران او را تحریف کنند، خویشتن را مطابق با انتظارات آنان باز ارایی می‌کند. اصالت، قربانی پروسه‌ای تدریجی از انطباق می‌شود و انسان، بی‌آنکه لحظه‌ی فروپاشی را ادراک کند، میان آنچه هست و آنچه باید به نظر برسد، معلق می‌ماند. هولناک‌تر آن‌ جاست که این استحاله دیگر امری استثنایی نیست؛ به یک هنجار اجتماعی بدل شده است. اکنون حتی رنج نیز باید واجد قابلیت نمایش باشد، سکوت باید تفسیر پذیر باشد و شخصیت باید واجد ارزش ارائه‌ دادن باشد. گویی وجود، بدون شاهد، اعتبار کافی برای اثباتِ خویش ندارد و شاید تراژدی نهایی انسان معاصر همین باشد او در ازدحام بی‌نهایت نگاه‌ ها، آن‌قدر برای اثبات وجودش تلاش کرد که سرانجام از خویشتن واقعی خود بیگانه شد.
1
12
sticker.webp
1
13
این پیامو فوروارد کنید چنلاتونو باهم شیپ کنم و بهتون بچه بدم از بین چنلا جوین باشید فرشته ها
1
14
Нет текста...
184
15
از تو تاریکم از بیرون رنگ گچ دیوار
1
16
9:44 حوصله بحث ندارم ولی گوش به حرف تو میدم
36
17
9:43 حوصله بحث ندارم ولی گوش به حرف تو میدم
1
18
Male Man Bash.mp3
77
19
Pokt Shervin Hajipour.m4a
1
20
ذهن، در گرداب بی‌انتهای تأملات پیچیده و تحلیل‌ های بی‌رحمانه گرفتار می‌شود جایی که کوچک‌ ترین جزئیات به معما هایی عظیم بدل شده و آگاهی در میان هجوم بی‌وقفه‌ی احتمالات، مرز میان واقعیت و خیال را گم می‌کند.
1