an idea of me
Открыть в Telegram
— my favs. ( P4L ) archive channel : t.me/celebrscafearchive hidden chat : @celebrscafeebot
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
433
Подписчики
-224 часа
+157 дней
+12830 дней
Архив постов
https://t.me/celebrscafe/11404
بزرگترین مشکل اینه که ناراحتی فادیمه تو خلوتشو به ما نشون نمیدن حالا یا شرکا نمینویسن یا این که حذف میشه این سکانسا مثل قسمت ۳۱ یه مشکل دیگه هم که هست عادل نمیاد با فادیمه حرف بزنه ما صحبت عادل با النی در مورد اوروچ و دیدیم اما صحبت فادیمه و عادل در مورد ایسو رو نه احساسات فادیمه رو نشون نمیدن فقط سکانس هایی که به ایسو گیر میده رو نشون میدن
https://t.me/celebrscafe/11363
عزیزوم کارکتر شخصیتش همینه
فادیمه وقتی ایسو رو پله بود اومد راجب اوروچ پرسیده و وقتی داشت میرفت بالا اون ناراحتی و نگرانی رو تو چهرش معلوم بود
و چیزی که میخوان نشون بدن اینه که فادیمه فعلا نمیتونه گارد خودشو بیاره پایین
حالا ۳ قسمت گذشته درسته درام نمیگیریم ولی معلومه فادیمه هی داره نرم تر میشه
https://t.me/Tbd_Archive/18283
این اهنگه خیلی فادیمس، دقیقا بدرد جایی میخوره که فادیمه خودش برای عروسیش حاضر و اسمه اونطوری.
Repost from 𝐒𝐎𝐋𝐘𝐀𝐍𝐔𝐌𐙚
واسه سریالی که ریتینگش تا 17 هم رفت 9 واقعا ریت خوبیه🦦؟ریت 9 برای سریالای دیگه خیلی خوبه نه این سریال🌚
حتی توی همین صحنه هم میشه دید که چقدر نگرانشه . دلش میخواد کنارش باشه ، ولی غرورش و نیازش به محافظت از خودش نمیذارن بهراحتی این کار رو بکنه . اون هم به همون اندازه که با ایسو درگیره ، با احساسات خودش هم میجنگه .
و من واقعا فکر میکنم ایسو اینو میفهمه . میدونه که هنوز بینشون عشق وجود داره ، حتی وقتی فادیمه حاضر نیست چیزی رو براش آسون کنه . برای همینه که مدام دنبالش میره و سعی میکنه نزدیکش بمونه . چون میدونه پشت اون لجبازی و غرور ، فادیمه هنوز عاشقشه .
نمیتونین یه رابطهی اِنمی تو لاورز بخواین و بعد وقتی شخصیتها مجبور میشن با تمام چیزهایی که از اول دشمنشون کرده کنارن بیان ، ناراحت بشین .
از اون طرف ، بیاین با ایسو هم منصف باشیم . اون خانوادهش رو انتخاب کرد و منم سرزنشش نمیکنم . هر دوتاشون دلایل خودشون ، وفاداریهای خودشون و زخمهای خودشون رو داشتن . ولی اگه میتونیم انتخابهای ایسو رو درک کنیم ، چرا نمیتونیم همین درک رو برای فادیمه هم داشته باشیم ؟ چرا هر وقت فادیمه برای دوباره راه دادن ایسو به زندگیش مشکل داره ، همیشه اونه که مقصر شناخته میشه ؟
همهتون اِنمی تو لاورز میخواین ، ولی همین که نوبت به کنار اومدن با سالها بیاعتمادی ، دلخوری و احساسات پیچیده میرسه ، دیگه تحملش رو ندارین در حالی که کل جذابیت این رابطه به همین روند آروم ، مقاومتها و اعتماد دوبارهایه که ذرهذره ساخته میشه .
حتی برگههای طلاق هم خیلی چیزا رو دربارهی فادیمه نشون میدن . ته دلش هنوز نتونسته جداییشون رو قطعی کنه ، چون قبول کردن طلاق یعنی پذیرفتن این احتمال که ممکنه ایسو رو برای همیشه از دست بده . شاید طوری رفتار کنه که انگار آمادهست بره و همهچی رو تموم کنه ، ولی کارهاش یه چیز دیگه میگن .
از اون طرف ، بیاین با ایسو هم منصف باشیم . اون خانوادهش رو انتخاب کرد و منم سرزنشش نمیکنم . هر دوتاشون دلایل خودشون ، وفاداریهای خودشون و زخمهای خودشون رو داشتن . ولی اگه میتونیم انتخابهای ایسو رو درک کنیم ، چرا نمیتونیم همین درک رو برای فادیمه هم داشته باشیم ؟ چرا هر وقت فادیمه برای دوباره راه دادن ایسو به زندگیش مشکل داره ، همیشه اونه که مقصر شناخته میشه ؟
همهتون اِنمی تو لاورز میخواین ، ولی همین که نوبت به کنار اومدن با سالها بیاعتمادی ، دلخوری و احساسات پیچیده میرسه ، دیگه تحملش رو ندارین در حالی که کل جذابیت این رابطه به همین روند آروم ، مقاومتها و اعتماد دوبارهایه که ذرهذره ساخته میشه .
حتی برگههای طلاق هم خیلی چیزا رو دربارهی فادیمه نشون میدن . ته دلش هنوز نتونسته جداییشون رو قطعی کنه ، چون قبول کردن طلاق یعنی پذیرفتن این احتمال که ممکنه ایسو رو برای همیشه از دست بده . شاید طوری رفتار کنه که انگار آمادهست بره و همهچی رو تموم کنه ، ولی کارهاش یه چیز دیگه میگن .
از اون طرف ، بیاین با ایسو هم منصف باشیم . اون خانوادهش رو انتخاب کرد و منم سرزنشش نمیکنم . هر دوتاشون دلایل خودشون ، وفاداریهای خودشون و زخمهای خودشون رو داشتن . ولی اگه میتونیم انتخابهای ایسو رو درک کنیم ، چرا نمیتونیم همین درک رو برای فادیمه هم داشته باشیم ؟ چرا هر وقت فادیمه برای دوباره راه دادن ایسو به زندگیش مشکل داره ، همیشه اونه که مقصر شناخته میشه ؟
همهتون اِنمی تو لاورز میخواین ، ولی همین که نوبت به کنار اومدن با سالها بیاعتمادی ، دلخوری و احساسات پیچیده میرسه ، دیگه تحملش رو ندارین در حالی که کل جذابیت این رابطه به همین روند آروم ، مقاومتها و اعتماد دوبارهایه که ذرهذره ساخته میشه .
حتی برگههای طلاق هم خیلی چیزا رو دربارهی فادیمه نشون میدن . ته دلش هنوز نتونسته جداییشون رو قطعی کنه ، چون قبول کردن طلاق یعنی پذیرفتن این احتمال که ممکنه ایسو رو برای همیشه از دست بده . شاید طوری رفتار کنه که انگار آمادهست بره و همهچی رو تموم کنه ، ولی کارهاش یه چیز دیگه میگن .
فادیمه تمامِ عمرش رو با این باور بزرگ شده که ایسو فورتونا دشمنشه . نمیتونین انتظار داشته باشین همینجوری به این راحتی ببخشتش ، دوباره بهش اعتماد کنه و یهو فقط چون به احساساتش اعتراف کرده ، خودشو بندازه تو بغلش . فادیمه تمام عمرش فقط به خودش اجازه داده بود عاشق یه نفر باشه ، اونم عادل ، برادر خودش . حالا عاشق کسی شده که از بچگی بهش یاد دادن دشمنش بدونه . معلومه که براش همهچی پیچیدهست !
فادیمه از بیرون قویه ، احساساتش رو بروز نمیده و بهخاطر مشکلاتی که توی اعتماد کردن داره ، به این راحتیا به کسی اجازه نمیده بهش نزدیک بشه . نمیتونه یهشبه دیوارهایی رو که دور خودش کشیده پایین بیاره و تمام احساساتش رو راحت نشون بده . اینکه تو ابراز عشقش مشکل داره ، به این معنی نیست که عاشقش نیست . اتفاقا عاشقشه ، اونم از ته دل ! ولی عاشق یه نفر بودن و تونستن بهش اعتماد کردن ، دو تا چیز کاملا متفاوتن ؛ مخصوصا وقتی اون آدم بهت آسیب زده و تمام چیزایی رو که از بچگی بهشون باور داشتی ، زیر و رو کرده .
