مـلـجـأ؛
Открыть в Telegram
من و این صبر ؟ بنازم جگر حوصله ام را...
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
510
Подписчики
-924 часа
-357 дней
+1930 дней
Архив постов
509
غافلی از حال دل، ترسم که این ویرانه را،
دیگران بیصاحب انگارند و تعمیرش کنند!
- صائـب تبریزی
509
شده باران بزند قلب تو دیوانه شود؟
همه ی خاطره ها نزد تو بیگانه شود؟
شده از دست کسی یک دفعه دلگیر شوی ؟
او در آغوش کسی باشد و تو پیر شوی؟
شده با جان و دلت عاشق و مجنون باشی؟
او کنار دگری باز تو دلخون باشی؟
شده با یاد کسی تا به سحر گریه کنی؟
شده روزی برسد بغض امانت ندهد؟
آنقدر گریه کنی هیچ ز یادت نرود؟
من پر از دردم و این است غم دیرینم
همچو فرهاد شدم کوه غمم شیرینم
