ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку

کانون همخوانی شریف📖✨

کانون همخوانی شریف📖✨

Открыть в Telegram

«یه روزی یه کتابی میاد که مسیر زندگیت رو تغییر میده!✨📖» اینجا پناهگاهی برای جان‌هاییست که در هیاهوی روزگار، به دنبال سکوتی برای خویشتن‌اند. به امید گسترش فرهنگ کتابخوانی و کتاب دوستی..🌱 گپ: @sutreading_gap

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
898
Подписчики
+124 часа
+27 дней
+10530 дней
Архив постов
#معرفی_رمان_فارسی هرمز شهدادی را از نویسندگان حلقه ادبی «جُنگ أصفهان» می توان به شمار آورد. هر چند روایت‌ها درباره این نویسنده تا حدودی متفاوت است. قبلا اشاره کردیم که جنگ اصفهان شامل گروهی از نویسندگان و مترجمان خوشفکر و باذوق آن زمان ایران، مثل ابوالحسن نجفی و هوشنگ گلشیری بود که تجربه‌های جدیدی در نویسندگی را وارد زبان و ادبیات فارسی کردند. حسن میرعابدینی در کتاب «صد سال داستان‌نویسی ایران» شهدادی را جزو نویسندگانی دانسته که آثار اصلی‌شان در جُنگ اصفهان منتشر نشد، اما "از لحاظ گرایش‌های فکری و زیبایی‌شناختی پیوندی نزدیک با نویسندگان جُنگ دارند. ابوالحسن نجفی درباره شهدادی گفته بود: «من با زحمت زیاد توانستم دیگران را راضی کنم که یکی از داستان‌های او در جنگ چاپ شود.» نجفی همچنین تاکید کرده بود که از نظر او نویسنده بزرگی در حال شکل گرفتن بود. «شب هول» رمان مهم شهدادی است که در دهه 50 منتشر شد. متاسفانه این رمان که رمانی نو و آوانگارد و شاید هم ضد رمان محسوب می‌شود در حوزه ادبیات تاحدودی مغفول مانده است. همزمانی انتشار شب هول با انقلاب 57، سانسور شدن و نیز دست به قلم نشدن دگرباره شهدادی را می توان از عوامل مغفولی این رمان برشمرد. گفتنی است که همه منتقدان بر مدرن بودن روایت و ساختار ادبی این اثر تأکید دارند شب هول با وجود روایت سفر سفرنامه نیست اما به دلیل تاکید بر جغرافیای داستان، ارزش‌های جغرافیایی یک سفرنامه‌ را را دارد. این سفر یک‌شبه، به موازات داستانی که در اتومبیل می‌گذرد، داستانی دیگر نیز روایت می‌شود که در ذهن اسماعیل شکل می‌گیرد. خیال و واقعیت به‌هم می‌آمیزند تا سرگذشت سه نسل از یک خانواده که همانا تاریخ معاصر کشوری به نام ایران است، روایت شود. زمان‌ها پس و پیش می‌شوند، راویان می‌آیند و می‌روند تا سرانجام پدر و پسر در تهران به بیمارستان برسند، جایی که داستان پایان می‌یابد. رمان شب هول روایتی سیال دارد و با تک‌گویی‌های درونی و همچنین گفت‌وگو میان اسماعیل و راننده پیش می‌رود. راوی علاوه بر شرح سفری که در زمان حال اتقاق می‌افتد، با فلاش‌بک، برهه‌هایی از گذشته را نیز روایت می‌کند و این روایت‌ها با پشت سر هم قرار گرفتن در طول داستان به هم متصل می‌شوند. رمان که تلاش نویسنده را براي نمایاندن دغدغه‌هاي روشنگرانه اشخاص تحصیل‌کرده در غلبه بر محیط عقب‌مانده و در نتیجه شکست خـوردن آنان را در به دنبال یک جبر از قبل تعیین شده نشان می‌دهد، رمانی بـا حـال وهواي ناتورالیستی نیزبه نظـر مـی‌رسـد. شهر اصفهان در این رمان جایگاهی ویژه دارد: «ای اصفهان، ای شهر من، ای بانوی خاطرات من، وقتی ‌که عصر می‌شود، تو مثل عشق شکنجه آور می‌شوی. ناگهان چهارباغ از عابر خالی می‌شود. ناگهان پیاده‌روی کنار رودخانه را سکوت فرا می‌گیرد. رودخانه، رمز اساطیری تن توست...» نویسنده حتی برای توصیف اصفهان، بخش‌هایی از رساله «نصف جهان فی تعریف الاصفهان» نوشته محمدمهدی بن محمدرضا الاصفهانی را عینا نقل کرده است. علاوه بر روایت‌های متفاوت، استفاده از اسطوره‌ها که خود را از همان آغاز رمان و نامگذاری شخصیت‌های داستان نشان می‌دهد، از دیگر ویژگی‌های شب هول است. ✍🏻دکتر عرش اکمل 💫📖@sut_reading 💫📖@sutreading_gap

به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم بیا کز چشم بیمارت هزاران درد برچینم الا ای همنشین دل که یارانت برفت از یاد مرا روزی مباد آن دم که بی یاد تو بنشینم جهان پیر است و بی بنیاد از این فرهادکش فریاد که کرد افسون و نیرنگش ملول از جان شیرینم ز تاب آتش دوری شدم غرق عرق چون گل بیار ای باد شبگیری نسیمی زان عرقچینم جهان فانی و باقی فدای شاهد و ساقی که سلطانی عالم را طفیل عشق می بینم اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوست حرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزینم صباح الخیر زد بلبل کجایی ساقیا برخیز که غوغا می کند در سر خیال خواب دوشینم شب رحلت هم از بستر روم در قصر حورالعین اگر در وقت جان دادن تو باشی شمع بالینم حدیث آرزومندی که در این نامه ثبت افتاد همانا بی غلط باشد که حافظ داد تلقینم 🌱 #حافظ #شب‌شعر #شب‌سی‌وهفتم 💫📖@sut_reading 💫📖@sutreading_gap

#رمان_جنایی * 《راهنمای کشف قتل از یک دختر خوب》 نویسنده:هالی جکسون ~~~~~~~~ اول از همه میخوام بگم که چرا باید این رمان رو جنایی خوان های خفن کانالمون بااایددد انتخاب کنن: حس‌وحال کتاب چیزی که کتاب رو جذاب می‌کنه اینه که فقط «یه قتل» نیست. حس می‌کنی خودت داری پرونده رو حل می‌کنی. داخل داستان: مصاحبه‌ها پیام‌ها یادداشت‌های تحقیق مدارک و تایم‌لاین هم هست، برای همین فضای کتاب شبیه پرونده‌ی واقعی جنایی درمیاد. از اون کتاب‌هاست که: فصل‌ها کوتاه و اعتیادآورن آخر هر فصل یه سرنخ جدید می‌ده مدام نظرت درباره‌ی قاتل عوض می‌شه ____________ خلاصه ی داستان: داستان توی یه شهر کوچیک و ظاهراً آروم به اسم «فِرویو / لیتل کیلتون» می‌گذره؛ جایی که همه فکر می‌کنن پنج سال قبل، پسری به اسم «سل سینگ» دوست‌دخترش «اندی بل» رو کشته و بعد خودکشی کرده. پرونده از نظر پلیس بسته شده و همه هم این روایت رو قبول دارن. ولی یه دختر دبیرستانی باهوش به اسم «پیپا فیتز-آموبی» یا «پیپ» حس می‌کنه یه چیزی درست نیست. ~~~~~~~~ کدوم ترجمه بهتره؟؟ برای خوندن این رمان جذاب نشر نون با ترجمه ی فرسیما قطبی پیشنهاد میشه.* ✍🏻@haleh156 💫📖@sut_reading 💫📖@sutreading_gap

جنگ از طرف دوست دل‌آزار نباشد یاری که تحمل نکند یار نباشد گر بانگ برآید که سری در قدمی رفت بسیار مگویید که بسیار نباشد آن بار که گردون نکشد یار سبک‌روح گر بر دل عشاق نهد بار نباشد تا رنج تحمل نکنی گنج نبینی تا شب نرود صبح پدیدار نباشد آهنگ دراز شب رنجوری مشتاق با آن نتوان گفت که بیدار نباشد از دیده‌ی من پرس که خوابِ شبِ مستی چون خاستن و خفتن بیمار نباشد گر دست به شمشیر بری عشق همان است کانجا که ارادت بود انکار نباشد از من مشنو دوستی گل مگر آن‌گاه که‌ام پایِ برهنه خبر از خار نباشد مرغان قفس را المی باشد و شوقی کان مرغ نداند که گرفتار نباشد دل آینه صورت غیب است ولیکن شرط است که بر آینه زنگار نباشد سعدی حیوان را که سر از خواب گران شد در بند نسیم خوش اسحار نباشد آن را که بصارت نبود یوسف صدیق جایی بفروشد که خریدار نباشد #سعدی #شب‌سی‌وششم #شب‌شعر 💫📖@sut_reading 💫📖@sutreading_gap

«ناتور دشت» «ناتور دشت» با ترجمهٔ روان و عامیانهٔ جناب کریمی و برگردان خلاقانهٔ عنوان اصلی (The Catcher in the Rye) به «ناتور دشت» (به معنی نگهبان کشتزار)، اثری تأمل‌برانگیز است. داستان زندگی هولدن، نوجوانی آگاه از ریاکاری و دوگانگی اطرافیان، که با وجود آزادی فکری و رفتاری، به تنهایی و بحران هویت دچار می‌شود. او دروغ می‌گوید، به روابط جنسی روی می‌آورد و کمکم به همان جامعه‌ای تبدیل می‌شود که از آن گریزان بود. تنها پناهگاه و دلیل بازگشتش به خانواده، خواهر کوچکش فیبی است که بدون تحمیل نظر، او را دوست دارد. نویسنده با صراحت تمام، تک تک افکار هولدن را دربارهٔ تمام رخدادها بر کاغذ می‌آورد و شخصیتی خشن اما عمیقاً احساساتی خلق می‌کند که همذات‌پنداری با او را آسان می‌سازد. آرزوی هولدن، ایستادن در لبهٔ پرتگاه و نجات بچه‌ها از سقوط به دنیای بزرگ‌سالان است. در نقطه‌مقابل، برخی خوانندگان کتاب را داستانی معمولی و واقعی بدون نقطه‌اوج خاص می‌دانند و دلیل محبوبیت عظیم آن را درک نمی‌کنند، هرچند شخصیت‌پردازی آن را خوب توصیف می‌کنند. به طور خلاصه، این کتاب برای کسانی جذاب است که به دنبال داستانی آرام، واقع‌گرا و تأمل‌برانگیز دربارهٔ ساده‌ترین چیزهای زندگی هستند، نه هیجان و حادثه‌های خارق‌العاده. 💫📖@sut_reading 💫📖@sutreading_gap

«انسان در جست و جوی معنا» به نظر می رسد که آنچه شما از کتاب انسان در جستجوی معنا فهمیدید، از خود کتاب فراتر رفته و به یک تجربه زیستن شخصی بدل شده. شما نشان دادید که رنج را نه به عنوان یک دشمن، بلکه به مثابه شوکی برای بیداری درک کرده‌اید؛ همان لحظه‌ای که آدمی در عمیق ترین تاریکی به ته خط میرسد، ناگهان میفهمد که زندگی اش چقدر ارزش داشته و تمام آن رنج ها، هر چند تلخ، نقشه ای بوده برای رساندنش به یک درک تازه. این دقیقاً همان نقطه ایست که دکتر فرانکل از آن میگوید: « آخرین آزادی انسان، توانایی انتخاب نگرش خود در برابر شرایط است.» و شما این آزادی را نه در یک موقعیت انتزاعی، بلکه در دل بحران های امروزیِ خودتان، مثل آینده ی مبهم وطن یا مسیر سخت مهاجرت و ... پیدا کرده اید. از همه جالبتر این بود که شما عشق را به عنوان لنگرگاهی در برابر طوفان ناامیدی معرفی کردید؛ نه یک عشق سطحی، بلکه آن نگاه درخشانی که حتی اگر حقیقت نداشته باشد، از خورشید هم روشنتر به نظر میرسد. این همان نیروییست که فرانکل در اردوگاه با تصور همسرش تجربه کرد و شما هم حسش کرده‌اید. عشق به یکی از مهمترین دلایل معنادار شدن زندگی تبدیل میشود؛ دلیلی که میشود در اوج خستگی به آن تکیه کرد و دوباره ایستاد. معنای زندگی لزوماً موفقیت های بزرگ و خارق العاده نیست. دکتر فرانکل در این کتاب گفت که گاهی «حفظ کردن انسانیت» و طرف حق ماندن، خودش تمام معناییست که یک انسان به آن نیاز دارد. این یعنی ما باید که از اسارت «دستاوردگرایی» رها شویم و به جوهره ی اصلی معنا برسیم: زیستن اخلاقمدارانه حتی وقتی تأثیری در جهان بیرون ندارد، چون در درون ما، سلامت روان و عمق وجودمان را بیمه میکند. همان طور که فرانکل اشاره میکند، آنهایی که در اردوگاه ها حداقل های اخلاقی را حفظ کردند، انسانهایی با معنای بیشتری بودند. در نهایت،فرانکل با زیبایی بیان داستان های دلهره آور ، به این حقیقت اشاره کرد که خودِ روایت کردنِ رنج، اگر با هنرمندی همراه باشد، میتواند به مخاطب نیرو بدهد نه اینکه او را فراری دهد. خواندن و تحلیل این کتاب، خودش مصداق همان «پیدا کردن معنا در شرایط سخت» است؛ چرا که نه تنها باید کتاب را فهمید، بلکه با تکیه بر آن،باید توانست نقشه ی راهی برای زیستن در دنیای امروز ترسیم کرد. و همین، زیباترین دستاوردیست که یک کتاب میتواند برای خواننده اش به ارمغان بیاورد. 💫📖@sut_reading 💫📖@sutreading_gap

«شب‌های روشن» یکی از شعرگونه‌ترین و غم‌انگیزترین آثار داستایفسکی است. نظریه کلی این کتاب را می‌توان در محورهای زیر خلاصه کرد: 1. نقد «رؤیاپردازی» به‌مثابه یک بیماری روحی راوی داستان، جوانی تنها در سن‌پترزبورگ است که در طول روز در میان جمعیت نادیده گرفته می‌شود. از آنجا که زندگی عاطفی و اجتماعی واقعی ندارد، به سمت «رؤیاپردازی افراطی» می‌رود. داستایفسکی نشان می‌دهد که این رؤیاها در ابتدا لذت‌بخشند، اما به تدریج فرد را از واقعیت دور کرده و پس از مواجهه با زندگی حقیقی، او با «خلأ عمیق» روبه‌رو می‌شود. در واقع رویاپرداز، به جای زندگی، «درباره زندگی خیال می‌بافد». 2. دوئل عشق رمانتیک در برابر عشق واقعی شخصیت اصلی در چهار شب با دختری به نام «نَستنکا» آشنا می‌شود. او عشق خود را با زبانی رمانتیک و آرمانی ابراز می‌کند، اما نَستنکا عشق واقعی‌تری دارد: او منتظر معشوق غایب خود است. در پایان، وقتی آن مرد بازمی‌گردد، نَستنکا بی‌درنگ به سوی او می‌رود. این صحنه نشان می‌دهد: عشق رؤیایی و خودشیفته (راوی) در برابر عشق عینی و متعهد (نَستنکا) بازنده است. 3. تنهایی در قلب کلان‌شهر (سن‌پترزبورگ) داستایفسکی چهره شهر سن‌پترزبورگ را به مثابه «بیابانی از سنگ و انسان‌های بی‌ارتباط» ترسیم می‌کند. شب‌های روشن قطبی (پدیده‌ای که در آن شب تقریباً روز است) فضایی وهم‌آلود و سورئال خلق می‌کند که در آن مرز میان واقعیت و خیال از بین می‌رود. راوی در این شهر غریب، حتی به خانه‌ها هم «شخصیت» می‌بخشد، نشانه‌ای از تنهایی مفرط. 4. «لحظه کوتاه شادی» در برابر «درد ماندگار» فیلمنامه داستان همین است: چهار شب شادی توهمی و سپس یک ضربه بزرگ. راوی تنها یک لحظه کوتاه از سعادت را تجربه می‌کند («بهشت فقط یک دقیقه طول کشید»). داستایفسکی این ایده را مطرح می‌کند که برای آدم‌های رویاپرداز، همین یک دقیقه ارزش یک عمر عذاب را دارد. پایان کتاب از تلخ‌ترین پایان‌های ادبیات جهان است: راوی به تنهایی خود برمی‌گردد، اما دیگر حتی قدرت خیال‌پردازی را هم ندارد. نتیجه نهایی نظریه کتاب: «شب‌های روشن» پیام می‌دهد که زندگی واقعی، حتی اگر همراه با طرد و شکست باشد، از خیال‌پردازی توخالی ارزشمندتر است. داستایفسکی بعدها این ایده را در آثار بلندش (مانند «جنایت و مکافات» و «ابله») بسط داد، اما در این رمان کوتاه، آن را به شکل ناب و تغزلی ارائه کرد. اگر بخواهیم کتاب را در یک جمله خلاصه کنیم: «داستان کسی که به جای زیستن، خود را تماشا می‌کند که چگونه زندگی نمی‌کند.» 💫📖@sut_reading 💫📖@sutreading_gap

سلام به همگی. تحلیل کتاب های همخوانی اخیر را قرار می دهم.💕

چشم مرا گرفتی و گفتی که " کیستم ؟" گفتم:تویی! تویی همه‌ی هست و نیستم حالا که آمدی بنشین تا بگویمت من مرگ را بدون تو یک عمر زیستم مانند کوه سر به بیابان گذاشتم مانند آبشار خودم را گریستم عشق بلند توست مرا مثل سروها وادار کرده پای قرارم بایستم لعنت به هر کسی که قدم می زند تو را دلواپسم برای زمانی که نیستم #بهروز‌آورزمان #شب‌شعر #شب‌سی‌و‌پنجم 💫📖@sut_reading 💫📖@sutreading_gap

کتابی از جنس رهایی در روزگاری که هر روز بیشتر در اقیانوس کمالگرایی غرق می‌شویم 🌊 تاملاتی برای انسان فانی، اثر الیور برکمن، پناهگاهی‌ست برای افرادی که در چهارچوب های ذهنی خود گیر افتاده اند. شاید از نگاه بقیه آن ها به کار، درس یا مسئولیت خود بسیار علاقه‌مندند و از این رو ترجیح می‌دهند خود را از بسیاری از وجوه دیگر زندگی محروم سازند، اما در حقیقت پس از مدتی وقتی این افراد به گذشته خود می‌نگرند، انزجار و سرکوب را احساس می‌کنند، نه عشق به کار را. این کتاب دست های ما را می گیرد و از دنیای قوانین بیهوده که تنها ما را خسته می کنند و باعث می‌شوند که حتی کار هایی که باید را با بازدهی کمی انجام دهیم، رهایی می‌بخشد. او با تک تک تله های زندگی کمالگرا گونه آشناست و راه حل آن ها را نیز ارائه می‌دهد. تیکه هایی از این کتاب: «شاید همه اضطراب ها از تمرکز مفرط بر لحظات و ناتوانی از پذیرش جریان مداوم زندگی ناشی می‌شوند‌.» «کمالگرا ها عاشق کلید زدن پروژه های تازه اند، زیرا لحظه آغاز، به دنیایی از عدم محدودیت ها تعلق دارد. در واقع عامل جذابیت پروژه تازه این است که از فاصله ای دور به آن می نگریم.» «بعضی مردم باید بدانند که کار دشوارتر لزوما کار تحسین برانگیزتر نیست» #معرفی_کتاب #تاملاتی_برای_انسان_فانی #الیور_برکمن #روانشناسی ✍🏻@asal2672 💫📖@sut_reading 💫📖@sutreading_gap

همچنین می تونید از پادکست هاشون نهایت لذت رو ببرید. I'm listening to Sarvaad | سرواد on Castbox. Check it out! https://castbox.fm/va/6460306 💫📖@sut_reading 💫📖@sutreading_gap

سلام به همگی. پیرو دورهمی دوشنبه، دکتر رحیمی لطف کردن این کتاب ها رو معرفی کردند و گفتند برای شروع مطالعه شاهنامه بسیار خوب ه
+1
سلام به همگی. پیرو دورهمی دوشنبه، دکتر رحیمی لطف کردن این کتاب ها رو معرفی کردند و گفتند برای شروع مطالعه شاهنامه بسیار خوب هستش.💕 💫📖@sut_reading 💫📖@sutreading_gap

اَلمِنَّةُ لِلَّه که درِ میکده باز است زان رو که مرا بر در او رویِ نیاز است خُم‌ها همه در جوش و خروشند ز مستی وان می که در آن جاست حقیقت نه مَجاز است از وی همه مستی و غرور است و تَکَبُر وز ما همه بیچارگی و عجز و نیاز است رازی که بَرِ غیر نگفتیم و نگوییم با دوست بگوییم که او محرمِ راز است شرحِ شِکَنِ زلفِ خَم اندر خَمِ جانان کوته نتوان کرد که این قِصه دراز است بارِ دلِ مجنون و خَمِ طُرِّهٔ لیلی رخسارهٔ محمود و کفِ پایِ ایاز است بردوخته‌ام دیده چو باز از همه عالم تا دیدهٔ من بر رُخِ زیبایِ تو باز است در کعبهٔ کویِ تو هر آن کس که بیاید از قبلهٔ ابرویِ تو در عینِ نماز است ای مجلسیان، سوزِ دلِ حافظِ مسکین از شمع بپرسید که در سوز و گداز است #حافظ #شب‌سی‌و‌چهارم #شب‌شعر 💫📖@sut_reading 💫📖@sutreading_gap

کتاب (تاریخ) از هرودوت برخلاف چیزی که اولش فکر میکنیم، نثر کتاب خیلی روون هستش و از زوایایی که شاید هیچ‌وقت به گوشمون نخورده باشه حرف میزنه، که این ویژگیش خیلی جالب بود. داستان اصلی کتاب رو میتونیم نبرد بین ایران و یونان توصیف کنیم ولی چیزی که من رو شیفته این کتاب کرد این نبود، این بود که توی کتاب به خرافه و داستان های عجیب و شاید خنده دار جوامع اون زمان اشاره میشه. مثل مورچه های طلایاب یا مار های بال دار و اعتقادات خیلی قوی یونانی ها که حتی توی سخت ترین شرایط دست از سرشون بر نمیداشتن و تلاش ایرانی ها برای تنبیه طبیعت، در کل وقتی کتاب رو شروع به خوندن میکنی انگار که سوار ماشین زمان شدی و به اون روز ها سفر کردی. لا به لای این داستان ها هرودوت به تحلیل نبرد ایران و یونان و جوامع دنیای اون روز میپردازه و خوبی ها و بدی هاشونو میگه (کتاب به ترجمه اقای ثاقب‌فر دو جلده) ژانر| #تاریخی نویسنده| #هرودوت ✍🏻@qwjea 💫📖@sut_reading 💫📖@sutreading_gap

کتاب غرور و تعصب ترجمه ی مریم تقدیسی نشر افق غرور و تعصب اثر جاودانه‌ی جین آستن، نویسنده‌ی برجسته‌ی انگلیسی، یکی از درخشان‌ترین رمان‌های کلاسیک جهان است. این کتاب صرفاً یک داستان عاشقانه نیست؛ بلکه یک تحلیل اجتماعی فوق‌العاده دقیق و هوشمندانه از جامعه‌ی طبقاتی انگلستان در قرن نوزدهم است. ✨داستان حول محور خانواده‌ی «بنت» می‌چرخد که پنج دختر دارند. مادر خانواده، خانم بنت، دغدغه‌ای جز پیدا کردنِ شوهری ثروتمند و مناسب برای دخترانش ندارد. اما شخصیت اصلی ما، الیزابت بنت، دختری باهوش، سرزنده، مستقل و دارای تفکری نقادانه است که به سادگی زیر بار ازدواج‌های فرمایشی و بی‌عشق نمی‌رود. ✨ماجرا زمانی اوج می‌گیرد که دو مرد ثروتمند و مجرد به نام‌های «آقای بینگلی» و دوست مرموز و بسیار ثروتمندش، «آقای دارسی»، به منطقه‌ی آن‌ها نقل مکان می‌کنند. برخورد الیزابت با دارسی، سرآغاز کشمکش‌های فکری و عاطفی عمیقی است. ✨تکامل شخصیت الیزابت و دارسی در طول داستان بی‌نظیر است. عنوان کتاب، «غرور» (اشاره به غرور آقای دارسی) و «تعصب» (اشاره به قضاوت‌های شتاب‌زده‌ی الیزابت)، دقیقاً به نقاط ضعفِ رشدِ شخصیتی آن‌ها اشاره دارد. 💫💫#ادبیات_کلاسیک 💫💫#معرفی_کتاب 💫💫#ادبیات_کلاسیک_خارجی ✍🏻@maaaaahak 💫📖@sut_reading 💫📖@sutreading_gap

‌‌ در زندگی… غم مثلِ یک سلّولِ زندان‌ست حتّیٰ هوا هم می‌خوری، آنجا نگهبان‌ست گاهی به دور از هر قفسْ خواهانِ پروازی امّا پَرَت زنجیر و سرها در گریبان‌ست منظورِ من از غصّه تنها گریه‌کردن نیست گاهی فقط غمِ مرگِ آن لب‌هایِ خندان‌ست اندوه یعنی فارغ از نوروز و هر عیدی احوالِ غالب بر تو احوالِ زمستان‌ست تنها شدن را در شلوغی می‌توان فهمید آن جمعه‌شب‌هایی که دورت غرقِ مهمان‌ست هم‌خونِ حسرت می‌شوی، با درد هم‌خانه کم‌کم ببینی چشمت از آدم گریزان‌ست از بعدِ آن از دست‌دادن‌هایِ بی‌جبران همواره احساسی که داری حسِّ فقدان‌ست آن لحظه‌ای که غصه با باران‌وشب آمیخت آن‌لحظه می‌فهمی که مرگ‌ از جنسِ درمان‌ست از خود بپرسی زنده‌ام یا زندگی کردم ؟ تنها جوابت یک سکوت از جنسِ پایان‌ست... ‌‌ #بی‌نام #شب‌سی‌و‌سوم #شب‌شعر 💫📖@sut_reading 💫📖@sutreading_gap

سلام اگر تمایل به همکاری با تیم پادکست دارید به آیدی های زیر پیام بدین: @p_k_86 @Nima_Nojavan @matinazadi_1

📖امروز روز بزرگداشت (خیام) است؛📖 ✨روزی برای یادآوری نام مردی که هم در دلِ دانش ایستاد و هم در آسمانِ اندیشه پرواز کرد.خیام تنها یک شاعر نبود؛ فیلسوفی بود که با نگاه دقیقش به جهان، پرسش‌های بزرگ را جدی گرفت و در برابر قطعیت‌های آسان، به دنبال حقیقت رفت.✨ ✨او ریاضی‌دان و منجمِ زمانه‌ی خود بود، اما در کنارِ عدد و ستاره، به انسان و زندگی هم توجه داشت.خیام در رباعی‌هایش نشان می‌دهد که چگونه می‌شود با وجودِ گذرِ زمان، هنوز هم به معنا، شادیِ خردمندانه و زندگیِ آگاهانه رسید. زبانِ کوتاهِ رباعی، در نگاه او تبدیل می‌شود به آینه‌ای روشن برای احساس، تردید، امید و تجربه‌ی بشر.✨ ✨بزرگداشت خیام یعنی گرامی داشتن تفکر؛ تفکری که هم عقل را باور دارد و هم دل را. یعنی یاد گرفتن اینکه پرسیدن، اندیشیدن و دوباره نگاه کردن به جهان، نوعی احترام به زندگی است.✨ ✨خیام، مردی که هم به آسمان چشم دوخت و هم به دلِ انسان، میانِ ستاره و خاک پلی ظریف زد: از یک‌سو اسطرلابِ اندیشه در دست، سایه‌ی خورشید را اندازه می‌گرفت و نوروز را در ترازوی دقت می‌نشاند؛ از سوی دیگر، در رباعی‌های کوتاه، عمری بلند را به صدا درمی‌آورد و به ما می‌آموخت که چگونه در لحظه‌ی کوچک، وسعتِ هستی را بچشیم.✨ 💫ز آوردن من نبود گردون را سود 💫وز بردن من جاه و جمالش نفزود 💫وز هیچ کسی نیز دو گوشم نشنود 💫کآوردن و بردن من از بهر چه بود 28 اردیبهشت ،سالروز فیلسوف،شاعر، منجم و ریاضیدان ایرانی حکیم عمر خیام مبارک باد🪷✨️ 💫📖@sut_reading 💫📖@sutreading_gap

بروس یک خرس بداخلاق و همیشه عصبانیه. از اون خرس‌هایی که ترجیح میده تنها باشه، غذای موردعلاقه‌اش رو بخوره و هیچ‌کس کاری به کارش نداشته باشه. اما زندگی معمولاً دقیقاً برعکس چیزی پیش میره که بروس می‌خواد... مجموعه‌ چندجلدی «بروس، خرس عصبانی» پر از موقعیت‌های بامزه و تصویرهای شیرینه؛ از اون داستانایی که هم بچه‌ها باهاش از ته‌ دل می‌خندن، هم بزرگترا. به نظر من... همه ما هم یه *«بروس درون»* داریم. یه خرس که واقعاً کلافه‌ست که گیر دنیا و آدم‌ها و موجوداتی افتاده که ول‌کنش نیستن! 🔸راستی می‌تونی تو طاقچه بی‌نهایت بروس رو پیداش کنی! ژانر | #کتاب_کودک نویسنده | #رایان_تی_هیگینز نشر | #پرتقال با ترجمه آناهیتا حضرتی ✍🏻@anahidshi 💫📖@sut_reading 💫📖@sutreading_gap

*آخرین باری که... کتاب کودک خوندی، کی بوده؟* شاید عجیب به نظر برسه، اما گاهی‌اوقات کتاب‌های کودک حرف‌هایی میزنن که وسط صدها صفحه از کتاب‌های جدی و پیچیده پیداش نمی‌کنی. مستقیم و بی‌واسطه میرن سراغ اصل ماجرا؛ بدون اصطلاحات سنگین، بدون پیچیدگی‌های اضافی. شاید برای همینه که میگن بعضی از مهم‌ترین چیزهای زندگی، داخل "ساده‌ترین داستان‌ها" پنهان شده‌ان. و اینجوری شد که فکر کردم چرا همه ژانر کتابی معرفی کنیم، ولی #کتاب_کودک نه؟ ✍🏻@anahidshi 💫📖@sut_reading 💫📖@sutreading_gap