رهآورد بهشت
Открыть в Telegram
"هیچ نبشته نیست که آن به یکبار خواندن نیرزد" ابوالفضل ترکاشوند، دانشجوی زبان و ادبیات فارسی. @abtr7
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
341
Подписчики
Нет данных24 часа
+67 дней
+4530 дней
Архив постов
341
Repost from چاوشیفای | Chavoshify
به خون خواهى فرياد عدالت كه در تنگنای گلویت نيزه خورد!
به سوى تو برمى گردیم
هرسال وهرسال وهرسال...
كه اربعين تمرين جهان براى به سوى تو برگشتن است برگشتنی براى هميشه
برگشتنی بدون بازگشت...
چهل روز
شعر: اميد روزبه
آهنكَساز: محسن چاوشی
تنظیم كننده: رضا فواديان
كمانچه: مجيد مظاهرى
ميكس و مسترينگ:مهدى كريمى
طراح كاور: حسن روح الامين
تايپوگرافی: حامد تلخ آبى
• @Chavoshify
341
یکی از خوبیهای داشتن رفیق شاعر اینه که مفتی هجوت میکنن:
بر لب من خشک کرده طنز او لبخند را
کاش میشد قطع کرد از این نمک پیوند را
اخرش یک روز در ارشد قبولش میکنند
چشم ها مانده به در ...این چندِ چندِ چند را...!!
تقدیم به ترکاشوند
*آقای جواهری رفیع لطف کردن...😂💔
341
#محمدعلی_فروغی:
بعقیده من وظیفه هر ایرانی است که اولا خود با #شاهنامه مانوس شود، ثانیا ابناء وطن را بموانست این کتاب ترغیب نماید و اسباب آن را فراهم آورد. مختصر، فردوسی قباله و سند نجابت ملت ایران را تنظیم فرموده، و همین کلمه مرا بی نیاز می کند از اینکه در توضیح مطلب و پافشاری در اثبات مقام فردوسی از این جهت بطول کلام بپردازم.
زادروز زندهیاد محمدعلی_فروغی
(۱۰ امرداد ۱۲۵۴ تهران – ۵ آذر ۱۳۲۱ تهران)
341
باران یا واران یکی از زیباترین و کهنترین واژگان زبانهای ایرانی است
باران که در پارسی با « ب » آغاز میشود، در بسیاری از زبانها و گویشهای ایرانی با « و » تلفظ میشود. همانند گرگ/ ورک یا برف/ ورف و ...
.
« باران و فعل آن باریدن » در زبانهای باستانی ایران : در پارسی میانه یا پهلوی ساسانی wārīdan باریدن و war یعنی دریاچه و vārān باران / اوستایی vār باریدن، باران و vari دریاچه / پهلوی اشکانی wārān باران / سغذی w'r باریدن، باران / سکایی bāra باران و ber باراندن / خوارزمی w'ry باریدن و w'r باران / و ....
.
این واژگان از ریشه vār (بمعنای باران، آب) در ایرانی باستان هستند، که خود از ریشه « ایر و اروپایی » uēr , weh₁r بمعنای « آب، باران، رود » است. در نورسی باستان (اسکاندیناوی) vari یعنی آب و مایع / در لوویایی ( از زبانهایی باستانی آناتولی در هزاره دوم پیش.م ) 𒉿𒀀𒅈 با خوانش wār یعنی آب / در سانسکریت یا هندی باستان vār یعنی آب، باران / و ... که این نشان از پیوند و همریشهگی بسیار کهن زبانهای آریایی و اروپایی دارد
.
در زبانهای ایرانی نو : کردی wārīn, bārīn / بلوچی gwār / آسی ( بازمانده سکایی غربی ) waryn باریدن / پشتو ( بازمانده سکایی شرقی ) wōrēdel باریدن / و ...
🔷 تیشتر : ایزد باران در اوستا
.
🔻 تِـشْـتَـر یشت که تیشْـتَـر یشت و تیر یشت نیز نامیده میشود، هشتمین یشت اوستا است. این یشت در بزرگداشت و ستایش پر فروغترین و درخشانترین ستاره آسمان که همانا ستاره «تِشْتَر» باشد، سروده شده و یکی از دلکشترین بخشهای اوستاست. امروزه نخستین طلوع بامدادی این ستاره در اَمرداد ماه اتفاق میافتد. اما در زمان سرایش تیر یشت، نخستین طلوع بامدادی این ستاره در حدود اوایل تابستان بوده است که نام ماهِ «تیر» نیز از همین واقعه گرفته شده است. به دلیل اینکه بالا آمدن ستاره «تِشْـتَر» با افزایش بارندگی و پایین رفتن این ستاره با کاهش بارندگی توأم بوده است، بین این ستاره و بارندگیهای فراوان ارتباطی احساس شـده است کـه در سراسر این یشت به این باور اشاره شده است: می ستاییم ستاره درخشان و شکوهمندِ تِشْتَر را ... می ستاییم آب دریای فراخکرت را و رود «وَنْـگوهی» در همه جا پُر آوازه را، نام «گِـئوشِ» مزدا آفریده را و فَـرِّ کیانی را . میستاییم ستاره درخشان و شکوهمند تِشْـتَر را، آن در بردارنده تخمه آبها و آن توانای بزرگِ نیرومند، و آن دورنگرنده بلندپایگاه و زَبَردست را، آن بزرگواری که نیکنامی از اوست و تبارش از «اّپَـمنَـپات» است.
.
باران در شعر فردوسی :
.
چو از دامن ابر چین کم شود
بیابان ز باران پر از نم شود
.
همی سوخت آباد بوم و درخت
به ایرانیان بر شد آن کار سخت
ز باران هوا خشک شد هفت سال
دگرگونه شد بخت و برگشت حال
.
همانا که باران نبارد ز میغ
فزون زانک بارید بر سرش تیغ
#زبانشناسی
341
#نردبان_آسمان
#مثنوی
#مولوی
#حکایت ۲ (۲)
9/
انسان جاهل سحر را با معجزه قیاس میکند و اساس هر دو را مکر میپندارد چنان که ساحران دربار فرعون¹ نیز در ستیز و مقابله با موسی عصایی مانند عصای او برداشتند² اما میان این دو عصا و میان عمل آنها با عمل موسی تفاوت از زمین تا آسمان بود عمل ساحران لعنت خدا را در پی داشت و عمل موسی رحمت پروردگار را
لعنةالله این عمل را در قفا
رحمة الله آن عمل را در وفا
کافران در عناد و ستیز خود طبع بوزینه دارند و طبع از آفات نهاد انسان است. بوزینه چون به تقلید آدمی کاری کند پندارد که همان کار را کرده است؛ اما آن تقلیدگر لجوج و گستاخ هرگز نمیفهمد که تفاوت میان اصل کار و آنچه او به تقلید انجام داده است از کجا تا به کجاست.
این کند از امر و او بهر ستیز
بر سر استیزهرویان³ خاکریز
اگر منافق مانند مؤمنان به نماز میایستد نه از سر نیاز؛ بلکه بهقصد ستیز با حق است و در رقابت با مؤمنان نماز میخواند یا روزه میگیرد و به حج میرود و زکات میپردازد؛ اما آنچه منافق میکند برایش سرانجامی جز خسران و زیان در آخرت به بار نمیآورد. درحالیکه مؤمن با همان کارها به نجات و رستگاری میرسد؛ و اگرچه هر دو بهظاهر عملی یکسان انجام میدهند و به یک راه میروند در باطن همچون رازی و مروزی⁴ از یکدیگر بس دور و بیگانهاند و عاقبت هر یکی بر وفق حقیقت نام خود به جایگاهی که سزاوار اوست میرسد.
منافق را اگر مؤمن بخوانند شاد میشود و اگر منافقش گویند جانش آتش میگیرد. منشأ محبوبیت یا منفور بودن این نامها و عناوین در حروف و کلمات آنها نیست؛ بلکه از حقیقت باطن صاحبان آن نامها نشئت میگیرد. این میم و واو و میم و نون در کلمه مؤمن نیست که به مؤمن شرافت میبخشد بلکه این کلمه صرفاً تعریفی است از برای معین ساختن کسی که واقعاً ایمان داشته باشد و اگر او را منافق بخوانی، این نام پست همچون نیش عقرب در جانش میخلد؛ زیرا بهرهای از دوزخ در این نام جاری است.
زشتی آن نام بد، از حرف نیست
تلخی آن آب بحر از ظرف نیست
____
1. فرعون عنوان عمومی پادشاهان قدیم مصر است؛ اما آن گونه که در قرآن و بهتبع آن در دیگر روایات عموماً بهعنوان اسم خاص آمده است مقصود رامسس دوم (۱۲۹۲ - ۱۲۲۵ پیش از میلاد) معروف به فرعون تسخیر شوهر آسیه بنت مزاحم است که در زمان رسالت موسی فرمانروایی میکرد. بنا بر روایات اسلامی این فرعون که از همه فرعونان مصر بدتر و ستمکارتر بود بیست سال خلق را به بتپرستی خواند و از آن پس خود دعوی خدایی کرد أَنَا رَبَّكُمُ الأعلى - نازعات (۲۴) و مردم را به پرستش خویش خواند و انبوهی بدو گرویدند؛ اما زنش آسیه خداشناس و نیکونهاد بود. روزی فرعون به خواب دید که از بیتالمقدس آتشی به مصر آمد و همه قبطیان اهل مصر را بسوخت و تخت و سرای او را در کام کشید؛ اما بنیاسرائیل را هیچ زیان نکرد خوابگزاران گفتند از بنیاسرائیل فرزندی زاید که هلاک تو بر دست او باشد و فرعون کسانی را بر زنان بنیاسرائیل گماشت تا از باردارشدن زنان جلوگیری کنند و بار آنان بیفکنند تا پنج سال چنین کردند. آنگاه اهل مصر بر بارگاه فرعون گرد آمدند و چنین عهد نهادند که یک سال نوزادان را بکشند و یک سال نکشند تا نسل مردمان بنیاسرائیل منقطع نشود موسی به امر خدا در همان سالی که نوزادان را میکشتند تولد یافت. از بیم فرعون مادرش او را در سبدی به آب افگند و کنیزان فرعون آن را از آب گرفتند و آسیه چون فرزند نمیآورد با اجازه فرعون او را به فرزندی برداشت روزی موسی که کنار فرعون بود دست انداخت و چند تار از ریش او را کند. فرعون خواست او را بکشد؛ اما آسیه به شفاعت برخاست و کودک را از مرگ نجات داد موسی به رسالت برگزیده شد و ساحران مغلوب معجزات او شدند؛ اما فرعون ایمان نیاورد و طغیان کرد. نیروی معنوی موسی باعث شد که فرعون علیرغم میلش به بنیاسرائیل اذن خروج داد و خود با لشکری گران به تعقیب آنان پرداخت دریای نیل به امر خدا برای بنیاسرائیل شکافته شد آنان به سلامت گذشتند؛ اما فرعون و سپاهیانش غرق شدند در تفاسیر آمده است که فرعون چون غرق خود را نزدیک دید گفت: ایمان آوردم به خدای بنیاسرائیل جبرئیل از گل دریا پارهای برگرفت و در دهان او آگند که ایمان آوردن و پشیمانی اکنون سودی ندارد و فرعون در جا هلاک شد.
2. اشاره است به داستان مقابله موسی با ساحران درگاه فرعون که موسی عصای خود را بر زمین میزند و اژدهایی از آن پدید میآید و شعبدههای ساحران را میبلعد؛ و شرح آن در سوره طه آیات ۵۹ تا ۶۹ و سوره شعراء آیات ۳۸ تا ۴۷ آمده است.
3. ستیزندگان
4. رازی یعنی اهل ری و مروزی یعنی اهل مرو. بدیعالزمان فروزانفر در توضیح مینویسد: دو چیز دور از هم و مخالف ظاهراً به مناسبت آنکه مرو در مشرق ایران و ری در مغرب واقع است و یا به لحاظ تعصب اهل مرو در تسنن و تعصب اهل ری در تشیع. رهآورد بهشت @rahavardebehesht
341
«به آب روشن می عارفی طهارت کرد»
و رفتهرفته به این کار زشت عادت کرد :)
ناصر فیض
#شعر
#ارسالی_دوستان
341
برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر
لیلی آمد دم در گفت: «بیا، برق آمد»
ناصر فیض
#شعر
#ارسالی_دوستان
341
Repost from رباعیات ایرج زبردست
یارب من از این راه و قدم می ترسم
از این همه مسجد و حرم می ترسم
از بس که ریا در این جماعت دیدم
از راز و نیاز با تو هم می ترسم
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
( ١۶۵ )
341
رقص سماع چیست ؟
شرح رموز حرکات رقص سماع مولوی
Sufi Dance Rumi
❇️ ارسالی از: کانال «مخزن گروه سیری در آثار و افکار مولانا - ملاصادقی»
#مولوی
