ru
Feedback
Land of souls

Land of souls

Открыть в Telegram

⚔️ اینجا جایی‌ست برای آنان که از شکست نمی‌ترسند؛ جایی میان تاریکی، مرگ و شعله‌ای که هنوز خاموش نشده. ☠️ هر مرگ، یک درس 🔥 هر پیروزی، یک افسانه 🩸 هر قدم، نزدیک‌تر به پایان فایرلینک شراین: https://t.me/Gap_of_souls مالک: @The_impaler_hunter

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
598
Подписчики
-724 часа
-87 дней
+11730 дней
Архив постов
یک بلاد فکت جالب : اگر شما لودویگ رو با ویسرال اتک بکشید دیالوگ متفاوتی در لحظه مرگش نسبت به دیالوگ اصلی میگه و دلیلش اینه که ویسرال اتک ( همون کیریت یا حرکتی که سلاحتون رو میکنه در بدن انمیتون در سولزایه دیگه، اینجا ولی دستش رو در بدن شخص فرو میکنه نه سلاحو) برای هانتر ها نوعی ملایم تر و با احترام تره ولی اتک عادی نوعی وحشیانه به نظر میرسه. 𝑱𝑶𝑰𝑵 𝑼𝑺 #bloodborne #souls_fact

بریم سراغ دومین الدن لورد راداگون مثل مریکا گذشته مات و مبهوتی داره اون اولین بار در جنگ بین لیندال ( leyndell )و  منطقه لیورنیا ( liurnia) مشهور شد ، اون با شکست دادن تعداد زیادی از دشمنان و فرماندهی بسیار خوبش تونست نطر دیگرانو جلب کنه . بعداز مدت ها جنگ بین این دو جناح در آخر هیچکس موفق به پیشرفت در جنگ نمیشه و در عوض فرمانده جناح گلدن اوردر ( golden order) و ملکه آکادمی رایا لوکاریا ( The Academy of Raya Lucaria)که مرکز شهر لیرونیا حساب میشد عاشق هم شدند . راداگون ( Radagon) و رنالا ( Rennala) با ازدواج کردنشون به جنگ بین این دو جناح خاتمه میدن و رنالا به رسم خانوداگیش شمشیری بلند به اون هدیه میده . اون ها دارای سه فرزند به نام رانی ( ranni ) ، رادان ( radahn) و رایکارد ( rykard ) که قبلا استوری لاینشون رو گفته بودم میشند. بعد از مدت طولانی مریکا تصمیم میگیره گادفری همسر خودش و پیروان اون رو تبعید کنه و بدون همسر باقی میمونه ، این اتفاق نباید بیوفته به همین دلیل مریکا راداگون رو به همسری خودش انتخاب میکنه. راداگون هم قبل رفتن و ازدواج با مریکا یک گریت رون ( great rune) در قالب یک ختم به رنالا میده و اون رو رها میکنه و ختی بچه هاشونم با خودش میبره . رنالا از زخم و درد این داستان دیوونه میشه و دیگه مثل سابق نمیشه . در سمت دیگه راداگون با مریکا ازدواج می‌کنه و صاحب چهار فرزند به نام های میکولا ( miquella) و خواهر دوقلوش ملنیا ( Melanie) و ملینا ( melina) و مزمر ( messmer) میشه البته مزمر و ملینا به دلایلی از شجره نامه حدف میشن و به همین دلیل مطمئن نیستم پدرشون چه کسیه ولی مادرشون قطعا مریکا هست . یک داستان جالب و تقریبا بدون اهمیت هم این وسط رخ میده که یک مجسمه ساز در حال ساختن مجسمه راداگون میفهمه که راداگون و مریکا در حقیقت یک نفر هستند و این رو زیر مجسمه مینویسه و شما با استفاده کردن اسپل خاصی مجسمه به شکل مریکا تغییر میکنه و زیر اون نوشته مریکا راداگون است پدیدار میشه ‌. اینکه این یعنی وی کاملا مشخص نیست ولی به نطر میرسه کسانی مثل مریکا و میکولا وحود دارند مه دو جسم دارند و یک روح و مشخص نیست این قضیه مخصوص ایمپرین ها یا کسانی که واحد شرایط خدا شدن هست یا افراد دیگه هم میتونند این عارضه رودداشته باشند . بعد از مرگ گادوین و شکسته شدن الدن رینگ توسط مریکا راداگون سعی میکنه که با همون چکشی که الدن رینگ شکسته شده اون رو درست کنه اما ناموفق میشه ، اون از مریکا در برابر گریتر ویل که میخواد اون رو مجازات کنه دفاع میکنه و میگه تقصیر اون نیست اما اونها جفتشون در یک بدن و در داخل اردتری ( erdtree)  زندانی میشند امیدوارم خوشتون اومده باشه❤️❤️ 𝑱𝑶𝑰𝑵 𝑼𝑺 #storyline #elden_ring #radagon_of_the_golden_order

photo content

Tell me , good hunter of the church. Have you seen the light? Are my church hunters the honourable spartans i hope they would be? Ohhh my ... Just as i feared . Then a beast-possessed degenerat was i, as my detractors made eminently clear. Does the nightmare never end ? بهم بگو ای شکارچی خوب کلیسا. تاحالا نور رو دیدی؟ آیا شکارچیان کلیسای من همون اسپارتان های پر افتخاری که امید داشتم هستند؟ اوه خدای من ... همون طوری که میترسیدم. پس من یک منحرف تسخیر شده توسط هیولا ها بودم ، همون‌طور که دشمنانم به آشکاری این رو میگفتند. آیا کابوس هیچوقت تمام نمیشه؟ 𝑱𝑶𝑰𝑵 𝑼𝑺 Ludwig the holy blade | لودویگ تیغه ی مقدس #dialogue #bloodborne

بریم سراغ استوری لاین رایکارد رایکارد فرزند رنالا و راداگون بود . اون برعکس بقیه نیمه خدایان علاقه ی زیادی به تاج و تخت و قدرت نداشت و وقت خودش رو وقف سفر کردن و باد گرفتن جادوهای متفاوت میکرد . در سفرش زنی بنام تانیس ( tanith) رو ملاقات میکنه و عاشق اون میشه ، اون به رانی کمک میکنه که نقشش رو پیاده کنه و در عوض رانی به اون کمک میکنه تا وولکینو منور ( volcano manor) رو بسازه و به اون یه خنجر که روش نوشته های رون مرگ ( death rune ) هست رو میده که به تیغه ی کفر آمیز ( blasphemy blade ) معروفه . ولی اون قدرت کامل وولکینو منور رو بدست نداشت، خدایی مار گونه و نامیرا به اسم ایگل ( Eigle) در زیر وولکینو منور وجود داشت. رایکارد قدرت و خود اون رو میپرستید و برای اون قربانی های بیشماری میاورد تا اون رو سیر کنه و به همین دلیل کل زندان های وولکینو منور پر از استخون و بوی گند گوش فاسد شده بود . در آخر ایگل که برای اون مانند خدا بود به اون پیشنهاد میده تا به اون ملحق بشه و با اون به شکار و خوردن تمام خدایان بپردازه ولی رایکارد باید تمام روح و بدن و ارادش رو وقف اون کنه. رایکارد هم درخواست اون رو میپذیره و ایگل اون رو میخوره و اونها با هم ترکیب میشن ولی در آخر ما میایم و اون رو میکشیم. امیدوارم با اینکه استوری لاین کوتاهی بود خوشتون اومده باشه ❤️❤️ 𝑱𝑶𝑰𝑵 𝑼𝑺 #storyline #elden_ring #praetor_Rykard

photo content

Graceless tarnished... What is thy business with this thrones. Ohhh... Godrick the golden , the twin prodigies miquella and malenia , general radahn, praetor Rykard , lunar princess ranni. Wilful traitors, all. Thy kind are all of a piece . Pillagers, emboldened by the flame of ambition. Have it write uppon thy meagre grave... Felled by king morgott, last of all kings. تارنیشد ( لکه دار شده) بدون فیض... چه کاری با این تاج و تخت داری؟ اوه... گادریک طلایی ، دوقلو های اعجوبه میکلا و ملنیا ، ژنرال رادان ، رایکارد کافر ، پرنسس ماه قمری رانی . که همشون عمدا خیانتکار شدند. تبار و نوع تو همه از یک قماشند . غارتگرانی که با شعله جاه طلبی جسور شدند. بگذار روی قبر ناچیزت بنویسند ... شکست داده شده توسط شاه مورگات آخرین شاه ها 𝑱𝑶𝑰𝑵 𝑼𝑺 Morgott the omen king | مورگات شاه اومن #dialogue #elden_ring

Corpse after corpse left in my wake... Heed my words... I'm malenia blade of miquella. And i never known defeat . جنازه ها یک
Corpse after corpse left in my wake... Heed my words... I'm malenia blade of miquella. And i never known defeat . جنازه ها یکی پس از دیگری در پشت راهم قرار گرفتند. حرف های من را گوشزد کن ... من ملینیا هستم تیغه ( محافظ ) میکولا و من هیچوقت شکست نخوردم
𝑱𝑶𝑰𝑵 𝑼𝑺 Malenia blade of miquella | ملینیا تیغه ی میکولا #elden_ring #dialogue

یک الدن فکت جالب : اگه کوئست لاین گورانگ (beast clergymen qurranq)که ملیکث هست رو کامل نکرده باشید اما ملیکث رو در فاروم آزولا بکشید اون هنوز در کیلید حضور داره و سالمه اما چرا؟ خب نکته جالب اینجاس که در فاروم آزولا زمان بطور دیگری میگذره و انگار که شما اون رو در آینده کشتید نه در حال حاضر 𝑱𝑶𝑰𝑵 𝑼𝑺 #souls_fact #elden_ring

بریم سراغ استوری لاین اولین الدن لورد هورا لو ( hoarah loux) قویترین مبارز لندز بیتوین بود و آتش جنگ در قلب اون بیشتر از قلب هر کس دیگری فروزان بود و هیچ چیز جز جنگ اون رو خوشحال نمیکرد . همون‌طور که انتظار میره اون نامدار ترین فرمانده و جنجگو بود و به همین دلیل مریکا که به دنبال همسر برای خودش بود تا بتونه کاملا فرمانروایی خودش رو تصبیت کنه اون رو به همسری برگزید . مریکا برای خوابوندن اتش جنگجویی اون و کنترل کردن خوی وحشیش شیری به نام سِروش ( serosh ) که به ارباب حیوانات ( lord of beasts) معروف بود و به نظر میرسید شاید قوی ترین حیوان کل لندز بیتوین باشه رو احضار کرد و تمام خوی وحشی گری همرا لو رو در اون حبس کرد اون به پشت هورا لو  به نوعی یک شبح شد و هر موقع اون نیازش داشت ظاهر میشد . بعد از این اسم هورا لو به گادفری ( godfrey ) تغییر کرد و اونها دارای سه فرزند به نام های مورگات ( morgott) موهگ برادر دوقلوی مورگات ( mohg) و گادوین ( godwyn) شدند که همه ی فرزندان گادفری پسوند گاد رو باید میداشتند ولی موهگ و مورگات بخواطر اومن بودن اون رو نداشتن. اما مریکا اون رو فقط برای پادشاهی و همسری نمیخواست و تنها دلیل انتخاب کردنش نامدار بودن و مورد احترام بودن گادفری نبود. موجوداتی به نام غول ها ( giants) وجود داشتند که می‌تونستند با آتیش خودشون اردتری رو آتیش بزنند و به همین دلیل جدی ترین تهدید بر علیه گلدن اوردر ( golden order ) یا نظم طلایی به حساب میومدند چون هیچ چیز دیگری نمیتونست اردتری رو از بین ببره. به همین دلیل مریکا گادفری و سربازانش رو برای از بین بردن اونها فرستاد. قتل عام و نصل کشی بزرگی اتفاق افتاد و همه غول ها جز فایر جاینت ( fire giant ) از بین رفتند ، تنها دلیلی که فایر جاینت زنده بود این بود که از آتیش محافظت کنه و نگذاره کسی دستش بهش برسه. اما این تنها جنگ بزرگ لندز بیتوین نبود ، مریکا بار دیگری گادفری رو به قلعه استورمویل ( stormvil castle) میفرسته تا همه ی مخالفین   رو بکشه چون اونجا هنوز تحت تصرف مریکا در نیومده بود و اون منطقه تحت تصرف استورم لورد یا ارباب طوفان ها ( storm lord ) که خیلی هم قدرتمند بود بود. در اونجا قتل عام و جنگ  با شدت اتفاق میوفته و گادفری ارباب قلعه یعنی استورم لورد رو میکشه. بعد از اون قتل عام و کشتار با چنان شدتی ادامه پیدا میکنه که حتی گادفری که خوی وحشی گری باورنکردنی ای داشت هم دلسرد و نا امید شد و نور درونش از بین رفت و چشمانش دیگه برق سابق رو نداشت. این یعنی دیگه برای مریکا و گریتر ویل استفاده ای نداشت و به همین دلیل مریکا اون و تمام سربازان و پیروانش رو تبعید میکنه و اونها به لکه دار شده ( tarnished) که خود ما هم یکی از اونها هستیم معروف میشند. بعد گذشت مدت زیادی و آتش گرفتن اردتری توسط ما بنظر میرسه فیض طلایی ( grace of gold ) که راهنمای ما و بعضی تارنیشد ها برای الدن لورد شدن بود به گادفری هم راهنمایی داده و اون برای آخرین بار با ما برای الدن لورد شدن مبارزه میکنه و شکست میخوره. نکته جالبی که قبل تموم کردن داستان بگم اینه که از اونجایی که ما مورگات ( morgott ) یعنی پسرش رو قبل از اون در همون منطقه کشتیم اون جنازه ی مورگات رو برمیداره و اشک میریزه و بعد از اینکه میبینه نمیتونه مارو شکست بده سروش رو میکشه و به عنوان هورا لو با ما میجنگه اما همچنان شکست میخوره و نفس های آخرش رو برای تمجید کردن ما بکار میبره. امیدوارم خوشتون اومده باشه❤️❤️ 𝑱𝑶𝑰𝑵 𝑼𝑺 #storyline #elden_ring #godfrey_first_elden_lord

photo content

بدو همچیو انتقال بدیم

اص اورای‌ تل یه چی دیگس😍

باری دیگر وصل گشتم

Yet my purpose still standeth unchanged. Those stripped of the grace of gold shall all meet death. In the embrace of messmer'
Yet my purpose still standeth unchanged. Those stripped of the grace of gold shall all meet death. In the embrace of messmer's flame. هنوز هدفم بدون تغییر باقی مانده. کسانی که از فیض طلایی محروم هستن باید همگی به ملاقات مرگ برند. در آغوش شعله ی مزمر.
𝑱𝑶𝑰𝑵 𝑼𝑺 Messmer the impaler | مزمرِ میخکوب کننده #dialogue #elden_ring

بریم سراغ استوری لاین مهم ترین فرزند مریکا گادوین طلایی ( godwyn the golden) سومین فرزند مریکا بود و پدر اون گافری ( Godfrey) بود اون بی‌نقص ترین و مورد احترام ترین نیمه خدا ( demi god ) بود . گادوین از بچگی به مادر خودش علاقه شدیدی داشت و اون رو میپرستید ، اون از ژنرال معروف یعنی راداگون که بعد ها همسر مریکا شد هم الگوی بسیاری میگرفت و به همین دلیل خودش رو وقف قانون طلایی ( golden order) و جادوی طلایی که سر منشا اون اردتری و مریکا بودن کرد. اون مهارت و استعداد خارق‌العاده‌ای داشت و در جادوی طلایی بسیار ماهر بود ، شاید حتی ماهر تر از راداگون . در الدن رینگ سه جنگ مهم رخ میده ، جنگ اول در برابر اژدهایان باستانی که البته اون ها جنگ رو شروع میکنن و دو جنگ دیگر که به رهبری گادفری بود بر علیه غول ها ( giants) و قلعه استورمویل ( stormvil castle) بود. در جنگ اول که اژدهایان باستانی ( ancient dragons ) بر علیه مریکا و اردتری شروع کرده بودند و رهبر اون ها هم گرانسکس ( gransax) بود اژدهایان با رعد و برق قرمز و الهی خودشون به سمت اردتری لشکر کشی و حمله میکنند . به همین دلیل سربازان و شوالیه های طلایی ( golden knights) که در لیندل یعنی پایتخت سلطنتی خیلی اونهارو ملاقات میکنیم غافلگیر میشن . اونها یاد میگیرن چطور در برابر رعد و برق مقاومت کنند ولی در حالت دفاعی میمونن تا وقتی که گادوین به تنهایی بزرگترین اژدها یعنی فورتیسکس بیمناک ( dread fotissax ) رو شکست میده اما بجای کشتن اون دست دوستی باهاش میده و به جنگ پایان میدن . بعد از اون اژدهایان حتی رعد و برق خودشون هم با شوالیه های طلایی شریک میشن و رعد و برقی طلایی که در بازی هم خیلی دیدیم شکل میگیره. همون‌طور که در استوری لاین رانی گفتم اون تصمیم میگیره به گلدن اوردر و مریکا خیانت کنه و بهشی از رون مرگ ( death rune ) رو میدزده و خودش و گادوین رو میکشه . انتخاب گادوین به این دلیله که همونطور که گفتم مورد اعتماد ترین و محبوب ترین فرزند مریکا در کل لندز بیتوین و حتی برای خود مریکا بوده و اینکار مریکا رو به دیوانگی میکشونه و باعث میشه الدن رینگ رو بکشنه و نظم طلایی بهم میخوره. وقتی گادوین میمیره همزمان با اون رانی خودش هم میکشه ، کسانی که توسط رون مرگ میمیرند علامتی مثل دو هزارپا خمیده رو بدنشون شکل میگیره. اما رو بدن گادوین و رانی فقط یکی بود ولی دلیلش چیه؟ رانی با دستکاری و شاید نصف کردن اون قسمت رون مرگ باعث میشه جفتشون کامل نمیرند. گادوین فقط روحش میمیره و بدنش زنده میمونه و به همین دلیل دیگه نمیتونه از مرگ برگرده چون روحی برای تناسخ نداره . ولی رانی کاملا برعکس فقط جسمش میمیره و روحش سالم و دست نخورده باقی میمونه و در یک عروسک خودش رو تناسخ میده. بدن گادوین در زمین ریشه میزنه و از اون در سراسر لندز بیتوین ریشه هایی به نام ریشه های مرگ بیرون میاد که باعث میشه جسد هایی که در دور و اطراف اون ریشه ها هستن دوباره بدون روح به زندگی برگرده و به همین دلیل به آنها کسانی که در مرگ زندگی میکنند میگند. البته خود ریشه هم جسد های بی‌جانی متولد میکنند. اینجاس که با D شکارچی مرگ آشنا میشیم و اون به ما میگه میتونیم جایگزین اون بشیم و بجای اون ریشه های مرگ رو برای ملیکث یا همون هیولای روحانی ( beast clergymen) ببریم . ملیکث هم بعد دزدیده شدن رون مرگ خودش رو سرزنش میکنه و به جای خیلی دور و تقریبا غیر قابل دسترسی به نام فاروم آزولا ( farum azula ) میره و ایندفعه رون مرگ رو در پوست و گوشت خودش مخفی میکنه و به همین دلیل به دنبال ریشه های مرگ و خوردن اون هاست. امیدوارم خوشتون اومده باشه ❤️❤️ 𝑱𝑶𝑰𝑵 𝑼𝑺 #storyline #elden_ring

photo content

Good hunter, have you seen the thread of light? Lust a hair, a fleeting, yet i clung to it, steeped as i was in the stench of
Good hunter, have you seen the thread of light? Lust a hair, a fleeting, yet i clung to it, steeped as i was in the stench of blood and beast. I never wanted to know, what it really was. Really, i didn't. شکارچی خوب، آیا تو رشته های نور رو دیدی؟ شهوتی به اندازه ی یک تار مو، زودگذر، اما من همچنان به اون چسبیده بودم , درحالی که غرق در بوی خون و هیولا بودم. من هیچوقت نمیخواستم بدونم اون واقعا چی بود. جدی میگم ،نمیخواستم.
Ludwig the accursed | لودویگِ نفرین شده 𝑱𝑶𝑰𝑵 𝑼𝑺 #dialogue #bloodborne

بریم برای یک استوری لاین دیگه موهگ ( mohg) دومین فرزند مریکا و گادریک و به طور کلی دومین فرزند مریکا هست . اون مثل برادر بزرگ‌ترش مورگات ( morgott) یک اومن ( omen ) بود ، اومن ها همینطور که در استوری لاین مورگات گفتم موجوداتی بودن که قبل عصر طلایی ( golden age ) نماد نیکی و خوبی بودن و بسیار مورد تمجید قرار میگرفتن اما در عصر طلایی این کاملا برعکس بود و اونها نماد شومی بودن. مریکا که نمیخواست کسی از وجود پسر های اومنش باخبر بشن دستور داد شاخ های اونهارو بکنن و اونهارو به سیاه چاله بفرستن. بعد از ناپدید شدن مریکا اون و برادرش بالاخره میتونن از سیاهچاله بیان بیرون، مورگات خودش رو وقف گلدن اوردر و مریکا میکنه اما موهگ که به نظر میرسید بخواطر کاری که باهاش کردن از مریکا نفرت گرفته راه خودش رو از لندز بیتوین جدا میکنه و کاری با اون نداره. اون با تمرین های بسیار به مقام ارباب خون ( lord of blood ) دست میابه و در سایه ها بدون اینکه کسی بدونه اون در حقیقت پسر مریکا بوده به این لقب معروف میشه . بعد از این اون منطقه ای جدا از لندز بیتوین میسازه که موهگوین ( mohgwyn) نام داره و آرزوی این رو در دلش می‌پرورانه که روزی بتونه پادشاهی خودش رو بنا کنه ، بعد از جنگ بزرگ همونطور که گفتم بدون اینکه خودش بفهمه توسط جادوی میکولا فریب میخوره و با خودش به این فکر میفته که با دزدیدن اون و تزریق خون خودش به میکولا که برادر کوچک تر ناتنیش و یک امپرین ( کسانی که واجد شرایط خدا شدن بودند ) بوده میتونه اون رو به همسر موعود ( promised consort) خودش تبدیل کنه و به همین روش اونرو به یک خدا تبدیل کنه و پادشاهی خودش رو در موهگوین بنا کنه. اما اون نمیدونست که همه ی اینها نقشه میکولا بوده و اون در اینکار شکست میخوره ولی قرن ها منتظر میمونه که شاید معجزه ای اتفاق بیفته ولی این انفاق نمیوفته . در آخر با سر رسیدن تارنیشد و کشتن اون میکولا از فرصت استفاده میکنه و از جسم اون برای رفتن به سرزمین سایه ( land of shadow ) استفاده میکنه و بعدا در سرزمین سایه از روح اون برای آوردن روح رادان به اونجا استفاده میکنه . متاسفانه یا شاید خوشبختانه سرنوشت و داستان موهگ به همین صورت رقت انگیز و پر از بدبختیه و تا آخرین لحظات عمرش نه دستاورد خیلی بزرگ و نه آرامشی بدست نمیاره امیدوارم خوشتون اومده باشه ❤️❤️ 𝑱𝑶𝑰𝑵 𝑼𝑺 #storyline #elden_ring #mohg_lord_of_blood

photo content