ژرف واژهها ✤
Открыть в Telegram
Больше
Страна не указанаКатегория не указана
200
Подписчики
-224 часа
-37 дней
-830 дней
Архив постов
قم بالغاء الحظر عن الحساب المساعد لتفعيل البوت.
@ElNqYbHeLp14 : الحساب المساعد ⚡.
قم بتنظيف قايمه المستخدمين الذي تمت ازالتهم ⚡.
https://t.me/ElNqYbSP : او تواصل مع المطور من هنا ⚡.
Repost from 💐جَهِشِ دِل _ آوَاِیِ گُمنَام💐
گفت: " در عشق غرور نیست…"
در چهرهام نگریست و افزود: " پس تو نباید عاشق شوی…"
لبخندی سرد بر لب نشاندم و در دل گفتم:
عشق اگر بیغرور باشد، بیحرمت هم میشود؛
من غرور را نه برای فخر،
که برای پاسداری از حرمتِ قلبم نگاه داشتهام..
عاشقی که عزتِ خود را بفروشد،
نامش دیگر عشق نیست، تسلیم است...
#آوای_گمنام..🍃
ماهیگیر :وجودت روح نوازترین ملودی عالم به قلب هایی است که انس بودن با تورا تجربه کرده اند ، تو مثل آبی گاه زندگی بخش ، گاه آرام ، گاه پر تلاطم و گاهی هموار کننده مسیر بر کشتی عزیزانت ، درخت وجودت را بی ثمر نشمار ، پرندگان به ندرت بالای درختان مثمر و میوه دار لانه میسازند .شاید فعلا درخت وجودت مثمر نباشه ولی هزاران پرنده دل به سایه های شاخ و برگ تو بسته اند تو نباشی خیلی ها نیستن.
ویکتور : وجود من گاهی باعث رنج است ...گاهی تلاطم در وجود آنانیکه حتی نمیخواهم ذره تلخی از این دنیا بچشند ...ولی بیشتر تا دورش کنم خودم تلخ تر و برای آنان زهر آگین ترم ...شاید به وقت جوانه زدن خشک شوم و بی ثمر بمانم
کی داند؟وجود من گاهی باعث رنج است ...گاهی تلاطم در وجود آنانیکه حتی نمیخواهم ذره تلخی این دنیا بچشند ...ولی بیشتر تا دورش کنم خودم تلخ تر و برای آنان زهر آگین ترم ...شاید به وقت جوانه زدن خشک شوم و بی ثمر بمانم
کی داند؟
ماهیگیر : آنکه را ریشه اصالتش عمیق باشد شاخ و برگ را معنایی نیست ، نخواه که ترا از اصل عمیق بسوی سطحی نگران و ظاهر پسندان بکشانند . تو خود گوهری چون الماسی در معدن ذغال سنگ آنکه اصل را دریابد چیزی را از سوی تو محنت نمیشمارد و آنکه نیابد ، زحمت خودرا در این معدن بسا به رخ خواهد کشید.
مطلبی از کتاب عددِ درد
Repost from 💐جَهِشِ دِل _ آوَاِیِ گُمنَام💐
مختصّ منی چشم بپوش از همگان چون..
در عشق کمی مستبد و سخت حسودم..
🍃
«میپرسی کدامین احساس در عشـق شگفتانگیز است؟
میگویم : امـنیت
این که حـس کنی کسی قلبت را تنـگ در آغوش میگیرد نه دسـتانت را . . . »🫂🦋
‼️
و باز زنده ام
نظاره میکنم و رنج میکشم ، هنوز فکر گل یاس دارم و عجیب پر پر کرده ام بنفشه هایم را روی مزارِ آرزوهایم .
و باز زنده ام
آرزو هایم ذره ذره میمیرند و من ذره ذره بزرگ میشوم ، انگار گورِ من را کنار گورِ آرزوهایم کنده اند و من باید بزرگ شوم تا قدم اندازه گورم شود . من تُهی از بودن میشوم میان جاهلانی که بودن و نبودنم برایشان یکی است ، من تُهی میشوم شاید امروز، شاید فردا، شاید .....
Repost from هِیچْ مَن
کانالداران ارجمند و گرامی، اگر از محتوای کانال ما رضایت دارید و مایل به حمایت از این جمع هستید، لطفاً با نشر و بهاشتراکگذاری پیوند کانال در میان مخاطبان و کانالهای خویش، ما را در تداوم این مسیر همراهی فرمایید.
https://t.me/Bano_Sadat1
