جاوید نام ها
Открыть в Telegram
378
Подписчики
-124 часа
+157 дней
+3630 дней
Архив постов
جاویدنام بهبود حسنزاده ۳۶ ساله
اهل شهرستان کوهچنار استان فارس و دارای مدرک فوقلیسانس حقوق پدر دو دختر بود.
۱۸ دی بر اثر شلیک ماموران هدف گلوله قرار گرفت
پس از دو روز بستری بودن در بیمارستان کازرون، در ۲۰ دیماه بر اثر شدت جراحات جان باخت.
جاویدنام احمد شاهعلی ۳۰ ساله
۱۹ دی در گنبد کاووس با شلیک گلوله کشته شد.
در بلوار دانشجوی این شهر جان خود را از دست داد
بنا بر گفته ها، گلولهها به ناحیه طحال و ران او اصابت کرده و موجب مرگش شدند.
احمد شاهعلی از ورزشکاران فعال رشته بدنسازی بود و این ورزش را بهصورت حرفهای دنبال میکرد. او همچنین مالک یک کافه در گنبدکاووس بود که پس از کشتهشدنش پلمب شد.
جاویدنام دانیال برکتی ۲۳ ساله
۱۸ دی در منطقه تهرانپارس تهران
هدف شلیک نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی قرار گرفت.
بنا بر گفته ها حوالی ساعت ۱۰ شب گلولهای به پهلوی او اصابت کرد و جانش را گرفت.
پیکر او پس از سه روز در کهریزک شناسایی شد.
جاویدنام مجیدبویری ، متولد ۱۳۵۸
اهل بروجن
۱۹ دی در اصفهان هدف شلیک نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی قرار گرفت و بر اثر اصابت ساچمه به سر و بدن جان خود را از دست داد
جاویدنام علی جعفری متولد ۱۳۷۳
پدر دو فرزند
اهل و ساکن صائینقلعه زنجان
۱۹ دیماه ۱۴۰۴
جاویدنام رهام سعادتی ۱۷ ساله
والیبالیست تیم ستارگان البرز
۱۸ دی کرج
با اصابت گلوله جنگی به قفسه سینه کشته شد
جاویدنام مجتبی گودرزی ۳۲ ساله
اصالتاً بروجردی
۱۸ دی در منطقه هفتحوض تهران
توسط سرکوبگران جمهوری اسلامی جان خود را از دست داد.
او صاحب کافهای دنج بود و با عشق و مهربانی زندگی میکرد.
در خطر اعدام
حسین حق پرست
پدر یک فرزند
به اتهام جاسوسی برای اسرائیل بازداشت شد
و حکم اعدامش صادر شده است
در اخرین تماس با خانواده گفته بود : جانم فدای ایران
جاویدنام سعید رضایی ۱۷ ساله
۱۹ دی اصفهان
۱۹ دی خانوادگی بیرون رفتند
پدر خانواده آسیب دید و در حال برگشتن برای مداواش بودن
که توی یه کوچه ناگهان سعید ایستاد و گفت:
«مامان…دلم…تیر خوردم» و تمام.
روایتِ جانباختنِ محمدرضا حسنی؛ که در آغوش برادر دوقلویش جاویدنام شد»
طبقگفته ها:
محمدرضا حسنی جوان ۲۱ ساله
اهل قیامدشت تهران، در تاریخ ۱۸ دی ۱۴۰۴
در آغوش برادر دوقلوی خود، محمدمهدی پرکشید
برادر دوقلویش، محمدمهدی، آن روز و دقایق پایانی جان سپردن برادرش را اینگونه تعریف کرده:
«آن روز ما جلوتر از همه بودیم؛ یک جمع ۲۰ نفره که بچهها داشتند شعار میدادند و بقیه کمی عقبتر ایستاده بودند. ناگهان صدای شلیک گلولهها بلند شد و تیراندازی شروع شد. بچهها یکییکی روی زمین میافتادند. من و محمدرضا جلو رفتیم تا کمک کنیم و مجروحان را به عقب بکشیم. آخرین نفری که جابهجا کردیم، رفیق خودمان بود که متاسفانه او هم همانجا فوت شد.
به محمدرضا گفتم: "بیا دیگر برگردیم و عقب برویم..." اما او قبول نکرد، ایستاد و گفت: "نه، بیا بمانیم و باز هم کمک کنیم."
دوباره جلو رفتیم که ناگهان محمدرضا تیر خورد. در آن بلوا و شلیکها همه فرار کرده بودند. تنها شده بودیم. پیکر غرق در خونش را بغل کردم و کشانکشان شروع به دویدن کردم. در حال فرار، با محمدرضا روی زمین خوردم. دیگر دستهایم جان نداشتند، تمام تنم میلرزید. گریه میکردم، التماسش میکردم و داداشم را قسم میدادم که مرا تنها نگذارد و ولم نکند
توانِ بلند کردنش را نداشتم. پیکر بیرمقش را روی زمین میکشیدم و فریاد میزدم، اما در همان لحظات سخت، آن بیهمهچیزها به ما رسیدند؛ محمدرضا را از من ربودند و مرا هم کشانکشان با خود بردند...»
جاویدنام محمدرضا حسنی ۲۱ ساله
۱۸ دی قیامدشت تهران
جاویدنامی که در اغوش برادر دوقلوی خود جان داد.
جاویدنام عرفان یوسفی ۲۲ ساله
۱۸ دی در محدوده فرمانداری شهر قدس ، قلعه حسنخان
با شلیک مستقیم گلوله مجروح شد
بر اساس گفته ها، عرفان پس از انتقال به بیمارستان نور شهریار در تماسی کوتاه با خواهرش خبر داد که از ناحیه پهلو تیر خورده و او را به بیمارستان میبرند.
اما خانواده تا ساعتها از وضعیت او بیخبر ماندند و سرانجام خواهرش پیکر او را در سردخانه بیمارستان شناسایی کرد.
گلوله از پشت به پهلوی او اصابت کرده، از جلو خارج شده و اسیب شدیدی به ریهاش وارد کرده بود.
همچنین گفته شده که عرفان پیش از ورود به اتاق عمل هنوز زنده بود، اما از درد شدید و بیحسی پاها شکایت داشت.
اگه اسم جاویدنام اطلاعات و.. هرچیزی دارید
بفرستید برام
@mtn_in1
از طریق لینک داخل بیو به صورت پیام ناشناس و دایرکت چنل هم میتونید بفرستین
جاویدنام علی منوچهرابادی ۲۱ ساله
۱۸ دی تهران
مادرش گفت:
«همه گفتن مادری که روی پیکر بیجان بچهش افتاد تا گرمش کنه؛ ولی هیچکس نفهمید اونی که بیجان موند، من بودم، مادرت»
جاویدنام علی ازادفر
۱۸ دی سلسبیل تهران
از کودکی به تنهایی زندگی میکرد بر اثر اصابت گلوله جنگی، جانفدا شد.
به گفته همکارانش، پیکر شریف و گلولهخوردهاش نزدیک به چهل روز در کیسه سیاه اجساد ماند
تا آنکه کارفرمایش پیگیر شد
و جسد این فرزند ایران را تحویل گرفت و به خاک سپرد.
