363
Подписчики
+224 часа
-77 дней
-1530 дней
Архив постов
362
پلنم از رفاقت باهات این بود که اعضای بدنتو دربیارم بفروشم ولی دیدم آدم باحالی هستی گفتم بذار کنارم باشه.
362
ناگهان میل شدیدی به خزیدن توی تختخواب، پنهان شدن از همهکس و همهچیز، و تا ابد خوابیدن، بر من غلبه کرد.
362
این پرنسسا بکار من نمیان من میخوام با اعتماد بنفس جمله ”به دوست پسرم میگم بیاد جرت بده“ رو بگم.
362
این داستان از چشم افتادن آدمها هم واقعا ترسناکه.
چه کردی با اون همه علاقهای که بهت داشتم احمق.
