ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку

Peter Parker (always sad ver)

Peter Parker (always sad ver)

Открыть в Telegram

He/himـim a man ناشناس •(https://t.me/idkpeterbot) •(t.me/BluChtBot?start=60a0ae09b1d5ac898f46) بچه ها اگه زبونم لال قطع شدیم روبیکا @peterparkerandfriends ناشناس هارو میزارم تو چنل زیر : https://t.me/peterandfriend

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
350
Подписчики
+124 часа
-27 дней
+730 дней
Архив постов
29 الان میره رو مخم از یکی بدم میاد هی تو چنل یکی حرف میزنه

.

۲۸ گغتم

شاید اینکه تلاش می‌کنم به کسی آسیب نزنم

نمی‌دونم چیزی هست از خودم که دوست داشته باشم یا نه

And just love me

.

23 گفتم

۲۴

26

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم                                    همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم   شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم                                   شدم آن عاشق دیوانه که بودم   در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید یادم اید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم ساعتی بر لب آن جوی نشستیم تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت من همه محو تماشای نگاهت شب و صحرا و گل و سنگ همه دلداده به آواز شباهنگ یادم آید تو به من گفتی : از این عشق حذز کن! لحظه ای چند بر این آب نظر کن آب آیینه عشق گذران است تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است باش فردا که دلت باد گران است! تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن با تو گفتم حذر از عشق ندانم سفر از پیش تو هرگز نتوانم نتوانم روز اول که دل من به تمنای تو پر زد چون کبوتر لب بام تو نشستم تو به من سنگ زدی من نه رمیدم نه گسستم باز گفتم که تو صیادی و من آهوی دشتم تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم "حذر از عشق؟" ندانم نتوانم اشکی از شاخه فرو ریخت مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت.... اشک در چشم تو لرزید ماه بر عشق تو خندید یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم پای در دامن اندوه کشیم نگسستم نرمیدم رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم نگرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم نکنی دیگر از آن کوچه گذر هم.... بی تو اما    به چه حالی من از آن کوچه گذشتم

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
                                   همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
 
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
                                  شدم آن عاشق دیوانه که بودم
 
در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید
یادم اید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دلداده به آواز شباهنگ
یادم آید تو به من گفتی :
از این عشق حذز کن!
لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب آیینه عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا که دلت باد گران است!
تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن
با تو گفتم حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم
نتوانم
روز اول که دل من به تمنای تو پر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی
من نه رمیدم نه گسستم
باز گفتم که تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم
"حذر از عشق؟" ندانم
نتوانم
اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت....
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید
یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیم
نگسستم نرمیدم
رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم
نگرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم
نکنی دیگر از آن کوچه گذر هم....
بی تو اما
   به چه حالی من از آن
کوچه گذشتم

الان میفرستم

۳۹

دکتر

۱۶

باش

عمو میشه 1 تا 39 همه رو بپرسم؟

Hannibal شوالیه هفت پادشاهی Moon knight Ted lasso اینا اومد زخمم