ru
Feedback
𝖲︎𝖺𝗆︎𝗆︎𝗒'𝗌 𝖻︎𝗈𝗒𝗌

𝖲︎𝖺𝗆︎𝗆︎𝗒'𝗌 𝖻︎𝗈𝗒𝗌

Открыть в Telegram

شیژائو، پسران یینیوئه؛ ما تو دنیای زیرین زندگی میکنیم. 𝗆︎𝖾 - @Soxreqn 𝖻︎𝗈𝗍 - http://t.me/safeCht_bot?start=TcZR2v

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
1 107
Подписчики
-824 часа
-487 дней
-10230 день
Архив постов
هی آقایون ..😃

امروز)
+6
امروز)

‼️ آیا - هنرمندان آسیایی با نفوذ جهانی 2026 هه چانگشی و هه یانژائو در آیا - هنرمندان آسیایی با نفوذ جهانی 2026 نامزد شده‌اند.
+1
‼️ آیا - هنرمندان آسیایی با نفوذ جهانی 2026 هه چانگشی و هه یانژائو در آیا - هنرمندان آسیایی با نفوذ جهانی 2026 نامزد شده‌اند. حمایت خود را به ما نشان دهید و به آنها رأی دهید!

+1
his so beautiful )

ژاژائو داره برق میزنه هلپ)

این عکس ست هارو یه جور دیگه دوس دارم)
+1
این عکس ست هارو یه جور دیگه دوس دارم)

خوشگل پسرا)
خوشگل پسرا)

ژاژائو : وقتی برسیم، باید موهاتو با حوله خشک کنی. شی‌شی: چرا؟ ژاژائو : اگه موهاتو خشک نکنی، بارون همراه این باد سرد حتماً باعث سردرد میشه و فردا ممکنه به راحتی سرما بخوری و بینیت گرفته بشه. شی‌شی : پس چرا هیچوقت تو بعد از شستن موهاتو با سشوار خشک نمیکنی؟ ژاژائو : قضیه این نیست. خونه فرق میکنه. تو خونه از هوای گرم استفاده میشه و هوای سردی نیست که به سمتت بیاد. اینجا همه چی فرق داره. شی‌شی : برام مهم نیس. من موهامو با سشوار خشک نمیکنم.
ژاژائو شده شبیه مامانا شی‌شی هم یه پسربچه شیطون که همش دنبال بازیگوشیه😔

شی‌شی : به نظرم الان بارون میاد.. تو همچین روز بارونی باید چیکار کنم؟ خیلی دلم برات تنگ شده ژاژائو : امروز آسمون خیلی ابریه.
مگه تو روزای بارونی چیکار میکردی که میگی دلم برات تنگ شده)))) د اخه جمع کنین بند و بساطتونو)))

oh my god zhazhao?))))
+1
oh my god zhazhao?))))

خونه خراب شدم)) خیلی خوشگلن یعنی چی؟)
+1
خونه خراب شدم)) خیلی خوشگلن یعنی چی؟)

شی‌شی رسما چلوندش) والا دیگه آدم از یه جایی به بعد کیوتیو نمیتونه

ژاژائو چیکار میکنی؟)

حالا نوبت اینه که از کارای ژاژائو خونه خراب بشیم)

بوی کاغذهای تازه و صدای زنگی که در راهروهای مدرسه می‌پیچید، با چین‌های مرتب لباس فرم گره خورده بود. آن دو، میان روزهای تکراری
+1
بوی کاغذهای تازه و صدای زنگی که در راهروهای مدرسه می‌پیچید، با چین‌های مرتب لباس فرم گره خورده بود.
آن دو، میان روزهای تکراری و در عین حال تکرارنشدنی نوجوانی، بخشی از منظره همیشگی کلاس بودند؛ کنار پنجره‌ای که نور کم‌رنگ صبح را روی پیراهن‌های اتوکشیده‌شان می‌ریخت و روی میزهایی که رد مداد و خاطره را در خود نگه داشته بودند. نیمکت سرد ایستگاه قطار، پس از پایان ساعت‌های درس، پناه سکوت‌های کوتاهشان می‌شد. جایی میان صدای عبور قطارها و باد عصرگاهی، لباس‌های فرمشان هنوز بوی کلاس، تخته‌سیاه و کتاب‌های ورق‌خورده را با خود حمل می‌کرد.
انگار جوانی در همین جزئیات ساده زندگی می‌کرد؛ در آستین‌های تاخورده که کمی نامرتب شده بود، در نگاه‌هایی که از پشت شیشه‌های قطار به غروب خیره می‌ماند.

چقدر محافظانه) به پسرش غذا میده)))

گیم دیت هم اضافه شد)
گیم دیت هم اضافه شد)

امروز هم باهم)

اما جناب کریکت زیادی شبیه دریاس)
+1
اما جناب کریکت زیادی شبیه دریاس)

ژاژائو اینجا دیگه جای همیشگیت شده؟) اگه دیدین طی روزای آینده شی‌شی با کمر خم راه میره بدونین بخاطر کول کردنای پیاپی ژاژائوئه)