208
Подписчики
-124 часа
-27 дней
Нет данных30 дней
Архив постов
208
Repost from N/a
دیگه مخم نمیکشه، صبور نیستم، نمیسازم، نمیتونم ببخشم، قبلا میکردم، چون ترس از دست دادن آدمها رو داشتم اما الان نه، منتظر یه جرقهام، خیلی وقتها هم سر این اخلاقم حالم بده، دلم گرفته، احساس تنهایی میکنم، ولی دیگه اصراری واسه نگه داشتن چیزی یا کسی رو ندارم، فقط کافیه حس کنم یک قدم عقب رفتی من صد قدم عقبتر میرم، اونقدری که دیگه نشناسمت، غرور نیست، نمیدونم، اعصابم نمیکشه دیگه.
