ru
Feedback
Alien.‌‌

Alien.‌‌

Открыть в Telegram

من نمی‌دانم‌ گناه چیست. آنها فقط به من فهمانده بودند که من مقصرم. _ @Russian1999bot wlw ✄🏳️‍🌈 http://t.me/safeCht_bot?start=5gDvaN

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
369
Подписчики
+224 часа
+137 дней
+1330 дней
Архив постов
Repost from N/a
۱۹ شهریوره و میدونم چیزی به باز شدنِ مدرسه نمونده، ولی به نظرم هنوزم دیر نیست. تصمیم گرفتم برای یه بچه‌ای که توان مالی نداره لوازم تحریر بگیرم، خواستم بگم اگر دوست داشتید شما هم همکاری کنید و کمک کنید بگید. هر مبلغی باشه کمک بزرگیه قطعا. متاسفانه در حال حاضر فقط برای یه نفر میتونیم بگیریم چون هزینه لوازم تحریر سر به فلک کشیده:) خریده شده : ✅ مداد (۳ تا) پاک کن (یه پک ۵ تایی) مدادتراش (۲ تا) کاغذ A4 کاغذ رنگی (زرد، آبی، صورتی) ماژیک (قرمز، آبی) دفترچه کوچیک دفتر متوسط باقی مونده : ❌ دفتر (فکر کنم حداقل ۳ تا لازمه) جامدادی مداد رنگی خط کش، شابلون (دوست داشتم کوله پشتی هم بگیرم ولی متاسفانه فعلا نمیشه، اول اینارو تکمیل کنم بعد اگه شد کیف میگیرم)
6219861967190124 فتوحی
اگه سوالی داشتید : @IamYourHopeBot یا @itsmikachaan

sticker.webp0.38 KB

در گفت‌وگوی اوثیفرون، سقراط با مردی به اسم اوثیفرون صحبت می‌کنه. این ادعا می‌کنه که می‌دونه تقوا/درستی اخلاقی چیه. و سقراط ازش می‌پرس که "آیا کاری درست است چون خدایان آن را دوست دارند؟ یا خدایان آن را دوست دارند چون آن کار درست است؟"
اگر چیزی خوب باشه چون خدا گفته، خدا می‌گه که راست‌گویی خوبه. پس راست‌گویی خوبه. اما اگر خدا فردا بگه که دروغ‌گویی خوبه. آیا دروغ‌گویی از همان لحظه اخلاق خوب می‌شه، اگر جواب بله باشه، ظاهرا اخلاق وابسته به فرمانه. یعنی چیزی ذاتا خوب نیست. خوبه چون فرمان صادر شده. اگر یک انسان قدرتمند بگه که کشتن بی‌گناه‌ ها خوبه، آیا صرفا به خاطر اینکه اون فرمان داده، واقعا خوب می‌شه؟ اگر بگی نه، چون این کار ذاتا بده، وارد حالت دوم می‌شی. خدا می‌گه خوبه چون ذاتا خوب. مثلا ظلم بده و خدا هم چون ظلم بده، اون رو محکوم می‌کنه. ولی سقراط می‌پرسه که پس چه چیزی باعث شده ظلم بد باشه؟ اگر خوبی و بدی معیارهایی مستقل از فرمان خدا داشته باشن، یعنی حتی خدا هم معیار اخلاق رو خلق نکرده، بلکه اون معیار رو تشخیص می‌ده. پس چه کسی خوب یا بد بودن چیزی رو مشخص می‌کنه؟ اگر خوب چیزی که خدا فرمان داده باشه، پس اخلاق ممکنه شبیه به "قانون صادرشده توسط بالاترین قدرت" باشه. و اگر خدا فرمان می‌ده چون اون چیز خوبه، پس "خوب بودن" ظاهرا چیزی مستقل از فرمان خداست. آیا خدا خالق اخلاقه یا فقط شناساگر اخلاق؟ مثلا اگر بگی همجنس‌گرایی غلطه، چون خدا گفته. تو می‌تونی بپرسی که "اگر خدا نمی‌گفت، آیا این عمل همچنان ذاتا غیراخلاقی بود؟" و اگر بگه که بله، ذاتا غیراخلاقیه. (چه حرف های اضافه‌ای) اونجا تو می‌پرسی که چه چیزی اون رو ذاتا غیراخلاقی می‌کنه؟ اگر بگه که چون خدا می‌دونه چه چیزی ذاتا غیراخلاقیه. دوباره می‌شه پرسید که پس این معیار اخلاقی مستقل از فرمان خدا وجود داره یا نه؟ و احتمال زیاد اون بگه که نه، فقط چون خدا گفته. برمی‌گردیم به مشکل اول. معمای اوثیفرون بیشتر داره یک مشکل منطقی رو نشان می‌ده رابطه‌ی بین خدا و اخلاق دقیقا چیه؟ بعدها فیلسوفان و متکلمان پاسخ‌ های بسیار متفاوتی به این مشکل دادن. مثلا بعضی متفکران دینی گفتن این دوگانه ناقصه؛ یعنی اخلاق نه قانون دل‌بخواهی خداست و نه چیزی کاملا مستقل از خدا، بلکه از ذات و ماهیت خدا ناشی می‌شه. و همین ها باعث شده بعد از حدود دو هزار و چهارصد سال هنوز در فلسفه‌ی اخلاق، فلسفه‌ی دین و الهیات درباره‌اش بحث کنن. اگر هیچ خدایی وجود نداشت، آیا باز هم کشتن یک کودک بی‌گناه می‌توانست واقعا بد باشه؟

Eyes Don t Lie Yasin Lv.m4a3.71 MB

آیا "خدا گفته" به‌ تنهایی کافیه تا چیزی اخلاقی شه؟ ما دو حالت داریم که دو مرد بالغ، با رضایت متقابل، وارد رابطه‌ای می‌شن که هیچ‌کدوم به دیگری آسیب نمی‌زنن. و حالت دوم: یک مرد بدون نیاز به رضایت همسرش، همسر دیگری اختیار می‌کنه. اگر بگیم اولی حرامه و دومی مجازه، یک فیلسوف اخلاق می‌تونه بپرسه که چرا؟ اگر پاسخ فقط این باشه که چون حکم الهی این‌طوره، سوال اینه که آیا چیزی چون خدا دستورش داده اخلاقیه، یا خدا اون رو دستور می‌ده چون ذاتا اخلاقیه؟

photo content
+2

Repost from N/a
این پیام رو فوروارد کنید تا با توجه به شخصیتی که ازتون دریافت می‌کنم، لقبی که در زندگی قبلی‌تون بهش مشهور بودین رو بیان کنم.

فرض کنید آلبر کامو فردی رو که تا ابد محکوم بود سنگ رو از کوه بالا ببره و هربار اون سنگ دوباره برمی‌گشت جای اول، رو خوشبخت دونسته. اون می‌گه همین آگاهی و طغیان علیه وضعیت، آزادی خاصی به اون می‌ده. خدایان می‌تونن بدنش رو مجبور کنن سنگ رو هل بده، اما نمی‌تونن تعیین کنن سیزیف در ذهن خودش چه نسبتی با این وضعیت داشته باشه =) درواقع همین که پوچی رو ببینی و بپذیریش و بازم به زندگیت ادامه بدی یعنی خوشبختی.

یا اگر جهت اختلاف زمانی برعکس باشه، تو به آینده می‌ری. خب، مگه می‌شه واقعا به گذشته رفت؟ این ایده در نسبیت عام از نظر ریاضی می‌تونه به ساختارهایی منجر شه که به اونها منحنی‌ های زمان‌گونه‌ی بسته می‌گن. مسیرهایی در فضا/زمان که در اصل می‌تونن تو رو به رویدادی در گذشته‌ی خودت برگردونن.

sticker.webp0.38 KB

اگر این‌کرم چاله ما دو دهانه داشته باشه، فرض کن الان ساعت هر دو دهانه یک ظهر باشه. حالا دهانه‌ی B رو با سرعتی نزدیک به سرعت نور حرکت می‌دیم و بعد برمی‌گردونیم.
در این صورت، طبق نسبیت اینشتین، زمان برای B به اندازه‌ی A نمی‌گذره. مثلا برای A ده سال می‌گذره و برای B فقط یک سال. اما داخل کرم‌چاله، دو دهانه هنوز می‌تونن از نظر زمانی به هم مرتبط باشن. حالا اگر تو وارد A شی، فرض کنیم بیرون از کرم‌چاله، روی زمین سال 2036 باشه. تو وارد دهانه‌ی a شی، و از دهانه‌ی B بیرون میایی. اگر اختلاف زمانی مناسبی بین دو دهانه ایجاد شده باشه، ممکنه در حالی که برای جهان بیرون سال 2036 است، تو در زمانی متفاوت از اون بیرون بیایی. مثلا، ورودی a در سال ۲۰۳۶، و خروجی B می‌شه سال ۲۰۲۷. یعنی از دید ناظر بیرونی، تو به گذشته رسیدی.

این‌ چطور می‌تونه به گفته‌ی ما ماشین زمان باشه؟‌

ببینید، فضا رو مثل یک کاغذ در نظر می‌گیریم. اگه دو نقطه در نظر بگیریم نقطه‌ی A و نقطه‌ی B در این صورت باید تموم کاغذ رو طی کنیم تا از یک نقطه به نقطه‌ی دیگه بریم. ولی اگر کاغذ رو تا کنیم مسافت کوتاه می‌شه و اگر بین این دو نقطه یک تونل ایجاد کنیم، این تونل، در ساده‌ترین تصویر ذهنی، چیزی شبیه کرم‌چاله‌ست. یعنی به‌ جای اینکه از مسیر معمولی فضا عبور کنی، یک میان‌بر از داخل ساختار فضا/زمان داشته باشی. در نسبیت عام اینشتین، معادلات اجازه‌ی وجود بعضی ساختارهایی رو می‌دهن که می‌شه اونها رو به شکل کرم‌چاله تفسیر کرد. معروف‌ترین نمونه، پل اینشتین/روزنه. البته باید بگم که، کرم‌چاله فعلا یک امکان نظریه.
کرم‌چاله‌ای که در معادلات پیدا می‌شود لزوما قابل عبور نیست. مثلا پل اینشتین/روزن کلاسیک، طبق فیزیک شناخته‌شده، مثل یک تونل فضایی پایدار نیست که سفینه‌ای واردش شه و سالم از طرف دیگر بیرون بیاد. برای داشتن یک کرم‌چاله‌ی قابل عبور، مدل‌ های نظری معمولا به شرایط بسیار خاصی نیاز دارن. مثلا چیزی با ویژگی‌ هایی شبیه ماده‌ی عجیب که بتونه ساختار تونل رو باز نگه داره. حالا اگر یک کرم‌چاله‌ی قابل عبور داشته باشیم، فرض کن زمین اینجاست، و یک ستاره در فاصله‌ی ۱۰ سال نوری قرار داره. با سفینه‌ی معمولی باید اون فاصله رو طی کنی. ولی اگر دو نقطه از فضا/زمان با یک کرم‌چاله به هم وصل شده باشن، درواقع فاصله‌ی معمولی بین دو نقطه ممکنه ده سال نوری باشه رو رو کوتاه کردی. اگر دو دهانه‌ی یک کرم‌چاله داشته باشی، و یکی از دهانه‌ ها نسبت به دیگری با سرعت بسیار زیاد حرکت کند یا تحت شرایط گرانشی متفاوتی قرار بگیره، به دلیل اتساع زمان ممکنه گذر زمان برای دو دهانه یکسان نباشه. در واقع در بعضی از مدل ها، این می‌تونه ساختاری شبیه ماشین زمان ایجاد کنه. یعنی ممکنه یک دهانه با زمان متفاوتی نسبت به دهانه‌ی دیگه مرتبط شه. اگر کرم‌چاله‌ واقعا وجود داشته باشه، موضوع اصلی هندسه‌ی فضا و زمانه. یعنی خود ساختار فضا و زمان طوری خمیده و متصل شده که دو ناحیه‌ی ظاهرا دور از هم، ارتباط متفاوتی پیدا کنن. سوال اینجاست که آیا دو نقطه‌ی بسیار دور از جهان واقعا از هم دورن، یا فقط در هندسه‌ی معمولی ما دور به نظر می‌رسن؟ چون در نسبیت عام، فضا یک صحنه‌ی ثابت نیست. خود فضا/زمان می‌تونه خم شه، کش بیاد و درحالت کلی و ساختارهای بسیار عجیب داشته باشه.

Violin.mp32.41 MB

این پیامو با یکی از پیامای اینجا فوروارد کنید ازتون فوروارد کنم بزارم اینجا شش میلیارد سال نوری بمونه 🏓🍊🎖🤹🏽‍♂🪂☘🧙‍♂❄️🌈🏳‍🌈🏳‍⚧🍡🍧🧧😝😛🤓🙂‍↕️

photo content

داشتم فکر می‌کردم ایران دقیقا شده مثل کتاب 1984، عکس برادر بزرگ همه جا هست، ولی خودش معلوم نیست کجاست.

تو رویای نیمه شب من، و من کابوس هر شب تو.

پاسخ ها: @justforyouu1990

شیشه های خرد شده‌ی قاب عکست، این نرم ترین جا برای خوابیدن است.