ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку

گذر ثمین از آتش

گذر ثمین از آتش

Открыть в Telegram

اسمم ثمینه و کنکور تجربی دادم. واسم دعا میکنی؟

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
1 122
Подписчики
+124 часа
-247 дней
+17230 дней
Архив постов
اسمارو لیست کنیم آدمای شبیه هم باهم دوست شن🤭

اسم پونصد نفرو تو ناشناسم آوردید که اینو میگی؟درصورتی که منظورم هیچکدوم اینا نبود🤣🤣

بخدا برد رو همین آدما می‌کنن که منت می‌ذارن رو سر دیگران و گرگ تو لباس بره‌ن. ما ساده‌ایم میایم بی‌شیله پیله می‌گیم نه پکیجش می‌کنیم بفروشیم نه آدمارو جون به لب می‌کنیم که ممبر بگیریم. ای ساده ای سادههه

نمیگم که همه بیان جار بزنن‌ها. میگم چرا قسم ۷ عالم رو می‌خورید که من هرکار می‌کنم رو به شما میگم و بخیل نیستم و آدم خوبی هستم ولی دروغ میگید. خب یا نگید یا درست بگید دیگه این همه سیاست و ژست آدم خوب چیه؟

۵ تا روش عالی بلدم باهاش ریاضیو ۱۰۰ بزنید ولی الان نمیگم تا ۵ سال بعدم نمیگم خیالم راحت شه خودم و دخترخاله و پسرداییم قبول شیم بعد از ۱۰ سال شاید گفتم که یکی ازش استفاده کنه ولی امسال بگم که قبول شی عمراا😱😱

بعد مثلا قسم ۷ قرآن و ۷ آسمون رو می‌خورد که به ولای علی قسم هرچی می‌دونم رو به همه گفتم و من اصلا اینطوری نیستم که نگم چیکار می‌کنم، بعد کنکور که تموم شد گفتن خب ببین دوره x و y و z و a و b رو دیدم و با ۸۲۷۷۲ استاد دیگه که تابحال اسمشونو نیاوردمم کلاس خصوصی گرفتم و ۸۸ آزمون اختصاصی که مخصوص من طراحی کرده بودن رو هم دادم ولی خب بخدا هرچی می‌دونستمو گفتم یه موقع فکر نکنی چیزیو پنهان کردم دیگه ۵۰۰هزار دوره که چیزی نیست حالا-

این ادمین‌های باسیاست خیلی بامزه‌ن. در ظاهر ژست کمک کردن به دیگران می‌گیرن ولی در باطن اصل کاری که کردن رو نمیگن و تو خماری می‌ذارنت. نه میتونی بگی کمکم نکرد، نه کمکش جوریه که به کارت بیاد و بتونی استفاده کنی. تو دلم میگم اای آدم با سیاسسستتتت ای نامردد :))))

کل دیروز و امروز سه ساعت تو بانک بودم ۲تا حسابامو درست کنم، حالا فردا باید برم بانک سوم بگم اون زمان که جنگ بود سپه رو مسدود کرده بودید حالا بفرمایید حسابمو درست کنید پولاشو بردارم. بند نافم رو با بانک بریدن عجب اشتباهی کردیم گفتیم ما بزرگ و مستقلیم🙏🏻

انقدر اومدم تو این بانک و رفتم، رئیس شعبه‌ش می‌شناستم. میگه پولاتو بریز به حساب این بانکت. گفتم من حساب ندارم اینجا، گفت تو انقدر میای اینجا و میری حساب نداری؟ گفتم دارم؟:)))) گفت اون سری بهت گفتم اینجا حساب داری که :)))))))))) (بابام به اسمم حساب باز کرده کارتش دست خودشه😂)

کاش من کارمند بانک بودم، کلا شنبه تا چهارشنبه از ساعت ۷ونیم تا ۱۲ونیم میومدم سرکار، عصرا هیچکاری نداشتم، شبا کار نداشتم، آخر هفته‌ها تعطیل بودم، هر تعطیلی رو هم می‌رفتم دنبال زندگی، حقوق و بیمه و مزایام هم سرجاش بود. واقعا برد رو کارمندای بانک کردن.

این بخش بزرگسالی که باید تنها بیام بانک و اینارو خیلی نیستم.

یه آقاپسری تخته‌شاسی تو کیفش بود و زیپ کیفش باز بود. دارم به خواهرم یاد میدم چطور با اجتماع روبه‌رو شه و با آدما مهربون باشه. بهش گفتم دونفر قبلی رو من بهشون گفتم، این یکی رو تو بهش بگو زیپ کیفش بازه. یک ربع کامل صبر کردم که با خودش کنار بیاد و یه راهی پیدا کنه تا بهش بگه. آخر سر که بهش گفت آقاپسر خم شد که هم‌قد خواهرم بشه، ایرپادشو درآورد و واسش توضیح داد که اره من چون این کلاس رو میرم و تخته شاسی گذاشتم داخل کیفم نمی‌تونم زیپش رو ببندم ولی مرسی که بهم گفتی. رفتارش باعث شد اولین برخورد خواهرم با این موضوع خیلی خوب پیش بره و ترسش بریزه و خوشحال بشه. دستش دردنکنه امیدوارم هرکس که با بچه‌ها خوش‌رفتاره خدا باهاش خوش‌رفتار باشه✨✨💞💞🥹

دیشب یه گربه رو دیدم که از زیر نرده‌ها پرید اونطرف و رفت داخل دانشگاه. به خودم گفتم من همیشه به آدم‌هایی که اینجا تحصیل می‌کنن حسودی می‌کنم ولی تابحال نشده بود که به یه گربه حسودی کنم چون اون هرموقع دلش بخواد به راحتی می‌تونه وارد شه ولی من نه.

من وقتی وارد خیابون دانشگاه میشم، وقتی وارد کتابفروشی میشم، وقتی از کنار بیمارستان می‌گذرم، از کتابخونه می‌گذرم، داخل اینستا ریلز می‌بینم، لباسامو مرتب می‌کنم، من حتی وقتی نفس می‌کشم هم دلم می‌گیره و بغض گلوم رو فشار میده و نمی‌تونم عادی زندگی کنم. من هرجایی که پامو می‌ذارم یه ردی از تو هست و قرار نیست آروم بگیرم. من همیشه ناآروم و آشوبم.

مهم نیست چقدر سر خودمو گرم می‌کنم تا یادت نیفتم و وانمود می‌کنم که حالم خوبه، من هرشب بهت فکر می‌کنم و گریه می‌کنم. هر تلاشی برای ایگنور کردن تو بی‌فایده‌ست.

مهم نیست چقدر خوشحال باشم یا کجا سرم گرم باشه یا چقدر بهم خوش بگذره، من هرموقع از ۱۰۰ متری تو بگذرم یاد تمام روزهایی که با قلب شکسته درس خوندم، میفتم و می‌شینم گریه می‌کنم.

مهم نیست آدما چی رو نرمالایز کردن و چقدر از دانشگاه و درس بد میگن و دیگه دوستش ندارن. من تاابد یک تیکه از قلبم پیش تو و چراغا
+2
مهم نیست آدما چی رو نرمالایز کردن و چقدر از دانشگاه و درس بد میگن و دیگه دوستش ندارن. من تاابد یک تیکه از قلبم پیش تو و چراغای دانشکده‌ای که تا دیروقت روشنه، می‌مونه عزیزم. (دانشگاه اصفهان)

من شاید نرسم پیامای دوستمو سین بزنم ولی درعوض میام محل کارش می‌بینمش🧚🏻‍♀

📚
+3
📚

بلیت سینما گرفتم با خواهرکوچیکه اومدیم فیلم دیدیم، خوراکی خوردیم، قدم زدیم و عاشق این تایم‌های دوتایی‌ام و غمگینم بابت اینکه ممکنه برم شهر دیگه.