خانوم شیرین
Открыть в Telegram
گفتم چند دقیقه این جا بنشین و به من تکیه بده. گفت کارم از تکیه گذشته، دلم میخواهد توی بغلت بمیرم! عباس معروفی
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
400
Подписчики
-124 часа
-87 дней
+7930 дней
Архив постов
400
گذشتن از تو به این سادگی که گفتی نیست!
به بودنت گل من! اعتیاد دارم من...!
#حامد_رحمانی_حسینی
400
سعدی از بند تو هرگز به درآید؟ هیهات!
بلکه حیفست بر آنکس که به زندان تو نیست...
#سعدی
400
دلم میخواد پر بزنه به هر دری سر بزنه الان اون از راه میرسه الان باید در بزنه توو باغچه ی خشک خونه به خاطرش گل میکارم توو گلدون های نقره کار گل های میخک میذارم
400
تو معجون گل و مخمل نوری پریواره ی قصه های حوری تموم قصه ها بی تو میمیرن که تو حوصله ی سنگ صبوری
400
اگر تو نبودی
این کوچه
با کدام بهانه بیدار میشد
و این شب
با کدام قصه میخوابید؟
#محمدرضا-عبدالمالکیان
400
اگر گم می شوم در چشم تو تقصیر از من نیست
که چشمت قدر صدها جنگ، مفقودالاثر دارد...
علی صفری
