خانوم شیرین
Открыть в Telegram
گفتم چند دقیقه این جا بنشین و به من تکیه بده. گفت کارم از تکیه گذشته، دلم میخواهد توی بغلت بمیرم! عباس معروفی
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
398
Подписчики
-324 часа
-57 дней
-2530 дней
Архив постов
398
Repost from خانوم شیرین
به تکتک حروف اسمت قسم، وقتی نیستی، تمام کلماتی که به زبان میآورم، بوی غم و دلتنگی میدهند.
398
Repost from خانوم شیرین
+1
سحرم روی چو ماهت شب من زلف سیاهت
به خدا بیرخ و زلفت نه بخسبم نه بخیزم
مولانا
398
Repost from خانوم شیرین
اگه میتونستم هرچیزی که میخوام باشم میخواستم یه ستاره توی آسمون شب باشم که هربار بهم نگاه میکنی بهت چشمک بزنم و تو بخندی، این قشنگترین هدف زندگیه،
دیدن لبخند تو...
398
آیا شک داری،
که بخشی از وجود منی؟
من از چشمان تو آتش را دزدیدم..!
و مهمترین انقلاب ها را رقم زدم....
تو ماهی هستی
که در آب حیات من شنا می کنی...
تو ماهی هستی که هرشب
از پنجره کلمات من طلوع می کنی...
تو بزرگترین فتح ؛
در میان فتوحات منی..!
تو آخرین وطنی
که در آن زاده شدم..
و در آن دفن خواهم شد...
نزار قبانی
398
+1
مرا خود با تو چیزی در میان هست
و گر نه روی زیبا در جهان هست
وجودی دارم از مهرت گدازان
وجودم رفت و مهرت همچنان هست
سعدی
398
+1
دل آزردهٔ ما را به نسیمی بنواز
یعنی آن جانِ ز تن رفته به تن باز رسان
حافظپ.ن: این دوتا چه کیوتن😭💘
398
+1
من اگر باد شوم عطر تو را می بوسم
اگر خورشید شوم شهر تو را می جویم
شبی مهتاب شوم عشق تو را می گویم
اگرم گل بشوم ، روی دلت می رویم
حمید رها
